يکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

سرمایه انسانی؛ فرصتی در دل بحران

سرمایه انسانی؛ فرصتی در دل بحران
بازار آریا - در روزهای بحرانی مانند دوران جنگ، معمولا اولین چیزی که به ذهن می‌آید، ساختمان‌های ویران‌شده و خسارت‌های قابل‌مشاهده است.
  بزرگنمايي:

بازار آریا - در روزهای بحرانی مانند دوران جنگ، معمولا اولین چیزی که به ذهن می‌آید، ساختمان‌های ویران‌شده و خسارت‌های قابل‌مشاهده است.
در روزهای بحرانی مانند دوران جنگ، معمولا اولین چیزی که به ذهن می‌آید، ساختمان‌های ویران‌شده و خسارت‌های قابل‌مشاهده است. دوربین‌ها نیز اغلب همین تصاویر را ثبت می‌کنند؛ آوار، دود و سرمایه‌های فیزیکی که در چند لحظه نابود شده‌اند. اما اقتصاد بحران فقط آن چیزی نیست که دیده می‌شود. گاهی بزرگ‌ترین سرمایه یک بنگاه نه در سوله‌ها و خطوط تولید، بلکه در جایی قرار دارد که کمتر به چشم می‌آید؛ در تجربه، دانش و مهارت انسان‌هایی که آن کسب‌وکار را ساخته‌اند.
به همین دلیل تصویر عیسی غریبی، کارخانه‌داری که در میان خرابه‌های کارخانه‌اش ایستاده، تصویری ماندگار است. نه فقط به دلیل حجم ویرانی، بلکه به دلیل نوع نگاه او به آنچه از دست رفته و آنچه باید حفظ شود. مگر می‌شود ناگهان تمامی دستگاه‌ها و خط تولیدهایی که با زحمت، سرمایه‌گذاری و همدلی بسیاری از افراد راه افتاده و به بخشی از تولید کشور تبدیل شده‌اند، در یک لحظه به تلی از ویرانه بدل شوند؟
اما شاید مهم‌ترین جمله او در میان همه روایت‌های این روزها، درباره ساختمان‌ها و تجهیزات نبود. او گفت که تک‌تک پرسنلش را نگه داشته و برای هر کدام به شکلی کاری تعریف کرده است تا روند بازسازی هرچه سریع‌تر آغاز شود. این جمله در ظاهر ساده است، اما در دل خود یکی از مهم‌ترین درس‌های اقتصاد بنگاه را دارد؛ اینکه در شرایط بحران، حفظ سرمایه انسانی گاهی مهم‌تر از حفظ سرمایه فیزیکی است.
در سال‌های اخیر بارها دیده‌ایم که با وقوع هر حادثه غیرمنتظره، رکود اقتصادی یا اختلال در زنجیره‌های کسب‌وکار، بسیاری از شرکت‌ها به سمت سیاست‌های انقباضی حرکت می‌کنند.
نخستین و ساده‌ترین راه نیز معمولا کاهش هزینه‌های نیروی انسانی است. در نگاه حسابداری شاید این تصمیم منطقی به نظر برسد؛ حقوق و دستمزد، هزینه است و کاهش هزینه به بهبود وضعیت نقدینگی کمک می‌کند. اما اقتصاد کسب‌وکار همیشه به سادگی ستون‌های یک ترازنامه نیست.
تجربه شرکت‌های موفق در جهان و نمونه‌های موفق در ایران نشان داده است که مهم‌ترین دارایی یک سازمان نه ساختمان‌ها، نه تجهیزات و نه حتی منابع مالی آن، بلکه انسان‌هایی هستند که سال‌ها دانش، تجربه و مهارت خود را در آن مجموعه انباشته کرده‌اند.
کسب‌وکاری که به معنای واقعی شکل گرفته باشد، حاصل کار تیمی و تجربه مشترک انسان‌هایی است که بخشی از زندگی حرفه‌ای خود را در آن سپری کرده‌اند. چنین نیروهایی صرفا کارمند نیستند؛ آنها بخشی از سرمایه مولد بنگاه هستند.
از دست دادن این سرمایه هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر از آن چیزی دارد که در صورت‌های مالی دیده می‌شود. جذب نیروی جدید، آموزش، انتقال دانش، آشنایی با فرآیندها و رسیدن به سطح بهره‌وری مطلوب، زمان و هزینه قابل‌توجهی نیاز دارد.
به همین دلیل بسیاری از بنگاه‌های موفق در دوران بحران تلاش می‌کنند تا حد امکان نیروی انسانی خود را حفظ کنند؛ زیرا می‌دانند بازسازی یک خط تولید معمولا آسان‌تر از بازسازی یک تیم حرفه‌ای و کارآمد است.
بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، اما اثر تصمیماتی که در این دوران درباره سرمایه انسانی گرفته می‌شود، سال‌ها در سازمان باقی می‌ماند. حفظ منابع انسانی در دوران بحران، یک اقدام حمایتی صرف نیست؛ یک تصمیم هوشمندانه اقتصادی و راهبردی است که آینده کسب‌وکار را رقم می‌زند. مدیران کسب‌وکاری که این واقعیت را درک کنند، نه‌تنها از بحران عبور خواهند کرد، بلکه در دوران پساجنگ نیز باقدرت بیشتری مسیر رشد و توسعه یا حتی بازسازی را ادامه خواهند داد.
شاید به همین دلیل بود که آن مرد کارخانه‌دار، در میان آن همه آهن و بتن فروریخته، بیش از هر چیز به آدم‌هایش فکر می‌کرد. او به خوبی می‌دانست کارخانه را می‌توان دوباره ساخت، ماشین‌آلات را می‌توان دوباره خرید و خطوط تولید را می‌توان دوباره راه انداخت؛ اما مهم‌ترین سرمایه‌ای که باید حفظ شود همان انسان‌هایی هستند که قرار است فردا دوباره چرخ‌های تولید را به حرکت درآورند.
سیمین‌دخت کبگانی
هم‌بنیان‌گذار هلدینگ راسا


نظرات شما