يکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
تولید و تجارت

چرا در مورد تاب‌آوری کارآفرینان اغراق شده است؟

چرا در مورد تاب‌آوری کارآفرینان اغراق شده است؟
بازار آریا - نویسنده: Egor Dubrovsky یکی از واژه‌های محبوب و پرکاربرد بین بسیاری از کارآفرینان، «تاب‌آوری» است. این مفهوم را همه‌جا ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - نویسنده: Egor Dubrovsky یکی از واژه‌های محبوب و پرکاربرد بین بسیاری از کارآفرینان، «تاب‌آوری» است. این مفهوم را همه‌جا می‌توان دید؛ از ارائه‌های استارت‌آپی و روایت‌های بنیان‌گذاران گرفته تا پست‌های لینکدین. ایده اصلی این است که اگر بتوانی به اندازه کافی دوام بیاوری و سختی‌ها را تحمل کنی، در نهایت با موفقیت از آن عبور خواهی کرد. حدود ۸۳ درصد بنیان‌گذاران استارت‌آپ‌ها استرس شدید را تجربه می‌کنند؛ آنها با «سندروم ایمپاستر» یا احساس بی‌کفایتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند و به‌تدریج اعتمادشان را به ایده‌ای که زمانی مطمئن بودند موفق می‌شود، از دست می‌دهند. در چنین شرایطی، روایت «تاب‌آوری» الهام‌بخش و انگیزه‌دهنده به نظر می‌رسد؛ اما این تصور می‌تواند بسیار گمراه‌کننده هم باشد.
بنیان‌گذاران ۹۰ درصد استارت‌آپ‌هایی که شکست می‌خورند، احتمالا تا آخرین لحظه تاب‌آور باقی می‌مانند. آنها با وجود شکست‌ها و نشانه‌های فراوانی که نشان می‌دهد ایده‌شان جواب نخواهد داد، همچنان به تلاش ادامه می‌دهند و بر ایده خود پافشاری می‌کنند.
شرکت لابراتوار پزشکی «ترانوس» را در نظر بگیرید؛ شرکتی که احتمالا با نیت‌های خوب آغاز به کار کرد، اما با وجود اینکه محصولش نتوانست به وعده‌هایش عمل کند، همچنان به مسیر خود ادامه داد. در نهایت، این ماجرا به زندانی شدن بنیان‌گذار شرکت و معاونش انجامید. یا «مای‌ اسپیس» یک شبکه اجتماعی بود که زمانی پیشتاز بازار بود، اما حتی وقتی فیس‌بوک سهم بازارش را تصاحب می‌کرد، همچنان بیشتر از تجربه کاربری، بر درآمدزایی تهاجمی تمرکز داشت.
واقعیت تلخ این است که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک کارآفرین موفق، این است که بداند کدام چالش‌ها ارزش ادامه دادن و تحمل کردن را ندارند و چه زمانی باید به‌جای پافشاری، مسیر را تغییر داد.
سازگاری‌پذیری، تفاوت را رقم می‌زند
به‌عنوان یک بنیان‌گذار، یکی از تجربه‌های شکل‌دهنده زندگی‌ام زمانی بود که در لس‌آنجلس مورد سرقت قرار گرفتم. قرار بود با پروازی از آمریکا خارج شوم و به اروپا برگردم. اما بدون مدارک شناسایی و اسناد مهاجرتی‌ام، مجبور شدم شش ماه بیشتر بمانم تا مدارک جایگزین صادر شوند. روزهای اول مدام به خودم می‌گفتم نگران نباش، همه‌چیز درست می‌شود؛ تا اینکه فهمیدم خوش‌بینی و خیال‌پردازی قرار نیست سقفی بالای سرم نگه دارد. باید واقعیت شرایط را می‌پذیرفتم و قبل از آنکه مشکلاتم خیلی بزرگ‌تر شوند، راهی برای کنار آمدن با آنها پیدا می‌کردم. به همین دلیل، به‌عنوان دستیار کارگردان در یک پروژه فیلم‌سازی مشغول به کار شدم و چند ماه بعدی را همان‌جا گذراندم. آن تجربه درس بسیار ارزشمندی به من داد: وقتی اوضاع به‌هم می‌ریزد، چیزی که تو را نجات می‌دهد صرفا «قوی بودن» نیست، بلکه پیدا کردن راهی برای عبور از شرایط است. تاب‌آوری به تو کمک می‌کند سختی‌ها را تحمل کنی، اما مواجهه واقعی با مشکلات به سازگاری‌پذیری نیاز دارد. باید آماده باشی کار دشوار اما ضروری را انجام دهی. همین تفاوت باعث شده بسیاری از استارت‌آپ‌ها یک ایده ناموفق را به کسب‌وکاری‌میلیارد دلاری تبدیل کنند. اینستاگرام در ابتدا یک اپلیکیشن مکان‌یابی و چک‌این موبایلی بود. بنیان‌گذاران یوتیوب هم در آغاز آن را به‌عنوان یک پلتفرم ویدئویی برای آشنایی طراحی کرده بودند. «شاپیفای» کارش را به‌عنوان یک فروشگاه تجهیزات اسنوبورد آغاز کرد و «اسلک» در اصل ابزاری داخلی برای یک شرکت بازی‌سازی بود. آیا صرفا پافشاری و تاب‌آوری کورکورانه می‌توانست چنین نتیجه‌ای رقم بزند؟ به احتمال زیاد نه. اگر تغییری در کار نبود، این نام‌های بزرگ احتمالا خیلی زود شکست می‌خوردند.
اجتناب از تغییرات ضروری، نشانه تاب‌آوری نیست
اولین روزی که وارد صحنه فیلم‌برداری شدم، انتظار داشتم با پیشرفته‌ترین و مدرن‌ترین شیوه‌های کاری روبه‌رو شوم. بالاخره آنجا‌هالیوود بود؛ جایی که‌میلیاردها دلار در آن جابه‌جا می‌شود. اما در عوض، از قدیمی و ناکارآمد بودن کل فرآیند پیش‌تولید شگفت‌زده و ناامید شدم.
افراد هنوز مدیریت بخش‌بندی فیلمنامه، برنامه‌ریزی‌ها و بودجه‌بندی را با «ورد» و «اکسل» انجام می‌دادند و گاهی حتی روی کاغذ. فرآیند بازبینی و تایید ممکن بود ماه‌ها یا حتی سال‌ها طول بکشد. اشتباه‌های ساده هم می‌توانست چند روز به زمان فیلم‌برداری اضافه کند و هزینه‌های تولید را بالا ببرد. هر بار که کسی سعی می‌کرد به این ناکارآمدی‌ها اشاره کند، معمولا با پاسخی از این جنس روبه‌رو می‌شد که «صنعت همیشه همین‌طور کار کرده است.» این ذهنیتی است که بسیاری از صنایع در تغییر دادنش مشکل داشته‌اند. با اینکه اغلب این دو با هم اشتباه گرفته می‌شوند، مقاومت در برابر تغییر به معنای تاب‌آوری نیست؛ بلکه نوعی لجبازی است که اغلب مانع پیشرفت کسب ‌و کارها می‌شود و بقای بلندمدت آنها را تهدید می‌کند.
تاب‌آوری واقعی به معنای چسبیدن به وضع موجود نیست؛ بلکه یعنی وقتی یک همه‌گیری تولید حضوری را متوقف می‌کند، بتوانی همچنان کار را ادامه دهی، یا زمانی که جنگ زنجیره تامین و لجستیک را فلج می‌کند، بتوانی کسب ‌و کارت را سرپا نگه داری. اما سازگاری‌پذیری فقط به دوام آوردن در برابر این سختی‌ها محدود نمی‌شود؛ بلکه یعنی آماده و مایل باشی، فارغ از اینکه دنیا چه شرایطی پیش رویت قرار می‌دهد، مسیرت را تغییر دهی و خودت را با آن وفق بدهی.
تغییر، دیر یا زود به سراغ همه می‌آید
تاب‌آوری فقط تا حد مشخصی می‌تواند تو را جلو ببرد، به‌ویژه در دوران تغییر. کافی است نگاهی به شرکت کرایه فیلم «بلاک‌باستر» بیندازید؛ شرکتی که فرصت خرید نتفلیکس را (که امروز ارزشی حدود ۴۰۰‌میلیارد دلار دارد) را تنها با ۵۰‌میلیون دلار رد کرد، چون با وجود نشانه‌های آشکار افول فروشگاه‌های فیزیکی، همچنان به مدل کسب‌وکار خودش اعتماد داشت. یا یاهو را در نظر بگیرید که به دلیل دست‌کم گرفتن ظرفیت رشد جست‌وجوی اینترنتی، فرصت خرید گوگل را با قیمت یک‌میلیون دلار از دست داد. امروز هم در برابر هوش مصنوعی، در موقعیتی مشابه قرار داریم. این تکنولوژی هنوز در مراحل ابتدایی رشد خود است، اما همین حالا هم میان شرکت‌هایی که روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند و بقیه فاصله ایجاد کرده است: ۴۵ درصد سازمان‌ها می‌گویند از هوش مصنوعی ارزش بسیار زیادی به دست آورده‌اند و ۴۵ درصد دیگر نیز معتقدند این تکنولوژی برایشان ارزش متوسطی ایجاد کرده است. کمتر از یک درصد می‌گویند سرمایه‌گذاری روی هوش مصنوعی هیچ بازدهی‌ای نداشته است.
شرکت‌های کوچک و بزرگ می‌توانند با سرمایه‌گذاری نسبتا اندک، بهره‌وری خود را به‌طور چشم‌گیری افزایش دهند. من این موضوع را در استارت‌آپ خودم به نام Filmustage، از نزدیک دیده‌ام. تیم‌های تولید با استفاده از هوش مصنوعی، تاکنون بیش از ۳.۵‌میلیون ساعت کار دستی را کاهش داده‌اند. این موضوع هزینه‌ها را به‌شدت پایین آورده و باعث شده استودیوها بیش از ۱۱۹‌میلیون دلار صرفه‌جویی کنند.
بنیان‌گذارانی که اصرار دارند کارها را «همان‌طور که صنعت همیشه انجام داده» پیش ببرند، در نهایت بهای سنگینی می‌پردازند. تاب‌آوری شاید بتواند مدتی شکست را به تعویق بیندازد، اما بدون سازگاری‌پذیری، بودجه‌ها دیر یا زود تحلیل می‌روند و کسب ‌و کارها دیگر قادر به ادامه بقا نخواهند بود.
منبع: Fast Company


نظرات شما