بازار آریا - دنیای اقتصاد : موضع تغییرناپذیر پاکستان در قبال عدم شناسایی اسرائیل، با وجود فشارهای سنگین دولت ترامپ برای پیوستن به «پیمان ابراهیم»، پابرجا است. افکار عمومی به شدت حامی فلسطین (۹۱درصد)، محیط سیاسی داخلی و گره خوردن این تصمیم با رویکرد عربستان، عادیسازی را برای اسلامآباد به یک «خودکشی سیاسی» تبدیل کرده است.
دهههاست که گذرنامههای پاکستانی دارای یک نوشته ساده اما قابلتوجه هستند: «معتبر برای همه کشورهای جهان به جز اسرائیل». این موضع چیزی بیش از یک تشریفات دیپلماتیک است. این رویکرد نشاندهنده یکی از قدیمیترین اصول سیاست خارجی پاکستان است: «پاکستان اسرائیل را به رسمیت نمیشناسد». این سیاست که ریشه در تاسیس پاکستان در سال ۱۹۴۷ دارد، با احساسات عمیق مذهبی، اکوسیستم حساس رسانهای، بیمیلی دولتهای متوالی برای به چالش کشیدن هر یک از این دو و اجماع ملی که درگیری اسرائیل و فلسطین را یک بیعدالتی تاریخی میداند، تقویت میشود. «ضیاء الرحمان» در گزارشی برای «میدل ایستآی» نوشت، اکنون، این اجماع دیرینه با یک آزمون خارجی بیسابقه روبهرو است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، توافق صلح پیشنهادی برای پایان دادن به جنگ علیه ایران را به گسترش چشمگیر و «اجباری» توافقنامههای ابراهیم مرتبط کرده است. این توافقنامهها مجموعهای از توافقنامههای عادیسازی دوجانبه بین اسرائیل و چندین کشور با اکثریت مسلمان، از جمله امارات و بحرین بودند که در ابتدا با میانجیگری ایالات متحده در اولین دولت ترامپ در سال۲۰۲۰ منعقد شدند. مراکش و سودان بعدا به این چارچوب پیوستند. ترامپ در یک پست طولانی در «تروث سوشال»، پس از گفتوگو با رهبران منطقهای، از جمله فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان سعودی، خواستار آن شد که پاکستان، عربستان، قطر، ترکیه و دیگران «به طور همزمان» به این توافقنامهها بپیوندند تا یک توافق تاریخی منطقهای را تثبیت کنند. ترامپ نوشت: «این باید با امضای فوری توسط عربستان و قطر شروع شود و دیگران نیز باید از آن پیروی کنند.»
اسلام آباد به سرعت این ایده را رد کرد. خواجه محمد آصف، وزیر دفاع، در ۲۶ مه گفت که پاکستان نمیتواند بخشی از توافقی باشد که با «ایدئولوژیهای اساسی»اش در تضاد باشد. این ماجرا بحثی را که به صورت دورهای در پاکستان مطرح میشود، دوباره برانگیخته است: آیا اسلام آباد هرگز میتواند اسرائیل را به رسمیت بشناسد؟ و تحت چه شرایطی؟ موضع پاکستان در مورد اسرائیل از زمان تاسیس این کشور تا حد زیادی بدون تغییر مانده است. دولتهای نظامی و غیرنظامی متوالی اظهار کردهاند که به رسمیت شناختن اسرائیل منوط به تاسیس یک کشور مستقل فلسطینی بر اساس مرزهای قبل از ۱۹۶۷، با قدس شرقی بهعنوان پایتخت آن است. درحالیکه دولتهای پاکستانی در بسیاری از جنبههای سیاست خارجی اختلافنظر داشتند، اما در این مورد تداوم قابلتوجهی وجود داشته است.
در ماه ژانویه، طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان، گفت: «ما هیچ مشکلی با اینکه کدام کشورها به این توافقنامهها بپیوندند یا نپیوندند، نداریم. ما این موضوع را از دریچه یک کشور مستقل و دارای حاکمیت فلسطینی میبینیم.» تحلیلگران میگویند که این سیاست نه تنها توسط ملاحظات دیپلماتیک، بلکه توسط واقعیتهای سیاسی داخلی قدرتمند نیز شکل میگیرد. «محمد اسرار مدنی»، رئیس اندیشکده «شورای تحقیقات بینالمللی امور مذهبی» در اسلامآباد، میگوید: «برخلاف پادشاهیهای خلیجفارس که به توافقنامههای ابراهیم پیوستند، پاکستان در یک محیط سیاسی بسیار رقابتی فعالیت میکند که در آن افکار عمومی، احزاب اسلامگرا، گروههای جهادی، پارلمان، جامعه مدنی و رسانههای پر جنب و جوش، همگی بر مباحث سیاست خارجی تاثیر میگذارند.»
یک مقام ارشد وزارت امور خارجه پاکستان گفت که هزینههای سیاسی عادیسازی «در پاکستان به طور قابلتوجهی بالاتر از اکثر کشورهای عربی است». این مقام گفت: «هر دولتی که بهعنوان رهاکننده آرمان فلسطین تلقی شود، با مقاومت فوری احزاب مذهبی و بخش قابلتوجهی از مردم مواجه خواهد شد.» بسیاری از تحلیلگران معتقدند که به رسمیت شناختن اسرائیل بدون توافق فلسطینیان، اسلامآباد را در معرض اتهامات ناهماهنگی قرار میدهد و یکی از ستونهای اصلی روایت دیپلماتیک آن را تضعیف میکند.
جدیدترین پیشنهاد ترامپ با پیوند دادن دیپلماسی منطقهای آینده به یک چارچوب عادیسازی گستردهتر، پا را فراتر گذاشته است. این پیشنهاد با شک و تردید در بخش عمدهای از جهان اسلام، به ویژه در بحبوحه خشم مداوم از نسلکشی اسرائیل در غزه، مواجه شده است. از جمله قویترین مدافعان این توافقنامهها، سناتور لیندسی گراهام، یکی از نزدیکترین متحدان ترامپ در کنگره است. گراهام به روشنی استدلال کرده که عربستان، قطر و پاکستان باید از این توافقنامهها حمایت کنند. گراهام در پستی در ایکس در 24 مه هشدار داد: «اگر از پیمودن این مسیر که توسط رئیسجمهور ترامپ پیشنهاد شده است، خودداری کنید، پیامدهای شدیدی برای روابط آینده ما خواهد داشت و این پیشنهاد صلح را غیرقابل قبول خواهد کرد.»
اسلامآباد تلاش کرده است تا خود را بهعنوان یک پل دیپلماتیک بین واشنگتن و تهران قرار دهد؛ درحالیکه همزمان روابط نزدیکی را با عربستان و چین حفظ میکند. برخی از قانونگذاران آمریکایی، مانند سناتور گراهام و مفسران این پرسش را مطرح کردهاند که آیا پاکستان میتواند نقش میانجی بیطرف را ایفا کند و در عین حال قاطعانه با اسرائیل مخالف باشد. با این حال، برای سیاستگذاران پاکستانی، پیوستن به پیمان ابراهیم خطرات جدیدی ایجاد میکند. به رسمیت شناختن اسرائیل میتواند روابط با ایران را پیچیده کند، باعث ناآرامیهای داخلی شود و دیپلماسی منطقهای متعادل اسلام آباد را تضعیف کند. «آصف دورانی»، سفیر سابق پاکستان در ایران و امارات، گفت: «پیمان ابراهیم را نمیتوان از طریق اجبار یا فشار معاملهای حفظ کرد.»
به گفته دورانی، صلح پایدار منطقهای نیازمند «دیپلماسی معتبر، تضمینهای امنیتی متقابل، کاهش تنش با ایران و پیشرفت معنادار در مورد فلسطین» است، نه تاکتیکهای فشار یا تلاش برای انتقال مسوولیت به شرکای منطقهای. برخی تحلیلگران در مورد این فرض که روابط گرمتر با دولت ترامپ به تغییر سیاست پاکستان در قبال اسرائیل منجر شود، احتیاط به خرج میدهند. آنها خاطرنشان میکنند که اسلامآباد از نظر تاریخی، حتی در مواجهه با فشار واشنگتن، مواضع مستقلی در مورد مسائل کلیدی استراتژیک، از جمله چین، افغانستان و امنیت منطقهای، حفظ کرده است. درحالیکه پاکستان اصرار دارد که تصمیمات سیاست خارجیاش مستقل است، تحلیلگران موافقند که هرگونه تغییر آینده در مورد اسرائیل ارتباط نزدیکی با موضع عربستان خواهد داشت. ریاض به عنوان متولی مقدسترین اماکن اسلام و یکی از مهمترین شرکای استراتژیک پاکستان، وزن سیاسی و مذهبی قابلتوجهی در اسلامآباد دارد.
این رابطه فراتر از دیپلماسی است. عربستان مدتهاست که حمایت مالی، سرمایهگذاری، فرصتهای شغلی برای میلیونها کارگر پاکستانی و همکاریهای دفاعی گسترده را برای پاکستان فراهم کرده است. این دو کشور با توافقنامه امنیتی امضا شده در ماه سپتامبر که بیان میکند حمله به هر یک از این دو کشور، حمله به هر دو کشور تلقی میشود، روابط خود را بیش از پیش تقویت کردند. در این زمینه، بسیاری از ناظران معتقدند که رویکرد عربستان به اسرائیل به شدت بر هرگونه بحث در پاکستان در مورد عادیسازی احتمالی تاثیر خواهد گذاشت. «مایکل کوگلمن»، پژوهشگر ارشد جنوب آسیا در شورای آتلانتیک، اخیرا اظهار کرد که اگر ریاض به توافقنامههای ابراهیم بپیوندد، پاکستان «برای تجدیدنظر» در موضع خود «احساس فشار خواهد کرد». او در پستی در ایکس هشدار داد: «با توجه به موضع عمومی، هر دولتی در پاکستان که به این توافقنامهها بپیوندد، خطر خودکشی سیاسی را به جان میخرد.»
اگر عادیسازی قبل از اکتبر 2023 از نظر سیاسی دشوار بود، جنگ غزه آن را بهطور قابلتوجهی دشوارتر کرده است. قبل از درگیری، ایالات متحده به طور فعال عربستان را برای پیوستن به توافقنامههای ابراهیم ترغیب میکرد و بسیاری از تحلیلگران احتمال دستیابی به موفقیت در مذاکرات عربستان و اسرائیل را بهطور فزایندهای محتمل میدانستند. چنین اقدامی، فشار قابلتوجهی را بر پاکستان وارد میکرد تا موضع خود را در قبال اسرائیل مورد ارزیابی مجدد قرار دهد. با این حال، این چشمانداز با حملات 7 اکتبر 2023 و به دنبال آن عملیات نظامی بعدی اسرائیل در غزه به طرز چشمگیری تغییر کرد. این جنگ عملا مذاکرات عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را متوقف کرد.
در پاکستان، این درگیری نگرشهای عمومی را بیش از پیش سختتر کرد. طبق نظرسنجی گالوپ پاکستان در سال 2023، 91درصد از پاکستانیها گفتند که با فلسطینیان غزه همدردی میکنند، درحالیکه تنها 2درصد با اسرائیل ابراز همدردی کردند. در حال حاضر، بعید به نظر میرسد که پاکستان موضع خود را تغییر دهد. با وجود تغییر پویاییهای منطقهای و گمانهزنیهای دورهای در مورد تغییر خطمشی سیاسی، خط قرمز هفت دههای پاکستان همچنان پابرجاست.