بازار آریا - مهرزاد علیجانی* در تحلیلهای متعارف اقتصادی، آیندهپژوهان معمولا آینده را در قالب دوگانگی یا سهگانگی سناریوهایی با وزنهای احتمالاتی ترسیم میکنند. اما واقعیت حاکم بر زیستبوم اقتصادی امروز ایران، چندان در این چارچوبها نمیگنجد. آنچه اقتصاد کشور را در برگرفته، نه معمای ساده و نه سهگانه قابل پیشبینی، بلکه وضعیتی است که در ادبیات جدید اقتصادی از آن با عنوان چندحدی چندوجهی (Multilimma) یاد میشود؛ مفهومی که به وضعیتی اشاره دارد که در آن نه تنها گزینهها متعددند، بلکه معیارهای ارزیابی نیز نامعین و همپوشان هستند و هیچ توزیع احتمالاتی معتبری برای سنجش آنها وجود ندارد و باید بر اساس مدلهای عدم قطعیت تبیین شوند.
بر اساس نظریه بائودینگ لئو در سال۲۰۰۷، هنگامی که با پدیدههای بیسابقه یا فاقد تکرارپذیری تاریخی روبهرو هستیم، دیگر نمیتوان از معیار احتمال استفاده کرد، بلکه باید بر درجه باور و قضاوت کارشناسی تکیه زد. اقتصاد ایران امروز دقیقا در میانه چنین وضع چندحدی ایستاده است؛ اما نکته امیدوارکننده آن است که میزان باور پدیدهای پویا و تغییرپذیر است و میتوان آن را با اقدامات هوشمندانه به سمت مسیرهای مطلوب هدایت کرد. در این چارچوب، میتوان چهار سناریوی اصلی را برای افق میانمدت اقتصاد ایران ترسیم کرد که هر یک بسته به انتخابهای امروز ما، وزن باورپذیری متفاوتی خواهند یافت:
سناریوی نخست: تعادل شکننده و تداوم وضع موجود، بدون جراحی نهادی و مالی. در این سناریو، انجماد منابع در تله بدهیهای بانکی، اقتصاد را در نقطه تعادلی ناپایدار نگه میدارد. اما این سناریو بهدلیل هزینههای فزاینده تداوم، ذاتا ناپایدار است و دیر یا زود باید از آن خارج شد.
سناریوی دوم: فرسایش تدریجی و تداوم روندهای کنونی با تشدید تدریجی تنگناها. این سناریو بیشتر یک هشدار است تا یک پیشبینی؛ چراکه تجربه تاریخی نشان داده، جوامع معمولا پیش از رسیدن به نقطه فرسایش غیرقابلبازگشت، واکنش نشان میدهند.
سناریوی سوم: شوک اصلاحی و اجرای بستهای منسجم از اصلاحات ساختاری با ضرباهنگ بالا. موفقیت این سناریو به درجه قطعیت حاکمیت در اجرای قوانین حمایتی از سرمایه مولد وابسته است. نشانههای امیدوارکنندهای از تمکن نهادی برای اجرای چنین شوکی در اقتصاد ایران وجود دارد؛ از جمله تجربه قابل بحث اصلاح قیمت حاملهای انرژی در دهه گذشته که با وجود همه دشواریها، به برخی نتابج رسید.
سناریوی چهارم: بازآفرینی نهادی و فراتر از اصلاحات فنی، بازطراحی بنیادین قواعد بازی در عرصه سیاستگذاری پولی، مالی و ارزی. این سناریو بلندپروازانهترین و در عین حال پایدارترین مسیر است. آنچه این سناریو را از سرابی صرف خارج میکند، ظرفیتهای بالفعل اقتصاد ایران است: فرماندهان نظامی شجاع و دلیر، نیروی انسانی تحصیلکرده و متعهد، موقعیت ژئواکونومیک ممتاز، منابع طبیعی غنی و شبکه گسترده زیرساختهای صنعتی از جمله برخی از این ظرفیتهاست.
با این شرایط حتما جای امیدواری هست؛ زیرا نخست آنکه در رویکرد چندحدی، هیچ سناریویی از پیش تعیینشده نیست. برخلاف سرنوشتمحوری سناریوهای احتمالاتی، در قلمرو درجه باور، کنشگران خود بخشی از معادلهاند. تصمیمات امروز سیاستگذاران، کارآفرینان و حتی شهروندان عادی میتوانند توزیع باور را به نفع سناریوهای سوم و چهارم جابهجا کند و از این رو میتوان امیدوار بود.
دوم آنکه نشانههای مثبتی از تغییر درجه باور در بخشهایی از اقتصاد دیده میشود: رشد پایدار برخی زنجیرههای ارزش صنعتی، بازگشت تدریجی سرمایهگذاران به بخشهای شفاف مانند بازار سرمایه و افزایش گفتوگوهای تخصصی درباره برخی اصلاحات نهادی در سایه رهنمودهای رهبری گرانقدر و متخصصان دلسوز در سطوح عالی تصمیمگیری، همه حاکی از آن است که ظرفیت گذار به سناریوهای مطلوب حتما وجود دارد.
سوم آنکه برخلاف دورههای پیشین، امروز اجماع فنی گستردهای بر سر مسیرهای اصلاحی در اقتصاد ایران شکل گرفته؛ از لزوم استقلال بانک مرکزی تا شفافیت بودجهریزی و مهار تورم ساختاری، نه از کانال ایجاد رکود، بلکه از طریق رشد و رونق اقتصادی. این اجماع، خود سرمایه عظیمی از باور جمعی است که میتواند نقطه اتکایی برای جهش به سوی آینده بهتر باشد. در پایان میتوان گفت اقتصاد ایران در غبار نااطمینانی موقتی نفس میکشد، اما این غبار را هراس شکل نداده، بلکه انتظار برای گام روشن بعدی آن را آفریده است.
عبور از وضع چندحدی و مبهم، نه با پیشبینیهای خوشبینانه یا بدبینانه که با اقدامات واقعی و تدریجی مانند پاسخ قاطع فرماندهان نظامی به تجاوز دشمنان برای کاهش نااطمینانی و بازسازی اعتماد نهادی ممکن میشود. سناریوهای روشن پیش رو هستند و چراغ راه را تجربههای موفق داخلی و ظرفیتهای بالفعل این سرزمین نشان میدهد، آنچه امروز نیاز است، نه انتظار برای معجزه احتمالاتی، بلکه حرکت آگاهانه به سمت مسیرهایی است که درجه باور مولد را در جامعه تقویت میکند. با قاطعیت و در فضای مدلهای نااطمینانی میتوان گفت این مسیر شدنی و در دسترس خواهد بود.
* کارشناس اقتصادی