بازار آریا - مدیر پیشین امور بینالملل شرکت ملی نفت ایران معتقد است: بازار جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ بیش از هر چیز تحت تأثیر ابهام در سیاستهای تعرفهای آمریکا و واکنش شرکای تجاری این کشور خواهد بود؛ عاملی که میتواند تقاضای جهانی نفت را تحت فشار نگه دارد و مانع از جهش قیمتی شود.
به گزارش خبرنگار شانا، بازار جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ با مجموعهای از عدمقطعیتهای سیاسی، اقتصادی و فناورانه روبهروست؛ از سیاستهای تعرفهای آمریکا و تحریمها گرفته تا نقش هوش مصنوعی در آینده معاملات انرژی. به همین منظور، برای بررسی مهمترین چالشها، سناریوهای قیمتی و آینده بازار نفت، با حجتالله غنیمیفرد، رئیس پیشین دپارتمان مطالعات نفتی اوپک به گفتوگو نشستیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
از نظر شما، بزرگترین چالش بازار نفت در ۲۰۲۶ چیست؟
به نظر من بزرگترین چالش بازار نفت در سال ۲۰۲۶، تداوم ابهام در سیاستهای تعرفهای ایالات متحده و واکنش متقابل شرکای تجاری این کشور است. اعمال یا تشدید تعرفهها از سوی آمریکا و اقدام متقابل برخی کشورها میتواند فضای عدم اطمینان در اقتصاد جهانی را تقویت کند؛ روندی که بهطور مستقیم بر تقاضای جهانی نفت اثرگذار خواهد بود. در صورت ادامه این فشارهای تعرفهای، تولید صنعتی در کشورهای مختلف کاهش مییابد و به دنبال آن مصرف سوخت نیز افت میکند.
بخشی از این مصرف مربوط به نفت و فرآوردههای نفتی است و بخشی دیگر به گاز طبیعی، انرژیهای نو و حتی زغالسنگ که همچنان در کشورهایی مانند چین، هند و برخی کشورهای اروپایی مورد استفاده قرار میگیرد. بر این اساس نامشخص بودن سیاستهای نهایی تعرفهای میان آمریکا و طرفهای مقابل، مهمترین چالش پیشروی بازار نفت در سال ۲۰۲۶ بهشمار میرود؛ چالشی که میتواند اثر منفی بر تقاضای نفت داشته باشد و تداوم قیمتها در سطوح پایین کنونی، حدود ۶۰ دلار برای هر بشکه (بسته به نوع نفت) را در سال آینده نیز رقم بزند.
آیا قیمت نفت جهش خواهد داشت یا ثبات مییابد؟
این موضوع تا حد زیادی به سرانجام وضعیت اقتصادی ایالات متحده در تعامل با کشورهای طرف معامله خود، بهویژه از منظر تعرفهها بستگی دارد. منظور دستیابی به یک نتیجه قطعی است. با این حال با توجه به سیاستهای کلی دولت آمریکا که بهطور مشخص در جهت پایین نگه داشتن قیمت نفت و فرآوردههای نفتی مورد استفاده در حوزه حملونقل دنبال میشود، میتوان گفت این کشور به هر شکل ممکن از افزایش قیمت نفت جلوگیری میکند. بر همین اساس نهتنها انتظار افزایش قابلتوجهی در قیمت نفت وجود ندارد، بلکه جهش قیمتی نیز در چارچوب پیشبینیهای متعارف و با توجه به شرایط کنونی اقتصاد جهانی بعید به نظر میرسد.
بهطور معمول جهشهای قیمت نفت در شرایط غیرقابل پیشبینی رخ میدهند. بدیهی است که اگر رویداد خاصی اتفاق بیفتد، برای مثال بروز بحران در مناطق مهم نفتخیز جهان مانند غرب آسیا و شمال آفریقا که به کاهش شدید صادرات نفت منجر شود، در آن صورت جهش قیمت نفت کاملاً محتمل خواهد بود، اما پرسش اصلی این است که آیا چنین سناریوهایی را میتوان در زمره پیشبینیهای دقیق و قابل اتکا قرار داد؟ از نظر شخصی با توجه به دادهها و اطلاعاتی که در حال حاضر در اختیار داریم، معتقدم نباید جهش قیمت نفت را در تصورات و برآوردهای فعلی خود لحاظ کنیم.
کدام کشور بیشترین تأثیر را بر قیمت نفت خواهد داشت؟
کشور آمریکا بهعنوان بزرگترین تولیدکننده و همزمان بزرگترین مصرفکننده نفت جهان، با توجه به سیاستهایی که برای مقابله با افزایش قیمتها اتخاذ میکند، در این زمینه نقش بسیار تعیینکنندهای دارد. بدیهی است که برخی کشورهای عضو اوپک، بهویژه در قالب اوپکپلاس، تولیدات نفتی بالایی دارند و اگر روسیه را نیز در این مجموعه در نظر بگیریم، این کشورها نیز اهمیت زیادی دارند، اما آیا این کشورها قصد دارند بهصورت مستقیم با آمریکا از نظر سیاستهای نفتی مقابله کنند؟ برداشت شخصی من این است که چنین هدفی ندارند.
بنابراین اگر بخواهیم بررسی کنیم کدام کشور بیشترین تأثیر را بر قیمت نفت دارد، همچنان آمریکا است، زیرا هم بزرگترین تولیدکننده و هم بزرگترین مصرفکننده نفت در جهان است. افزون بر این، انتظار میرود صادرات نفت این کشور در سال ۲۰۲۶ به رقمی بسیار بالاتر از گذشته برسد. هرچند ارقام اعلامشده هنوز بهطور رسمی از سوی مقامهای نفتی آمریکا تأیید نشدهاند، اما برخی گزارشها حتی از صادرات حدود ۷ میلیون بشکه در روز خبر دادهاند که نشاندهنده نقش تعیینکننده آمریکا در بازار نفت است.
عدم سرمایهگذاری در بخش بالادست نفت چه پیامدها و شوکهایی میتواند بر تولید، عرضه و قیمت نفت وارد کند؟
برخی کارشناسان پیشبینی میکنند که با توجه به قیمتهای بهنسبت پایین نفت در سال ۲۰۲۵، بسیاری از تولیدکنندگان بهویژه شرکتهای خصوصی و شرکتهای آمریکایی، با سود پایین مواجه شدهاند. اگرچه این شرکتها توانستهاند اداره کسبوکار خود را ادامه دهند، اما برای حفظ روند سوددهی و جلوگیری از کاهش بیشتر قیمتها، احتمال دارد در سال ۲۰۲۶ سرمایهگذاریهای قابلتوجهی انجام ندهند. به عبارت دیگر، ممکن است سطح تولید آنها تنها به میزانی محدود بماند که پیشتر برنامهریزی شده و برنامهای برای افزایش آن وجود نداشته باشد.
این کاهش یا عدم افزایش سرمایهگذاری میتواند در بلندمدت پیامدهایی داشته باشد، اما وقوع شوکهای قیمتی جدی در کوتاهمدت، حتی در ۱۲ ماه آینده، چندان محتمل به نظر نمیرسد، مگر آنکه در کشورهای تولیدکننده اصلی نفت، بهویژه آنهایی که توان عرضه بالایی به بازار جهانی دارند، اتفاقهای غیرمنتظرهای رخ دهد و تصمیم به کاهش یا توقف سریع تولید بگیرند. چنین سناریویی، البته استثنایی و بعید است.
حتی در شرایط تحریم یا محدودیتهای بینالمللی، برای کشورهایی مانند روسیه، ونزوئلا و ایران نیز به نظر نمیرسد این عوامل به حدی برسد که سبب ایجاد شوکهای قیمتی شدید در بازار نفت طی سال ۲۰۲۶ شود.
تحریمها چه تأثیری بر عرضه نفت در سال آینده دارند؟
این تحریمها بهطور عمده در دو گروه قابل دستهبندی هستند: نخست تحریمهای موردی که یک کشور یا گروهی از کشورها علیه یک کشور خاص اعمال میکنند، مانند تحریمهایی که علیه روسیه و تا حدی علیه ایران وجود دارد. این تحریمها سبب میشوند صادرات نفت این کشورها به سایر مناطق و کشورهای جهان با محدودیت مواجه شود و مسیر جابهجایی آن تغییر کند. دوم، انگیزههای اقتصادی و سیاسی پشت این تحریمها نیز قابل توجه است. برای مثال آمریکا و متحدان اروپایی آن، افزون بر دلایل سیاسی، هدف دارند بازارهای صادراتی خود را باز نگه دارند و با تحریم رقبای نفتی خود، حضور رقبا در این بازارها را کاهش دهند.
با این حال برداشت من این است که تحریمها بهتنهایی نمیتوانند عرضه نفت از کشورهای تحت تحریم را به شکل قابلتوجهی تغییر دهند. تجربه سالهای اخیر، بهویژه سال ۲۰۲۵ نشان داده است تحریمها تأثیر چشمگیری بر عرضه نفت نداشتهاند، بهویژه اینکه منابع انرژی جدید نیز توانستهاند بخشی از نیاز مصرفکنندگان جهان، بهویژه کشورهای پیشرفته صنعتی را تأمین کنند و روند افزایش تقاضای نفت در جهان را کند نگه دارند.
فناوری جدیدی که میتواند بازار نفت را متحول کند، چیست؟
فناوری جدیدی که میتواند در بازار نفت مورد استفاده قرار گیرد، بهویژه در بخش معاملات و بازار، هوش مصنوعی است. این فناوری میتواند هم در معاملات واقعی نفت خام و هم در معاملات تجاری نفت کاغذی نقش مؤثری ایفا کند و بسیاری از پیچیدگیهایی را که در نبود هوش مصنوعی در این بخشها وجود دارد، کاهش دهد. به همین دلیل، این فناوریها میتوانند بخشی از هزینهها را کاهش دهند.
همانطور که میدانید هوش مصنوعی پیشرفته در برخی صنایع سبب شده است با استفاده ۲۴ ساعته و مستمر از برنامههای هوشمند، هزینهها بهطور چشمگیری کاهش یابد، بهویژه در مقایسه با استخدام نیروی انسانی متخصص برای انجام همان وظایف. ممکن است بپرسید آیا این سبب بیکاری عدهای نمیشود؟ پاسخ مثبت است، اما همزمان فرصتهای شغلی جدیدی نیز ایجاد شده است. نسل جدیدی از متخصصان به سمت حوزه هوش مصنوعی سوق یافتهاند، مشابه زمانی که قبل از ورود کامپیوترها، برخی مشاغل از بین رفت اما فرصتهای جدیدی در زمینه فناوری اطلاعات ایجاد شد.
هوش مصنوعی میتواند در صنعت نفت، بهویژه در بخش بازار، بسیار مؤثر باشد و افزون بر کاهش هزینهها، بسیاری از مشکلات غیرقابل پیشبینی را نیز مدیریت و اصلاح کند. در بخشهای بالادستی و میاندستی نیز استفاده از هوش مصنوعی در برخی کشورها آغاز شده است، هرچند هنوز به گستردگی و کارایی برخی صنایع دیگر نرسیده است. به نظر میرسد این فناوری میتواند در تمام بخشهای صنعت نفت و گاز، بالادستی، میاندستی و پاییندستی، تأثیرگذار باشد و نقش مهمی در بهینهسازی عملکرد و کاهش هزینهها ایفا کند.
کدام بخش زنجیره نفت بیشترین تغییر را خواهد داشت؟
برداشت شخصی من این است که بخش پاییندستی نفت ممکن است زودتر از سایر بخشها تغییرات عمدهای را بهواسطه استفاده از هوش مصنوعی شاهد باشد. همانطور که پیشتر نیز اشاره کردم، این موضوع بهویژه در زمینه معاملات نفت خام و فرآوردههای نفتی قابل توجه است، چه بهصورت معاملات کاغذی در بورسها و چه به شکل رسمی و قطعی نفت خام و فرآوردههای نفتی. به نظر میرسد اثرات این تحول بیشتر از سایر بخشها در طول سال ۲۰۲۶ قابل مشاهده خواهد بود.
اگر بخواهید پیشبینی جسورانهای درباره قیمت نفت بدهید، چیست؟
خاطرم میآید که سالهای بسیار دور، زمانی که تازه در بخش بینالملل صنعت نفت حضور یافته بودم، مقالهای را از یکی از افراد باسابقه بخش پاییندستی نفت میخواندم. این فرد که خدا رحمتش کند و اکنون از دنیا رفته است، در یکی از کشورهای دیگر زندگی میکرد و اهل یکی از کشورهای منطقه ما بود.
ایشان نقل میکرد افرادی که درباره قیمت نفت پیشبینی میکنند، چون اطلاعات دقیقی در دست ندارند، پیشبینیهایشان ممکن است درست از آب درآید یا نه و اساساً قابل اعتماد نیست. میخواهم این سخن ایشان را کمی کاملتر کنم: جز در برخی مدلهای اقتصادی که با پیشفرضها و مفروضات مشخص میتوانند روند افزایش یا کاهش قیمت نفت را در یک بازه زمانی خاص پیشبینی کنند، هرگونه پیشبینی، چه جسورانه و چه محتاطانه، در واقع تنها یک تصور است و به نظر منطقی و قطعی نمیرسد.
به همین دلیل چون تاکنون روی مدلهای اقتصادسنجی برای پیشبینی قیمت نفت کار نکردهام و مقالاتی که با مدلی قابل اتکا و درصدهای احتمال وقوع مشخص ارائه کنند، مطالعه نکردهام، ترجیح میدهم در این زمینه مطلبی ارائه ندهم.
شوکهای غیرمنتظره در ۲۰۲۶ کداماند؟
در مورد شوکهای غیرمنتظره در سال ۲۰۲۶ باید گفت خود مفهوم «شوک» بر این نکته دلالت دارد که این رویدادها غیرمنتظره هستند؛ در غیر این صورت، دیگر شوک محسوب نمیشوند. این شوکها تنها به بازار نفت و صنعت نفت، چه در بخش بالادستی، میاندستی یا پاییندستی، محدود نمیشوند، بلکه میتوانند شامل تمام جایگزینهای نفت ازجمله گاز، زغالسنگ و انرژیهای نو مثل هیدروژن، انرژی باد و خورشید باشند که بخشی از نیاز جهانی به نفت و فرآوردههای نفتی را تأمین میکنند.
با اطلاعات و مطالعاتی که تاکنون داشتهام، برداشت من این است که هیچ پیشبینی مشخصی درباره وقوع چنین شوک غیرمنتظرهای در بازار نفت و قیمت آن ارائه نشده است. از آنجا که شوک ذاتاً غیرمنتظره است، به هیچ وجه نمیتوان وقوع آن را پیشبینی کرد.
تنها رویداد بالقوهای که میتواند چنین اثراتی داشته باشد، درگیریهای نظامی بین کشورهای قدرتمند و کشورهای مستقل است. اگر این کشورها دارای منابع نفتی و امکانات عرضه آن به بازار جهانی باشند، درگیری نظامی میتواند پیامدهایی به دنبال داشته باشد که همانطور که فرمودید، به شکل شوک بر بازار نفت ظاهر شود. امیدوارم چنین اتفاقی رخ ندهد، اما با توجه به رفتارهای برخی کارگزاران دولت آمریکا که گاه خارج از قواعد و ضوابط بینالمللی عمل کردهاند، لازم است ما نیز بهعنوان یک کشور نفتی، از قبل آمادگی داشته باشیم و برنامهریزی کنیم تا در صورت وقوع فشارها یا اقدامهای احتمالی، بتوانیم از منافع تکتک شهروندان کشورمان محافظت کنیم.
سه رویداد مهم را در بازار نفت در سال ۲۰۲۵ عنوان کنید؟
نخست انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا و سیاستهای غیردوستانهای که نسبت به صنعت نفت جهان اتخاذ شد. هدف اصلی این سیاستها، تقویت صنعت نفت و گاز آمریکا و جایگزینی آن در بازارهای جهانی با صادرکنندگان سنتی بود. این سیاستها، اگرچه بهطور مستقیم نفت را تحت تأثیر قرار نمیدهند، بهصورت غیرمستقیم اثرات مهمی بر بازار داشتهاند. نمونه بارز آن، توقف پروژههای مزرعههای بادی فراساحل آمریکا، بهویژه در منطقه نیویورک و شمال شرق کشور، تنها کمتر از یک ماه پس از آغاز بهکار دولت جدید بود. این اقدام سبب شد سرمایهگذاریهایی که قرار بود به بهرهبرداری برسند متوقف شوند و صنعت نفت و گاز آمریکا در اولویت قرار گیرد. همچنین سیاستهای صادرات گاز آمریکا به اروپا و سایر نقاط جهان، جایگزین منابع سنتی مانند گاز روسیه شد و حضور آمریکا در بازار انرژی جهانی را تقویت کرد.
دوم، رفتارهای نظامی آمریکا علیه کشتیهای صادرکننده نفت، بهویژه در منطقه ونزوئلا. حمله به کشتیها به بهانه مقابله با قاچاق مواد مخدر و آسیب رساندن به افراد بیگناه نشاندهنده قدرت نظامی آمریکا و تأثیر آن بر بازار نفت است. این اقدامها، افزون بر اثر مستقیم بر صادرات نفت، بهعنوان هشداری برای دیگر کشورها عمل میکند و نشان میدهد آمریکا میتواند هر زمان که بخواهد، علیه منافع کشورهای دیگر، حتی در آبهای سرزمینی آنها اقدام کند. این رویدادها بر امنیت بازار نفت و روابط بینالمللی اثرگذار بوده و زنگ خطری برای کشورهای تولیدکننده است.
سوم، مسائل مربوط به محیطزیست و سیاستهای آمریکا در این زمینه. خروج آمریکا از برخی توافقها و همکاریها در حوزه محیطزیست ازجمله در برزیل نشان داد این کشور حاضر نیست به همراهی بینالمللی برای کنترل آلودگیهای ناشی از تولید انرژی پایبند باشد. این موضوع اگرچه در کوتاهمدت ممکن است برای صنعت نفت مفید به نظر برسد، میتواند نگرانیهای طولانیمدت در خصوص آلودگی و مسائل زیستمحیطی را تشدید کند و در نهایت اعتبار انرژیهای فسیلی و فرآوردههای نفتی را در معرض پرسش قرار دهد.
این سه رویداد، هریک به نوعی نشاندهنده تأثیرات ژئوپلیتیک، اقتصادی و محیط زیستی بر بازار نفت در سال ۲۰۲۵ هستند و میتوانند پایهای برای تحلیل روندهای آینده در سال ۲۰۲۶ باشند.