يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
مقالات اقتصاد جهانی

کارکنانی که با وجود پیامدهای منفی در برابر بی‌اخلاقی سکوت نمی‌‌کنند، ممکن است به مزایای اعتباری برسند

مقابله با بی‌اخلاقی در محیط کار

مقابله با بی‌اخلاقی در محیط کار
بازار آریا - نویسندگان: Ena Inesi William Fawson مترجم: مریم رضایی رفتارهای غیراخلاقی در محیط‌های کاری پدیده‌ای فراگیر و زیان‌بار ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - نویسندگان: Ena Inesi William Fawson مترجم: مریم رضایی رفتارهای غیراخلاقی در محیط‌های کاری پدیده‌ای فراگیر و زیان‌بار هستند و سالانه هزاران‌ میلیارد دلار خسارت به سازمان‌ها در سراسر جهان وارد می‌کنند. بر اساس گزارش سال ۲۰۱۴ «انجمن بازرسان رسمی فساد» درباره فساد و سوءاستفاده‌های شغلی، فساد به تنهایی سالانه حدود ۵ درصد از درآمد سازمان‌ها را از بین می‌برد. این رقم معادل نزدیک به ۴ هزار‌میلیارد دلار کاهش درآمد در سطح جهان است.
سازمان‌ها برای شناسایی و مهار رفتارهای نادرست پیش از آنکه به تهدیدی جدی تبدیل شوند، تا حد زیادی به «صدای اخلاقی» کارکنان متکی هستند؛ یعنی زمانی که کارکنان نگرانی‌های خود را درباره رفتارهای غیراخلاقی مطرح می‌کنند یا برای رفع آنها راهکارهایی پیشنهاد می‌دهند. اگرچه مزایای این امر برای سازمان‌ها روشن است، اما پرسش اینجاست که این اقدام چه پیامدهایی برای کارکنان دارد؟ بسیاری از افراد، زمانی که شاهد رفتارهای غیراخلاقی هستند یا خود آن را تجربه می‌کنند، از ترس پیامدهای منفی و اقدامات تلافی‌جویانه، سکوت را ترجیح می‌دهند.
این نگرانی زمانی به اوج خود می‌رسد که فرد خاطی در جایگاه قدرت قرار داشته باشد. اگر بیان یک تخلف به ارزیابی منفی عملکرد، محروم شدن از فرصت‌های شغلی یا حتی اخراج منجر شود، طبیعی است که کارکنان از گزارش آن خودداری کنند. هرچه جایگاه و اختیار فرد متخلف بیشتر باشد، هزینه و ریسک افشای رفتار او نیز بالاتر خواهد بود. این یعنی به شکل متناقضی، کارکنان معمولا کمتر حاضر می‌شوند علیه افرادی سخن بگویند که بیشترین قدرت را برای آسیب رساندن به سازمان یا دیگران در اختیار دارند.
آیا مقابله با افراد متخلف برای کارکنان نیز مزیتی به همراه دارد؟ یافته‌های پژوهش جدید ما نشان می‌دهد که پاسخ این پرسش مثبت است. پژوهش‌های پیشین عمدتا بر هزینه‌ها و پیامدهای منفی رویارویی با متخلفان تمرکز داشته‌اند و کمتر به مزایای احتمالی آن پرداخته‌اند. با این حال، نتایج پنج مطالعه که با مشارکت بیش از ۳۲۰۰ فرد شاغل انجام دادیم، نشان می‌دهد کارکنانی که در برابر افراد متخلف دارای قدرت ایستادگی می‌کنند، می‌توانند از مزایای اعتباری و حرفه‌ای برخوردار شوند. این افراد به دلیل شجاعت اخلاقی خود، احترام و تحسین دیگران را برمی‌انگیزند، اعتماد بیشتری جلب می‌کنند و حتی ممکن است از منابع و حمایت‌های بیشتری نیز بهره‌مند شوند.
کارکنان به دلیل حضور مستقیم در محیط کار، در موقعیت مناسبی برای شناسایی رفتارهای غیراخلاقی قرار دارند. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۱ انجام شد، نشان داد که ۳۴ درصد از کارکنان شخصا قربانی رفتارهای غیراخلاقی در محیط کار شده‌اند و ۴۴ درصد نیز شاهد چنین رفتارهایی بوده‌اند. این بدرفتاری‌ها طیف گسترده‌ای از رفتارهای نامطلوب را در برمی‌گیرد؛ از جمله زورگویی، تبعیض، طرد و حذف اجتماعی، آزار و اذیت، بی‌احترامی، تعارض‌های بین‌فردی، پرخاشگری روانی، آزار جنسی، تضعیف و تخریب دیگران و حتی خشونت فیزیکی.
مزایای اعتباری مقابله با افراد متخلف
یافته‌های پژوهش ما نشان می‌دهد کارکنانی که با افراد متخلف دارای قدرت و جایگاه بالاتر، به‌طور مستقیم مقابله می‌کنند، می‌توانند از مزایای قابل‌توجهی در زمینه اعتبار و شهرت حرفه‌ای برخوردار شوند. دلیل این موضوع آن است که رویارویی مستقیم با فرد متخلف، از نظر دیگران رفتاری در جهت حمایت از دیگران تلقی می‌شود، حتی اگر برای فرد بیان‌کننده با هزینه‌ها و خطرات شخصی همراه باشد. افرادی که شاهد چنین رفتاری هستند، به‌صورت آگاهانه یا ناخودآگاه، این برداشت را پیدا می‌کنند که هزینه‌های این رویارویی زمانی که فرد متخلف در جایگاه قدرت قرار دارد، به‌مراتب بیشتر است؛ از جمله خطر اقدامات تلافی‌جویانه، فشار و اضطراب روانی و احتمال آسیب دیدن موقعیت شغلی. از این رو، پذیرش چنین مخاطراتی برای مقابله با صاحبان قدرت، نشانه‌ای از صداقت، شجاعت اخلاقی و پایبندی فرد به اصول و ارزش‌های اخلاقی تلقی می‌شود.
تبدیل شجاعت اخلاقی به سرمایه اجتماعی
برای کارکنانی که شجاعت اخلاقی از خود نشان می‌دهند، مزایای اعتباری حاصل از مقابله با رفتارهای غیراخلاقی به سه شکل به سرمایه اجتماعی در سازمان تبدیل می‌شود:
۱- ارتقای جایگاه و نفوذ
جایگاه اجتماعی، یعنی میزان احترام و اعتباری که فرد نزد همکاران خود کسب می‌کند، یکی از مهم‌ترین اشکال سرمایه اجتماعی به شمار می‌رود. وقتی کارکنان برای حفظ منافع جمعی، با افراد صاحب قدرت که مرتکب رفتارهای نادرست شده‌اند، مقابله می‌کنند، این پیام را منتقل می‌کنند که منافع سازمان و دیگران را بر منافع شخصی خود ترجیح می‌دهند. یافته‌های پژوهش ما نشان داد افرادی که در برابر متخلفان قدرتمند ایستادگی می‌کنند، از سوی دیگران به‌طور مداوم دارای جایگاه و منزلت بالاتری ارزیابی می‌شوند. این برداشت مثبت، زمینه را برای ایفای نقش‌های رهبری غیررسمی و افزایش نفوذ آنان در تیم‌های کاری فراهم می‌کند.
نمونه‌ای واقعی از این موضوع، «سوزان فولر»،یکی از کارکنان پیشین اوبر است. او در سال ۲۰۱۷، با وجود هشدارهایی مبنی بر اینکه موقعیت شغلی‌اش در معرض خطر قرار دارد، نگرانی‌های خود درباره آزار و تبعیض در این شرکت و نیز ضعف‌های مدیریتی و اخلاقی را به واحد منابع انسانی گزارش کرد. انتشار یادداشت وبلاگی و گزارش‌های داخلی او، زمینه‌ساز آغاز تحقیقات در سطح هیات‌مدیره و اجرای اصلاحات فرهنگی در شرکت شد. همکارانش بعدها از شجاعت او در بیان حقیقت تقدیر کردند و او به نمادی از اعتراض مسوولانه و اخلاق‌مدارانه تبدیل شد.
۲- افزایش اعتماد و تقویت همکاری
کارکنانی که در برابر افراد متخلف صاحب قدرت ایستادگی می‌کنند، معمولا از سوی دیگران افرادی قابل اعتماد، مسوولیت‌پذیر، شفاف و منصف تلقی می‌شوند؛ ویژگی‌هایی که نقش مهمی در تقویت همکاری، کار تیمی و ایجاد روابط موثر در سازمان دارند. 
شجاعت اخلاقی می‌تواند جایگاه فرد را از یک کارمند عادی به یک همکار مورد اعتماد و حافظ ارزش‌ها و سلامت سازمان ارتقا دهد؛ نقشی که حتی بدون داشتن اختیار یا سمت رسمی نیز می‌تواند نفوذ قابل‌توجهی به همراه داشته باشد.
نمونه‌ای از این وضعیت را می‌توان در رسوایی حسابداری شرکت توشیبا در سال ۲۰۱۵ مشاهده کرد. زمانی که چند تن از مهندسان و مدیران میانی این شرکت نسبت به دستکاری‌های حسابداری از سوی مدیران ارشد اعتراض و نگرانی‌های خود را در داخل سازمان مطرح کردند، شرکت با بحرانی جدی و تغییرات گسترده در سطح مدیریت روبه‌رو شد. با این حال، افرادی که شجاعت بیان این تخلفات را داشتند، بعدها به دلیل صداقت و پایبندی به اصول اخلاقی مورد تقدیر قرار گرفتند.
آنان به افراد کلیدی در بازطراحی فرآیندهای سازمانی و تقویت نظام‌های کنترل داخلی تبدیل شدند و مسوولیت بازسازی اعتبار واحدهای سازمانی خود را برعهده گرفتند.
برای بهره‌گیری از چنین ظرفیتی، سازمان‌ها باید صداقت و شجاعت اخلاقی را به فرصتی برای رشد و پیشرفت کارکنان تبدیل کنند. 
به‌عنوان نمونه، می‌توان به کارکنانی که در دفاع از اصول اخلاقی شجاعت نشان می‌دهند، فرصت مشارکت در پروژه‌های بین‌بخشی، ایفای نقش‌های راهبری و مربی‌گری، و حضور در ماموریت‌های مهم و اثرگذار سازمانی را واگذار کرد.
چنین اقداماتی، هم دامنه تاثیرگذاری این افراد را افزایش می‌دهد و هم به تقویت فرهنگ اخلاق‌مداری در سازمان کمک می‌کند.
۳- برخورداری از پاداش‌های مادی و حمایت اجتماعی
اعتبار و خوش‌نامی، علاوه بر ارزش معنوی، می‌تواند منافع ملموس و عینی نیز به همراه داشته باشد. حتی افرادی که مستقیما از یک رفتار غیراخلاقی آسیب ندیده‌اند، اغلب تمایل دارند کسانی را که در برابر آن رفتار ایستادگی کرده‌اند، مورد حمایت و قدردانی قرار دهند. این فرآیند که در ادبیات علمی با عنوان «عمل متقابل غیرمستقیم» (Indirect Reciprocity) شناخته می‌شود، موجب می‌شود تحسین اخلاقی دیگران به حمایت‌های واقعی و منابع ملموس تبدیل شود.
در یکی از آزمایش‌های پژوهش ما، شرکت‌کنندگان داوطلبانه بخشی از پاداش مالی خود را فدا کردند تا به کارکنانی که با افراد متخلف صاحب قدرت مقابله کرده بودند، منفعت برسانند. نتایج این مطالعه نشان داد که شجاعت اخلاقی می‌تواند حمایت، پشتیبانی، دفاع از فرد و حتی منابع مادی را به سوی او جلب کند و از این طریق، سرمایه‌ای ارزشمند برای پیشرفت شغلی و حرفه‌ای او ایجاد کند؛ سرمایه‌ای که بر پایه وجدان، صداقت و پایبندی به اصول اخلاقی شکل می‌گیرد.
نکات کلیدی برای مدیران ارشد، مدیران میانی و کارکنان
چه مدیر ارشد باشید، چه مدیر یک واحد یا تیم، و چه یکی از کارکنان سازمان، درک این واقعیت‌ها می‌تواند نگاه شما را به نحوه مدیریت قدرت، پایبندی به اصول اخلاقی و زمان مناسب برای اقدام در محیط‌های سازمانی تغییر دهد. در شرایطی که سازمان‌ها با چالش‌هایی همچون گسترش هوش مصنوعی، تحولات ژئوپلیتیک و الزامات توسعه پایدار روبه‌رو هستند، شجاعت اخلاقی در همه سطوح سازمان دیگر صرفا یک فضیلت فردی نیست، بلکه به یکی از شایستگی‌های ضروری رهبری سازمان تبدیل شده است. پرسش این است که چگونه می‌توان این ویژگی را در سازمان تقویت و از آن حمایت کرد؟
برای مدیران ارشد:
به خاطر داشته باشید که سکوت کارکنان، لزوما نشانه بی‌تفاوتی یا نبود تعهد نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، بازتابی از ترس آنان از پیامدهای احتمالی سخن گفتن است. وظیفه مدیران ارشد آن است که فضایی ایجاد کنند که در آن صداقت، شفافیت و رفتار اخلاقی نه‌تنها ارزشمند، بلکه آشکار و ایمن باشد. از کارکنانی که با تکیه بر اصول اخلاقی اقدام می‌کنند، به‌صورت علنی قدردانی کنید و روایت‌های مربوط به شجاعت اخلاقی را در نشست‌های عمومی سازمان یا از طریق کانال‌های ارتباطی داخلی با دیگران به اشتراک بگذارید. هنگامی که بیان دغدغه‌های اخلاقی مورد حمایت و قدردانی قرار گیرد، اعتماد در سراسر سازمان تقویت خواهد شد.
برای مدیران میانی:
آگاه باشید که اعضای تیم شما همواره در حال سنجیدن هزینه‌ها و پیامدهای احتمالی بیان نگرانی‌ها و اعتراض‌های خود هستند. از کارکنانی که حقایق ناخوشایند اما ضروری را مطرح می‌کنند، حمایت کنید و به آنان بیاموزید که چگونه و در چه زمانی مسائل را به شیوه‌ای موثر و سازنده به سطوح بالاتر سازمان منتقل کنند. همچنین، خودتان نیز الگوی رویارویی محترمانه و سازنده با مسائل اخلاقی باشید. زمانی که مدیران، بیان دیدگاه‌های مخالف و انتقادهای محترمانه را به رفتاری عادی و پذیرفته‌شده تبدیل کنند، فرهنگ اخلاقی سازمان تقویت می‌شود و اعتبار آنان به‌عنوان مدیرانی عادل و قابل اعتماد افزایش می‌یابد.
برای کارکنان:
ایستادگی بر اصول اخلاقی و مقابله با رفتارهای نادرست، حتی اگر با مخاطراتی همراه باشد، می‌تواند اعتبار حرفه‌ای شما را تقویت کرده و مسیر رشد و رهبری شغلی‌تان را هموارتر سازد. به چالش کشیدن افراد صاحب قدرت، لزوما به معنای به خطر افتادن آینده شغلی نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد، می‌تواند به پیشرفت و ارتقای موقعیت حرفه‌ای شما منجر شود.
نمونه‌های واقعی شجاعت اخلاقی در محیط کار، از اقدام یکی از کارکنان شرکت اوبر در اعتراض مستقیم به آزار و رفتارهای نادرست مدیران ارشد گرفته تا گزارش کارکنان شرکت توشیبا درباره تقلب‌های حسابداری، نشان می‌دهد که اقتدار اخلاقی اغلب ماندگارتر و اثرگذارتر از اقتدار ناشی از جایگاه سازمانی است. این افراد نه‌تنها از اصول و ارزش‌های اخلاقی محافظت کردند، بلکه به سازمان‌های خود نیز کمک کردند تا مسیر اخلاقی و ارزش‌های بنیادین خود را اصلاح و بازسازی کنند.
منبع: London Business School


نظرات شما