بازار آریا - آجی سریواستاوا* در تحلیل توافقنامه تجاری اخیر میان هند و اتحادیه اروپا، اغلب مفسران مقهور هیاهوی سیاسی شدهاند و از بررسی دقیق معادلات اقتصادی باز ماندهاند. اگر بخواهیم عیار این توافق را با متر و معیارهای کمی بسنجیم، باید میان وزن سیاسی و اقتصادی آن تفکیک قائل شویم. از منظر دیپلماسی و جایگاه هند در نظام بینالملل، این پیمان بلندپروازانهترین گام دهلینو محسوب میشود و میتوان به آن نمره ۸ از ۱۰ داد، چراکه نشاندهنده بلوغ استراتژیک ما در تعامل با بلوکهای قدرت است.
اما وقتی پای ترازنامه سود و زیان و واقعیتهای اقتصادی به میان میآید، نمره ۶ از ۱۰ ارزیابی دقیقتری خواهد بود. این شکاف میان دستاورد سیاسی و منفعت اقتصادی، نه یک نقص، بلکه بازتابی از طبیعت پیچیدهی چانهزنی با شریکی محافظهکار مانند اروپاست. پیش از واکاوی مفاد قرارداد، لازم است افسانهای را که در محافل غربی علیه هند ساخته شده، با زبان آمار باطل کنیم. برچسبهایی نظیر «شریک دشوار» یا «مذاکرهکننده سرسخت» که به هند نسبت داده میشود، با کارنامه چهار سال اخیر ما همخوانی ندارد. هند در این مدت کوتاه ۹ قرارداد تجارت آزاد را نهایی و اجرایی کرده است که در میان اقتصادهای بزرگ جهان رکوردی بیسابقه محسوب میشود. آنچه برخی بهاشتباه سرسختی مینامند، در واقع پافشاری عقلانی ما بر منافع ملی و رد نسخههای تحمیلی است و توافق با اروپا ثابت کرد که اگر ارادهای برای تعامل برابر وجود داشته باشد، هند آمادهترین شریک تجاری جهان است. معماری اصلی این توافق بر پایه یک مبادله تاریخی بنا شده است. هند برای نخستین بار حصار تعرفهای صنعت خودرو را شکست و دروازههای این بازار بکر را به روی خودروسازان اروپایی گشود. باید توجه داشت که صنعت خودرو همواره خط قرمز سیاستهای حمایتی ما بوده و حتی در توافق با شرکای نزدیکی چون ژاپن و کرهجنوبی نیز دستنخورده باقی مانده بود. اما ما با پذیرش کاهش تعرفهها تا مرز ۶۰درصد و در مواردی بیشتر، امتیاز بزرگی به اروپا دادیم تا در جبههای دیگر به پیروزی برسیم. هدف ما احیای قدرت رقابت در صنایع کاربر و اشتغالزا بود.
تعرفههای سنگین اروپا بر پوشاک، منسوجات و محصولات چرمی، عملا قدرت رقابت را از تولیدکننده هندی سلب کرده بود و بازار را به رقبایی مانند ویتنام و بنگلادش واگذار میکرد. با صفر شدن این تعرفهها، خونی تازه در رگهای صادرات سنتی هند جریان مییابد و اثرات مثبت آن بر اشتغال و ارزآوری تقریبا فوری خواهد بود. با این حال در دنیای تجارت مدرن، تعرفهها تنها سطح آب را نشان میدهند و صخرههای اصلی در زیر آب پنهان شدهاند. نگرانی عمیق من معطوف به «موانع غیرتعرفهای» است که اروپا با مهارت خاصی آنها را طراحی میکند. استانداردهای سختگیرانه و هزینههای گزاف تطبیق مقررات، میتواند دستاورد کاهش تعرفه را خنثی کند. به عنوان نمونه در حوزه تجهیزات پزشکی، هزینههای سرسامآور ثبت محصول عملا راه را بر شرکتهای متوسط هندی میبندد. در بخش کشاورزی نیز مقررات مربوط به باقیمانده سموم، گاه چنان سختگیرانه تنظیم میشود که توجیه علمی ندارد و صرفا ابزاری برای حمایتگرایی پنهان است. وقتی حد مجاز یک ماده در اروپا کسری ناچیز از استاندارد آمریکا تعیین میشود، پیام آن روشن است: آنها به دنبال بهانهای فنی برای مسدود کردن واردات هستند. چالش دیگر به حوزه مالکیت فکری و صنعت داروسازی بازمیگردد.
هند که به عنوان داروخانه جهان شناخته میشود، همواره مدافع تولید داروهای ژنریک ارزانقیمت بوده است. خطر اصلی در اینجا تاکتیک «همیشهسبزسازی» حق اختراع توسط شرکتهای غربی است؛ ترفندی که با تغییرات جزئی در فرمول دارو، انحصار تولید را به شکل مصنوعی تمدید میکنند. هرچند متن نهایی هنوز نیازمند بررسی موشکافانه است، اما هرگونه عقبنشینی در این حوزه میتواند به قیمت تضعیف صنعت داروسازی هند و افزایش هزینههای درمان تمام شود. اما شاید ناامیدکنندهترین بخش توافق، ناتوانی در حل مساله «مکانیسم تنظیم مرزی کربن» باشد. ما انتظار داشتیم این قرارداد سپری در برابر مالیات کربن اروپا باشد، اما چنین نشد. این وضعیت یک نابرابری ساختاری ایجاد میکند که در آن کالای اروپایی با تعرفه صفر وارد هند میشود، اما کالای صنعتی هند مانند فولاد و آلومینیوم در دروازههای اروپا مشمول جریمههای سنگین زیستمحیطی میگردد. این مکانیسم که امروز صنایع انرژیبر را هدف گرفته، در آیندهای نزدیک تمام سبد صادراتی ما را تهدید میکند و میتواند مزیت قیمتی تولیدات هند را ببلعد. با عبور از این چالشها، باید به نقطه قوت و درخشان توافق اشاره کرد که در «مکمل بودن» ساختار اقتصادی دو طرف نهفته است. برخلاف بسیاری از پیمانهای تجاری که منجر به رقابت مخرب صنایع داخلی میشود، در اینجا نوعی همافزایی ذاتی وجود دارد.
هند صادرکننده کالاهای پاییندستی و کاربر است، درحالیکه اروپا در پلههای بالای زنجیره ارزش و تولید کالاهای سرمایهای قرار دارد. این رابطه را میتوان در تجارت الماس و فلزات بهوضوح دید؛ جایی که اروپا مواد خام و قراضه صادر میکند و هند با فرآوری آنها، محصول نهایی را بازمیگرداند. این ساختار به جای حذف یکدیگر، به تعمیق زنجیرههای تامین مشترک منجر میشود و پایدارترین بخش توافق است. در نهایت نمیتوان از تاثیر متغیر ایالات متحده بر این معادله غافل شد. کاهش صادرات هند به آمریکا در ماههای اخیر که ناشی از سیاستهای تعرفهای جدید واشنگتن است، ضرورت تنوعبخشی به بازارها را دوچندان کرده است. با این وجود نباید دچار توهم شد که بازار اروپا میتواند در کوتاهمدت جایگزین کامل آمریکا شود. این توافق بیش از آنکه واکنشی سیاسی به آمریکا باشد، یک «بیمهنامه تجاری» برای روزهای مباداست. هند و اروپا هر دو در تلاشاند در جهانی که قواعد آن مدام در حال بازنویسی است، حفاظی امن برای تجارت خود ایجاد کنند. این پیمان با تمام کاستیهایش گامی رو به جلو برای بقا و شکوفایی در عصر جدید حمایتگرایی است.
* بنیانگذار موسسه تحقیقات تجارت جهانی (GTRI)