بازار آریا - کارشناس بورس با ارزیابی دلیل اهمیت نرخ بازده مورد انتظار در ارزشگذاری سهام، چشمانداز یکسال آینده بورس را پیش بینی کرد.
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس ، محمد نوربخش در خصوص نرخ بازده مورد انتظار و دلیل اهمیت در ارزشگذاری سهام به مهر، اعلام کرد: پس از بررسی سود تقسیمی و نرخ رشد سودآوری، باید سراغ K یا همان حداقل نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران رفت. این متغیر تعیین میکند سرمایهگذار برای پذیرش ریسک یک دارایی، حداقل چه میزان بازده مطالبه میکند. در علم مالی، نرخ بازده مورد انتظار معمولاً از دو بخش تشکیل میشود. نخست نرخ بازده بدون ریسک و دوم صرف ریسک. به زبان ساده، سرمایهگذار ابتدا انتظار دارد حداقل به اندازه بازده یک سرمایهگذاری کمریسک سود دریافت کند و سپس بابت پذیرش ریسکهای بیشتر، پاداش اضافی نیز مطالبه میکند.

بسیاری از افراد تصور میکنند اوراق دولتی یا اوراق خزانه اسلامی (اخزا) همان نرخ بدون ریسک هستند اما از نگاه تحلیلی این موضوع محل بحث است. اگر نرخ سود اوراق دولتی حدود ۴۰ درصد باشد اما تورم انتظاری اقتصاد به مراتب بالاتر از این رقم قرار گیرد، نمیتوان گفت سرمایه گذار در حال دریافت بازده بدون ریسک واقعی است. زیرا قدرت خرید همچنان کاهش پیدا میکند. از نگاه اقتصادی، دارایی بدون ریسک باید حداقل ارزش واقعی سرمایه را حفظ کند. به همین دلیل در شرایط تورمی شدید، تعریف نرخ بدون ریسک پیچیدهتر از آن چیزی است که در ظاهر به نظر میرسد. در اقتصادهای توسعهیافته بویژه در آمریکا، معمولاً نرخ بازده اوراق خزانه کوتاهمدت دولت آمریکا به عنوان نرخ بدون ریسک در نظر گرفته میشود. زیرا احتمال نکول یا عدم ایفای تعهدات این اوراق بسیار ناچیز است اما در اقتصاد ایران، بسیاری از تحلیلگران ترجیح میدهند هنگام محاسبه نرخ بازده مورد انتظار، علاوه بر نرخهای رسمی به بازدهی بازارهای جایگزین و رقیب نیز توجه کنند. بازارهایی که ریسک نسبتاً پایینی دارند و ارزش دارایی را در برابر تورم حفظ می کنند. برای مثال در شرایط خاص اقتصاد ایران، برخی فعالان اقتصادی نگهداری ارز را یکی از گزینههای جایگزین برای حفظ قدرت خرید سرمایه میدانند. به همین دلیل نمیتوان بدون توجه به بازده بازارهای رقیب درباره نرخ بازده مورد انتظار سرمایهگذاران قضاوت کرد. صرف ریسک ایران پس از جنگ افزایش یافته است صرف ریسک در واقع پاداشی است که سرمایهگذار برای پذیرش ریسک داراییهایی مانند سهام مطالبه میکند. هرچه نااطمینانیهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بیشتر شود، سرمایهگذاران نیز برای ورود به بازار سهام بازده بالاتری مطالبه میکنند و در نتیجه صرف ریسک افزایش مییابد. پیش از وقوع جنگ، بسیاری از برآوردها صرف ریسک بازار ایران را در محدوده ۱۳ تا ۱۶ درصد و بطور متوسط حدود ۱۵ درصد ارزیابی میکردند اما طبیعی است که پس از افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی این رقم نیز افزایش پیدا کند. البته تعیین عدد دقیق صرف ریسک کار سادهای نیست. بخشی از این موضوع به الگوهای تحلیلی مربوط میشود و بخشی دیگر به نگاه سرمایهگذاران نسبت به آینده و میزان ریسک پذیری آنها بستگی دارد. چرا افزایش نرخ بهره لزوماً به معنای فشار بر بورس نیست؟ بسیاری از افراد تصور میکنند نرخ بهره افزایش یافته و این موضوع برای بورس منفی است اما باید میان نرخ بهره اسمی و نرخ بهره حقیقی تفاوت قائل شد. نرخ بهره اسمی همان عددی است که روی اوراق، سپردهها یا تسهیلات مشاهده میشود اما نرخ بهره حقیقی از کسر تورم انتظاری از نرخ بهره اسمی بدست میآید. ممکن است نرخ بهره اسمی از ۳۸ به ۴۰ درصد افزایش یافته باشد اما اگر همزمان تورم انتظاری از ۶۰ به ۹۰ یا ۱۰۰ درصد برسد، نرخ بهره حقیقی منفیتر شده است. چرا وامگیرندگان در شرایط تورمی برنده میشوند؟ زمانی که تورم انتظاری بسیار بالاتر از نرخ بهره باشد، افرادی که وام دریافت میکنند عملاً از این اختلاف منتفع میشوند. برای مثال اگر فردی با نرخ ۴۰ درصد تسهیلات دریافت کند اما ارزش داراییها همزمان متناسب با تورم ۸۰ تا ۱۰۰ درصدی رشد کند در عمل بخشی از بدهی وی توسط تورم مستهلک میشود. به همین دلیل نرخ بهره حقیقی منفی، نوعی مشوق برای خرید داراییها و استفاده از اهرم مالی محسوب و معمولاً موجب افزایش قیمت داراییها در اقتصاد میشود. عامل پنهانی رشد اسمی بازارها یکی از مهمترین عواملی که امروز از رشد اسمی بازارهای دارایی حمایت میکند، همین نرخ بهره حقیقی منفی است.نرخ بهره در ظاهر افزایش پیدا کرده اما از منظر واقعی کاهش یافته است. به همین دلیل بخشی از رشد قیمت سهام، مسکن، ارز و سایر داراییها را باید در همین موضوع جستوجو کرد. در چنین شرایطی سرمایهگذاران ترجیح میدهند منابع مالی را از داراییهای با درآمد ثابت خارج کرده و به سمت داراییهایی حرکت دهند که احتمال حفظ ارزش پول در آنها بیشتر است. چرا رشد اسمی با رشد واقعی تفاوت دارد؟ به نظر میرسد سودآوری واقعی بسیاری از شرکتها تحت فشار قرار گرفته است. محدودیت انرژی، افزایش هزینهها، کاهش تقاضا و رشد ریسکهای اقتصادی عواملی هستند که بر سود واقعی شرکتها اثر منفی میگذارند. از سوی دیگر، افزایش ریسکهای سیاسی و اقتصادی باعث رشد صرف ریسک و در نتیجه کاهش ظرفیت افزایش P/E بازار میشود. همچنین پایداری رشد سودآوری شرکتها نیز با ابهامات جدی مواجه است. عامل مهم نرخ بهره حقیقی منفی همچنان از رشد اسمی بازار حمایت میکند. تا زمانی که تورم انتظاری فاصله قابل توجهی با نرخ بهره داشته باشد، بخشی از نقدینگی به سمت داراییها حرکت خواهد کرد و میتواند موجب رشد ظاهری قیمتها شود. چشمانداز یکسال آینده طبق سناریوی فعلی، انتظار نمیرود بازارهای دارایی از جمله بورس در یک سال آینده رشد واقعی قابل توجهی را تجربه کنند. احتمال دارد قیمتها از نظر عددی و ریالی افزایش پیدا کنند اما این رشد لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید یا خلق ثروت واقعی نخواهد بود. اگر روند کاهش ارزش ریال ادامه پیدا کند و نرخ بهره حقیقی همچنان منفی باقی بماند، امکان رشد اسمی در بازارهای دارایی وجود خواهد داشت اما افزایش ریسکهای اقتصادی، محدودیتهای ساختاری، تشدید مداخلات دولتی و کاهش رشد واقعی اقتصاد میتواند مانع از شکلگیری بازدهی واقعی پایدار شود. بورس پرس در بله : ble.ir/boursepress انتهای پیام