پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵
تحلیل بازار آریا

بازآفرینی شهری؛ از پروژه‌محوری تا سرمایه‌گذاری اجتماعی

بازآفرینی شهری؛ از پروژه‌محوری تا سرمایه‌گذاری اجتماعی
بازار آریا - بازآفرینی شهری زمانی به توسعه‌ای پایدار و اثربخش منجر می‌شود که از نگاه صرفا کالبدی و پروژه‌محور عبور کند و سرمایه‌گذاری بر ظرفیت‌های اجتماعی، اقتصادی و انسانی محله‌ها را در اولویت قرار دهد. تجربه شهرها نشان می‌دهد ساخت خیابان، نوسازی ساختمان‌ها و اجرای پروژه‌های عمرانی، اگر با مشارکت ساکنان، تقویت اقتصاد محلی و حفظ هویت اجتماعی همراه نباشد، لزوما کیفیت زندگی را بهبود نمی‌بخشد.
  بزرگنمايي:

بازار آریا - بازآفرینی شهری زمانی به توسعه‌ای پایدار و اثربخش منجر می‌شود که از نگاه صرفا کالبدی و پروژه‌محور عبور کند و سرمایه‌گذاری بر ظرفیت‌های اجتماعی، اقتصادی و انسانی محله‌ها را در اولویت قرار دهد. تجربه شهرها نشان می‌دهد ساخت خیابان، نوسازی ساختمان‌ها و اجرای پروژه‌های عمرانی، اگر با مشارکت ساکنان، تقویت اقتصاد محلی و حفظ هویت اجتماعی همراه نباشد، لزوما کیفیت زندگی را بهبود نمی‌بخشد.

یکی از چالش‌های مدیریت شهری، فاصله میان حجم فعالیت‌های عمرانی و میزان رضایت و برخورداری واقعی شهروندان است. ممکن است در محله‌ای پروژه‌های متعددی اجرا شود، اما کسب‌وکارهای محلی همچنان کم‌رونق بمانند، فرصت‌های شغلی پایدار شکل نگیرند و ساکنان قدیمی به‌دلیل افزایش هزینه‌های زندگی ناچار به ترک محل سکونت خود شوند. این واقعیت نشان می‌دهد که موفقیت بازآفرینی را نمی‌توان صرفا با تعداد پروژه‌ها و میزان اعتبار هزینه‌شده سنجید. اعتماد، مشارکت، همکاری و احساس تعلق شهروندان، سرمایه‌ای است که در موفقیت برنامه‌های توسعه شهری نقشی تعیین‌کننده دارد. محله‌ای که ساکنان آن در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت می‌کنند و نسبت به آینده محیط زندگی خود احساس مسوولیت دارند، ظرفیت بیشتری برای حل مسائل و جذب سرمایه‌گذاری خواهد داشت. از این رو، مشارکت مردم نباید به جلسات تشریفاتی و اطلاع‌رسانی پس از تصمیم‌گیری محدود شود. شهروندان، تشکل‌های محلی و کسب‌وکارهای کوچک باید در شناسایی مسائل، تعیین اولویت‌ها و نظارت بر اجرای برنامه‌ها نقش واقعی داشته باشند. بدون این مشارکت، حتی پروژه‌های موفق کالبدی نیز ممکن است به تغییراتی کم‌دوام و فاقد پشتوانه اجتماعی منجر شوند.
پایداری محله تنها به کیفیت ساختمان‌ها و معابر وابسته نیست؛ توان اقتصادی ساکنان، استمرار فعالیت کسب‌وکارها و دسترسی به فرصت‌های شغلی نیز اهمیت دارد. حمایت از مشاغل خرد و متوسط، رونق بازارهای محلی، احیای فعالیت‌های اقتصادی متناسب با هویت هر منطقه و تسهیل دسترسی به منابع مالی باید بخشی جدایی‌ناپذیر از برنامه‌های بازآفرینی باشد. در این مسیر، مدیریت شهری باید از نقش صرفا مجری پروژه فاصله بگیرد و با همکاری بخش خصوصی، تعاونی‌ها، نهادهای مالی و تشکل‌های محلی، زمینه سرمایه‌گذاری و اشتغال در مقیاس محله را فراهم کند. هدف آن است که ساکنان از دریافت‌کنندگان خدمات شهری به بازیگران اصلی توسعه اقتصادی محیط زندگی خود تبدیل شوند.
یکی از مخاطرات بازآفرینی، افزایش ارزش زمین و املاک بدون توجه به توان اقتصادی ساکنان است. نوسازی ممکن است با رشد اجاره‌بها و هزینه‌های زندگی همراه شود و در نهایت، خانوارهای کم‌درآمد و کسب‌وکارهای قدیمی را از محله خارج کند. در چنین وضعیتی، سیمای کالبدی بهبود می‌یابد؛ اما گروه‌هایی که بیشترین نیاز را به ارتقای کیفیت محیط زندگی داشته‌اند، از منافع آن محروم می‌شوند. بنابراین، حمایت از مسکن استطاعت‌پذیر، کسب‌وکارهای خرد و گروه‌های آسیب‌پذیر و پیش‌بینی سازوکارهایی برای مشارکت ساکنان در منافع توسعه، ضرورتی انکارناپذیر است. بازآفرینی زمانی عادلانه است که به بهبود زندگی ساکنان بینجامد، نه جابه‌جایی آنان.
تحقق این رویکرد مستلزم بازتعریف نقش شهرداری‌هاست. شهرداری باید علاوه بر اجرای طرح‌های عمرانی، نقش تسهیلگر و هماهنگ‌کننده توسعه محلی را ایفا کند؛ نقشی که از طریق کاهش موانع اداری، حمایت از ابتکارهای محلی و هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی، بخش خصوصی و نهادهای اجتماعی تحقق می‌یابد. همچنین، اتکای صرف به بودجه‌های عمومی برای تامین مالی بازآفرینی کافی نیست. استفاده از الگوهای ترکیبی تامین مالی و مشارکت سرمایه‌گذاران، تعاونی‌ها و منابع عمومی می‌تواند ظرفیت اجرای برنامه‌ها را افزایش دهد؛ مشروط بر آنکه شفافیت، پاسخگویی و حفظ منافع عمومی در اولویت قرار گیرد.
در نهایت، تحول در بازآفرینی شهری به تغییر معیارهای ارزیابی عملکرد مدیریت شهر نیاز دارد. میزان ماندگاری ساکنان، رشد اشتغال محلی، دوام کسب‌وکارهای خرد، دسترسی عادلانه به خدمات، مشارکت شهروندان و رضایت اجتماعی باید در کنار شاخص‌های عمرانی سنجیده شوند. بازآفرینی شهری زمانی از یک برنامه عمرانی به سیاستی توسعه‌محور تبدیل می‌شود که انسان، اقتصاد محله و سرمایه اجتماعی در مرکز تصمیم‌گیری قرار گیرند. آینده این سیاست در گرو عبور از منطق هزینه‌کرد عمرانی و حرکت به سوی خلق ارزش عمومی است. شهر موفق، شهری نیست که صرفا بیشتر ساخته شده باشد؛ شهری است که فرصت بیشتری برای زندگی بهتر، فعالیت اقتصادی و برخورداری عادلانه شهروندان فراهم کند.
* کنشگر برنامه‌ریزی و توسعه منطقه‌ای


نظرات شما