پنجشنبه ۱۸ دي ۱۴۰۴
مقالات اقتصادی

حفاظت از موزه طبیعی

حفاظت  از موزه طبیعی
بازار آریا - زهرا خبری* جنگل‌های الیت که جزو جنگل‌های هیرکانی هستند در واقع بازمانده جنگل‌های باستانی هستند که حدود ۲۵ تا ۵۰‌میلیون ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - زهرا خبری* جنگل‌های الیت که جزو جنگل‌های هیرکانی هستند در واقع بازمانده جنگل‌های باستانی هستند که حدود ۲۵ تا ۵۰‌میلیون سال قدمت دارند. این جنگل‌ها به عنوان «موزه طبیعی» یا فسیل زنده شناخته می‌شوند. به عبارتی این جنگل‌ها بخشی از هویت تاریخی شمال کشورمان هستند که علاوه بر زندگی اقوام مختلف دارای پوشش جانوری غنی نیز هستند.
این جنگل‌ها با توجه به اهمیتشان در اسفند سال ۱۳۹۸ به‌عنوان دومین میراث طبیعی ایران در فهرست یونسکو ثبت شدند. از لحاظ اقتصادی نیز دارای اهمیت قابل‌توجهی هستند، از جمله در تامین بخشی از چوب مورد نیاز صنایع چوبی کشور با مدیریت پایدار، اکوتوریسم (جذب گردشگران داخلی و خارجی)، حفظ خاک و آب برای کشتزارها و باغ‌ها، تولید گیاهان دارویی، عسل جنگلی و قارچ.
این جنگل‌ها از لحاظ زیست‌محیطی نیز نقش ملموس و بسیار مهمی دارند، از جمله تنوع زیستی منحصر‌به‌فرد که میزبان ۳۲۰۰ گونه گیاهی و جانوری هستند، از جمله گونه‌های اندمیک مانند درخت انجیلی و سمندر امپراتور. این جنگل‌ها در واقع شش‌های شمال کشور محسوب می‌شوند که تولید اکسیژن و تنظیم آب‌و‌هوای منطقه را به عهده دارند. حفظ خاک و جلوگیری از فرسایش، تنظیم چرخه آب و ذخیره‌گاه کربن از دیگر کمک‌هایی است که این زیستگاه ارزشمند به کشورمان می‌کند.
در ایران قوانین متعددی برای حفاظت از جنگل‌ها وجود دارد اما چالش‌های اجرایی و ضعف‌هایی را نیز در این زمینه شاهد هستیم. از جمله قوانین می‌توان به قانون حفاظت و بهره‌برداری از جنگل‌ها و مراتع (۱۳۴۶)، قانون ملی شدن جنگل‌ها و مراتع (۱۳۴۱) و قانون حفظ و گسترش فضای سبز (۱۳۵۲) اشاره کرد که قطع درختان بدون مجوز و بهره‌برداری غیراصولی از آنها را ممنوع می‌کنند. اما چالش‌هایی همچون ضعف در اجرای قوانین وجود دارد که به دلیل کمبود نیروی انسانی، تجهیزات و بودجه به طور کامل اجرا نمی‌شوند. تداخل وظایف نهادهایی مانند سازمان جنگل‌ها، محیط زیست و وزارت جهاد کشاورزی کارآیی را کاهش می‌دهد. فشارهای اقتصادی و اجتماعی باعث می‌شود که معیشت مردم محلی وابسته به جنگل مانند چوب‌زنی اغلب منجر به تخلفات زیست‌محیطی می‌شود. قاچاق چوب و زمین‌خواری، تغییر کاربری اراضی، تغییرات اقلیمی و کمبود آگاهی عمومی از چالش‌های دیگر این زیستگاه ارزشمند هستند.
از جمله دلایلی که برای آتش‌سوزی اعلام شده است اقدامات عمدی و سهل‌انگاری گردشگران بوده است. فصلی که در آن آتش‌سوزی شروع شده است فصل پاییز است که خشکی نسبتا شدیدی وجود دارد و به دلیل عدم بارش و کاهش رطوبت، سرعت آتش‌سوزی تشدید شده است. این عامل می‌تواند تاثیر‌گذار باشد. تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی‌ها و افزایش دما می‌توانند آتش‌سوزی را تشدید کنند. در این فصل انتظار بارش می‌رود اما متاسفانه کشورمان هنوز بارش قابل‌توجهی را تجربه نکرده است.
هواپیماهای آب‌پاش به صورت محدود وجود دارند و تعداد هلیکوپترهای اطفای حریق نسبت به وسعت جنگل‌های کشور کم است. خودروهای زمینی مانند تانکرهای آب و ماشین‌های آتش‌نشانی جنگلی هم در حال فعالیت هستند. مهم‌ترین کاستی‌ها کمبود شدید هواپیماها و هلیکوپترهای تخصصی است. برای مثال برای جنگل‌های کشورمان حداقل به ۲۰ تا ۳۰ فروند هواپیمای آب‌پاش نیاز داریم. فرسودگی ناوگان موجود، نبود سیستم‌های مدرن مثل سیستم‌های هشدار زودهنگام و سنسورهای تشخیص حریق و توزیع نامناسب جغرافیایی تجهیزات و تمرکز تجهیزات در برخی مناطق و محرومیت مناطق دیگر از جمله کاستی‌هاست. از جمله سیاست‌های نادرست و چالش‌های مدیریتی نیز می‌توان به رویکرد واکنشی به جای پیشگیرانه اشاره کرد. سرمایه‌گذاری بیشتر بر اطفا به جای پیشگیری است. تمرکز بر کنترل آتش‌سوزی با ادوات سنگین است درحالی‌که ۸۰ درصد آتش‌سوزی‌ها در مراحل اولیه با نیروی انسانی قابل کنترل است. عدم توجه کافی به جوامع محلی یکی از مهم‌ترین چالش‌های موجود در این زمینه است و استفاده از دانش بومی و مشارکت موثر مردم محلی را دست‌کم می‌گیریم؛ درحالی‌که آتش‌سوزی‌ها - از جمله این آتش‌سوزی - عامل انسانی دارند. می‌توان با آموزش گسترده و فرهنگ‌سازی جوامع محلی به نتایج بهتری رسید. همچنین کمبود نیروی متخصص و آموزش‌دیده یکی دیگر از چالش‌های موجود است.
کشورهای در‌حال‌توسعه مانند کشور ما اغلب درگیر مشکلات و فشارهای اقتصادی هستند و طبیعتا تمرکز دولت‌ها بر رشد اقتصادی است. بنابراین هزینه‌های بلند‌مدت محیط‌زیستی نادیده گرفته می‌شود. اصولا برنامه‌ریزی‌ها بر اساس دوره‌های انتخابات ۴ساله است درحالی‌که تغییرات زیست‌محیطی طی دهه‌ها ظاهر می‌شود. سیاستمداران ترجیح می‌دهند که منابع را در پروژه‌های آشکار که سریع به نتیجه می‌رسند هزینه کنند نه در حفاظت از جنگل‌ها یا آب‌های زیرزمینی که نتایج آن نامرئی و درازمدت است. همچنین لابی‌های صنعتی و معدنی قدرتمندتر از نهادهای محیط‌زیستی یا جوامع محلی هستند. در کشور ما بخش‌هایی مانند نفت، انرژی و صنایع سنگین از نظر بودجه و نفوذ سیاسی اولویت بالاتری دارند. همچنین سازمان حفاظت محیط زیست معمولا در مقایسه با وزارتخانه‌های اقتصادی (نفت، صنعت و جهاد کشاورزی) قدرت اجرایی، بودجه و نفوذ کمتری دارد. بعضا تصمیم‌گیری‌های کلان بدون ارزیابی اثرات زیست‌محیطی جدی انجام می‌شود. همچنین ارزش اقتصادی خدمات اکوسیستمی (مانند ارزش آبخیزداری جنگل‌ها، گرده‌‌افشانی، تنظیم آب‌و‌هوا) در حساب‌های ملی محاسبه نمی‌شود؛ لذا تخریب محیط زیست به عنوان ضرر در ترازنامه دولت ظاهر نمی‌شود. اگر چه آگاهی عمومی در این زمینه در حال افزایش است اما هنوز تبدیل به یک اولویت انتخاباتی قوی نشده است. مطالبه‌گری محیط‌زیستی سازمان‌یافته در مقایسه با مسائلی مانند تورم یا بیکاری ضعیف‌تر است.
پس از پایان آتش‌سوزی، اقدامات باید مرحله‌ای ادامه پیدا کند؛ در کوتاه‌مدت خاموشی کامل کانون‌های پنهان آتش بررسی می‌شود، شیب‌ها از نظر ایمنی کنترل و برای کاهش فرسایش اقداماتی مثل محدودیت ورود دام انجام ‌گیرد. در میان‌مدت (ماه‌ها و سال اول)، وضعیت پوشش گیاهی و گونه‌های مهاجم پایش می‌شود، خاک تقویت و احیای طبیعی همراه با کاشت هدفمند در نقاط بحرانی پیش می‌رود و با مشارکت جوامع محلی از بهره‌برداری بی‌رویه جلوگیری می‌شود. در بلندمدت نیز پایش مستمر تغییرات اکوسیستم، بازسازی ساختار جنگل و اجرای برنامه‌های پیشگیری و آمادگی برای آتش‌های آینده انجام می‌گیرد تا با گذشت زمان اکوسیستم به تعادل برسد.
* دکتری علوم و مهندسی محیط زیست


نظرات شما