يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
تحلیل بازار آریا

تفاهم‌نامه و مسیر ثبات خلیج فارس

تفاهم‌نامه و مسیر ثبات خلیج فارس
بازار آریا - لیلا علی* ترجمه:‌ کامران کرمی ایالات متحده و ایران، ۱۸ ژوئن، به یک یادداشت تفاهم (MOU) برای پایان دادن به درگیری‌ها دست ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - لیلا علی* ترجمه:‌ کامران کرمی ایالات متحده و ایران، ۱۸ ژوئن، به یک یادداشت تفاهم (MOU) برای پایان دادن به درگیری‌ها دست یافته‌اند که به امضا رسید. مفاد اصلی این توافق شامل برقراری فوری آتش‌بس ۶۰ روزه در تمامی جبهه‌ها (از جمله لبنان)، بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به محاصره دریایی آمریکا است.
تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و ایران، پس از دوره‌ای از افزایش تنش‌های منطقه‌ای و رویارویی‌های نظامی، یک تحول مهم دیپلماتیک به شمار می‌رود. اگرچه این توافق در سراسر منطقه خلیج‌فارس به‌عنوان گامی در جهت کاهش تنش‌ها مورد استقبال قرار گرفته است، اما همزمان ارزیابی‌های محتاطانه‌ای درباره پیامدهای بلندمدت آن برای امنیت و ثبات منطقه‌ای ایجاد کرده است. از دیدگاه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، این توافق می‌تواند به کاهش خطرات فوری کمک کند، اما به‌طور کامل بسیاری از نگرانی‌های امنیتی ریشه‌داری را که دهه‌ها تفکر راهبردی کشورهای خلیج فارس را شکل داده‌اند، برطرف نمی‌کند.
کشورهای عضو شورای همکاری همواره از راه‌حل‌های دیپلماتیک و کاهش تنش در منازعات حمایت کرده‌اند. هرگونه تقابل با ایران به‌طور اجتناب‌ناپذیری بر امنیت، رفاه اقتصادی و ثبات سیاسی کل منطقه خلیج‌فارس تاثیر می‌گذارد. درگیری اخیر بار دیگر آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی، بازارهای انرژی و مسیرهای دریایی، به‌ویژه تنگه هرمز، را آشکار کرد؛ تنگه‌ای که بخش قابل‌توجهی از عرضه جهانی انرژی از طریق آن عبور می‌کند. اختلال در تردد دریایی و نگرانی‌ها درباره گسترش درگیری منطقه‌ای نشان داد که امنیت خلیج فارس تا چه اندازه با تحولات گسترده‌تر محیط منطقه‌ای پیوند خورده است. در چنین شرایطی، کشورهای خلیج‌فارس منافع آشکاری در حمایت از توافقات سیاسی دارند که باعث کاهش تنش‌ها و جلوگیری از درگیری‌های آینده شود. با این حال، بسیاری از سیاستگذاران منطقه امیدوار بودند مذاکرات به چارچوبی گسترده‌تر منجر شود؛ چارچوبی که بتواند طیف وسیع‌تری از نگرانی‌های امنیتی را فراتر از موضوع فوری هسته‌ای مورد بررسی قرار دهد.
چالش اصلی برای شورای همکاری خلیج فارس این است که به نظر می‌رسد تفاهم‌نامه کنونی عمدتا بر مسائل مرتبط با برنامه هسته‌ای تمرکز دارد و چند نگرانی امنیتی دیرینه منطقه‌ای همچنان بدون پاسخ باقی مانده‌اند. درحالی‌که موضوعاتی مانند غنی‌سازی اورانیوم، مواد هسته‌ای و سازوکارهای نظارتی همچنان در مرکز دیپلماسی بین‌المللی قرار دارند، کشورهای خلیج‌فارس به‌طور سنتی امنیت منطقه‌ای را از زاویه‌ای بسیار گسترده‌تر نگاه کرده‌اند. مسائلی مانند توانمندی‌های موشک‌های بالستیک ایران، حمایت از گروه‌های غیردولتی و فعالیت‌های منطقه‌ای، همچنان جایگاه مهمی در محاسبات امنیتی کشورهای خلیج‌فارس دارند. از دیدگاه شورای همکاری، این موضوعات جدا از ثبات منطقه‌ای نیستند، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از آن محسوب می‌شوند. بنابراین، اگرچه تفاهم‌نامه می‌تواند به کاهش تنش‌ها کمک کند، اما هنوز چارچوبی جامع برای پرداختن به معماری امنیتی گسترده‌تر خلیج فارس ارائه نمی‌دهد.
اگرچه این توافق شامل تفاهم‌هایی درباره ثبات دریایی و آزادی کشتیرانی است، اما همچنان پرسش‌هایی درباره دوام و قابلیت اجرای این تعهدات وجود دارد. بازگشایی و حفظ امنیت آبراه‌های راهبردی، از جمله تنگه هرمز، برای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی اهمیت حیاتی دارد. با این حال، کشورهای خلیج‌فارس احتمالا در بلندمدت خواستار ایجاد سازوکارهای نهادی قوی‌تر و اقدامات اعتمادساز بیشتری خواهند بود تا امنیت دریایی پایدار تضمین شود. با نگاه به آینده، نشانه چندانی وجود ندارد که مذاکرات آینده به شکل قابل‌توجهی فراتر از موضوع هسته‌ای گسترش یابد. انتظار می‌رود گفت‌وگوهای کنونی عمدتا بر مسائل فنی مرتبط با غنی‌سازی اورانیوم، مدیریت ذخایر اورانیوم غنی‌شده و چارچوب آینده برنامه هسته‌ای ایران متمرکز باشد. اگرچه این مسائل بدون تردید اهمیت دارند، اما در حال حاضر نشانه روشنی وجود ندارد که موضوعات گسترده‌تر، به‌طور رسمی وارد چارچوب مذاکرات شوند.
این واقعیت ممکن است باعث شود توافق در کاهش احتمال رویارویی فوری موفق باشد، اما در ایجاد یک توافق جامع امنیتی منطقه‌ای ناکام بماند. چنین نتیجه‌ای می‌تواند ثبات کوتاه‌مدتی ایجاد کند، اما منابع ساختاری تنش را همچنان حل‌نشده باقی می‌گذارد و در نتیجه امکان بروز دوباره درگیری بر سر این مسائل پابرجا خواهد ماند. بنابراین، منطقه ممکن است وارد دوره‌ای طولانی از عدم قطعیت شود؛ دوره‌ای که خطر تشدید دوباره تنش همچنان در آن وجود دارد. برای عربستان سعودی، فضای پس از درگیری احتمالا موجب تقویت یک راهبرد دیپلماتیک دوگانه خواهد شد. ریاض در سال‌های اخیر تعهد فزاینده‌ای به دیپلماسی منطقه‌ای و گفت‌وگو نشان داده و همزمان کانال‌های ارتباطی دوجانبه خود را با بازیگران مهم منطقه، از جمله ایران، تقویت کرده است. انتظار می‌رود عربستان به جای انتخاب میان چارچوب‌های چندجانبه منطقه‌ای و تعاملات دوجانبه، همچنان هر دو مسیر را به‌طور همزمان دنبال کند.
این رویکرد نشان‌دهنده درکی است مبنی بر اینکه ایران همچنان یک بازیگر تاثیرگذار منطقه‌ای است و نقش آن را نمی‌توان در ترتیبات امنیتی آینده نادیده گرفت. در عین حال، درگیری اخیر نگرانی‌های کشورهای خلیج‌فارس درباره محدودیت‌های اتکای صرف به تضمین‌های امنیتی خارجی را افزایش داده است. در نتیجه، کشورهای خلیج‌فارس بیش از گذشته تلاش می‌کنند همکاری‌های سنتی خود را با مشارکت منطقه‌ای بیشتر، سازوکارهای گفت‌وگو و تقویت توانمندی‌های امنیتی داخلی تکمیل کنند. پیامدهای این توافق به حوزه اقتصادی نیز گسترش می‌یابد. چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی همچنان اولویت اصلی ملی این کشور محسوب می‌شود و هرگونه کاهش در تنش‌های منطقه‌ای، محیط مناسب‌تری برای سرمایه‌گذاری، تجارت، گردشگری و تنوع‌بخشی اقتصادی ایجاد خواهد کرد. پایان درگیری‌ها بدون شک مورد استقبال سرمایه‌گذاران و بازارهایی قرار خواهد گرفت که به دنبال پیش‌بینی‌پذیری و ثبات بیشتر هستند.
با این حال، هنوز زود است نتیجه گرفته شود که این توافق چالش‌های امنیتی منطقه را از میان برده است. اگرچه خطر فوری درگیری ممکن است کاهش یافته باشد، اما محیط راهبردی گسترده‌تر همچنان نامطمئن باقی مانده است. بنابراین، عربستان سعودی احتمالا همچنان میان برنامه بلندپروازانه تحول اقتصادی خود و ادامه سرمایه‌گذاری در حوزه‌های دفاعی، بازدارندگی و تاب‌آوری ملی تعادل برقرار خواهد کرد. در واقع، یکی از مهم‌ترین درس‌های بحران اخیر این است که رفاه اقتصادی و توسعه ملی را نمی‌توان از ملاحظات امنیتی جدا دانست. چشم‌انداز ۲۰۳۰ تنها به اصلاحات اقتصادی و جذب سرمایه‌گذاری وابسته نیست، بلکه نیازمند حفظ محیطی باثبات و امن در منطقه نیز هست. این واقعیت نشان می‌دهد که سیاست آینده عربستان همچنان توسعه و امنیت را به‌عنوان دو هدف مکمل در کنار یکدیگر دنبال خواهد کرد.
در نهایت، این تفاهم‌نامه یک گام مثبت دیپلماتیک و فرصتی مهم برای کاهش تنش‌ها در مقطعی حساس محسوب می‌شود. با این حال، از نگاه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، ثبات پایدار منطقه‌ای نیازمند گفت‌وگویی است که فراتر از مساله هسته‌ای برود و نگرانی‌های امنیتی گسترده‌تری را که همچنان چشم‌انداز راهبردی خلیج فارس را شکل می‌دهند، مورد توجه قرار دهد. اینکه آیا دیپلماسی آینده می‌تواند در چنین مسیری حرکت کند یا نه، تا حد زیادی تعیین خواهد کرد که آیا توافق کنونی صرفا یک توقف موقت در روند تنش‌های منطقه‌ای خواهد بود یا پایه‌ای برای ایجاد یک چارچوب امنیتی پایدارتر و فراگیرتر در منطقه.
* پژوهشگر ارشد مرکز پژوهش‌های خلیج فارس


نظرات شما