دوشنبه ۱ تير ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

آب‌رفتگی در خطوط قرمز آمریکا

آب‌رفتگی در خطوط قرمز آمریکا
بازار آریا - پاتریک وینتور* فقط مردی با ناآگاهی بی‌همتا از تاریخ، مانند دونالد ترامپ، می‌توانست «معاهده صلح آمریکا با ایران» را در ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - پاتریک وینتور* فقط مردی با ناآگاهی بی‌همتا از تاریخ، مانند دونالد ترامپ، می‌توانست «معاهده صلح آمریکا با ایران» را در ورسای امضا کند؛ جایی که خود، نماد تحقیر ملی است و فقط مردی با شوخ‌طبعی شیطنت‌آمیز مانند امانوئل مکرون می‌توانست چنین چیزی را پیشنهاد دهد. به‌راحتی می‌توان ترامپ را در نقش کنت آلمانیِ تحقیرشده و آسیب‌دیده، اولریش فون بروکدورف-رانتسائو، قرار داد.
معاهده ورسای در نهایت بر ۱۴بند استوار بود، درست همان‌طور که این یادداشت تفاهم نیز ۱۴بند دارد. اما این یادداشت، یک سند تسلیم کامل نیست، بلکه اعترافی است به اینکه آمریکا نتوانست از طریق جنگ به اهدافی از جنگ با ایران در نظر داشت، برسد. اگر این یادداشت، همراه با سخنان ترامپ در کنفرانس خبری یک‌ساعته‌اش در نشست گروه ۷ (G۷) مقایسه شود با سندی که آمریکایی‌ها در سال ۲۰۲۵ ارائه داده بودند، می‌توان دید که آمریکا تا چه حد مجبور به عقب‌نشینی شده است. خط قرمزها یکی پس از دیگری حذف شده‌اند.
توافق ترامپ درباره ایران: هنر شکست؟
آمریکا سند ۲۰۲۵ را درست پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه اسرائیل -با حمایت آمریکا- ارائه کرد؛ جنگی که با بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران پایان یافت. طبق مفاد آن سند، ایران نباید هیچ ظرفیت داخلی برای غنی‌سازی، جز در سطح محدود برای نیازهای پزشکی و کشاورزی می داشت، تمام سوخت هسته‌ای باید از خارج وارد می شد، تمام ذخایر اورانیوم غنی‌شده باید بلافاصله پس از امضای توافق از ایران خارج می شد، همه این ذخایر باید به ۳.۶۷درصد رقیق می شدند ایران نمی بایست هیچ تاسیسات جدید غنی‌سازی می ساخت و باید همه برنامه‌های مرتبط با تبدیل اورانیوم را برمی چید. در عوض، یک کنسرسیوم شامل ایران، آمریکا و کشورهای خلیج‌فارس قرار بود عملیات غنی‌سازی را خارج از ایران انجام دهد. با این حال، در اجلاس «اویان» در نشست G۷، ترامپ پذیرفت که ایران حق ادامه غنی‌سازی اورانیوم را دارد و گفت نمی‌توان آن را حذف کرد؛ چون کشورهای دیگر منطقه نیز برنامه هسته‌ای دارند. او گفت هیچ عجله‌ای برای برچیدن یا رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم بسیار غنی‌شده وجود ندارد، و مقامات آمریکایی نیز پذیرفتند که این ذخایر می‌تواند تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) داخل ایران رقیق شود، به شرط آنکه نهایتا به ۳.۶۷درصد برسد. در عمل، برای اینکه معافیت فوری در صادرات نفت کار کند، باید مجوزهایی برای خدمات مرتبط مانند تراکنش‌های بانکی، بیمه و حمل‌ونقل نیز صادر شود. یک مقام سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا و پژوهشگر ارشد اندیشکده «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها»، گفت گسترش مجوزها به تراکنش‌های مالی، ساختار اصلی تحریم‌های نفتی و مالی آمریکا علیه ایران را از هم می‌پاشد؛ تحریم‌هایی که احتمالا قوی‌ترین ابزار فشار اقتصادی آمریکا خارج از محاصره دریایی هستند.
تخفیف‌های گسترده‌تر تحریمی که تنها پس از پایان موفقیت‌آمیز مذاکرات هسته‌ای ارائه خواهد شد، شامل تحریم‌های اولیه، ثانویه و حتی تحریم‌های سازمان ملل خواهد بود. اگر این اتفاق بیفتد، بزرگ‌ترین بازتعریف روابط آمریکا و ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ خواهد بود. از دید آمریکا، نکته بدتر این است که همه این امتیازها برای بازگشایی تنگه هرمز داده شده؛ درحالی‌که این تنگه پیش از جنگ هم باز بوده است، اما حتی این هدف هم ممکن است محقق نشود. متن یادداشت نشان می‌دهد که آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز ممکن است پس از ۶۰روز پایان یابد؛ زمانی که ایران درباره خدمات دریایی در تنگه با دیگر کشورهای خلیج‌فارس گفت‌وگو خواهد کرد.
در نهایت، پیشنهاد ایجاد صندوق ۳۵۰‌میلیارد دلاری بازسازی ایران مطرح شده است؛ صندوقی که آمریکا گفته آن را ایجاد می‌کند؛ اما خود در آن مشارکت مالی نخواهد داشت. برای تامین چنین مبلغی، کشورهای خلیج‌فارس باید بسیار بخشنده باشند نسبت به کشوری که به‌تازگی به هتل‌ها و پایگاه‌های هوایی‌شان حمله کرده و اقتصادشان را تحت فشار گذاشته است. حتی آزادسازی ۲۴‌میلیارد دلار دارایی‌های ایران در خارج از کشور نیز احتمالا تاثیر چندانی بر مشکلات شدید اقتصادی ایران نخواهد داشت.
در مورد اینکه این توافق بهتر است یا بدتر از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ باراک اوباما، بسیاری از مذاکره‌کنندگان می‌گویند این مقایسه مانند مقایسه سیب و پرتقال است؛ چون زمینه - از جمله به‌دلیل آسیب شدید به تاسیسات هسته‌ای ایران- کاملا متفاوت است.
مهم‌تر اینکه توافق ۲۰۱۵ یک سند کامل کنترل تسلیحات بود، اما این یادداشت حداکثر یک چارچوب برای مذاکرات بعدی است که ممکن است به بن‌بست یا توافقی مشابه ۲۰۱۵ ختم شود.
جز تاکید ایران بر اینکه به دنبال سلاح هسته‌ای نیست، سایر مفاد مذاکرات هسته‌ای کاملا باز گذاشته شده است. زبان این یادداشت حتی از توافق ۲۰۱۵ هم ضعیف‌تر است؛ جایی که ایران صراحتا اعلام کرده بود «تحت هیچ شرایطی به دنبال تولید یا دستیابی به سلاح هسته‌ای نخواهد بود.»
اما انکار کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد سازوکار راستی‌آزمایی است و در این زمینه آمریکا عملا به نقطه‌ای بهتر از قبل نرسیده است. پس چرا ترامپ این توافق را امضا کرده است؟ او در روز چهارشنبه صادقانه گفت: خطر رکود جهانی و تمام شدن ذخایر نفتی در عرض چند هفته باعث امضای این توافق شده است. او گفت: «تنها رئیس‌جمهوری که نمی‌خواستم باشم، هربرت هوورِ فقید و بزرگ بود»؛ اشاره به رئیس‌جمهوری که مقصر رکود بزرگ شناخته می‌شود. او افزود: «نمی‌خواستم شاهد فاجعه اقتصادی باشم. اگر این وضعیت ادامه پیدا می‌کرد، چنین چیزی ممکن بود رخ دهد.»
* دبیر سرویس دیپلماسی گاردین


نظرات شما