دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

سناریوهای حمله به هاوانا

سناریوهای حمله به  هاوانا
بازار آریا - اکونومیست* از زمانی که سازمان سیا در سال ۱۹۶۱ کوبایی‌های ضدکاسترو را برای حمله به «خلیج خوک‌ها» سازماندهی کرد، رژیم کوبا ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - اکونومیست* از زمانی که سازمان سیا در سال ۱۹۶۱ کوبایی‌های ضدکاسترو را برای حمله به «خلیج خوک‌ها» سازماندهی کرد، رژیم کوبا همواره از حمله دیگری توسط «عمو سام» بیم داشته و در عین حال، شکست مفتضحانه آمریکا در آن عملیات را به روایتی از غرور ملی و ایستادگی تبدیل کرده است. امروز این تهدید دوباره با قدرت سایه افکنده است. آیا دونالد ترامپ به کوبا حمله خواهد کرد؟ و اگر چنین کند، چه پیش خواهد آمد؟
در ۲۰ مه، وزارت دادگستری ایالات متحده کیفرخواستی را علیه رائول کاسترو، رئیس‌جمهور ۹۴ساله و سابق کوبا منتشر کرد. او متهم است که در سال۱۹۹۶ دستور سرنگونی دو هواپیمای غیرنظامی را صادر کرده که منجر به کشته شدن چهار آمریکایی شد. از نظر برخی، این اتهامات، نمادین و صرفا باجی به کوبایی‌تباران آمریکا است؛ اما از نظر برخی دیگر، این اقدامات طلیعه یک عملیات نظامی است. آنچه آشکار است، این است که ترامپ و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه کوبایی‌تبار او، از ناتوانی خود در دستیابی به توافق با این رژیم به شدت کلافه شده‌اند. آنها خواستار آزادی زندانیان سیاسی سرشناس، اصلاحات اقتصادی گسترده، ایجاد فرآیندی برای رسیدگی به ادعاهای مالکیت تبعیدیان کوبایی و کاهش روابط امنیتی کوبا با چین، روسیه و ایران هستند. در مقابل، کوبا از کاهش تحریم‌ها و کمک‌های اقتصادی بهره‌مند خواهد شد.
احتمالا یک حمله نظامی، قریب‌الوقوع نیست. ناو هواپیمابر «یو‌اس‌اس نیمیتز» که ورودش به دریای کارائیب در روز صدور کیفرخواست کاسترو گمانه‌زنی‌های زیادی را برانگیخت، در واقع در حال طی کردن یکی از آخرین سفرهای خود پیش از بازنشستگی و خارج شدن از خط خدمت است. دولت ترامپ که به دلیل جنگ علیه ایران در خلیج‌فارس گرفتار شده است، همچنان یک توافق را ترجیح می‌دهد. در ۲۱ می، آقای روبیو گفت که دیپلماسی «همچنان ترجیح ماست»، اما افزود: «با توجه به کسانی که اکنون با آنها طرف هستیم، احتمال وقوع آن بالا نیست.» با این حال، طراحان نظامی به شدت دست‌به‌کار شده‌اند.
ریچارد فاینبرگ، مدیر سابق شورای امنیت ملی آمریکا در امور آمریکای لاتین، معتقد است سه سناریوی نظامی وجود دارد که هیچ‌کدام هم ساده نیستند: سناریوی اول، عملیاتی به سبک ونزوئلا برای دستگیری کاسترو است. سناریوی دوم، حملات محدود است یا برای ترساندن رژیم جهت دادن امتیاز، یا برای ایجاد انشقاق در هسته اصلی قدرت. سناریوی سوم نیز یک تهاجم تمام‌عیار است.
مورد آخر کمترین احتمال را دارد. آمریکا می‌تواند کوبا را در یک بعدازظهر شکست دهد. برآورد می‌شود که نیروهای مسلح کوبا ۴۰ تا ۴۵هزار سرباز آماده‌به‌خدمت داشته باشند که نسبت به دوران اوج خود (با بیش از ۲۰۰هزار سرباز) کاهش شدیدی یافته است. تجهیزات آنها فرسوده و سوختشان نایاب است. فرانک مورا، مقام سابق پنتاگون می‌گوید: «نیروهای نظامی آنها واقعا به یک پوسته توخالی از آنچه در گذشته بود، تبدیل شده‌اند.» دکترین فیدل کاسترو مبنی بر «جنگ تمام ملت» که طبق آن سربازان، شبه‌نظامیان و غیرنظامیان با هر متجاوزی می‌جنگیدند، امروز دور از ذهن به نظر می‌رسد. مردم کوبا به سختی چیزی برای خوردن دارند و باور عمومی به تحول رنگ باخته است. یک معلم تاریخ در‌ هاوانا می‌گوید: «وقتی بیدار می‌شوی و وسایل تامین انرژی نداری یا وقتی همان جیره غذایی ناچیزی که مردم دارند به خاطر قطعی برق و گرمای سوزان فاسد می‌شود، یا وقتی می‌بینی مدارس به والدین می‌گویند بیایید بچه‌هایتان را ببرید، دیگر هیچ‌کدام از آن شعارهای قدیمی اهمیتی ندارد.»
با این حال، یک تهاجم نظامی احتمالا به اشغال کشور منجر خواهد شد و اینجاست که کار گره می‌خورد. برخی از سربازان، نیروهای پلیس و وفاداران به حزب احتمالا دست به مقاومت خواهند زد و سرکوب حملات چریکی می‌تواند بسیار دشوار باشد. اگر رژیم کوبا، همان‌طور که گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا ادعا می‌کنند، ۳۰۰ پهپاد از روسیه و چین دریافت کرده باشد، این پهپادها تهدید چندانی برای خود ایالات متحده نیستند، اما می‌توانند هزینه اشغال را برای نیروهای آمریکایی به شدت بالا ببرند.
حملات محدود، گزینه راحت‌تری خواهد بود. آمریکایی‌ها می‌توانند فرودگاه‌ها، اسکله‌ها و مواضع کوبا در نزدیکی گوانتانامو (پایگاه نظامی آمریکا در این جزیره) را هدف قرار دهند. آنها حتی می‌توانند به پایگاه‌های اطلاعاتی مرتبط با چین یا روسیه حمله کنند. ایالات متحده در چنین سناریویی به سرعت کنترل حریم هوایی را در دست خواهد گرفت.
اما ریکاردو زونیگا، مشاور اصلی باراک اوباما در امور قاره آمریکا در دوران «آشتی با کوبا» (زمانی که روابط با ایالات متحده عادی‌سازی شد)، می‌گوید این حملات ممکن است رژیم را در هم نشکند یا آن را مجبور به پذیرش توافق نکند؛ بلکه چه بسا تاثیر معکوس بگذارد. دهه‌هاست که رهبران کوبا با این ذهنیت زندگی کرده‌اند که ایالات متحده به دنبال تسلیم آن‌هاست، نه اصلاحات. کیفرخواست کاسترو، تحریم هلدینگ عظیم نظامی «گائسا» (Gaesa) و خط‌و‌نشان کشیدن‌های اخیر همگی این فرضیات را تقویت می‌کنند. روبرتا لاژوس، سفیر سابق مکزیک در ‌هاوانا می‌گوید اگر دولت ترامپ خواهان توافق است، باید مشوق‌های بیشتری ارائه دهد، نه اینکه فقط مجازات‌های بیشتری را اعمال کند.
شاید وسوسه‌انگیزترین گزینه و سناریو برای ترامپ، یک شبیخون ناگهانی باشد؛ مشابه عملیاتی که نیروهای ویژه آمریکا در ماه ژانویه انجام دادند تا نیکلاس مادورو در ونزوئلا را از مخفیگاهش در کاراکاس بربایند. اما این کار بسیار پرمخاطره خواهد بود. بعید است کاسترو در «لا رینکونادا»، مجتمع مسکونی خود در منطقه سیبونی‌ هاوانا، دست روی دست گذاشته و منتظر مانده باشد. دستگاه امنیتی کوبا دهه‌ها فرصت داشته تا پناهگاه‌ها، تونل‌ها و نقشه‌های فرار را آماده کند. آنها همچنین این مزیت را دارند که آنچه را برای مادورو اتفاق افتاد، از نزدیک دیده باشند؛ بیشتر کسانی که در جریان شبیخون به کاراکاس کشته شدند، سربازان کوبایی بودند که به عنوان گارد شخصی مادورو خدمت می‌کردند.
حذف سران حکومت و بعد از آن چه؟
مشکل بزرگ‌تر این است که دستگیری کاسترو ممکن است تغییر چندانی ایجاد نکند. هیچ نشانه‌ای از شکاف میان حزب کمونیست، نیروهای مسلح، وزارت کشور، امنیت دولتی و هلدینگ گائسا دیده نمی‌شود. برعکس ونزوئلا، در کوبا هیچ معادل مشخصی برای «دلسی رودریگز» وجود ندارد؛ یعنی یک مهره خودی که بتواند به آمریکایی‌ها برای باز کردن درها کمک کند، قدرت را به دست بگیرد و مدعی تداوم حکومت شود. «رائول گیِرمو رودریگز کاسترو»، نوه کاسترو، با مذاکره‌کنندگان آمریکایی دیدار کرده و به نظر می‌رسد نفوذی هم دارد، اما اصلا مشخص نیست که او بتواند به نیابت از آمریکا بر کوبا حکومت کند.
تنش‌های اخیر، سقف انتظارات را بسیار بالا برده است. بسیاری از کوبایی‌تباران در میامی، کیفرخواست کاسترو را آغاز پایان این نظم فعلی می‌دانند. مارسل فلیپه، از آمریکایی کوبایی‌های تبعیدی در میامی می‌گوید تندروها خواهان برچیده شدن کامل سیستم کاسترو هستند، نه یک انتقال قدرت ظاهری و مذاکره‌شده با گارد قدیمی.
در خود این جزیره، رویکرد مردم رنج‌کشیده کوبا پیچیده‌تر است. بسیاری با مداخله خارجی مخالفند. یک کارمند دولتی می‌گوید: «ترجیح می‌دهم بمیرم تا اینکه مستعمره دونالد ترامپ شوم.»
با این حال، به گفته فاینبرگ، بازسازی کوبا، هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی، نسبت به ونزوئلا دشوارتر خواهد بود؛ به ویژه برای دولتی که به شدت با «ملت‌سازی» (بازسازی ساختارهای یک کشور پس از جنگ) مخالفت دارد. در ونزوئلا، نفت پس از دستگیری مادورو یک برد سریع برای ترامپ به ارمغان آورد؛ چرا که هم منبعی برای احیای اقتصادی بود و هم جذابیتی برای سرمایه‌گذاران داشت. آن کشور همچنین از یک اپوزیسیون سیاسی زنده، هرچند سرکوب‌شده، برخوردار است. کوبا نه سیاستمدارانی در آن سطح دارد و نه چنین منابعی. این کشور کاملا به کمک‌های آمریکا، رفع تحریم‌ها، رونق گردشگری، حواله‌های ارزی پولی و ورود سرمایه از سوی جامعه کوبایی‌های خارج از کشور وابسته خواهد بود.
در نهایت، هر گزینه‌ای پر از ریسک است. دستیابی به توافقی بزرگ که بتواند ترامپ و روبیو را راضی کند، بسیار دشوار به نظر می‌رسد و از سوی دیگر، اقدام نظامی نیز ممکن است در دستیابی به آنچه دیپلماسی در آن ناکام مانده، شکست بخورد. آمریکایی‌ها آشکارا خواهان تغییر هستند و کوبایی‌ها نیز همین را می‌خواهند. مساله اصلی این است که چگونه می‌توان یک نظم سرسخت و ریشه‌دار را مجبور به تسلیم کرد. خانم لاژوس می‌گوید درست همان‌طور که کمونیست‌ها دهه‌ها خود را برای تهاجم آمریکا آماده کرده‌اند، مارکو روبیو نیز بخش زیادی از زندگی خود را صرف تفکر درباره دگرگونی کوبا کرده است. در حال حاضر، سرنوشت این جزیره تا حد زیادی در دستان اوست.
* هیات تحریریه


نظرات شما