يکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
تحلیل بازار آریا

تحلیل اقتصاد سیاسی

تحلیل اقتصاد سیاسی
بازار آریا - میثاق رفیعی* در این یادداشت ابتدا ما باید به تعریفی کلی از اقتصاد سیاسی ایران بپردازیم تا بتوانیم در ادامه تاثیر قطعی ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - میثاق رفیعی* در این یادداشت ابتدا ما باید به تعریفی کلی از اقتصاد سیاسی ایران بپردازیم تا بتوانیم در ادامه تاثیر قطعی اینترنت بر اقتصاد سیاسی ایران را بررسی کنیم. اقتصاد سیاسی ایران به تحلیل تعاملات میان سیاست، اقتصاد و جامعه در کشور ایران می‌پردازد. این مفهوم، به ویژه در شرایط کنونی ایران که با پیچیدگی‌های داخلی و بین‌المللی بسیاری روبه‌روست، بسیار حائز اهمیت است. در واقع اقتصاد سیاسی ایران ترکیبی از قدرت‌های دولتی و خصوصی، نظام‌های اقتصادی مختلف و عوامل بین‌المللی است که همگی به شکل‌گیری سیاست‌های اقتصادی، تجاری و اجتماعی ایران کمک می‌کنند.
اما امروزه تاثیر متقابل اینترنت و اقتصاد بر یکدیگر یکی از موضوعات مهم و پیچیده در دنیای مدرن است. اینترنت به‌عنوان یک فناوری ارتباطی و اطلاعاتی، به‌شدت بر ساختار اقتصادی کشورها، نحوه تولید و مصرف کالاها و خدمات، و حتی نحوه تعاملات اقتصادی تاثیر گذاشته است. حال اگر بخواهیم در این مقدمه از تاثیر متقابل اینترنت و اقتصاد در ایران سخن بگوییم، باید به این نکته بپردازیم که در ایران هم مانند اقصی نقاط کره زمین اینترنت نه‌تنها یک ابزار ارتباطی بلکه به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل‌دهی به روندهای اقتصادی و اجتماعی شناخته می‌شود. حال بهتر است مقدمه را خیلی طولانی نکنیم و به اصل موضوع که تاثیر قطعی اینترنت بر اقتصاد سیاسی ایران است بپردازیم. قطعی اینترنت در ایران فقط یک مساله فنی یا ارتباطی نیست بلکه یک متغیر مهم در اقتصاد سیاسی است که هم‌زمان ‌بر توزیع قدرت، تولید ثروت و رفتار دولت و جامعه اثر می‌گذارد. همچنین قطعی اینترنت در قرن بیست و یکم ظاهری طنز‌آمیز و خنده‌دار دارد، اما در حقیقت یک تضاد عمیق میان تکنولوژی و سیاست را نشان می‌دهد. اینترنت، نماد جهانی شدن، دسترسی لحظه‌ای به اطلاعات و ارتباطات فوری است. حالا تصور کنید این تکنولوژی که نقش بسیار مهمی در زندگی انسان‌ها ایفا می‌کند قطع شود. می‌توانید تصور کنید چه می‌شود؟ وقتی در قرن بیست‌و‌یکم اینترنت قطع می‌شود، انگار بشر دوباره به عصر تلگراف یا تلفن ثابت بازگشته است. طنز اینجاست که تکنولوژی‌ای که قرار بود آزادی و سرعت ببخشد، تبدیل می‌شود به ابزاری برای محدودیت و کنترل.
قطعی اینترنت چه اثراتی بر جامعه می‌گذارد؟
اولین موضوع تاثیر اقتصادی است؛ اختلال در کسب‌و‌کارهای دیجیتال و آنلاین از جمله فروشگاه‌ها، استارت‌آپ‌ها، خدمات پرداخت و کسب‌و‌کارهای فریلنسری که باعث کاهش شدید درآمد می‌شوند. بخش قابل‌توجهی از اقتصاد ایران به اقتصاد دیجیتال وابسته است که قطع اینترنت باعث کاهش تولید و سرمایه‌گذاری می‌شود. از طرفی نیز سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی به دلیل ریسک بالای قطع اینترنت، سرمایه‌گذاری جدید را کاهش می‌دهند. 
اما تاثیرات اقتصادی قطع اینترنت مواردی است که به‌اختصار در این یادداشت به آنها نیز خواهیم پرداخت.
شوک به تولید و ارزش افزوده : اینترنت امروز زیرساخت تولید است، نه یک کالای لوکس. قطع آن به معنای توقف یا افت شدید در اقتصاد دیجیتال (فروش آنلاین، خدمات، تبلیغات، فریلنسری) است و از منظر اقتصادی هزینه مبادله بالا رفته و بهره‌وری کل عوامل تولید نیز کاهش می‌یابد. از طرفی تولید ناخالص داخلی کوچک‌تر می‌شود. 
تضعیف بخش خصوصی و تقویت اقتصاد رانتی : در اقتصاد سیاسی ایران بخش خصوصی و کسب‌و‌کارهای کوچک بیشترین وابستگی را به اینترنت دارند و نهادهای دولتی و شبه‌دولتی یا کمتر وابسته‌اند یا دسترسی‌های جایگزین دارند. در نتیجه قطع اینترنت رقابت‌ها کاهش می‌یابد، بازار به نفع بازیگران رانتی و انحصاری بازتوزیع می‌شود و کارآفرینی پرریسک‌تر و کم‌صرفه‌تر می‌شود. 
نااطمینانی و تخریب افق سرمایه‌گذاری: در اقتصاد سرمایه‌گذاری به ثبات نیاز دارد. قطعی اینترنت چند پیام مهم به همراه دارد؛ کاهش سرمایه‌گذاری مولد، افزایش فعالیت‌های کوتاه‌مدت و غیر مولد (دلالی، ارز، طلا)،‌ خروج سرمایه انسانی و مالی و اثر تورمی و فشاری بر معیشت. قطع اینترنت توزیع کالا و خدمات را ناکارآمد می‌کند و قیمت‌هارا غیر‌شفاف‌تر می‌سازد. از طرفی هزینه دسترسی به بازار را بالا می‌برد و در نتیجه فشار تورمی غیرمستقیم ایجاد می‌شود و قدرت خرید طبقات متوسط و پایین کاهش می‌یابد.پس به بیان دقیق‌تر قطعی اینترنت یک سیاست پر‌هزینه اقتصادی است که منافع کوتاه‌مدت سیاسی دارد، اما بنیان‌های رشد و کارآیی اقتصاد را می‌فرساید. 
تاثیر اجتماعی؛ فرسایش سرمایه اجتماعی: قطع اینترنت علاوه بر اینکه بی‌اعتمادی را در جامعه تشدید می‌کند، حس محروم‌سازی عامدانه را ایجاد می‌کند و فاصله دولت و جامعه را افزایش می‌دهد. در اقتصاد سیاسی این موضوع به معنای افزایش هزینه حکمرانی است. 
نابرابری دیجیتال و طبقاتی: قطع اینترنت برای همه یکسان نیست بلکه اقشار کم‌درآمد وابسته به پلتفرم‌ها بیشترین آسیب را می‌بینند. گروه‌های متصل به شبکه‌های خاص یا ابزار‌های دور زدن محدودیت، آسیب کمتری می‌بینند. در شرایط قطع اینترنت در ایران، فقط نابرابری دسترسی نیست؛ بلکه نابرابری قدرت، درآمد و امکان بقا در نظم سیاسی - اقتصادی است. در ادبیات کلاسیک، نابرابری دیجیتال یعنی چه کسی اینترنت دارد و چه کسی ندارد؟ اما در اقتصاد سیاسی ایران بدین معناست که چه کسی می‌تواند در هر شرایطی متصل بماند و چه کسی حذف می‌شود؟ اینجا اینترنت یک کالای سیاسی شده است، نه یک زیرساخت عمومی خنثی.
نتیجه‌گیری
در مجموع، قطع یا محدودسازی اینترنت در ایران را می‌توان یکی از متغیرهای کلیدی و چندلایه در تحلیل اقتصاد سیاسی کشور دانست؛ متغیری که آثار آن فراتر از اختلال فنی بوده و به‌طور مستقیم بر جامعه، سیاست، الگوی توزیع منابع و پویایی‌های اقتصادی اثر می‌گذارد.
از منظر اقتصادی، قطع اینترنت موجب کاهش بهره‌وری، افزایش هزینه‌های مبادله، تضعیف کسب‌وکارهای دیجیتال و کوچک، فرار سرمایه (به‌ویژه سرمایه انسانی) و کاهش جذابیت اقتصاد ایران برای سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی می‌شود. این وضعیت به تعمیق رکود، گسترش اقتصاد غیررسمی و تشدید نابرابری منجر می‌شود؛ زیرا گروه‌هایی که به رانت، منابع دولتی یا شبکه‌های قدرت دسترسی دارند، کمتر آسیب می‌بینند، درحالی‌که طبقه متوسط، فریلنسرها، استارت‌آپ‌ها و فعالان اقتصاد دانش‌بنیان بیشترین هزینه را پرداخت می‌کنند.
از منظر سیاسی، قطع اینترنت ابزاری برای کنترل اطلاعات و مدیریت بحران تلقی می‌شود؛ اما در بلندمدت، این سیاست می‌تواند به تضعیف اعتماد عمومی، کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف دولت و جامعه بینجامد. محدودسازی جریان آزاد اطلاعات، امکان شکل‌گیری گفت‌وگوی عمومی موثر را کاهش داده و به جای حل ریشه‌ای مسائل، به تعویق و انباشت نارضایتی‌ها منجر می‌شود.
در سطح اقتصاد سیاسی، قطع اینترنت بازتاب‌دهنده تعارض میان منطق کنترل سیاسی و منطق توسعه اقتصادی است. هرچه اتکای ساختار قدرت به ابزارهای کنترلی افزایش می‌یابد، هزینه‌های اقتصادی و نهادی آن نیز بیشتر می‌شود و این امر چرخه‌ای معیوب ایجاد می‌کند: تضعیف اقتصاد، افزایش نارضایتی اجتماعی، تشدید کنترل، و تضعیف بیشتر اقتصاد. در چنین چرخه‌ای، ظرفیت حکمرانی کارآمد و توسعه‌محور به‌تدریج فرسایش می‌یابد. در نهایت، می‌توان نتیجه گرفت که قطع اینترنت اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت اهداف امنیتی یا سیاسی خاصی را تامین کند، اما در بلندمدت به زیان پایداری اقتصادی و توسعه ملی تمام می‌شود. اقتصاد سیاسی ایران برای خروج از این وضعیت، نیازمند بازتعریف رابطه میان دولت، جامعه و فناوری است؛ رابطه‌ای که در آن اینترنت نه تهدید، بلکه زیرساختی حیاتی برای رشد اقتصادی، حکمرانی شفاف و ثبات اجتماعی تلقی شود.
* کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه


نظرات شما