پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

در ستایش تزویر

در ستایش تزویر
بازار آریا - تحریریه اکونومیست تزویر، ادای احترام رذیلت به فضیلت است. این نقل‌قولی مشهور از فرانسوا دو لا روشفوکو، اخلاق‌گرای فرانسوی ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - تحریریه اکونومیست تزویر، ادای احترام رذیلت به فضیلت است. این نقل‌قولی مشهور از فرانسوا دو لا روشفوکو، اخلاق‌گرای فرانسوی است. این سخن، به‌ویژه در عرصه سیاست، مصداق دارد. خودکامگان آمریکای لاتین معمولا با برگزاری انتخابات، نمایش پرزرق‌وبرقی به راه می‌اندازند. این انتخابات ممکن است، مانند آنچه در برخی کشورها رخ می‌دهد صرفا صوری باشند، اما به حاکمان امکان می‌دهند مدعی شوند که با رضایت مردم حکومت می‌کنند؛ ادعایی که، دست‌کم در داخل و خارج از کشور، ظاهری از مشروعیت برای آنان فراهم می‌آورد. از این رو، بسیار نامعمول است که رهبر کشوری که انتخابات برگزار می‌کند، بگوید: «دیگر بس است.» با این حال، دانیل اورتگا، رئیس‌جمهور مشترک نیکاراگوئه، دقیقا همین کار را کرد. او در ۱۹ژوئیه اعلام کرد: «اینجا دیگر هرگز انتخاباتی برگزار نخواهد شد»؛ آن هم در زمانی که توجه جهان به فینال جام جهانی فوتبال معطوف بود.
او مدعی شد که احزاب مخالف می‌خواهند از انتخابات «برای تصاحب قدرت» استفاده کنند. واقعیت نیز همین است؛ انتخابات دقیقا برای همین برگزار می‌شود. نیکاراگوئه کشور کوچکی است، اما این عبور لفظی از نقطه غیرقابل بازگشت اهمیت فراوانی دارد. در سطح جهان، دموکراسی نزدیک به ۲دهه است که در مسیر عقب‌نشینی قرار گرفته است. شدیدترین پسرفت‌ها در کشورهایی رخ داده که زمانی آزاد یا نیمه‌آزاد بوده‌اند و به‌تدریج آزادی خود را از دست داده‌اند؛ زیرا خودکامگان تشنه قدرت، رسانه‌ها را تحت فشار گذاشته، دادگاه‌ها را مطیع خود کرده و مخالفان را آزار داده‌اند. 
به گفته «خانه آزادی»، نهاد ناظر آمریکایی، نیکاراگوئه پس از مالی، دومین کشوری است که طی ۲۰سال گذشته بیشترین پسرفت را تجربه کرده است. دانیل اورتگا در سال۲۰۰۶ در انتخاباتی آزاد به قدرت رسید، اما پس از آن، به برچیدن هر نهادی پرداخت که می‌توانست او را به چالش بکشد. او رقیبان خود را زندانی کرد و در مواردی آنان را شکنجه داد. رسانه‌ها را واداشت اشعار هولناک همسر و رئیس‌جمهور مشترکش، روساریو مورییو، را بستایند. نزدیک به یک‌دهم جمعیت کشور نیز ناچار به ترک نیکاراگوئه شدند.
پایان دوران دروغ‌گویی
با این همه، اورتگا تا امروز برگزاری انتخابات را، هرچند انتخاباتی صوری، مجاز می‌دانست. او در این زمینه نیز مانند دیگر مردان قدرتمند رفتار کرده است؛ کسانی که معمولا انتخابات را دستکاری می‌کنند، نه اینکه آن را به‌کلی برچینند. حتی رهبران کودتا که با زور اسلحه قدرت را در دست گرفته‌اند نیز معمولا وعده می‌دهند که به محض آنکه «اوضاع اجازه دهد»، انتخابات برگزار خواهد شد. اکنون، به گفته فلیکس مارادیاگا، نامزد پیشین ریاست‌جمهوری که تابعیتش سلب و از کشور اخراج شده است، اورتگا «نقاب را از چهره برداشته است». او چیزی را آشکارا بر زبان آورده که دیگر خودکامگان ناچارند پنهانش کنند؛ اینکه هرگز در برابر اراده مردم سر فرود نخواهند آورد.
احتمالا او چنین موضعی را با این فرض اتخاذ کرده است که واکنش قاطعی از سوی ایالات متحده برنخواهد انگیخت؛ کشوری که زمانی به دموکراسی در حیاط خلوت خود اهمیت می‌داد.
اگر نیکاراگوئه رسما به کشوری تک‌حزبی تبدیل شود و هیچ پیامد دیپلماتیک جدی‌ای نیز متوجه آن نشود، دیگر کشورها هم ممکن است همین مسیر را در پیش گیرند. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، سخنان اورتگا را محکوم کرد، اما هیچ پیامد جدی یا اقدام مشخصی را مطرح نکرد.
نیکاراگوئه دو مشکل دیگر را نیز برجسته می‌کند که احتمالا با افول جهانی دموکراسی تشدید خواهند شد. 
نخست، رؤسایی که امکان برکناری‌شان وجود ندارد، سال‌ها در قدرت می‌مانند. 
اورتگا اکنون ۸۰سال دارد و شاید کاهش توان ذهنی او در اظهارات تکان‌دهنده اخیرش بی‌تاثیر نبوده باشد. دومین مساله، جانشینی است. انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در یک دیکتاتوری همواره دشوار است. 
اورتگا می‌خواهد پس از مرگش، همسر نامحبوبش زمام امور را به دست گیرد. این ترکیبی سمی است. حاکمان مادام‌العمر، به‌ندرت با گذشت زمان عملکرد بهتری پیدا می‌کنند و دودمان‌هایی که بر شهروندان ناراضی تحمیل می‌شوند نیز به‌ندرت نسخه‌ای برای حکمرانی مطلوب به شمار می‌آیند.
تفاوت میان دستکاری انتخابات و لغو کامل آن شاید در نگاه نخست ناچیز به نظر برسد؛ اما چنین نیست. 
تا زمانی که حاکمان دست‌کم به هنجارهای دموکراتیک تظاهر به وفاداری می‌کنند، مخالفان می‌توانند بکوشند آنان را به همان معیارهایی که خود مدعی پایبندی به آن هستند، متعهد نگه دارند و هرگاه از آنها فاصله گرفتند، رسوایشان کنند. تا وقتی انتخابات برگزار می‌شود، این احتمال نیز وجود دارد که مرد قدرتمند دچار خطای محاسباتی شود و شکست بخورد. 
گاهی اراده مردم، حتی در زمینی نابرابر، پیروز می‌شود؛ همان‌گونه که ویکتور اوربان امسال در مجارستان دریافت و همان‌گونه که خود اورتگا نیز در سال۱۹۹۰ تجربه کرد؛ زمانی که یک انتخابات آزاد، نخستین دوره زمامداری او را پایان داد. 
از این رو، رویه‌ای که اکنون در ماناگوا در حال شکل‌گیری است، نگران‌کننده است. جهانی که در آن خودکامگان دیگر حتی تظاهر هم نکنند که نظر مردم برایشان اهمیت دارد، بی‌تردید از جهان امروز بدتر خواهد بود. همین، دلیلی مضاعف است تا دموکراسی‌خواهان در سراسر جهان بر بنیادی‌ترین حق خود یعنی حق انتخاب حاکمان خویش، پافشاری کنند.


نظرات شما