پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

رونق طلا، رکود جواهر؛ تناقضی که اقتصاد ایران باید جدی بگیرد

رونق طلا، رکود جواهر؛ تناقضی که اقتصاد ایران باید جدی بگیرد
بازار آریا - افزایش قیمت طلا لزوما نشانه رونق صنعت طلا و جواهر نیست. برای سنجش سلامت این صنعت باید میان رشد ارزش دارایی، افزایش معاملات و توسعه واقعی تولید تفاوت قائل شد.
  بزرگنمايي:

بازار آریا - افزایش قیمت طلا لزوما نشانه رونق صنعت طلا و جواهر نیست. برای سنجش سلامت این صنعت باید میان رشد ارزش دارایی، افزایش معاملات و توسعه واقعی تولید تفاوت قائل شد.

در نگاه نخست، افزایش قیمت طلا باید خبر خوبی برای فعالان این بازار باشد. ارزش موجودی فروشگاه‌ها بالا می‌رود، توجه عمومی به این دارایی بیشتر می‌شود و انگیزه خرید نیز ممکن است افزایش پیدا کند. اما این تصویر، تنها بخشی از واقعیت بازار را نشان می‌دهد. در اقتصادی که تورم و نااطمینانی قدرت خرید خانوارها را تحت فشار قرار داده است، گران‌شدن طلا می‌تواند همزمان با کاهش تقاضا برای مصنوعات، افت سفارش‌های تولیدی و دشوارترشدن فعالیت کسب‌وکارهای سنتی همراه شود.
مساله اصلی، تفاوت میان «افزایش قیمت» و «رشد صنعت» است. وقتی قیمت هر گرم طلا بالا می‌رود، ارزش ریالی معاملات و موجودی فروشگاه‌ها نیز ممکن است افزایش یابد؛ اما این افزایش الزاما به معنای فروش تعداد بیشتری محصول، رشد وزن طلای معامله‌شده یا افزایش تولید نیست. حتی ممکن است ارزش اسمی فروش یک واحد اقتصادی بیشتر شود، درحالی‌که تعداد مشتریان آن کاهش یافته و حاشیه سود واقعی‌اش تحت فشار قرار گرفته باشد.
این تناقض از تغییر رفتار مصرف‌کننده نیز تاثیر می‌پذیرد. در شرایط تورمی، بخشی از خانوارها طلا را نه به‌عنوان زیورآلات، بلکه به‌عنوان ابزاری برای حفظ ارزش پس‌انداز خود می‌بینند. در نتیجه، معیار انتخاب محصول تغییر می‌کند. مشتری سرمایه‌گذار معمولا به قیمت، عیار، هزینه‌های جانبی و امکان فروش مجدد توجه بیشتری دارد. در‌حالی‌‌که خریدار مصنوعات علاوه بر ارزش فلز، برای طراحی، کیفیت ساخت، زیبایی و هویت برند نیز اهمیت قائل است.
وقتی قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند، ممکن است تقاضا از مصنوعات پرهزینه به سمت محصولات سبک‌تر، کم‌اجرت یا ابزارهای سرمایه‌گذاری مبتنی بر طلا حرکت کند. چنین تغییری می‌تواند بازار طلا را از نظر معاملاتی فعال نگه دارد، اما هم‌زمان به کارگاه‌هایی آسیب بزند که درآمدشان به تولید مصنوعات و فروش محصولات با ارزش افزوده بالاتر وابسته است. از همین رو، افزایش قیمت طلا را نباید به‌تنهایی شاخص موفقیت این صنعت دانست. اگر هدف، توسعه اقتصادی باشد، باید پرسید چه میزان از فعالیت بازار به تولید، اشتغال تخصصی، طراحی، توسعه برند و ایجاد ارزش افزوده منجر شده است.
در سطح بنگاه نیز ارزیابی عملکرد باید از مقایسه ساده قیمت خرید و فروش فراتر برود. هزینه جایگزینی موجودی، دستمزد، اجاره، هزینه تامین مالی، سرعت گردش کالا و حاشیه سود واقعی، تصویر دقیق‌تری از وضعیت اقتصادی یک طلافروشی یا واحد تولیدی ارائه می‌کنند. افزایش قیمت دارایی ممکن است سودی ظاهری ایجاد کند، اما اگر هزینه جایگزینی کالا و مخارج عملیاتی سریع‌تر رشد کرده باشند، وضعیت واقعی کسب‌وکار چندان مطلوب نخواهد بود.
در سطح سیاستگذاری نیز باید میان بازار طلا به‌عنوان محل نگهداری دارایی و صنعت جواهرات به‌عنوان فعالیتی تولیدی تفاوت گذاشت. این دو بازار با یکدیگر ارتباط دارند، اما اهداف و سازوکارهای اقتصادی آنها یکسان نیست. صنعت طلا و جواهر زمانی واقعا رشد می‌کند که افزایش ارزش این فلز به فرصت‌های بیشتر برای تولید، اشتغال، طراحی و صادرات تبدیل شود. در غیر این صورت، ممکن است با بازاری مواجه باشیم که در آن طلا هر روز گران‌تر می‌شود، اما سهم تولیدکننده از ارزش نهایی بازار کوچک‌تر می‌ماند.
* فعال صنعت طلا و جواهرات


نظرات شما