سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
اقتصاد ایران

آخوندی: بدون پارادایم‌شیفت اقدامات دیپلماتیک جاری تاثیری ندارد/ می‌گوییم بخشی از زنجیره تامین هستیم و تهدید به بستن تنگه هرمز می‌کنیم

آخوندی: بدون پارادایم‌شیفت اقدامات دیپلماتیک جاری تاثیری ندارد/ می‌گوییم بخشی از زنجیره تامین هستیم و تهدید به بستن تنگه هرمز می‌کنیم
بازار آریا - ایرنا : وزیر راه و شهرسازی در دولت های یازدهم و دوازدهم درباره اقدامات دیپلماتیک جاری عنوان کرد: فعالیت‌های جاری بدون ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - ایرنا : وزیر راه و شهرسازی در دولت های یازدهم و دوازدهم درباره اقدامات دیپلماتیک جاری عنوان کرد: فعالیت‌های جاری بدون هرگونه تغییر گفتمانی و بدون هرگونه پارادایم‌شیفت، هیچ تأثیری نخواهد داشت و فقط حداکثر می‌تواند مقداری اقدامات حاد را به تأخیر بیاندازد.
در دنیای امروز، معنای امنیت چیست و چه ابعادی دارد؟ در این بین، جایگاه ابتکارات دیپلماتیک کجاست؟ امنیت امروز چگونه تعریف شده و چگونه تأمین می‌شود؟
این‌ پرسش‌هایی است که پژوهش ایرنا برای یافتن پاسخشان با « عباس آخوندی » استاد دانشگاه تهران و وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم و دوازدهم در میان گذاشت. آخوندی اخیراً مباحثی را درباره نحوه تأمین امنیت جمعی در جهان امروز مطرح کرده است.
آنچه در ادامه آمده مشروح این گفت‌وگو است:
اقدامات دیپلماتیک جاری بدون پارادایم‌شیفت حداکثر می‌تواند مقداری اقدامات حاد را به تاخیر بیاندازد
در شرایطی که فشارهای خارجی و همچنین تهدیدات نظامی، فشار زیادی را بر کشور، افکار عمومی و اقتصاد وارد کرده، در چنین مقطعی، ابتکارات دیپلماتیک می‌تواند چه نقشی در بن‌بست‌شکنی و برون‌رفت از فضای تقریباً تعلیق‌گونه کنونی داشته باشد؟
اگر منظورتان از اقدامات دیپلماتیک همین فعالیت‌های جاری است، بدون هرگونه تغییر گفتمانی و بدون هرگونه پارادایم‌شیفت، هیچ تأثیری نخواهد داشت و فقط حداکثر می‌تواند مقداری اقدامات حاد را به تأخیر بیاندازد، مگر اینکه ما یک فهم تازه‌ای از واقعیت سیاست خارجی جهان به دست بیاوریم و بر اساس این فهم تازه، بتوانیم یک پارادایم و یک انگاره‌ای را برای امنیت جمعی منطقه خلیج فارس ، جهت تضمین امنیت زنجیره ارزش جهانی و حفظ منافع کل بازیگران منطقه داشته باشیم.
کشورهای منطقه خلیج فارس وابسته به بلوک‌هایی در جهان محسوب می‌شوند اما جمهوری اسلامی جزو آن بلوک‌ها نیست. همکاری جمهوری اسلامی با کشورهایی که عضو آن بلوک‌ها هستند چگونه می تواند به تأمین هرچه بیشتر زنجیره ارزش‌های جهانی منجر شود؟
رویکرد جمهوری اسلامی ایدئولوژیک است و عمدتاً در چارچوب ذهنی خود با جهان صحبت می‌کند و کمتر واقعیت خارجی جهان را می‌پذیرد. مفهوم زنجیره ارزش جهانی این است که مردم جهان در فرایندی از مساله دسترسی به منابع مواد اولیه تا انرژی، حمل‌ونقل، تولید، چه تولید صنعتی، چه تولید خدمات و چه مبادلات مالی، ترانزیتی، و بازارهای مصرف، همه با همدیگر منافع مشترک دارند.
امنیت در وضعیت جدید جهان به‌مثابه امنیت زنجیره ارزش است
بنابر این و اساساً، امنیت در وضعیت جدید جهان، به‌مثابه امنیت زنجیره ارزش است؛ چون این زنجیره می‌تواند از ده‌ها حلقه و گره تشکیل شده باشد. اگر هر یک از این گره‌ها بریده شود این زنجیره دیگر عمل نمی‌کند. تصور بر این است که فقط ما در منطقه خلیج فارس ذی‌نفع هستیم، حال که این‌گونه نیست. ما مواد اولیه و انرژی داریم. ما کریدور حمل‌ونقل و بازار مصرف هم هستیم. بنابر این، تمام دنیا در این منطقه ذی‌نفع هستند؛ ما هم در تمام دنیا، ذی‌نفعیم. به دلیل همین پیوستگی، اقتصاد و امنیت دو روی یک سکه هستند. شما نمی‌توانید زنجیره ارزش جهانی را از امنیت تفکیک کنید.
متأسفانه در ایران تصورمان بر این است که امنیت مطلقاً یک امر نظامی است و روی دیگرش هم دیپلماسی است. دیپلماسی با چه هدفی؟ معلوم نیست. با چه هدفی است؟ من خوبم، تو خوبی، با همدیگر بشینیم صحبت کنیم؛ راجع به چی صحبت کنیم؟ ما نمی‌دانیم.
بحث اصلی این است که شما چگونه می‌توانید امنیت زنجیره ارزش جهانی را حفظ کنید؛ وقتی که شما می‌گوید من در کانون این زنجیره هستم و حلقه‌ای از این زنجیره ارزش جهانی هستم و در عین حال همه زنجیره را تهدید می‌کنم. مثلاً بحثی که مرتب عده‌ای در ایران می‌گویند که ما می‌رویم تنگه هرمز را می‌بندیم؛ وقتی من در این زنجیره هستم و این حلقه خودم را به قدری محکم و خوب نگه می‌دارم که همه زنجیره از این حلقه استفاده کنند. خیلی مهم است که شما در این منطق جدید حلقه ضعیف این زنجیره هستید یا حلقه قدرتمند این زنجیره؟
می‌گوییم بخشی از زنجیره تامین هستیم و تهدید به بستن تنگه هرمز می‌کنیم
نکته بعدی که می‌گویند کشورهای منطقه از جهت بلوک‌بندی در بلوک‌های مخالف ما هستند، این هم یک تصویر کاملاً ذهنی و ایدئولوژیک ما از منطقه است. چون ما جهان را هنوز از منظر شرق و غرب،آمریکا و روسیه می‌بینیم؛ اساساً این‌گونه نیست. کشورهای منطقه تأمین‌کننده ۴۰ درصد انرژی چین هستند. آنها بزرگ‌ترین بازار مصرف چین هستند.
می‌دانید که میزان تجارت چین با کشورهای جنوب خلیج فارس سالانه ۳۰۰ میلیارد دلاراست. با آمریکا چقدر است؟ ۶۰ میلیارد دلار. در واقع کشورهای منطقه با چین پنج برابر آمریکا مبادله دارند ولی ما تصورمان چگونه است؟ ما فکر می‌کنیم همه این کشورها نوکران آمریکا هستند. من نمی‌گویم این کشورها با آمریکا و غرب متحد نیستند، ولی اصلاً این فهمی که ما داریم، فهم‌ عجیب‌وغریبی است.
هفته پیش، امیر امارات متحده کجا رفت؟ رفت روسیه.شما میزان تجارت و سرمایه‌گذاری اماراتی‌ها را در چین و میزان سرمایه‌گذاری چینی‌ها را در امارات ببینید. تصورهای که ما داریم، تصور خیلی خامی است. اساسا کشورها به دنبال این هستند که در این زنجیره ارزش، نقش فعال داشته باشند و منافع ملی‌شان را افزایش دهند و به فکر امنیت این زنجیره هستند.
امنیت را صفر و یکی می‌بینیم و فقط از منظر نظامی می‌فهمیم
مشکل ما همین نگاهی است که به امنیت داریم. امنیت را خیلی صفر و یکی می‌بینیم و امنیت را فقط از منظر نظامی می‌فهمیم و قدرت را فقط در قدرت نظامی می‌دانیم؛ حال اینکه قدرت اصلی الان در حال حاضر، این است که شما نقش‌تان و سهم‌تان در زنجیره ارزش جهانی چگونه است.
در طرح امنیت منطقه‌ای مد نظر شما و امنیت جمعی که توضیح دادید، یک سر آن کشور چین و دیگر کشورهای منطقه‌اند؟ درست است؟
کشورهایی که در تولید دنیا سهم دارند، نسبت‌های متفاوتی در این زنجیره ارزش دارند. میزان تولید جهان چقدر است؟ حدوداً مثلاً ۱۰۶ هزار میلیارد دلار در سال. از این ۱۰۶ هزار میلیارد دلار، ۳۰ هزار میلیارد دلار سهم آمریکا است. بنابراین آمریکا حدود ۳۰ درصد در کل تولید جهان نقش دارد. شما نمی‌توانید این را نادیده بگیرید. این یک واقعیت خارجی است. اتحادیه اروپا در این عرصه تولید ناخالص چقدر سهم دارد؟ حدود ۲۰ هزار میلیارد دلار. پس ۲۰ درصد تولید جهان مال کجاست؟ مال اتحادیه اروپاست. چین چیزی حدود ۱۹ هزار میلیارد دلار تولید دارد؛ بنابراین چیزی حدود ۱۹ درصد تولید جهان مال چین است.بنابراین حدود ۷۰ درصد کل تولید جهان مال آمریکا، اتحادیه اروپا و چین است. هر کسی که تصور می‌کند که می تواند از زنجیره ارزش جهانی این سه‌تا را بیرون بگذارد، تصور خیلی خامی از مفهوم امنیت و تولید دارد.
برخی امنیت را فقط از زبان سیاست و لوله اسلحه می‌بینند اما مقصود نهایی از همین‌ها این است که دولت‌ها بتوانند امکانات تولید و زندگی مردم را تامین کنند
مشکل ما این است که اساساً برخی امنیت را فقط از زبان سیاست و لوله اسلحه می‌بینند اما آخر کار، تمام این سیاست‌ها و لوله اسلحه برای این است که دولت‌ها بتوانند امکانات تولید و زندگی مردم را تأمین کند. سهم بقیه جهان از کل تولید حدود ۳۰ تا ۳۱ درصد است. کشورهای جنوب خلیج فارس، ترکیه، روسیه و ایران هر کدام از این زنجیره هم سهم دارند. ما سهم داریم و بقیه کشورها هم سهم دارند. چین هم یکی از بازیگران اصلی در این زنجیره ارزش جهانی است. اتحادیه اروپا هم یکی از بازیگران اصلی زنجیره جهانی است؛ شما نمی‌توانید اتحادیه اروپا را از این بازی حذف کنید، چون۲۰ درصد تولید ناخالص جهان را دارد. سهم آمریکا هم ۳۰ درصد است؛ آن هم قابل حذف نیست.
تنها راهی که می‌توانید رفتار ترامپ را تجزیه‌ و تحلیل کنید فقط از زاویه دید زنجیره ارزش جهانی است
ما اگر سیاست را از منظر زنجیره ارزش جهانی ببینیم که در واقع در حال حاضر گفتمان غالب جهان هم همین است، تنها راهی که می‌توانید اساساً رفتار ترامپ را تجزیه‌ و تحلیل کنید فقط از زاویه دید زنجیره ارزش جهانی است؛ از زاویه دید دیگری نمی‌توانید رفتار ترامپ را تحلیل کنید.
خیلی مهم است که ما فهمی از این زنجیره ارزش جهانی داشته باشیم. وقتی ما راجع به زنجیره صحبت می‌کنیم، آیا یک حلقه می‌تواند مستقل از کل زنجیره عمل کند؟ این یک پرسش است. پرسش اصلی این است که اگر یک حلقه نمی تواند مستقل از زنجیره عمل کند، کی باید امنیت کل زنجیره ارزش را تأمین کند؟ در کل زنجیره، چین، اتحادیه اروپا، آمریکا، روسیه و کشورهای منطقه جنوب خلیج فارس هستند و ما باید یاد بگیریم که کار جمعی کنیم.
هیچ کشوری به‌صورت منفرد امکان تامین امنیت را در این جهان به‌هم‌پیوسته و پیچیده ندارد
اساساً در دنیای جدید امکان تأمین امنیت انفرادی وجود خارجی ندارد. مشکلی که بر سیاست خارجی ما حاکم و با آن گرفتار است و نمی‌تواند از این وضعیت خارج شود، این تصور است که به‌صورت منفرد می‌تواند امنیت خودش را حفظ کند. هیچ کشوری به‌صورت منفرد امکان تأمین امنیت را در این جهان به‌هم‌پیوسته و پیچیده ندارد.
این زنجیره ارزش جهانی در حال حاضر در یک حالت به‌هم‌پیوسته کار می‌کند اما به نظر می رسد ایران تا حد زیادی بیرون از این زنجیره قرار دارد در حالی که که چالش اصلی کشور ما در حال حاضر همین ادغام یا عدم ادغام است. ارزیابی شما از این مساله چیست؟ و این چالش ها باید چگونه حل شود؟
دقیقاً درست می‌فرمایید. ما در سیاست خارجی یک ذهن‌گرایی مطلق داریم. اولاً یک نکته را توضیح دهم؛ ما در زنجیره ارزش هستیم، ما هم از جهت ترانزیت، حمل‌ونقل، تأمین انرژی، بازار مصرف ۸۵–۹۰ میلیون نفری و نیز امکان ارتباط شرق به غرب و شمال به جنوب، بخشی از زنجیره ارزش هستیم.
ما در این زنجیره ارزش یک حلقه هستیم که این حلقه باید ارتباط با سایر حلقه‌ها را تنظیم و تسهیل کند و تضمین دهد که این حلقه را نمی‌شکند. حلقه ناساز در چرخ دنده نمی چرخد. این مشکل اصلی است و گر نه، این نیست که ما بخواهیم وارد بشویم یا نشویم؛ همه هستند. شما اصلاً نمی‌توانید تصور کنید که گوشه‌ای از جهان را بگیرید ویا بخواهید گوشه‌ای را از جهان حذف کنید. چنین تصوری خیالی و ذهنی است و وجود خارجی ندارد.
ما در زنجیره ارزش هستیم اما حلقه ناساز در چرخ دنده نمی چرخد
اگر این‌گونه بود، ما می‌گفتیم ما اینجا ماست می‌خوریم، می‌خواهیم تولید هسته‌ای داشته باشیم، داریم کار خودمان را می‌کنیم؛ شما چرا مداخله می‌کنید؟ چرا در امور ما مداخله می‌کنید؟ پس چرا مذاکره می‌کنیم؟ اصلاً چرا گفت‌وگو می‌کنیم؟ چرا آقای عراقچی به ترکیه رفته است؟ به خاطر اینکه شما نمی‌توانید بگویید من در این جهان نیستم، از این جهان متأثر نیستم و بر این جهان تأثیر نمی‌گذارم.
اصلاً این‌طور نیست که شما تصور بکنید می‌توانید اطراف کشور دژ بکشید و بگویید من به هیچ‌کسی هم کار ندارم، به کسی لطمه نمی‌زنم، کسی هم با من تماس نگرفته است.
این چه حرفی است که ما تصور کنیم می‌توانیم برویم و در دژ زندگی کنیم؟
منتقدین می‌گویند اگر ما چرخ‌دنده خوبی شویم و خوب بچرخیم، استحاله می‌شویم.
مگر ما می‌توانیم در یک دژ زندگی کنیم. ما آخر کار باید با جهان زندگی کنیم. وقتی می‌خواهیم با جهان زندگی کنیم باید قواعدی را رعایت کنیم. اگر بخواهیم فقط با چین کار کنیم باید با نظام مالی کار کنیم که تعریف شده باشد .این حرف‌ها ذهنی ، خیالی و دور از واقعیت است. آخر کار، برای حمل‌ونقل، گشایش اعتباری، بیمه، حرکت کشتی و پرواز هواپیما به سیستم‌ها و پروتکل‌های بین‌المللی نیاز داریم.
اصلاً این تصورِ زندگی در دژ، یعنی زندگی در انزوا؛ این می‌شود قلعهٔ حسن صباح در الموت. این دیدگاه با جهان امروز سازگار نیست. اگر حسن صباح جان سالم به در برد، ما هم قطعاً جان سالم به در می‌بریم. اصلاً این چه حرفی است که ما تصور کنیم مثلاً می‌توانیم برویم و در دژ زندگی کنیم. ما در دنیا زندگی می‌کنیم و وقتی با دنیا زندگی می‌کنیم، باید رفت‌وآمد داشته باشیم.
آن چیزی که می‌گویید استحاله، من این حرف‌ها را متوجه نمی‌شوم. این حرف‌ها به نظر من حرف‌هایی است که بیشتر موجب فقر و فلاکت می شود و گرفتاریِ مردم را بیشتر می‌کند، و جامعه هم در دی ماه نشان داده که اساسا این حرف‌ها را نمی‌پذیرد و قبول ندارد. نکته دیگر بحث این است که ما باید پرونده‌های بازمان را ببندیم.
ما همین الان با مصر رابطه نداریم.
آفرین، آفرین، همهٔ بحث همین است. مصر یکی از مراکز اصلی جهان اسلام است؛ چگونه ما می‌توانیم با مصر ارتباط نداشته باشیم؟ نگاه کنید، ما پروندهٔ باز کم نداریم. به همین خاطر من می‌گویم تغییر گفتمان.
سخن من چیست؟ سخن من این است که اگر دیپلماسی به این مفهوم باشد که ما فردا بخواهیم برویم یک رشته گفت‌وگو با ترکیه، روسیه و چین داشته باشیم این هیچ‌چیز را حل نمی‌کند. شما آخر کار باید بیایید یک چشم‌انداز نوینی را روبه‌روی جهان قرار بدهید.
ما پرونده‌های باز کم نداریم!
ما پروندهٔ باز داریم. یعنی باید بپذیریم هشت سال با عراق جنگیدیم، درست است؟ آیا ما پیمان صلح با عراق امضا کردیم؟ خیر. عراق حالا متحد ما است، ما هنوز پیمان صلح با عراق نداریم. ما پروندهٔ باز با سوریه، مصر، یمن و آمریکا داریم. این نکته بسیار مهم است.
آخر کار ما باید بپذیریم که چه کسی می‌خواهد امنیت زنجیرهٔ تأمین را حفظ کند. امنیت جمعی یا امنیت فردی؟ فکر کنم یکی دو روزه آینده قرار است با چین و روسیه یک مانور در خلیج فارس داشته باشیم. چقدر ما صحبت کردیم که می‌خواهیم با کشورهای همسایه‌خیلی خوب باشیم؟ اولویت روابط ما با کشورهای منطقه است. چرا در این مانور نه عربستان هست، نه عمان هست، هیچ‌کسی نیست؟ این برمی‌گردد به آن رویکرد ما؛ یعنی اگر ما رویکرد امنیت منطقه‌ای داشتیم، آنها می‌آمدند.
می‌گویند این‌ها مذاکره نمی‌کنند برای حل یک مساله بلکه مذاکره می‌کنند که از این ستون به آن ستون فرج است
آخر کار ما باید بتوانیم یک چشم‌انداز نشان دهیم. الان تصوری که از ما در جهان هست چیست؟ می‌گویند این‌ها مذاکره می‌کنند برای ایجاد تأخیر فاز. می‌گویند این‌ها مذاکره نمی‌کنند برای حل یک مساله؛ این‌ها فقط مذاکره می‌کنند که از این ستون به آن ستون فرج است. شما نمی‌توانید حرف معتبر بزنید. ما در منطقه با منطقه‌ایم. ما اصلاً به دنبال سیادت بر منطقه نیستیم؛ اصلاً چه کسی گفته است ما مالک این منطقه هستیم؟ ما همه با هم هستیم. بیایید با همدیگر زندگی کنیم. باید چشم‌اندازی را نشان بدهیم که حاضریم با هم باشیم. اولین چشم‌اندازی که ما می‌توانستیم نشان بدهیم چه بود؟ همین داستان بود، همین مانور بود.
من با ورود چین دراین مانور موافقم هستم، چون یکی از زنجیره‌های تأمینِ زنجیرهٔ ارزش جهانی است. من با ورود روسیه هم موافقم، ولی چرا بقیهٔ حلقه‌های زنجیره را نمی‌آورید؟ بقیهٔ حلقه‌های زنجیره هم باید در این داستان ورود پیدا کنند. وقتی بقیهٔ حلقه‌های زنجیره را نمی‌آورید، نمی‌توانید حرف معتبر بزنید. باید یک حرف معتبر در جهان بزنیم.
همراهی چین را به یک مانور نظامی تقلیل می‌دهیم در حالی که ما باید این قصه را به یک منفعت امنیت جمعی تبدیل کنیم
ایران برای ورود به این مجموعهٔ منطقه‌ای و جهانی، غیر از موقعیت ژئوپلیتیک خود، چه آورده‌هایی دارد که کشورهای مانند چین و دیگر کشورهای دیگر منطقه با آن وارد چنین توافق امنیتی و اقتصادی شوند؟
ایران خیلی سهم دارد. این‌که تصور بکنیم فقط یک موقعیت ژئوپلیتیک بزرگ است.خیر. خودش به‌عنوان یک حلقه مهم در این زنجیره است. این حلقه حتی اگر یک حلقهٔ بسیار کوچک هم باشد، اگر بشکند، کل زنجیره از کارکرد می‌افتد یعنی همه ارزشمندند. شما نمی‌توانید بگویید پاکستان،افغانستان یا ایران چه ارزشی دارند، چون همه در این حلقه دارای ارزش هستند .
تمام بحث من این است که اول باید منطقه‌ای نگاه کنیم. این منطقه ۴۰ درصد انرژی چین را تأمین می‌کند. این عدد بسیار مهم است. ۲۰ درصد انرژی جهان از این منطقه عبور می‌کند. ما هم در تولید و امنیت آن سهم داریم. این منطقه بزرگ‌ترین بازار مصرف جهان است. فقط در کشورهای جنوب خلیج فارس در این منطقه ۴۰۰۰ میلیارد دلار سرمایه وجود دارد. این سرمایه امنیت می‌خواهد و این امنیت، امنیت جمعی است. نه امارات و کشورهای جنوب خلیج فارس می‌توانند مستقل از ما امنیت‌شان را حفظ کنند و نه ما مستقل از آن‌ها می‌توانیم توسعه پیدا بکنیم.
چرا وقتی بیشترین حضور نظامی آمریکا در منطقه است، چینی که کمترین ریسک را در مبادلات بین‌المللی دارد، می‌آید با ایران مانور اجرا می‌کند؟ چینی‌ها خیلی محافظه‌کارند. پس چرا می‌آیند با ایران مانور اجرا می‌کنند؟این تأیید همان نظریهٔ من است که می‌گویم باید این‌ها همه در این زنجیره منافع داشته باشند. یعنی قطعاً چین نگران امنیت منطقه است. اینکه آن‌ها در این منطقه منافع دارند، تردیدی نیست. عملش هم همین است که در اوج بحران می‌آیند این‌جا با شما مانور اجرا می‌کنند. دیگر از این مؤید بیشتر برای این‌که چینی‌ها در این‌جا حساسیت دارند و منافع دارند و می‌آیند کار می‌کنند، نداریم .ما متوجه قصه نیستیم. ما این قصه را به چه تقلیل می‌دهیم؟ به یک مانور نظامی. در حالی که ما باید این قصه را به یک منفعت امنیت جمعی تبدیل کنیم.
اگر انفرادی با آمریکا مذاکره کنید نمی‌توانید موفق شوید
شما در شرایط کنونی مخالف مذاکره با آمریکا هستید؟
نه. بحث من این است که در دنیای جدید زنجیره‌های ارزش، تعیین‌کننده هستند اما اندازهٔ حلقه‌های این زنجیره، هم اندازه نیستند. مثلا چین ۱۹ هزار میلیارد تولید دارد و حلقهٔ ایران که ۴۰۰ میلیارد دلار تولید دارد فاصله‌شان زیاد است. در این زنجیره حلقه‌ها لزوما هم اندازه نیستند.
بحث این است که یک زنجیره به تنهایی نمی‌تواند منافع خود را تامین کند و اگر نخواهید بلوکی فکر کنید و تفکری انفرادی داشته باشید و بخواهید در دژ زندگی کنید خودتان را نابود می کنید. اگر انفرادی با آمریکا مذاکره کنید نمی‌توانید موفق شوید. باید به آنها بگویید ما همه در این زنجیره ذی نفع هستیم و شما نمی توانید ما را تهدید کنید. باید گفتمان را عوض کنیم و بگوییم تهدید ایران یعنی تهدید ارزش زنجیره جهانی.آیا ونزوئلا می توانست به صورت فردی عمل کند با اینکه با روسیه رابطه خوبی داشت؟
اساسا در دنیای جدید امکان تامین امنیت به صورت فردی امکان پذیر نیست. آمریکا می‌گوید ایران منافع ما را تهدید می‌کند و برای اینکه بگویید تهدید من معتبر است ناوهای خود را به منطقه خلیج فارس می‌آورد. اگر در زیر این سایه تهدید بخواهیم با آمریکا مذاکره کنیم یک بحث است و اگر بخواهیم با قدرت مذاکره کنیم بحث دیگری است و باید بگوییم بلوکی با ما شریک هستند بنابر این ما با یک بلوک با شما مذاکره می کنیم.
ضمن اینکه با آمریکا مذاکره می‌کنیم باید یک قدرت معتبر را همراه ایران تعریف کنیم؛ ایران به اضافه تمام کشورهای منطقه، چین و روسیه . باید یک قدرت تعریف کنیم . این قدرت نباید ذهنی باشد. من آرزو داشتم در این مانور عربستان باشد.
باید مساله خود را با آمریکا، اتحادیه اروپا و چین حل کنیم
شما در مقطعی این طرح و پیشنهاد را مطرح کردید که ایران مورد تهدید مستقیم آمریکا و تحت فشارهای اتحادیه اروپا قرار دارد. در این شرایط چه کشورهای حاضرند در توافق امنیتی جامع به ایران بپیوندند؟
ریسک ضربه‌پذیری ایران بسیار بالا است. تهدید ایران، تهدید کل زنجیره ارزش است. من به این باور دارم. به همین خاطر فکر می‌کنم چین هم به این باور دارد. چین تا وقتی از ما یک چشم اندازی نبیند و اراده جدی مبنی بر اینکه حاضر به یک بازی منطقه‌ای هستیم، نمی‌خواهیم دیپلماتیک صحبت کنیم و می‌خواهیم ضامن نظم امنیتی منطقه باشیم، به صورت جدی ورود پیدا نمی کند.عربستان هم باید به این اطمینان برسد که ما می‌خواهیم پرونده‌های باز را ببندیم؛ پرونده‌هایی که هر روز به ما لطمه می زند. ما باید مساله خودمان را با مصر، سوریه و کشورهای جنوب خلیج فارس حل کنیم . نمی‌توانیم پرونده باز داشته باشیم و بعد پیشنهاد صلح هرمز دهیم؛ مشکلی که در دولت آقای روحانی بود.
در این پرونده بازیگران اصلی زنجیره مانند چین و آمریکا نبودند. آنها هم می گفتند این پیمان برای ما امنیت نمی‌آورد. باید واقع نگر باشیم. ما نمی‌توانیم ۷۰ درصد تولید داخل جهان را نبینیم. یادمان باشد. ۷۰ درصد تولید ناخالص جهان توسط آمریکا، چین و اتحادیه اروپا انجام می شود. باید مساله‌ خودمان را با این سه قطب حل کنیم.
امیدوارم طرح این موضوعات بتواند هم در افکار عمومی و هم در حکومت موجب یک بازنگری در کل سیاست خارجی جمهوری اسلامی شود و باید قبول کنیم که ما با همسایه‌ها و کل ذینفعان این زنجیره ارزش با هم زندگی می‌کنیم و مفهوم کار مشترک، نفع مشترک و عمل مشترک را بفهمیم.
بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.


نظرات شما