بازار آریا - دنیای اقتصاد: بازارهای مالی جهان در حالی وارد ماههای تابستان شدهاند که آرامش ظاهری شاخصها میتواند گمراهکننده باشد.
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمد امین مکرمی: بازارهای مالی جهان در حالی وارد ماههای تابستان شدهاند که آرامش ظاهری شاخصها میتواند گمراهکننده باشد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که کاهش حجم معاملات در فصل تعطیلات، همزمان با حضور کمتر معاملهگران بزرگ، زمینه را برای نوسانهای شدید فراهم میکند. در چنین شرایطی حتی انتشار دادههایی که در حالت عادی تاثیر محدودی بر بازارها دارند، میتواند واکنشهای بزرگ و غیرمنتظرهای در بازار سهام، اوراق قرضه، ارز و کالاها ایجاد کند. امسال نیز مجموعهای از عوامل اقتصادی و ژئوپلیتیک این احتمال را تقویت کرده است که تابستان پیش رو برای سرمایهگذاران با ریسکهای بیشتری همراه باشد.
براساس گزارش فایننشال تایمز، بازارها وارد دورهای شدهاند که در ظاهر آرام به نظر میرسد، اما در زیر سطح این آرامش، عوامل متعددی آماده ایجاد نوسان هستند. این روزنامه به سه کانون اصلی ریسک اشاره میکند؛ نخست، ابهام درباره مسیر آینده سیاست پولی آمریکا، دوم، وضعیت شکننده ین ژاپن و سوم، کاهش اعتماد سرمایهگذاران به روندهای غالب اقتصاد جهانی. همزمان آغاز فصل انتشار گزارشهای مالی شرکتهای بزرگ نیز میتواند شدت نوسانها را افزایش دهد؛ زیرا انتظارات سرمایهگذاران از عملکرد شرکتها همچنان در سطح بالایی قرار دارد.
نخستین عامل، سیاست پولی آمریکا است. با آغاز ریاست «کوین وارش» بر فدرالرزرو، نحوه ارتباط بانک مرکزی با بازارها تغییر کرده است. وارش برخلاف روسای پیشین، تمایل کمتری به ارائه راهنمایی درباره تصمیمهای آینده دارد. این رویکرد اگرچه از منظر استقلال بانک مرکزی قابل دفاع است، اما پیشبینی مسیر نرخهای بهره را برای سرمایهگذاران دشوارتر میکند. در نتیجه، هر داده اقتصادی یا هر تحول سیاسی میتواند واکنشهای بزرگتری نسبت به گذشته ایجاد کند.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بازارها همچنان تحولات خاورمیانه و نوسان قیمت نفت را با دقت دنبال میکنند. هرگونه افزایش دوباره قیمت نفت میتواند نگرانیهای تورمی را در آمریکا تشدید کند و تصمیمگیری فدرالرزرو درباره نرخ بهره را پیچیدهتر سازد. از آنجا که بازار هنوز تصویر روشنی از اولویتهای رئیس جدید فدرالرزرو ندارد، ابهام موجود میتواند به افزایش نوسان در بازار اوراق قرضه و سهام منجر شود.
دومین نقطه حساس، بازار ارز ژاپن است. ارزش ین در برابر دلار به پایینترین سطح خود طی حدود چهار دهه گذشته رسیده و همین موضوع احتمال مداخله دولت و بانک مرکزی ژاپن را افزایش داده است. در صورت ورود مقامات ژاپنی به بازار برای حمایت از پول ملی، احتمال فروش بخشی از داراییهای دلاری این کشور، بهویژه اوراق خزانهداری آمریکا، وجود دارد؛ اقدامی که میتواند بر بازار بدهی آمریکا و نرخهای بهره جهانی نیز اثر بگذارد.
علاوه بر این، ضعف ین باعث گسترش معاملات موسوم به «کریترید» شده است؛ روشی که در آن سرمایهگذاران با استقراض ارزانقیمت به ین، در سایر بازارهای جهان سرمایهگذاری میکنند. اگر به هر دلیل ارزش ین ناگهان افزایش یابد، این موقعیتهای معاملاتی به سرعت بسته خواهند شد و فشار فروش میتواند به بازارهای مختلف سرایت کند؛ اتفاقی که نمونه آن در تابستان سال گذشته نیز مشاهده شد.
در کنار این عوامل، بانک انگلستان نیز نسبت به افزایش استفاده از اهرم مالی در بازارهای جهانی هشدار داده است. طی ماههای اخیر بخش قابل توجهی از رشد بازارهای سهام با استفاده از سرمایه استقراضی صورت گرفته است. هرچه وابستگی بازارها به منابع مالی اهرمی بیشتر باشد، احتمال اصلاحهای شدید نیز افزایش مییابد؛ زیرا سرمایهگذاران در زمان افت قیمتها ناچار به فروش سریع داراییهای خود خواهند شد.
عامل سوم، کاهش اعتماد به روایتهای غالب اقتصاد جهانی است. بسیاری از روندهایی که در ابتدای سال بهعنوان مسیر قطعی بازارها شناخته میشدند، اکنون تغییر کردهاند. قیمت نفت برخلاف پیشبینی بسیاری از تحلیلگران کاهش یافت و نشان داد که ارزیابی عرضه و تقاضای انرژی همچنان با عدم قطعیت همراه است. از سوی دیگر، طلا که یکی از موفقترین داراییهای ابتدای سال بود، بدترین عملکرد ماهانه خود از سال ۲۰۰۸ را ثبت کرد و بخشی از جذابیت خود را از دست داد.
در بازار سهام نیز وضعیت مشابهی دیده میشود. شرکتهای بزرگ فناوری که موتور اصلی رشد بورسهای جهانی بودند، طی ماههای اخیر با افت ارزش بازار روبهرو شدهاند. در مقابل، سهام شرکتهای تولیدکننده تراشه با نوسانهای شدیدی همراه بوده است. این تغییرات نشان میدهد سرمایهگذاران دیگر با اطمینان گذشته از یک روایت مشخص پیروی نمیکنند و حساسیت بازارها نسبت به اخبار افزایش یافته است.
مجموع این عوامل باعث شده است که بسیاری از مدیران سرمایهگذاری بر ضرورت تنوعبخشی به پرتفوی و مدیریت ریسک تاکید کنند. در شرایطی که سیاست پولی آمریکا، تحولات ژئوپلیتیک، نوسان ارزها و عملکرد شرکتها همگی میتوانند بهطور همزمان بازارها را تحت تاثیر قرار دهند، اتکا به یک سناریوی مشخص میتواند پرهزینه باشد. به همین دلیل، تابستان امسال بیش از آنکه زمان پیشبینی روند قطعی بازارها باشد، دورهای برای احتیاط، مدیریت ریسک و آمادگی در برابر نوسانهای غیرمنتظره خواهد بود.