بازار آریا - مجلس یادبود بهرام بیضایی با عنوان «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد بهرام بیضایی» در خانه هنرمندان ایران برپا شد. محمد رضاییراد، نمایشنامهنویس، کارگردان تئاتر و پژوهشگر که در نمایش «افرا» دستیار بیضایی بوده است، در این برنامه نکاتی را درباره تئاتر بیضایی مطرح کرد.
رضایی راد با اشاره به اینکه این بزرگداشت نخستین بزرگداشت رسمی بیضایی در ایران است، گفت: تاخیر در برگزاری بزرگداشت ایشان به دلیل جنگ اخیر، نشانی از «وضعیتِ بیضایی» بودن است که حاکی از فرد بودن و یگانگی هنرمند است.
رضاییراد با اشاره به تاثیر بیضایی بر نسل نمایشنامهنویسان دهههای ۷۰ و ۸۰ ایران گفت: ما تقریبا بدون استاد سیاهمشقهای خود را نوشتیم. شخصا در پایان دهه ۶۰ نخستین کوششم برای کارگردانی تئاتر با نمایشنامه «عروسکهای» بیضایی بود. باور دارم امکان ندارد هیچ یک از ما نمایشنامهنویسان دهه های۷۰ و ۸۰ دورانی را در کنار بیضایی درنگ نکرده باشیم. ممکن است بعدها مسیر خود را در نمایشنامهنویسی پی گرفته باشیم، اما بیضایی بهعنوان کسی که هیچ کلاس و دوره آموزشی برگزار نکرد، مهمترین چهره دهه ۶۰ نمایشنامهنویسی ایران است چرا که بسیاری از نمایشنامهنویسان دهه ۷۰ از او آموختهاند.
این پژوهشگر، تحرک و پویایی را یکی از ویژگیهای نمایشنامههای بیضایی دانست و از کشف تعزیه بهعنوان فرمی نمایشی توسط بیضایی سخن گفت. رضاییراد توضیح داد: در آثار بیضایی با پرده و صحنه مواجه نیستیم بلکه درام و صحنه آنچنان در هم تنیدهاند که مشخص نیست در چه زمانی چه اتفاقی رخ داده و این باعث تحرک و پویایی و غنای اجرایی میشود.
این هنرمند با اشاره به سرآغاز نمایشنامهنویسی ایران با آثار میرزا فتحعلی خان آخوندزاده، گفت: ما میتوانستیم فرم نمایشی خود را داشته باشیم، زیرا به موازات شکلگیری نمایشنامهنویسی مدرن ایران، تحولاتی در تعزیه هم در حال وقوع بود که آن را از سوگواری صِرف دور میکرد و این میتوانست ما را به لحاظ فرم به درام خودمان برساند. این دو به هم میرسیدند اگر امتناع روشنفکری و سیاسی مانع از تحول تعزیه نمیشد.
رضاییراد توضیح داد: امتناع روشنفکری به این معنا که میرزا آقا تبریزی نمایشنامهنویس بعد از آخوندزاده میتوانست توجه به تعزیه را در آثار خود ادامه دهد و ممانعت از اجرای تعزیه در دوران پهلوی اول نیز آن را از بین برد و ما این لحظه تاریخی را از دست دادیم تا اینکه بعدها بیضایی دوباره آن را کشف کرد؛ چیزی را که سالها افرادی ندیده بودند. او امکانات تعزیه را برای خلق نمایشنامهنویسی ایرانی کشف کرد و دریافت در تعزیه امکانی وجود دارد و ما میتوانیم درامی خلق کنیم که فرم و زبان ویژه ما را داشته باشد. بیضایی با سزارین این ویژگی را به تئاتر ما افزود چرا که رشد طبیعی خود را نداشت و فارغ از نمایشنامههایش، این بزرگترین کاری است که بیضایی در تئاتر ما انجام داد.
او سپس با ارائه توضیحاتی درباره حسرتهایی که در رابطه با بیضایی دارد، ادامه داد: حسرت بزرگم این است که در هیچ مقالهای با شیوه و سبک کارگردانی او در تئاتر روبهرو نمیشویم و این تجارب هرگز به ثبت نرسیده است.
رضاییراد که در دو نمایش تجربه همکاری با بیضایی داشته، گفت: هرجا در کارگردانیهایم به بنبست میرسم، به این فکر میکنم که اگر بیضایی بود چه میکرد. با اینکه روش کارگردانی من با ایشان متفاوت است برای من که هیچگونه معلم و آموزشی در تئاتر نداشتم و تحصیلاتم هم غیر مرتبط بود، مهمترین تجربه دو همکاری با آقای بیضایی بود. اما این حسرت من است کهای کاش آن دوران را تمریننگاری میکردیم و لحظات آن را ثبت کرده بودیم. مهمترین درسی که من از او آموختم این بود که چگونه جزئیات را میساخت. مهمترین مشکل ما این است که فقط به کلیات بسنده میکنیم. حسرت بزرگ من از کم کاری ماست که در کنارش بودیم.
علیرضا بهرامی، شاعر و روزنامهنگار و مدیر مسوول و سردبیر مجله «عصر روشن» که اجرای برنامه را بر عهده داشت، درباره تاخیر در برپایی مجلس یادبود بیضایی توضیح داد که به دلیل اتفاقات دی ماه گذشته و بعد از آن جنگ، برپایی چنین مجلسی میسر نشد. او با یادآوری دغدغه بیضایی در پرداختن به هویت ایرانی و با اشاره به اجرای نمایشهایی که در چند وقت اخیر به شاهنامه و شخصیتهای اساطیری ایران میپردازند، اظهار امیدواری کرد که این مسیر با اجرای آثار بیضایی و نمایشنامههای اجرا نشدهاش تداوم یابد.