بازار آریا - دو کارشناس بازار سرمایه با ارزیابی عملکرد بورس در نیمه نخست سال، چشمانداز نیمه دوم را پیش بینی کردند.
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس ، دو کارشناس بازار سرمایه با ارزیابی عملکرد بورس در نیمه نخست سال، چشمانداز نیمه دوم را پیش بینی و به دنیای اقتصاد اعلام کردند. حجت سرهنگی: بازار سرمایه نیمه نخست سال را در حالی به پایان رساند که شاخص کل پس از بازگشایی بازار و با وجود تعطیلی حدود دو ماهه به دلیل شرایط جنگی، بازدهی بیش از ۱۰۰ درصدی را به ثبت رساند. البته در این مدت، عملکرد شرکتها یکسان نبود و برخی نمادها بازدهی حدود ۴۰۰ درصدی داشتند درحالیکه گروهی از شرکتها بازدهی بهمراتب کمتری را تجربه کردند.

یکی از عوامل مهم طی این مدت، حمایتهایی بود که از بازار سهام صورت گرفت. مجموعه اقداماتی که میتوانست به ثبات و حمایت از بازار کمک کند تا حد زیادی مورد توجه قرار گرفت از جمله نرخ بهره افزایش پیدا نکرد، نرخ دلار توافقی طی این مدت روند افزایشی داشت و تا حد بسیاری از اعمال قیمتگذاری دستوری جلوگیری شد. در نتیجه شرکتها توانستند بخشی از افزایش هزینههای تولید را از طریق افزایش قیمت محصولات جبران کنند. مجموعه این عوامل در کنار شکلگیری روند مثبت و شتاب بازار، موجب ورود پول به بورس شد. از سوی دیگر، گزارش عملکرد مناسبی که شرکتها منتشر کردند به بهبود چشمانداز سودآوری و افزایش ارزندگی بخشی از سهام کمک کرد و در نهایت زمینه رشد بورس را فراهم کرد. دو متغیر برای پیشبینی ماههای آینده، بیش از سایر عوامل مورد توجه فعالان قرار خواهد گرفت. نخست اخبار سیاسی و دوم آریا بازار و گزارشهای منتشره در کدال. در بخش گزارشهای اقتصادی، آمار تولید و فروش شهریور و عملکرد 6 ماهه شرکتها بهتدریج منتشر میشود و تا پایان مهرماه نیز صورتهای مالی 6 ماهه بسیاری از شرکتها در کدال قرار خواهد گرفت. سرمایهگذاران با بررسی این گزارشها، عملکرد بنیادی شرکتها را با قیمت سهام مقایسه میکنند و بر اساس میزان ارزندگی، درباره خرید یا فروش تصمیم میگیرند. نکته مهم این است که بخش قابلتوجهی از اخبار کدالی و گزارشهای اقتصادی، اطلاعات مربوط به گذشته را منعکس میکنند. بنابراین متغیری که مسیر آینده بازار را بیش از سایر عوامل تعیین می کند، اخبار سیاسی است. با توجه به شرایط اقتصادی و فشارهای موجود، اگر روزنههایی از گشایش سیاسی ایجاد شود، جهت حرکت بازار میتواند تغییر کند. در مقابل اگر گشایشی اتفاق نیفتد و توافقی شکل نگیرد، واکنش بازار نیز متفاوت خواهد بود. اخبار سیاسی ابتدا انتظارات فعالان را شکل میدهند و سپس این انتظارات در کنار واقعیتهای اقتصادی، مبنای تصمیمگیری سرمایهگذاران قرار میگیرد. برای یک تا 1.5 ماه تا آینده باید با احتیاط بیشتری به بازار نگاه کرد و تحولات سیاسی را بطور جدی زیر نظر داشت. به نظر میرسد بازار در این بازه زمانی عمدتا نوسانی باشد و واکنش آن به اخبار سیاسی میتواند مسیر معاملات را تغییر دهد. در چنین شرایطی، شرکتهایی که گزارش های عملکردی بهتری منتشر کنند، احتمالا بیشتر مورد توجه بازار قرار خواهند گرفت درحالیکه شرکتهای ضعیفتر از نظر گزارشهای مالی با استقبال کمتری مواجه میشوند. این پیشبینی بیشتر ناظر بر کوتاهمدت است. در افق میان و بلندمدت، بازار سهام همچنان از منظر ارزشگذاری و ارزش دلاری بسیاری از شرکت ها قابلتوجه است. به همین دلیل، سرمایهگذارانی که افق زمانی بلندمدتتری دارند، میتوانند در اصلاحها و نوسانات بازار فرصتهای مناسبی پیدا کنند. البته در کوتاهمدت، بازار همچنان به اخبار سیاسی حساس خواهد بود و تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری باید با رصد مستمر این اخبار و شرایط روز بازار انجام شود. فردین آقابزرگی: با توجه به افتی که در هفته جاری و بویژه معاملات دیروز رخ داد، میتوان ارزیابی دقیقتری از عملکرد بورس در نیمه نخست سال ارائه کرد. شاخص بورس از ابتدای سال حدود ۹۳ درصد و شاخص هموزن نیز حدود ۱۰۲ درصد رشد کرده است. حجم فعالیت و جابجایی سرمایههای خرد در این دوره قابلتوجه بود. در بخش عمده این دوره نیز نوعی تعادل نسبی میان نمادهای مثبت و منفی وجود داشت و بازار در کنار روزهای صعودی، دورههایی از نوسان و اصلاح را نیز تجربه کرد. به نظر میرسد فضای فعلی بیش از آنکه تحت تاثیر تحولات سیاسی باشد از تصمیمات اقتصادی اثر میپذیرد. در شرایطی که توجه فعالان بازار عمدتا به افزایش تنشها معطوف شده، یکی از موضوعات مهمی که میتواند بر بورس اثر بگذارد، بحث تغییر میزان تخفیف نفت خام تحویلی به شرکتهای پالایشی است. بر اساس گزارشهای سهماهه و بویژه گزارشهای 6 ماههای که بهزودی منتشر خواهد شد، میتوان انتظار داشت عملکرد سودآوری شرکت های پالایشی نسبت به دوره مشابه سال گذشته رشد قابلتوجهی داشته باشد. حتی میتوان با اطمینان گفت سه تا چهار پالایشگاه بزرگ ممکن است در 6 ماه نخست سال حدود دو تا 2.5 برابر مدت مشابه سال گذشته سود ویژه داشته باشند که دلیل اصلی آن بالا بودن حاشیه سود این شرکتها است. اصل تعدیل و تغییر در شرایط فعالیت شرکتها موضوعی طبیعی است اما آنچه برای بازار سرمایه آزاردهنده است، تداوم نگاه دستوری در اقتصاد و ساز و کار فعالیت شرکتها است. فعالان انتظار دارند برای متغیرهای مهم اقتصادی از جمله نرخ خوراک، روشی مشخص و فرمول معین تعیین شود و این فرمول در طول زمان تغییر نکند تا پیشبینیپذیری اقتصاد و بازار سرمایه از بین نرود. اگر دولت به این نتیجه رسیده سود شرکتها بیش از اندازه افزایش یافته یا نسبت به دوره مشابه سال گذشته رشد بسیاری داشته، نباید با تغییر ناگهانی قواعد، فضای تصمیمگیری فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران را با ابهام مواجه کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بازار سرمایه در 6 ماه نخست سال بازدهی بسیار بالایی داشت. از سال ۹۹ تا کنون، کمتر چنین بازدهی در 6 ماه نخست سال رخ داده است. نمیتوان انتظار داشت شتاب رشد نیمه نخست سال در 6 ماه دوم نیز تکرار شود. حتی با فرض ثبات شرایط سیاسی و اقتصادی، برآورد می شود شاخص کل در نیمه دوم سال با رشد اندکی همراه شود. این پیشبینی صرفا به دلیل اصلاح چند روز اخیر نیست بلکه بهتدریج بخشی از صنایع و شرکتهایی که در ابتدای سال فاصله بسیاری با ارزش ذاتی داشتند به این محدوده نزدیک شدهاند. در ابتدای سال تعداد شرکتهایی که کمتر از ارزش ذاتی معامله میشدند، بیشتر بود اما رشد سریع قیمتها باعث شده تعداد بیشتری از شرکتها به محدوده ارزش ذاتی نزدیک شوند. بنابراین طبیعی است که سرعت حرکت عمومی قیمتها و شاخص کاهش پیدا کند و بازار به سمت تعادل حرکت کند. از این پس شرکتها و صنایع بر اساس نسبت قیمت به درآمد، گزارشهای سه و 6 ماهه، وضعیت عملیاتی و چشمانداز سودآوری آینده، مسیرهای متفاوتی را تجربه خواهند کرد و نمیتوان انتظار داشت کل بازار با یک سرعت حرکت کند. از سوی دیگر، سیاستهای سازمان بورس برای بزرگتر شدن بازار نیز ادامه دارد. ورود شرکتها به بازار سرمایه، افزایش مجوزهای انتشار اوراق بدهی و افزایش سرمایه شرکتها از محل تجدید ارزیابی داراییها، آورده نقدی و مطالبات، همگی در راستای توسعه اندازه بازار قرار دارند. به هر حال، بازار سرمایه بهتدریج در حال بزرگتر شدن است و این سیاست میتواند در میانمدت به افزایش اندازه و عمق بازار کمک کند. این همان مسیری است که در سالهای گذشته نیز درباره افزایش اندازه بازار سرمایه و نزدیک شدن ارزش آن به سطوح بالاتر مطرح شده بود. در نیمه دوم سال، انتظار رشد بازار وجود دارد اما این رشد بهمراتب ملایمتر و کندتر از نیمه نخست خواهد بود و به هیچ عنوان نمیتوان انتظار داشت به اندازه 6 ماهه اول باشد. با نزدیک شدن به پایان سال، گزارشهای مالی شرکتها، نسبت قیمت به درآمد و چشمانداز سودآوری آنها نقش بیشتری در تعیین قیمت سهام خواهد داشت. در نتیجه، بخشی از شرکتهایی که به ارزش ذاتی نزدیک شدهاند، ممکن است ظرفیت رشد کمتری داشته باشند درحالیکه شرکتهایی که همچنان پایینتر از ارزش ذاتی معامله میشوند، میتوانند بیشتر مورد توجه قرار گیرند. بورس پرس در بله : ble.ir/boursepress انتهای پیام