يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
مقالات اقتصادی

سرنوشت درآمدهای نفتی ایران بیش از هر زمان دیگری به مذاکرات پیش‌رو وابسته شده است

نفت ایران در پیچ دیپلماسی

نفت ایران در پیچ دیپلماسی
بازار آریا - دنیای اقتصاد : تفاهم ایران و آمریکا بخشی از صادرات نفت را احیا کرده، اما آینده صنعت نفت همچنان به نتیجه مذاکرات ۶۰روزه و ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - دنیای اقتصاد : تفاهم ایران و آمریکا بخشی از صادرات نفت را احیا کرده، اما آینده صنعت نفت همچنان به نتیجه مذاکرات ۶۰روزه و سرنوشت تحریم‌های بانکی، بیمه‌ای و کشتیرانی گره خورده است.
حمید ملازاده: تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا برای توقف درگیری‌های نظامی و ورود به یک دوره ۶۰روزه مذاکره، بار دیگر آینده صنعت نفت ایران را در کانون توجه بازارهای جهانی انرژی قرار داده است. پس از ماه‌ها تنش، اختلال در صادرات و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک، اکنون نگاه فعالان بازار بیش از هر زمان دیگری به سرنوشت مذاکراتی دوخته شده که قرار است درباره مهم‌ترین پرونده‌های اختلافی دو کشور، از برنامه هسته‌ای گرفته تا تحریم‌های نفتی و مالی، تعیین تکلیف کند.
هرچند کاهش تنش‌ها و بهبود نسبی شرایط کشتیرانی موجب شده بخشی از نفت انباشته‌شده ایران راهی بازارهای بین‌المللی شود و نشانه‌هایی از احیای صادرات مشاهده شود، اما کارشناسان معتقدند آنچه در روزهای اخیر رخ داده تنها یک گشایش موقت است و نباید آن را با رفع پایدار محدودیت‌ها اشتباه گرفت. به باور تحلیلگران، آزمون اصلی صنعت نفت ایران در هفته‌های آینده رقم خواهد خورد؛ زمانی که مشخص شود آیا تفاهم سیاسی کنونی به توافقی پایدار و رفع عملی محدودیت‌های بانکی، بیمه‌ای، کشتیرانی و تجاری منجر می‌شود یا خیر.
در واقع، مساله تنها افزایش صادرات نفت نیست، بلکه امکان بازگشت درآمدهای نفتی، دسترسی به نظام مالی بین‌المللی، کاهش هزینه‌های دور زدن تحریم‌ها و بازگشت خریداران رسمی به بازار ایران نیز به همان اندازه اهمیت دارد. در چنین فضایی، نخستین نشانه‌های بازگشت صادرات نفت ایران دیده می‌شود؛ نشانه‌هایی که اگرچه امیدواری‌هایی را در بازار ایجاد کرده‌اند، اما هنوز برای قضاوت درباره آینده صنعت نفت کشور کافی نیستند. مذاکرات پیش‌رو تعیین خواهد کرد که نفت ایران وارد دوره‌ای تازه از بازگشت به بازار جهانی می‌شود یا همچنان در سایه عدم قطعیت‌های سیاسی و تحریمی باقی خواهد ماند.
خروج از وضعیت انتظار
به گفته مسعود دشتی‌درخشان، تحلیلگر حوزه نفت و انرژی، مهم‌ترین تحول پس از تفاهم اخیر، خروج محموله‌های انباشته‌شده از وضعیت انتظار و بازگشت تدریجی زنجیره صادرات به شرایط عادی است. وی معتقد است در دوره جنگ و محدودیت‌های حمل‌ونقل، بخش قابل‌توجهی از نفت ایران در مخازن ساحلی و شناورهای ذخیره‌سازی موقت انباشته شده بود. اکنون با کاهش محدودیت‌ها و باز شدن نسبی مسیرهای صادراتی، این محموله‌ها به سمت بازارهای هدف روانه شده‌اند و بخشی از آنها نیز از طریق معاملات کشتی به کشتی در آب‌های جنوب شرق آسیا به فروش می‌رسند. به گفته این کارشناس، یکی از پیامدهای مهم بحران هرمز، محدود شدن ظرفیت عملیاتی صنعت نفت ایران بود.
توقف بازگشت نفتکش‌ها، افزایش استفاده از شناورهای ذخیره‌سازی شناور (FSU) و پر شدن مخازن ساحلی، در مقطعی تولید را با محدودیت مواجه کرد و حتی برآوردهایی از کاهش حدود ۶۰۰هزار بشکه‌ای تولید روزانه مطرح شد. اکنون با ازسرگیری صادرات، زمینه برای بازگشت تدریجی تولید به سطح پیش از بحران فراهم شده است. با این حال، دشتی‌درخشان معتقد است بزرگ‌ترین ابهام همچنان به مرحله بعدی مذاکرات مربوط می‌شود. از نگاه او، تفاهم فعلی تنها یک مرحله موقت است و هنوز مشخص نیست مذاکرات ۶۰روزه به توافقی پایدار منتهی خواهد شد یا خیر. به همین دلیل، ارزیابی آینده نفت ایران باید در دو سناریوی متفاوت انجام شود؛ نخست ادامه وضعیت فعلی و دوم دستیابی به توافق نهایی و رفع بخش مهمی از محدودیت‌های اقتصادی.
یک سناریوی پرریسک
در همین چارچوب، وی نسبت به یک سناریوی پرریسک نیز هشدار می‌دهد. به اعتقاد او، توقف چند هفته‌ای جریان مالی حاصل از صادرات نفت در دوره جنگ ممکن است امکان رصد دقیق‌تر شبکه‌های مالی مورد استفاده برای دریافت درآمدهای نفتی را فراهم کرده باشد. از این منظر، اگر احیانا مذاکرات به شکست منجر شود و فشارهای تحریمی بار دیگر تشدید شود، بخشی از کانال‌های مالی مورد استفاده ایران ممکن است در معرض محدودیت‌های جدید قرار گیرند. هرچند این تحلیل یک سناریوی بدبینانه محسوب می‌شود، اما نشان می‌دهد که در شرایط فعلی، مساله صادرات نفت تنها به عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز محدود نیست و دسترسی به درآمدهای حاصل از فروش نفت نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
افزایش فضای مانور اقتصادی
در مقابل، علی دهقان‌ساعی، مشاور دستیار رئیس‌جمهور در حوزه نفت و گاز، نگاه محتاطانه‌تری به تحولات اخیر دارد. به باور او، تفاهم فعلی را باید بیش از آنکه رفع تحریم‌ها تلقی کرد، به‌عنوان کاهش سطح تنش‌ها و افزایش فضای مانور اقتصادی ارزیابی کرد. وی معتقد است در کوتاه‌مدت، محتمل‌ترین سناریو برای صنعت نفت ایران افزایش تدریجی صادرات است، نه جهش ناگهانی فروش. از نگاه او، کاهش ریسک حمل‌ونقل دریایی و بهبود نسبی شرایط بیمه‌ای می‌تواند صادرات ایران را از سطوح پایین اخیر بالاتر ببرد، اما بازارهای هدف همچنان محدود خواهند بود و چین و شبکه واسطه‌ها همچنان اصلی‌ترین خریداران نفت ایران باقی می‌مانند.
دهقان‌ساعی تاکید می‌کند که تحقق سناریوی خوش‌بینانه‌تر منوط به رفع واقعی محدودیت‌های بانکی، بیمه‌ای و کشتیرانی است. تنها در چنین شرایطی ایران می‌تواند بخشی از صادرات خود را به شکل رسمی‌تر انجام دهد، تخفیف‌های کمتری ارائه کند و درآمد بیشتری از هر بشکه نفت به‌دست آورد. وی در عین حال به یک واقعیت مهم بازار جهانی نیز اشاره می‌کند؛ اینکه افزایش صادرات ایران لزوما به معنای افزایش متناسب درآمدهای نفتی نخواهد بود. به گفته او، بازار جهانی نفت ظرفیت محدودی برای جذب عرضه‌های جدید دارد و ورود سریع نفت ایران می‌تواند خود عاملی برای فشار بر قیمت‌ها باشد. به عبارت دیگر، بخشی از منافع حاصل از افزایش حجم صادرات ممکن است از طریق کاهش قیمت جهانی نفت خنثی شود.
بازگشت حاشیه سود واقعی نفت
از سوی دیگر، سیدرضا حسینی، تحلیلگر مسائل انرژی و پتروشیمی، معتقد است مهم‌ترین مزیت رفع تحریم‌ها نه صرفا افزایش صادرات، بلکه بازگشت حاشیه سود واقعی نفت ایران است. به گفته وی، در سال‌های اخیر بخش مهمی از درآمد نفتی کشور صرف هزینه‌های ناشی از دور زدن تحریم‌ها، تخفیف‌های اجباری، کارمزد واسطه‌ها، هزینه‌های حمل‌ونقل غیرمتعارف و پیچیدگی‌های انتقال پول شده است. حذف این هزینه‌ها می‌تواند ارزش واقعی هر بشکه نفت صادراتی ایران را به شکل محسوسی افزایش دهد. حسینی بر این باور است که در کوتاه‌مدت و حتی بدون سرمایه‌گذاری جدید، ایران ظرفیت آن را دارد که با احیای چاه‌های غیرفعال و تخلیه ذخایر شناور، تولید نفت خود را به حدود 3.5میلیون بشکه در روز برساند.با توجه به مصرف داخلی حدود ۲‌میلیون بشکه در روز، این سطح تولید می‌تواند صادرات را تا حدود 1.5میلیون بشکه در روز افزایش دهد.
وی معتقد است در مرحله بعد و با جذب سرمایه‌گذاری ۴۰ تا ۴۵‌میلیارد دلاری در میادین مشترک غرب کارون، پروژه‌های فشارافزایی و طرح‌های صیانتی، ظرفیت تولید کشور می‌تواند به حدود 4.5میلیون بشکه در روز برسد. در چنین شرایطی صادرات پایدار نفت ایران نیز می‌تواند به محدوده 2.5میلیون بشکه در روز افزایش یابد. از نگاه این کارشناس، در افق بلندمدت و در صورت تثبیت جریان سرمایه و فناوری، دستیابی به ظرفیت تولید ۵‌میلیون بشکه در روز نیز دور از دسترس نخواهد بود؛ سطحی که می‌تواند صادرات نفت خام کشور را به حدود ۳‌میلیون بشکه در روز نزدیک کند. حسینی همچنین بر ضرورت پیوند میان توسعه بالادست و پایین‌دست صنعت نفت تاکید می‌کند. به گفته او، برنامه‌های توسعه حدود 1.5میلیون بشکه در روز ظرفیت جدید پتروپالایشی در کشور می‌تواند در صورت تامین سرمایه و فناوری، به افزایش ارزش افزوده نفت خام و کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد در برابر نوسانات بازار جهانی کمک کند.
نقطه عطف راهبردی
در مجموع، آنچه امروز پیش روی صنعت نفت ایران قرار دارد، نه صرفا یک فرصت صادراتی کوتاه‌مدت، بلکه یک نقطه عطف راهبردی است. تفاهم فعلی توانسته بخشی از نفت انباشته‌شده را روانه بازار کند، تولید را به مسیر عادی بازگرداند و ریسک‌های عملیاتی را کاهش دهد. اما آینده واقعی صنعت نفت ایران به نتیجه مذاکرات ۶۰روزه گره خورده است. اگر این مذاکرات به توافقی پایدار و رفع عملی تحریم‌ها منجر شود، ایران می‌تواند علاوه بر افزایش تولید و صادرات، بخش مهمی از هزینه‌های تحمیلی سال‌های اخیر را حذف کرده و جایگاه خود را در بازار جهانی نفت بازسازی کند. اما اگر تفاهم کنونی به توافق نهایی نرسد، صنعت نفت بار دیگر با همان چالش‌های آشنا؛ از محدودیت‌های مالی و کشتیرانی گرفته تا تخفیف‌های سنگین صادراتی و عدم دسترسی کامل به درآمدهای نفتی، روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، بازار نفت ایران اکنون در مرحله‌ای قرار گرفته که بیش از هر زمان دیگری، سیاست و دیپلماسی می‌تواند مسیر تولید، صادرات و درآمدهای نفتی کشور را تعیین کند. تفاهم فعلی آغاز یک مسیر است؛ نه پایان آن.


نظرات شما