بازار آریا -
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد، درست در شرایطی که احتمال بازگشت جنگ میان ایران و آمریکا قریبالوقوع به نظر میرسد، دوحه بار دیگر به کانون تحولات دیپلماتیک منطقه تبدیل شده است.
روزنامه قطری «العربی الجدید» مدعی احتمال پیوستن یک هیات آمریکایی به مذاکرهکنندگان ایرانی در دوحه شده است؛ تحولی که در صورت تحقق، میتواند مذاکرات غیرمستقیم را وارد مرحلهای تازه و حتی به گفتوگوهای مستقیم تبدیل کند.
بر اساس این گزارش، پس از رایزنیهای فشرده هیات قطری در تهران و دستیابی به تفاهمهای اولیه، قرار است نمایندگان آمریکا نیز به مذاکرات در دوحه ملحق شوند. سه محور اصلی این گفتوگوها عبارتاند از برنامه هستهای ایران، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و مشوقهای اقتصادی و مالی برای تهران. نکته قابل توجه، احتمال نقشآفرینی چین و روسیه بهعنوان ضامنهای توافق احتمالی است؛ موضوعی که در صورت تحقق میتواند به مذاکرات ابعادی فراتر از یک تفاهم دوجانبه بدهد.
محورهای اصلی توافق
در کنار گزارش العربی الجدید، شبکه العربیه نیز از جزئیات پیشنهادی برای توافق ایران و آمریکا خبر داده است. بر اساس این گزارشها، یکی از محورهای مطرحشده، تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم با غنای بالا و انتقال آن به کشور ثالث یا کاهش سطح غنیسازی است.
در مقابل، واشنگتن باید بخشی از فشارهای اقتصادی و محدودیتهای اعمالشده علیه ایران را کاهش دهد. بازگشایی تنگه هرمز و تضمین آزادی کشتیرانی بینالمللی نیز از دیگر بخشهای طرح پیشنهادی عنوان شده است. البته هنوز مشخص نیست این جزئیات تا چه اندازه مورد پذیرش رسمی تهران و واشنگتن قرار گرفتهاند. آنچه فعلا وجود دارد، مجموعهای از پیشنهادها و گزارشهای رسانهای است، نه توافقی نهایی و امضاشده.
دیپلماسی فشرده در سایه احتمال جنگ
گزارش آکسیوس از مذاکرات بیش از ۱۲ ساعته هیات قطری در تهران نیز نشان میدهد تلاشهای میانجیگرانه وارد مرحله حساسی شده است. به نوشته این رسانه، نمایندگان قطر در جریان مذاکرات با تهران ارتباط مستمری با کاخ سفید داشتهاند و پس از آن نیز هیات ایرانی برای ادامه رایزنیها راهی دوحه شده است.
با این حال، اختلاف اصلی همچنان پابرجاست: آمریکا خواهان تعیین تکلیف پرونده هستهای است، در حالی که ایران بر رفع فشارهای اقتصادی و پایان محدودیتهای مربوط به صادرات نفت و کشتیرانی تأکید دارد. به همین دلیل، حتی آغاز مذاکرات مستقیم نیز لزوما به معنای حل اختلافات نیست؛ بلکه ممکن است نخستین گام برای رسیدن به یک آتشبس یا تفاهم موقت باشد.
انتخابات کنگره؛ متغیر اصلی
اما زمانبندی این تحولات اهمیت ویژهای دارد. انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در سوم نوامبر برگزار میشود؛ انتخاباتی که میتواند بر محاسبات سیاسی دولت ترامپ تأثیر بگذارد. جنگ با ایران، افزایش قیمت انرژی و هزینههای اقتصادی و نظامی درگیری، موضوعاتی هستند که میتوانند برای دولت آمریکا تبعات سیاسی داشته باشند.
در چنین شرایطی، جلوگیری از تشدید تنشها پیش از انتخابات میتواند برای واشنگتن اهمیت داشته باشد. آسوشیتدپرس نیز گزارش داده است که ترامپ اعلام کرده آمریکا پیش از انتخابات حملات نظامی علیه ایران را از سر نخواهد گرفت. این موضع، در کنار تحرکات دیپلماتیک قطر، این پرسش را مطرح میکند که آیا واشنگتن واقعا در مسیر توافقی پایدار حرکت میکند یا فعلا به دنبال مهار بحران تا عبور از انتخابات است؟
آیا توافق دوحه میتواند جنگ را تمام کند؟
برای پاسخ باید میان دو سناریو تفاوت قائل شد. در سناریوی نخست، مذاکرات به توافقی مرحلهای منجر میشود که در آن ایران درباره پرونده هستهای و تنگه هرمز تعهداتی میدهد و آمریکا نیز در مقابل، تحریمها و فشارهای اقتصادی را کاهش میدهد.
اگر چنین توافقی با تضمینهای معتبر و سازوکار نظارتی همراه باشد، میتواند زمینه توقف درگیری و آغاز روندی برای کاهش پایدار تنشها را فراهم کند. اما سناریوی دوم، رسیدن به تفاهمی محدود و موقت است؛ توافقی که هدف اصلی آن جلوگیری از بازگشت فوری جنگ و عبور از مقطع حساس انتخابات آمریکا باشد، بدون آنکه اختلافات بنیادین دو طرف حل شود.
در این حالت، پایان انتخابات لزوما به معنای پایان بحران نخواهد بود و حتی ممکن است محاسبات نظامی و سیاسی طرفین دوباره تغییر کند.
از این منظر، مذاکرات احتمالی دوحه را نمیتوان نادیده گرفت؛ زیرا برای نخستین بار نشانههایی از پیوند خوردن پرونده هستهای، امنیت تنگه هرمز و مشوقهای اقتصادی در یک چارچوب مشترک دیده میشود. با این حال، اگر بپذیریم که این مقطع هم مشابه جنگ های ۱۲ و ۴۰ روزه به جنگ سوم منجر نشود، تا زمانی که توافقی رسمی اعلام نشده و تعهدات دو طرف در عمل اجرا نشوند و ضامنان توافق نقش جدی ایفا نکنند، نمیتوان از پایان جنگ سخن گفت.