بازار آریا - محمدرضا بیکزاده مقدم* با توجه به نوسانات نرخ ارز در کشور و تورم بالایی که با آن مواجه هستیم، به طور طبیعی بسیاری از سرمایهگذاران به دنبال راهی برای پوشش ریسک ارزی هستند. در چنین شرایطی، وجود ابزارهایی که بهصورت غیرمستقیم این امکان را فراهم کنند، اهمیت زیادی پیدا میکند؛ ابزارهایی که سرمایهگذار بتواند با اطمینان خاطر از آنها استفاده کند،
دارایی ارزیاش حفظ شود و در عین حال سود ارزی هم دریافت کند. از این منظر، راهاندازی صندوقهای ارزی میتواند هم برای مردم و هم برای اقتصاد کشور مفید باشد و حتی به هدایت نقدینگی ارزی به سمت مسیرهای تولیدمحور کمک کند. در حال حاضر، به نظر میرسد خلأ چنین ابزاری بهشدت احساس میشود و از نظر تئوریک، راهاندازی این صندوقها امکانپذیر است. با این حال، چون این موضوع برای بازار ما جدید است و تاکنون تجربه مشابهی نداشتهایم، طبیعی است که در ابتدای مسیر با چالشهایی روبهرو شویم. زیرساختهای این صندوقها نیاز به کار جدی دارد و احتمالا در شروع، مسیر سادهای پیش رو نخواهد بود. یکی از مهمترین چالشها، نحوه ورود ارز به صندوقها است. سرمایهگذاران باید واقعا ارز خود را، چه بهصورت اسکناس و چه حواله ارزی، وارد این صندوقها کنند. همین موضوع میتواند کار را دشوار کند، چون نیازمند سطح بالایی از اعتماد است. اینکه سرمایهگذار ارزی را که در اختیار دارد، به یک صندوق بسپارد، تصمیم سادهای نیست و بدون اعتماد شکل نمیگیرد.
به همین دلیل، اعتمادسازی برای سرمایهگذاران نقش کلیدی دارد. احتمالا لازم است یک دوره گذار در نظر گرفته شود؛ مثلا یک سال اول صرف اعتمادسازی شود. سرمایهگذارانی که ارز خود را وارد این صندوقها میکنند، باید در عمل ببینند که میتوانند در زمان خروج، همان معادل ارزی را، اگر اسکناس دادهاند، اسکناس، به همراه سود دریافت کنند. فقط در این صورت است که اعتماد بهتدریج شکل میگیرد. تجربه صندوقهای طلا در بازار سرمایه مثال خوبی در این زمینه است. صندوقهای طلا در ابتدای راه چندان بزرگ نبودند و با تردیدهایی مواجه بودند، اما سرمایهگذاران بهمرور وارد شدند، عملکرد صندوقها را دیدند، نوسانات قیمت طلا را از این طریق دریافت کردند و متوجه شدند هر زمان بخواهند میتوانند دارایی خود را نقد کنند. همین تجربه باعث شد اعتماد به این ابزار افزایش پیدا کند، بهطوری که امروز ارزش معاملات صندوقهای طلا در برخی روزها حتی از ارزش معاملات سهام هم بیشتر است. این نشان میدهد که این ابزار جا افتاده و سرمایهگذاران به آن اعتماد دارند. یک نکته دیگر هم قابل طرح است.
اگر ورودی این صندوقها بهجای ارز، ریالی باشد، کار برای سرمایهگذاران بسیار سادهتر میشود و احتمال جذب نقدینگی بهمراتب افزایش پیدا میکند. در این حالت، صندوق خودش ریال را به ارز تبدیل میکند؛ مدلی شبیه صندوقهای طلا که سرمایهگذار ریال میدهد و صندوق طلا میخرد. اگر چنین ساختاری در صندوقهای ارزی هم پیاده شود، هم کار صندوق روانتر میشود و هم مسیر سرمایهگذاری برای مردم راحتتر خواهد بود. در مورد صندوقهای ارزی هم به نظر میرسد نیاز به یک دوره یک تا دو ساله برای جلب اعتماد وجود دارد. دلیل تاکید بر این موضوع، تجربه ناموفق حسابهای ارزی در گذشته است. زمانی حسابهای ارزی افتتاح شد و مردم ارز خود را به بانکها سپردند، اما هنگام برداشت، بهجای ارز، ریال و آن هم با نرخ دولتی یا نیمایی و نه با نرخ بازار آزاد به آنها پرداخت شد. این اتفاق آسیب جدی به اعتماد مردم زد و اثر آن را هنوز هم میبینیم؛ بهطوری که استقبال چندانی از حسابهای ارزی نمیشود.
اگر قرار است صندوقهای ارزی موفق باشند و بتوانند نقدینگی قابلتوجهی جذب کنند، این ضعف باید بهطور جدی برطرف شود. بهطور کلی میتوان گفت دو چالش اصلی وجود دارد. اول، جلب اعتماد مردم. دوم، سازوکار عملیاتی دریافت و نگهداری ارز که معمولا مستلزم همکاری با بانکهاست، چون صندوقها برای انجام امور ارزی ناچارند از بستر بانکی استفاده کنند. چالش دیگر، محل سرمایهگذاری این ارزهای جمعآوریشده است؛ مثلا پروژههایی که ارز در آنها سرمایهگذاری شود یا اوراق ارزی که در حال حاضر انتشار گستردهای ندارند و باید توسعه پیدا کنند. همه این فرآیندها جدید هستند و طبیعی است که با چالشهای مختلفی همراه باشند. از نگاه یک مدیر صندوق درآمد ثابت، مهمترین مساله این است که سرمایهگذار اطمینان داشته باشد داراییاش محفوظ است و نقدشوندگی صندوق بالا باشد. یعنی اگر سرمایهگذار در هر مقطعی تصمیم به خروج گرفت، بتواند در کوتاهترین زمان ممکن دارایی خود را دریافت کند و حتما به همان نوع ارزی که سرمایهگذاری کرده، پرداخت انجام شود. این موضوع برای موفقیت چنین صندوقهایی کاملا حیاتی است.
* کارشناس بازار سرمایه