بازار آریا - نویسنده: Marc Zao Sanders مترجم: مریم مرادخانی سه سال و نیم از پیدایش هوش مصنوعی مولد در جهان میگذرد و در یک سال گذشته، این تکنولوژی با سرعت سرسامآوری به مسیر خود ادامه داده؛ از استقبال شرکتها از «فرآیندهای عاملمحور» تا جهش خیرهکننده تعداد کاربران چتجیپیتی و جمینای و ارزش نجومی شرکتهای این حوزه.
اما در کنار این هیاهوها، یک سوال اساسی همچنان خودنمایی میکند: انسانها در حال حاضر واقعا چطور از این تکنولوژی استفاده میکنند؟ این پرسش، محور اصلی تحقیقات سالانه ما تحت عنوان «هوش مصنوعی در جهان واقعی» است که روند تکامل انسان در کنار AI را رصد میکند.
در سومین دوره این تحقیقات، ما با بررسی دادههای جمعآوریشده از شبکههای اجتماعی مختلف (مثل لینکدین و تیکتاک) بین مارس ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶، بیش از ۱۲ هزار نمونه واقعی استفاده از هوش مصنوعی را تحلیل کردیم. برای شناسایی نمونهها، از یک سیستم ترکیبی انسان + هوش مصنوعی استفاده کردیم. نکته جالب اینجاست که بهرغم پیشرفت ابزارها، بررسیهای ما نشان داد تفکیک نمونههای «واقعی و با ارزش» از کارهای بیهوده، کار این ابزارها نیست و در نهایت، این هنوز انسان است که باید کیفیت کار را قضاوت و تایید کند.
یافتههای امسال نشان میدهد که در حال حاضر، مردم هوش مصنوعی مولد را در طیف وسیعتر و متنوعتری از امور به کار میگیرند. البته تغییرات رویکرد کاربران نسبت به سالهای گذشته، بیشتر شبیه به «تغییر در اولویتها و تمرکز» است تا یک چرخش ناگهانی. بخش عمده دادهها نشان میدهد که افراد چگونه از هوش مصنوعی برای راه انداختن کارهای شخصی خود در خانه یا پیشبرد امور شغلیشان در محیط کار استفاده میکنند.
اما در این یک سال، چه تغییراتی رخ داده؟ همزمان با گسترش عمق و دامنه استفاده از هوش مصنوعی، نگرانیها نیز بیشتر شده است. از یک سو، این واهمه وجود دارد که انسانها دارند «مسوولیتهای شناختی و ذهنی» خود را به AI میسپارند و از سوی دیگر، این دغدغه شکل گرفته که مبادا برای دریافت حمایتهای عاطفی، بیش از حد به این تکنولوژی وابسته شوند. در دنیای کسبوکار نیز، فعالیتهای زیادی صورت گرفته، اما خروجی آنها تا به امروز بیشتر به بهبودهای کوچک و حاشیهای منجر شده تا تحولات بزرگ و بنیادین.
در ادامه، جزئیات نحوه استفاده مردم از هوش مصنوعی مولد در سال گذشته را بررسی میکنیم.
تنبلی فکری
مدلهای جدید هوش مصنوعی در تقلید از تفکر انسانی مهارت پیدا کردهاند و این امر، تمایل به واگذاری مسوولیتهای ذهنی به این ابزارها را افزایش داده است. بررسیها نشان میدهد در ۲۵ درصد از کاربردهای اصلی (مثل رواندرمانی، تصمیمگیری و ایدهپردازی)، مردم بخشی از تفکر خود را به AI میسپارند.
این روند نگرانکننده است، چون این فعالیتها دقیقا همان اموری هستند که انسان باید مسوولیتشان را بپذیرد. بهعلاوه، این فعالیتها عامل رشد گونه ما هستند. استفاده بیش از حد از AI باعث شکلگیری پدیدهای به نام «تنبلی فکری» شده که میتواند ذهن ما را به طرق مختلف، آسیبپذیر سازد؛ از جمله:
۱. گم کردن هدف اصلی
درست است که میتوانیم ابتدا عمیقا فکر کنیم و سپس دستوری دقیق به هوش مصنوعی بدهیم، اما چون دسترسی به خروجیها از طریق هوش مصنوعی بسیار آسان است، وسوسه میشویم از همان ابتدای بارش فکری به AI پناه ببریم. چه تدوین پروژه دانشگاهی باشد و چه تعیین استراتژی، پیش از آنکه هدفمان را کاملا تعیین و ساختهپرداخته کنیم، سریعا دستور اولیه را میفرستیم. همانطور که یکی از کاربران میگوید: «اتکای کامل به AI برای تولید متن یا تصویر، خطر حذف انگیزه، اصالت و دیدگاه شخصی انسان را در پی دارد.»
۲. برونسپاری فکری
وقتی قبل از هر چیز به هوش مصنوعی رجوع میکنیم، فرصت حل مساله به شکل مستقل و خلاقانه را از مغز میگیریم. علاوه بر این، ایدههای ارزشمندی را که در اعماق حافظه و تخیل ما نهفتهاند، از دست میدهیم؛ پدیدهای که تحقیقات آن را «بدهی شناختی» مینامند. به قول یکی از کاربران: «پس از استفاده افراطی از AI متوجه شدم که مغزم دیگر مثل سابق نیست. خیلی راحت است که تمام کارهای نگارشیات را به این تکنولوژی بسپاری.»
۳. دست کشیدن از نوشتن
استفاده مستقیم از خروجی AI بدون ویرایش یا کمی ویرایش، دو مشکل دارد: اول، تولید محتوای بیارزش اما فریبنده؛ مانند کارمندی که میگوید خودش از AI برای نگارش متن ارزیابی استفاده میکند و مدیرش هم با استفاده از همین تکنولوژی، آن را بررسی میکند. و نتیجه چیزی نیست جز یک متن زیبا اما کاملا توخالی. دوم، سلب فرصت اندیشیدن؛ چراکه نوشتن صرفا ثبت افکار نیست، بلکه فرآیند فکر کردن نیز هست.
۴. توهم پختگی فکری
هوش مصنوعی برای مجذوب نگه داشتن ما بهینهسازی شده است. بنابراین وقتی از یک ایده کسبوکار غیرواقعی یا یک پروژه متوسط تمجید میکند، ما فکر میکنیم همه چیز عالی است و فرآیند اصلاح و بازبینی کار را خیلی زود متوقف میکنیم. همانطور که یکی از کاربران میگوید «هوش مصنوعی با تعریف و تمجیدهای دروغین به شما توهم نابغه بودن میدهد تا به استفاده از آن ادامه دهید. شما یک دستور تنبلانه میدهید و او بعد از انجام کار سخت، به شما میگوید: «آفرین! چقدر عالی جملهبندی کردی!» این تملق باعث میشود دیگر خودتان فکر نکنید.
با این حال، هوش مصنوعی لزوما یک تکیهگاه مخرب نیست، بلکه میتواند یک حریف تمرینی چالشبرانگیز باشد. تحقیقات امسال ما نشان میدهند اگر از AI برای زیر سوال بردن فرضیات، گسترش دیدگاهها و بررسی استدلالهای مخالف استفاده شود، تفکر انسان را صیقل میدهد. یک کاربرمیگوید: «من از AI میخواهم از استدلالهایم ایراد بگیرد تا نقاط ضعفم را برطرف کنم. هوش مصنوعی یک آینه است، نه یک غول چراغ جادو؛ باید اینطور از آن استفاده کرد.»
بنابراین، هیچوقت کارهای فکری را با AI شروع نکنید. ابتدا به ذهن خود فرصت دهید تا مستقل و بدون فکر کردن به اینکه هوش مصنوعی کجای کار را تحویل میگیرد، مساله را تحلیل کند. همچنین مشخص کنید کدام بخشهای فرآیند کاری باید منحصرا در دست خودتان بماند و کدام بخشها واقعا مناسب واگذاری به AI هستند.
ابعاد احساسی
هوش مصنوعی به پناهگاهی برای حل چالشهای عاطفی تبدیل شده است؛ از مشاوره ازدواج و روابط گرفته تا گفتوگو با درگذشتگان. امسال، «رواندرمانی و همدمطلبی» به رتبه اول کاربردها رسیده و ۱۱ درصد از کل دادهها را به خود اختصاص داده است.
این روند باعث جاندارپنداری (انسانانگاری) هوش مصنوعی شده است؛ یعنی کاربران برای روباتها اسم میگذارند، به آنها جنسیت نسبت میدهند و حتی با بهروزرسانی مدلها یا پاک شدن تاریخچه چت، دچار سوگواری عمیق میشوند، تا جایی که کاربری این تجربه را شبیه به «از دست دادن دوست بر اثر سرطان» توصیف کرده است.
با این حال، بسیاری از افراد از AI به عنوان جایگزین انسان استفاده نمیکنند، بلکه آن را واسطهای برای بهبود روابط انسانی خود میبینند؛ مثل رمزگشایی از پیامهای مبهم شریک عاطفی یا مدیر. در واقع، کاربرها ویژگی «غیرانسان بودن» هوش مصنوعی را ترجیح میدهند، چرا که آن را فضایی امن و به دور از قضاوتهای انسانی میدانند.
اما این رابطه عاطفی پرخطر است. کارشناسان هشدار میدهند که در بحران کمبود خدمات درمانی، هوش مصنوعی عمومی هرگز جایگزین رواندرمانگر نیست. الگوریتمهای پیچیدهای که از عملکردشان سر در نمیآوریم، در حال مدیریت شخصیترین روابط ما هستند؛ روندی که در موارد حاد به تقویت توهمات، شکستهای عاطفی سنگین و حتی خودکشی منجر شده است.
هوش مصنوعی در محیط کار
دادههای ما نشان میدهند استفاده از AI در محیط کار، چه آشکارا و چه پنهانی، رواج چشمگیری دارد؛ به طوری که ۶۳ مورد از ۱۰۰ کاربرد برتر (مانند همکار مجازی، بهبود تصمیمگیری و بستر امن پرسش و پاسخ) به کار اختصاص دارند. نکته اینجاست که این موارد، دستورالعملهای سازمانی و مدیریتشده از بالا نیستند، بلکه کارکنان به صورت خودجوش از آنها استفاده میکنند. امسال دو کاربرد جدید نیز برجسته شدهاند: نخست، «عملیات خودگردان عاملیتی» (رتبه ۶) که در آن AI بهجای راهنمایی، دست به عمل میزند (مانند تبدیل خودکار یادداشت صوتی به برنامه کاری)؛ و دوم، «وایب کدینگ» (Vibe Coding) (رتبه 21)، یعنی برنامهنویسی با دستورات زبان طبیعی، که امکان کدنویسی را برای افراد غیرمتخصص فراهم کرده است.
با وجود حمایتهای سازمانی مثل خرید اشتراک و برگزاری دورههای آموزشی، موانعی چون ملاحظات امنیتی، نسخههای محدودشده هوش مصنوعی و ترس از دست دادن شغل یا متهم شدن به تقلب، بسیار پررنگتر هستند. نتیجه این تقابل، رواج «استفاده پنهانی» در میان کارکنان است. به عنوان مثال، کاربری بدون اطلاع مدیریت، کارش را دو برابر سریعتر انجام میدهد و تشویق میشود؛ یا کاربر دیگری که ۵۰ درصد وظایفش را با یک عامل هوش مصنوعی خودکارسازی کرده، زمان آزادش را صرف کسبوکار شخصی خود میکند. در نهایت، هوش مصنوعی فعلا بیشتر برای دستاوردهای کوچک و معمولی استفاده میشود تا بازآفرینی بنیادین فرآیندهای تجاری.
از نظر صرفهجویی در زمان، بسیاری از تیمها از هوش مصنوعی برای بهینهسازی فرآیندها، مانند خلاصهسازی جلسات، کاهش هزینهها و نگارش پیشنویسها استفاده میکنند. کاربری میگوید: «ارزش اصلی AI در هوشمندیاش نیست، بلکه صرفهجویی در زمان و شفافیت است.»
بهعلاوه، وعده هوش مصنوعی، ایجاد روشهای نوین کاری است؛ هرچند این تحولات بیشتر در مراحل اولیه و در شرکتهای کوچک و متوسط دیده میشود. بنیانگذاری موفق شده کسبوکارش را با کمک چتجیپیتی در چند هفته راهاندازی کند و دیگری، رستورانش را مدرن سازد. با این حال، تغییرات بزرگ گاهی با بدبینی همراهند؛ مانند مدیری که یک بخش کامل تحلیل داده را با AI جایگزین کرده، اما همزمان، کیفیت تحلیلها را زیر سوال برده است.
غولهای تکنولوژی، هوشی عظیم در اختیار ما گذاشتهاند تا هر نیازی را برطرف کنیم. اما سوال اینجاست: «چه میزان از استقلال و قدرت انتخاب ما در مواجهه با این ابزار همیشه حاضر، باقی میماند؟» بخشی از پاسخ به شرکتهای تکنولوژی، اما بیشتر آن به خود ما بستگی دارد.
منبع: HBR