پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

آرامش شکننده بورس‌های جهان

آرامش شکننده بورس‌های جهان
بازار آریا - دنیای اقتصاد - گروه اقتصاد بین‌الملل: بازارهای سهام جهان در ماه‌های اخیر، با وجود افزایش تنش‌های سیاسی و اقتصادی، عملکردی باثبات داشته‌اند. شاخص‌های اصلی بورس در آمریکا و اروپا توانسته‌اند در برابر مجموعه‌ای از تهدیدها مقاومت کنند و نگرانی سرمایه‌گذاران نیز چندان در عملکرد کلی بازارها منعکس نشده است. با این حال، این آرامش ممکن است بیش از آنکه نشانه کاهش خطرها باشد، حاصل پنهان ماندن ریسک‌ها در بخش‌های مختلف بازار باشد. افزایش نوسان در معاملات روزهای پایانی هفته گذشته این پرسش را مطرح کرد که آیا بازارهای سهام برای مواجهه با دوره‌ای پرتنش‌تر آماده هستند؟
  بزرگنمايي:

بازار آریا - دنیای اقتصاد - گروه اقتصاد بین‌الملل: بازارهای سهام جهان در ماه‌های اخیر، با وجود افزایش تنش‌های سیاسی و اقتصادی، عملکردی باثبات داشته‌اند. شاخص‌های اصلی بورس در آمریکا و اروپا توانسته‌اند در برابر مجموعه‌ای از تهدیدها مقاومت کنند و نگرانی سرمایه‌گذاران نیز چندان در عملکرد کلی بازارها منعکس نشده است. با این حال، این آرامش ممکن است بیش از آنکه نشانه کاهش خطرها باشد، حاصل پنهان ماندن ریسک‌ها در بخش‌های مختلف بازار باشد. افزایش نوسان در معاملات روزهای پایانی هفته گذشته این پرسش را مطرح کرد که آیا بازارهای سهام برای مواجهه با دوره‌ای پرتنش‌تر آماده هستند؟

چند عامل مهم می‌تواند در هفته‌ها و ماه‌های آینده بر رفتار سرمایه‌گذاران اثر بگذارد. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، احتمال تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه و نگرانی درباره بازده سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، از مهم‌ترین عواملی هستند که چشم‌انداز بازارها را با ابهام روبه‌رو کرده‌اند. افزایش نوسان در چنین شرایطی چندان دور از انتظار نیست؛ به‌ویژه آنکه نشانه‌های این تغییر از مدتی پیش در رفتار سهام شرکت‌ها دیده می‌شد.
براساس گزارش فایننشال تایمز، شاخص‌های سنجش انتظارات سرمایه‌گذاران از نوسان بازار سهام تا همین اواخر در سطوحی نسبتا آرام قرار داشتند. شاخص ترس بازار سهام آمریکا و شاخص مشابه آن در اروپا، طی سه ماه گذشته به‌طور متوسط به‌ترتیب در محدوده ۱۶.۳ و ۱۷.۷درصد قرار گرفته‌اند. این ارقام به میانگین‌های بلندمدت نزدیک هستند و نشان می‌دهند سرمایه‌گذاران انتظار نوسان غیرعادی و گسترده‌ای نداشته‌اند. این وضعیت در حالی ادامه داشت که بازارهای اوراق قرضه و کالا تحت‌تاثیر جنگ‌ها و تحولات سیاسی، نوسان‌های بیشتری را تجربه می‌کردند. فاصله میان رفتار بازار سهام و دیگر بازارهای مالی یکی از نکات قابل‌توجه ماه‌های اخیر بوده است. جنگ اوکراین و درگیری‌های خاورمیانه، نگرانی درباره امنیت عرضه انرژی و مسیر تجارت جهانی را افزایش داده‌اند. با این حال، این نگرانی‌ها به همان اندازه در قیمت سهام منعکس نشده‌اند. حتی احتمال گسترش درگیری‌ها و اختلال در تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز و باب‌المندب نیز نتوانسته است به افزایش پایدار صرف ریسک در بازار سهام منجر شود. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ذخایر جهانی انرژی محدود است و هرگونه اختلال در عرضه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد جهان داشته باشد.
یکی از دلایل اصلی مقاومت بازار سهام، رشد سودآوری شرکت‌ها بوده است. سرمایه‌گذاری گسترده در زنجیره ارزش هوش مصنوعی، از مراکز داده و نیمه‌رساناها گرفته تا تراشه‌های حافظه و زیرساخت‌های انرژی، تقاضای قابل‌توجهی برای محصولات شرکت‌های فعال در این حوزه ایجاد کرده است. این سرمایه‌گذاری‌ها به افزایش درآمد و سود برخی بنگاه‌های بزرگ کمک کرده و از قیمت سهام آنها حمایت کرده‌اند. در کنار آن، سیاست‌های مالی دولت‌ها نیز نقش داشته است. کاهش مالیات در آمریکا و افزایش هزینه‌های دفاعی در اروپا، تقاضا را تقویت کرده و به رشد سود شرکت‌ها در برخی بخش‌ها انجامیده است.
با این حال، تداوم رشد سودآوری نمی‌تواند تمام نگرانی‌های بازار را برطرف کند. بخش دیگری از ریسک‌ها به سیاست پولی بانک‌های مرکزی مربوط می‌شود. تجربه افزایش شدید تورم در سال ۲۰۲۲ باعث شده است سیاستگذاران پولی در برابر احتمال بازگشت فشارهای تورمی محتاط‌تر باشند. بانک مرکزی آمریکا، بانک مرکزی اروپا، بانک انگلستان و بانک مرکزی ژاپن ممکن است در شش تا دوازده ماه آینده نرخ بهره را افزایش دهند. چنین رویکردی هزینه تامین مالی شرکت‌ها را بالا می‌برد و ارزش فعلی درآمدهای آینده آنها را کاهش می‌دهد.
افزایش نرخ بهره همچنین بر بازار اوراق قرضه و وضعیت مالی دولت‌ها اثر می‌گذارد. با بالا رفتن بازده اوراق، هزینه بازپرداخت بدهی دولت‌ها بیشتر می‌شود و نگرانی درباره پایداری بدهی عمومی افزایش می‌یابد. در چنین شرایطی، دولت‌ها ممکن است ناچار شوند هزینه‌های خود را محدود کنند یا برای کاهش کسری بودجه به سیاست‌های انقباضی روی آورند. این تحولات می‌توانند رشد اقتصادی و درآمد شرکت‌ها را تحت‌تاثیر قرار دهند. از سوی دیگر، افزایش هزینه استقراض و سخت‌تر شدن شرایط تامین اعتبار، فشار بیشتری بر بنگاه‌هایی وارد می‌کند که برای توسعه فعالیت خود به منابع مالی خارجی وابسته هستند.
در بازار اوراق قرضه شرکتی نیز نشانه‌هایی از افزایش فشار دیده می‌شود. سرمایه‌گذاران برای پذیرش ریسک اعتباری برخی شرکت‌ها، بازده بالاتری مطالبه می‌کنند و هزینه تامین مالی بنگاه‌ها افزایش می‌یابد. این تغییرات برای بازار سهام اهمیت دارد؛ زیرا ارزش‌گذاری شرکت‌ها تنها به میزان سودآوری آنها وابسته نیست و نرخ بهره، هزینه تامین مالی و میزان ریسک سرمایه‌گذاری نیز در تعیین قیمت سهام نقش دارند. بنابراین، افزایش نوسان در بازار اوراق قرضه می‌تواند به‌تدریج به بازار سهام منتقل شود.
پشت پرده شاخص‌ها
با وجود این عوامل، چرا شاخص‌های اصلی سهام تاکنون واکنش شدیدی نشان نداده‌اند؟ پاسخ را باید در تفاوت میان عملکرد شاخص‌های کلان و رفتار تک‌تک سهام جست‌وجو کرد. شاخص‌های بورس تصویری کلی از حرکت مجموعه‌ای از شرکت‌ها ارائه می‌دهند، اما این تصویر همیشه وضعیت واقعی همه اجزای بازار را نشان نمی‌دهد. ممکن است سهام یک گروه صنعتی افزایش یابد و همزمان سهام گروهی دیگر افت کند. در چنین وضعیتی، رشد و کاهش قیمت‌ها یکدیگر را خنثی می‌کنند و شاخص کل تغییر چندانی ندارد، درحالی‌که در سطح شرکت‌ها تحولات قابل‌توجهی رخ داده است.
برای نمونه، افزایش قیمت نفت می‌تواند به نفع شرکت‌های نفت و گاز باشد، اما هزینه فعالیت شرکت‌های حمل‌ونقل را بالا ببرد. رشد تقاضا برای تجهیزات هوش مصنوعی نیز ممکن است سهام تولیدکنندگان تراشه و سخت‌افزار را تقویت کند، درحالی‌که شرکت‌های نرم‌افزاری از همان میزان رشد برخوردار نباشند. همچنین افزایش نرخ بهره می‌تواند درآمد بانک‌ها را بهبود دهد، اما برای شرکت‌های خدماتی و آب‌وبرق که به تامین مالی ارزان وابسته‌اند، هزینه بیشتری ایجاد کند. در نتیجه، حرکت‌های متفاوت صنایع، نوسان واقعی بازار را پشت ثبات ظاهری شاخص‌ها پنهان می‌کند.
این واگرایی در عملکرد سهام افزایش یافته است. بررسی شرکت‌های حاضر در شاخص پنجاه شرکت بزرگ منطقه یورو نشان می‌دهد سهم جفت‌سهام‌هایی که طی دوره‌های سه‌ماهه همبستگی منفی داشته‌اند، در پنج سال گذشته به حدود ۳۰درصد رسیده است؛ سطحی بی‌سابقه در این دوره. این نسبت برای شاخص پانصد شرکت بزرگ آمریکا به ۴۰درصد می‌رسد. به بیان دیگر، بخش قابل‌توجهی از سهام شرکت‌ها در جهت مخالف یکدیگر حرکت می‌کنند و همین موضوع باعث شده است تغییرات شدید در برخی سهم‌ها الزاما به نوسان گسترده شاخص منجر نشود.
بخشی از این وضعیت به جابه‌جایی سرمایه میان صنایع و موضوعات سرمایه‌گذاری مربوط است. سرمایه‌گذاران در واکنش به تغییر چشم‌انداز انرژی، تقاضای هوش مصنوعی و نرخ بهره، پیوسته ترکیب دارایی‌های خود را تغییر می‌دهند. گسترش راهبردهای نظام‌مند خرید و فروش همزمان سهام نیز می‌تواند فاصله میان عملکرد شرکت‌ها را افزایش دهد. در این روش‌ها، سرمایه‌گذاران برخی سهام را خریداری می‌کنند و در مقابل، سهام دیگری را می‌فروشند تا از تفاوت بازده آنها سود ببرند یا ریسک سبد سرمایه‌گذاری خود را کنترل کنند.
با این حال، واگرایی سهام لزوما به معنای کاهش خطر بازار نیست. ریسک ممکن است به جای آنکه در حرکت یکپارچه شاخص‌ها دیده شود، در رابطه میان سهام مختلف انباشته شود. اگر شرایط اقتصادی تغییر کند و احتمال رکود افزایش یابد، سهام شرکت‌هایی که تاکنون مسیرهای متفاوتی داشته‌اند، ممکن است به‌طور همزمان تحت فشار قرار گیرند. در چنین شرایطی، همبستگی منفی میان سهم‌ها کاهش می‌یابد و حرکت آنها به یک جهت نزدیک‌تر می‌شود. نتیجه چنین تغییری، افزایش شدید نوسان شاخص‌های اصلی خواهد بود.
از این منظر، آرامش اخیر بازارهای سهام را نباید معادل از بین رفتن ریسک دانست. رشد سود شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی و حمایت سیاست‌های مالی دولت‌ها توانسته‌اند بخشی از نگرانی‌ها را پوشش دهند، اما افزایش نرخ بهره، فشار بازار بدهی و تنش‌های ژئوپلیتیک همچنان پابرجا هستند. اگر این عوامل همزمان اثر بیشتری بر اقتصاد بگذارند، تعادل کنونی می‌تواند به‌سرعت برهم بخورد. سرمایه‌گذاران برای ارزیابی چشم‌انداز بازار باید علاوه بر سودآوری شرکت‌ها، تغییرات نرخ بهره، وضعیت بدهی، تحولات سیاسی و میزان همبستگی میان سهام را نیز زیر نظر داشته باشند.


نظرات شما