پنجشنبه ۱۸ دي ۱۴۰۴
اقتصاد ایران

بهره‌گیری از فرصت تاریخی

بهره‌گیری از فرصت تاریخی
بازار آریا - علی رحیمی* در نگاه نخست به رتبه ایران در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ (جایگاه ۷۰ از میان ۱۳۹ کشور)، ممکن است تصویری میانه یا ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - علی رحیمی* در نگاه نخست به رتبه ایران در شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵ (جایگاه ۷۰ از میان ۱۳۹ کشور)، ممکن است تصویری میانه یا حتی ناامیدکننده به ذهن متبادر شود. اما دقیق‌تر که می‌نگریم، این رقم خود حکایتی دوگانه و سرشار از فرصت‌های نهفته را روایت می‌کند.
ایران از یک سو، در قله‌هایی منحصربه‌فرد می‌ایستد: رتبه هفدهم جهان در تولید مقالات علمی و فنی، گواهی است بر وجود سرمایه‌ای عظیم از ذهن‌های پویا و کنجکاو. جامعه دانشگاهی کشور، به‌رغم همه دشواری‌ها، به خلق دانش ادامه می‌دهد. از سوی دیگر، دره‌های عمیقی نیز وجود دارد: ضعف در پیوند این دانش با صنعت، رتبه پایین در جذب سرمایه‌گذاری خطرپذیر، و چالش در خلق محصولات و خدمات خلاق دیجیتال که واقعا زندگی مردم را دگرگون کند. این همان پارادوکس مرکزی نوآوری در ایران امروز است: دارایی‌های فکری غنی، اما ناتوانی در تبدیل آنها به ثروت و رفاه ملی. به نظر می‌رسد کلید گشودن این قفل، نه در انباشت بیشتر دانش در برج عاج دانشگاه‌ها، که در گشودن درهای آن به روی بادهای تازه همکاری و مبادله است. گذار از یک الگوی «نوآوری بسته» به «نوآوری باز» می‌تواند همان نقشه راهی باشد که ایران را از این گذرگاه دشوار عبور دهد.
نوآوری باز، در ساده‌ترین تعریف، فلسفه‌ای است که مرزهای سازمان‌ها و حتی کشورها را در فرآیند خلق ایده و فناوری، شفاف و قابل نفوذ می‌داند. این الگو بر پایه همکاری، اشتراک‌گذاری دانش و شبکه‌سازی گسترده استوار است. برای ایران، پذیرش این فلسفه یعنی بهره‌گیری هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی و سرمایه انسانی منحصربه‌فرد خود برای تبدیل شدن به یک «هاب منطقه‌ای همکاری‌های نوآورانه». تصور کنید که پژوهشگران ایرانی در حوزه مقابله با کم‌آبی (چالشی که ایران به تجربه‌ای تلخ در آن دست یافته) بتوانند از طریق پلتفرم‌های دیجیتال با متخصصان کشورهایی چون ترکیه، سنگاپور یا هلند همکاری کنند. یا استارت‌آپ‌های فعال در زیست‌فناوری، مسائل پیچیده خود را به‌صورت «چالش‌های باز» در اختیار جامعه جهانی نوآوران بگذارند و از حجم زیادی از راه‌حل‌های بالقوه بهره ببرند. در این سناریو، ایران دیگر یک جزیره منزوی نیست، بلکه گره‌گاهی پویا در شبکه جهانی نوآوری است. این چشم‌انداز، اگرچه بلندپروازانه، کاملا دور از دسترس نیست. نقاط قوت موجود، سنگ‌بنای محکمی برای آن فراهم می‌آورد. آنچه نیاز است، چرخشی راهبردی در نگرش و سیاستگذاری است. نخستین گام، اصلاح چارچوب‌های نهادی و قانونی است. قوانین مالکیت فکری باید نه فقط برای محافظت، که برای تسهیل مبادله و اشتراک‌گذاری دانش بازنویسی شوند. مشوق‌های مالیاتی می‌توانند شرکت‌هایی را که در همکاری‌های پژوهشی فرامرزی مشارکت می‌کنند، تقویت کنند. همچنین، تسهیل رفت‌وآمد دانشمندان، کارآفرینان و سرمایه‌گذاران بین‌المللی، خون تازه‌ای را در رگ‌های زیست‌بوم نوآوری کشور جاری خواهد کرد.
گام دوم، سرمایه‌گذاری جسورانه بر زیرساخت‌های دیجیتالی است که بستر فنی نوآوری باز را فراهم می‌آورند. این به‌معنای فراهم آوردن دسترسی پایدار، پرسرعت و بدون مانع به اینترنت جهانی است. در کنار آن، ایجاد پلتفرم‌های ملی اشتراک داده‌های پژوهشی و توسعه بازارهای دیجیتال دانش و فناوری، می‌تواند بازارهایی شفاف و کارآمد برای دادوستد ایده ایجاد کند. بدون این بستر فنی، سخن از نوآوری باز همانند ساختن قصر روی شن است.
اما شاید مهم‌تر از همه، لزوم تحول در فرهنگ علمی و اقتصادی کشور باشد. نظام آموزش عالی باید نه فقط پرورش‌دهنده پژوهشگران عمیق، بلکه شهروندانی علمی باشد که ارزش همکاری باز و کارآفرینی را درک می‌کنند. مراکز انتقال فناوری در دانشگاه‌ها باید از وضعیت دفاتر منزوی خارج شده و به مبادله‌گران دانش و پل‌سازان ارتباط با صنعت و جامعه بین‌الملل تبدیل شوند. این تغییر فرهنگ، زمان‌برترین ولی ماندگارترین جزء این تحول است.
در پایان، باید پذیرفت که ایران در آستانه پنجره فرصتی تاریخی قرار دارد. فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های خارجی، اگرچه دردناک هستند، اما می‌توانند اجباری برای خروج از الگوهای فرسوده و پذیرش راه‌حل‌های نوین باشند. الگوی نوآوری باز، پاسخی به این اجبار است. این الگو می‌گوید که از منابع محدود موجود (آن سرمایه دانشی متخصص و پرانرژی) حداکثر بهره را ببریم و ایران را نه به‌عنوان مصرف‌کننده منفعل فناوری‌های خارجی، که به‌عنوان مشارکت‌کننده فعال و خلاق در عرصه جهانی نوآوری مطرح کنیم. تحقق این وعده نیازمند اراده‌ای جمعی، نگاهی بلندمدت و جسارت در بازنگری بسیاری از پیش‌فرض‌های دیرینه است. آینده از آن جوامعی است که مرزهای دانش را درنوردند، نه آن‌که خود را در پشت آن مرزها زندانی کنند.
* دانشجوی دکتری آینده‌پژوهی


نظرات شما