دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

سردرگمی بازار سرمایه میان شوک‌های پتروشیمی

سردرگمی بازار سرمایه میان شوک‌های پتروشیمی
بازار آریا - حمیدرضا خلیلی* صنعت پتروشیمی ایران در بازه سال‌های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ با شدیدترین و پیچیده‌ترین شوک‌های همزمان تاریخ معاصر ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - حمیدرضا خلیلی* صنعت پتروشیمی ایران در بازه سال‌های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵ با شدیدترین و پیچیده‌ترین شوک‌های همزمان تاریخ معاصر روبه‌رو شده است. شوک ژئوپلیتیک ناشی از جنگ علیه کشورمان و حملات به تاسیسات کلیدی و جهش بی‌سابقه نرخ ارز و کاهش ارزش ریال، از مهم‌ترین دلایل این شوک‌های تاثیر گذار بوده‌اند.
این همزمانی، تحلیل ساده و قدیمی که افزایش نرخ ارز موجب افزایش سودآوری می‌شود را کاملا منسوخ و آن را به یک معمای چند متغیره و پر ابهام در ارزش‌گذاری دارایی‌ها تبدیل کرده است. سرمایه‌گذاران بازار سرمایه ایران در حال حاضر در حالت سردرگمی عمیق قرار دارند؛ از یک سو سیگنال مثبت جهش ارزی و درآمدهای دلاری و از سوی دیگر اخبار مخرب اختلال در تولیدات، توقف صادرات، افزایش ریسک کشور و جهش هزینه سرمایه.
ریشه‌های سردرگمی بازار، تعارض سه متغیر کلیدی و تعیین کننده وضعیت صنعت هستند که عبارتند از:
ظرفیت تولید و حجم فروش: که آسیب جدی دیده است.
نرخ ارز: که دچار جهش شده است.
هزینه سرمایه و نرخ تنزیل: که دچار افزایش شدید شده است.
ارزش واقعی شرکت‌ها تابعی از تعامل این سه متغیر است.
حملات نظامی منجر به آسیب مستقیم به مجتمع‌های کلیدی در ماهشهر و عسلویه شده و گزارش‌ها از اختلال در بخش قابل‌توجهی از ظرفیت پتروشیمی ایران حکایت دارند. کاهش تولید به دلیل آسیب زیرساخت‌ها، قطعی برق، مشکلات زنجیره تامین و توقف موقت صادرات، باعث شده رشد درآمد اسمی ناشی از دلار، جبران‌کننده افت حجم واقعی تولید و فروش نشود. حتی کشور برای تامین نیاز داخلی، مجبور به توقف صادرات برخی محصولات شده است. برای سرمایه‌گذار این یعنی «درآمد ارزی روی کاغذ» اما نقدینگی واقعی و تحقق سود عملیاتی به شدت محدود.
جهش نرخ ارز همچنان قوی‌ترین محرک درآمدی است. محصولات پتروشیمی دلار ‌محور هستند و تسعیر با نرخ بالاتر، درآمد و حاشیه سود اسمی را افزایش می‌دهد. اما اثر دوگانه و متناقض نرخ ارز باعث سردرگمی بیشتر شده است. اثر مثبت عبارت است از تقویت جریان نقدی ریالی، اما اثر منفی موجب تشدید تورم انتظاری (بالای ۵۰درصد)، گرانی نهاده‌های وارداتی (خوراک، کاتالیست، قطعات) و افزایش ریسک در کشور شده است.
شوک ژئوپلیتیک باعث جهش اجزای تشکیل دهنده «هزینه سرمایه» شده که دشمن خاموش ارزش‌گذاری در مدل‌های کلاسیک است. افزایش نرخ بدون ریسک، ریسک اعتباری، بتای صنعت و کاهش نرخ رشد مورد انتظار، حتی اگر میزان جریانات نقدی شرکت‌ها افزایش یابد، ارزش فعلی خالص شرکت‌ها را به دلیل نرخ تنزیل بسیار بالاتر، کاهش می‌دهد. این دقیقا همان نقطه‌ای است که بسیاری از سرمایه‌گذاران در محاسبات خود به بن‌بست می‌رسند.
سناریوهای واقع‌بینانه که ممکن است ادامه سردرگمی بازار سرمایه را به دنبال داشته باشد، عبارتند از:
سناریوی اول: بازیابی سریع ظرفیت‌های تولید و فروش، نرخ ارز بالا و تثبیت هزینه سرمایه، رشد ارزش واقعی شرکت‌ها را به دنبال خواهد داشت. 
در این سناریو، بازسازی فوری مجتمع‌های آسیب‌دیده ضرورت داشته که آن نیز احتمالا منوط به آتش‌بس پایدار و در دسترس بودن منابع مالی کافی است که در کوتاه‌مدت بعید به‌نظر می‌رسد.
سناریوی دوم: نیمه فعال ماندن ظرفیت‌های تولید و فروش، نرخ جهشی ارز و افزایش هزینه‌های سرمایه که موجب ثبات نسبی یا رشد محدود اسمی، اما افت ارزش واقعی خواهد شد، زیرا نقش تورم‌زایی دلار قوی‌تر از نقش ایجاد رشد آن است. شاید بتوان این سناریو را به عنوان محتمل‌ترین گزینه در نظر گرفت.
سناریوی سوم: در این حالت که وضعیت غالب فعلی نیز هست، کاهش قابل‌توجه ظرفیت‌های تولید و فروش، نرخ بالا و نوسانی ارز، غلبه ریسک سیستماتیک و جهش هزینه سرمایه، کاهش ارزش شرکت‌ها، به‌رغم رشد اسمی درآمد را به دنبال خواهد داشت. توقف طولانی‌مدت نمادهای پتروشیمی، دقیقا به دلیل همین عدم اطمینان سه‌گانه بود. بازگشایی کنترل‌شده با غیبت بسیاری از نمادهای آسیب‌دیده، نشان‌دهنده احتیاط شدید سازمان بورس است. بازار پس از بازگشایی با «تعدیل ناشی از شوک‌های سه‌گانه» مواجه شده است، به گونه‌ای که سرمایه‌گذاران نه تنها باید رشد دلار را قیمت‌گذاری کنند، بلکه باید افت شدید تولید، افزایش ریسک سیاسی-عملیاتی و احتمال ادامه اختلالات را هم در نظر بگیرند. نوسانات شدید، حجم معاملات نامتعادل و رفتار احتیاطی غالب نتیجه این وضعیت است. بسیاری از سرمایه‌گذاران خرد در حال حاضر بین «فرصت دلاری» و «ریسک جنگ» سردرگم هستند و تحلیلگران نیز نظرات کاملا متضادی ارائه می‌دهند.
تحلیل یکپارچه نشان می‌دهد که اثر جهش نرخ ارز بر صنعت پتروشیمی مشروط، موقتی و وابسته به متغیرهای دیگر است. در محیط باثبات، دلار بالاتر سودآور است، اما در شرایط جنگی و اختلال تولیدی، این اثر می‌تواند خنثی یا حتی منفی شود.
به عنوان نتایج کلیدی برای سرمایه‌گذاران، به‌طور مشخص به نکات زیر می‌توان اشاره کرد:
نرخ ارز، در شرایط فعلی به تنهایی تعیین کننده نیست.
ارزش نهایی، تابعی از ظرفیت‌های تولیدی و عملیاتی، نرخ ارز و هزینه سرمایه است.
در سال جاری، سناریوهای 2 و 3 محتمل‌تر هستند، مگر آنکه نشانه‌هایی جدی از کاهش تنش‌ها، آتش‌بس پایدار و بازسازی ظرفیت‌های آسیب دیده را بتوان مشاهده کرد.
در شرایط فعلی، به عنوان توصیه‌هایی عملی، شرکت‌ها باید بازسازی سریع تاسیسات تولیدی، توجه به ظرفیت‌های باز بازارهای صادراتی، مدیریت بهینه موجودی‌ها و سرمایه در گردش و مدیریت انواع ریسک‌ها، از جمله ریسک تورم و نرخ ارز را مدنظر قرار دهند.
سرمایه‌گذاران باید منتظر گزارش‌های عملیاتی واقعی پس از بازگشایی کامل نمادها باشند، بر شرکت‌هایی تمرکز کنند که آسیب‌های کمتری دیده و نقدینگی قوی داشته و وابستگی کمتری به تاسیسات آسیب دیده دارند. سرمایه‌گذاران باید از خوش‌بینی صرف به رشد نرخ ارز پرهیز کرده و متغیر‌های ارزش‌گذاری را با سناریوهای بدبینانه مورد آزمایش قرار دهند.
همچنین با استفاده از تنوع‌بخشی سبد سرمایه‌گذاری و تخصیص محدود سرمایه به این بخش، تا روشن شدن چشم‌انداز ژئوپلیتیک، در تصمیمات خود محافظه‌کارانه عمل کنند.
سیاستگذاران نیز باید توجه کنند که تسهیل بازسازی فوری زیرساخت‌ها و تلاش برای ثبات ارزی و بهره‌گیری از دیپلماسی برای آتش‌بس، تنها راه خروج از این سردرگمی و جلوگیری از آسیب دائمی به یکی از مهم‌ترین ستون‌های صادرات غیرنفتی است.
صنعت پتروشیمی ایران، به علت وجود مزیت‌هایی از جمله دسترسی به خوراک ارزان و موقعیت جغرافیایی راهبردی، همچنان پتانسیل ساختاری قابل‌توجهی برای رشد و توسعه داشته، اما تحقق این پتانسیل نیازمند مدیریت هوشمندانه همزمان شوک‌ها و کاهش ریسک ژئوپلیتیک است. بدون این مدیریت، جهش ارزی بیشتر به تورم اسمی و سردرگمی بازار منجر می‌شود و از مسیر رشد پایدار و ارزش‌آفرینی واقعی منحرف خواهد شد.
* کارشناس مدیریت مالی


نظرات شما