بازار آریا - دنیای اقتصاد - پروانه کُبره : بورس تهران پس از پشت سر گذاشتن ۸روز پرنوسان، اکنون در شرایطی قرار گرفته که فعالان بازار به دنبال نشانهای برای تعیین مسیر آینده هستند. ادامه فشار فروش، عقبنشینی شاخصها و کاهش تمایل معاملهگران به پذیرش ریسک، باعث شده بورس از فضای صعودی هفتههای گذشته فاصله بگیرد و در نقطهای بایستد که فعالان بازار برای تصمیمگیری، به متغیرهای بیرونی و نشانههای جدید توجه کنند. کارشناسان معتقدند؛ در شرایط فعلی، بورس نه در وضعیت یک ریزش فراگیر و بدون بازگشت قرار دارد و نه هنوز توانسته نشانههای قدرتمندی از پایان اصلاح را به نمایش بگذارد. همین وضعیت باعث شده معاملات در فضایی از انتظار دنبال شود.
یکی از مهمترین عواملی که میتواند مسیر کوتاهمدت بازار را مشخص کند، روند تحولات سیاسی و میزان کاهش یا افزایش نااطمینانیهاست. تجربه هفته اخیر نشان داد که حتی در شرایطی که بسیاری از شرکتها از منظر بنیادی وضعیت مناسبی دارند، افزایش ریسکهای سیستماتیک میتواند رفتار سرمایهگذاران را تغییر دهد و باعث شود جریان سرمایههای خرد به سمت داراییهای کمریسکتر حرکت کند. از این رو، هرگونه رخداد مثبت در این حوزه میتواند به عنوان یک محرک برای کاهش فشار فروش و بازگشت بخشی از تقاضا عمل کند. سناریوی دیگری نیز پیش روی بازار قرار دارد. در صورتی که ابهامات سیاسی ادامه پیدا کند و سرمایهگذاران همچنان چشمانداز روشنی از آینده نداشته باشند، احتمال تداوم رفتار نوسانی و احتیاطی در معاملات وجود خواهد داشت.
در این شرایط، بازار ممکن است برای مدتی در محدودههای فعلی درگیر نوسان باشد و معاملهگران تا دریافت سیگنال قویتر، از ورود گسترده به سهام خودداری کنند. در کنار عوامل سیاسی، وضعیت بازارهای موازی نیز یکی دیگر از متغیرهای مهم در تصمیمگیری سرمایهگذاران است. رشد اخیر نرخ ارز و افزایش توجه به بازارهایی مانند طلا، باعث شده بخشی از سرمایههای خرد مسیر دیگری را انتخاب کند. تا زمانی که این بازارها جذابیت خود را برای سرمایهگذاران حفظ کنند، بورس برای جذب دوباره منابع نیازمند ارائه نشانههای قویتری از بازدهی و کاهش ریسک خواهد بود. در مقابل، انتشار گزارشهای مالی شرکتها میتواند یکی از معدود عوامل داخلی باشد که توان تغییر فضای معاملات را دارد. بازار در هفتههای آینده به عملکرد شرکتها و کیفیت گزارشهای سهماهه توجه بیشتری خواهد کرد. زیرا در چنین شرایطی، تفاوت میان صنایع و شرکتها بیشتر از گذشته نمایان میشود. به این معنا که حتی اگر کلیت بازار همچنان تحت فشار باشد، شرکتهایی که عملکرد عملیاتی مناسب، سودآوری قابل اتکا و چشمانداز روشنتری دارند، میتوانند مورد توجه سرمایهگذاران قرار گیرند.
تعادل مشروط
بر اساس اظهارات کارشناسان، یکی از سناریوهای پیش روی بورس میتواند بازگشت تدریجی تقاضا در سهام بنیادی باشد. در این وضعیت، معاملات بازار ابتدا در گروههای دارای پشتوانه عملکردی متعادل میشود و سپس در صورت بهبود شرایط، دامنه این تعادل به سایر صنایع نیز گسترش پیدا میکند. اما از سویی، اگر ریسکهای بیرونی افزایش پیدا کند، احتمالا بازار همچنان با نوسانات شدید و جابهجایی سریع میان صفهای خرید و فروش مواجه خواهد بود. اکنون بورس در شرایطی قرار دارد که یک سیگنال تازه میتواند مسیر آن را تغییر دهد؛ سیگنالی که ممکن است از سمت تحولات سیاسی، گزارش شرکتها یا تغییر رفتار سرمایههای خرد در بازارهای موازی صادر شود. تا پیش از مشخص شدن این نشانهها، احتمالا معاملات با احتیاط ادامه خواهد داشت، اما در صورت کاهش ریسکها و بازگشت اعتماد، بازار میتواند به تدریج از فضای سنگین فروش فاصله بگیرد و وارد مرحله جدیدی از معاملات شود. در همین رابطه حجت سرهنگی، تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به بهبود نسبی معاملات دیروز، اظهار کرد: تغییر چهره بازار را باید نتیجه مجموعهای از عوامل دانست که هم از منظر بنیادی و هم از منظر روانی، بر رفتار سرمایهگذاران اثرگذار بودهاند. مهمترین عامل، اصلاح قابلتوجهی است که طی روزهای اخیر در بازار رخ داده و بسیاری از سهمها را به محدودههای ارزنده رسانده است.
او افزود: شاخص کل که پیش از این تا محدوده ۵میلیون و ۳۰۰ هزار واحد پیشروی کرده بود، اکنون به حوالی ۴میلیون و ۷۰۰ هزار واحد رسیده و بخش مهمی از رشد قبلی خود را اصلاح کرده است. این ریزش باعث شده قیمت بسیاری از سهام به سطوحی برسد که از منظر ارزندگی، دوباره برای سرمایهگذاران جذاب باشد. به همین دلیل بخشی از فعالان بازار که در روزهای گذشته صرفا نظارهگر معاملات بودند، اکنون بار دیگر خرید سهام را در دستور کار خود قرار دادهاند.
این کارشناس ادامه داد: عامل مهم دیگری که در تغییر فضای معاملات نقش داشته، انتشار گزارشهای عملکرد سهماهه شرکتهاست. گزارشهایی که تاکنون منتشر شدهاند، عمدتا فراتر از انتظار ظاهر شدهاند و همین موضوع نگاه سرمایهگذاران را نسبت به آینده شرکتها تا حدی تغییر داده است.
حجت سرهنگی، تصریح کرد: با توجه به اینکه طی روزهای آینده آخرین مهلت انتشار صورتهای مالی سهماهه شرکتها به پایان میرسد، انتظار میرود حجم قابلتوجهی از گزارشها روانه سامانه کدال شود. اگر روند مثبت گزارشهای منتشر شده ادامه پیدا کند، میتواند به یکی از مهمترین محرکهای بازار در کوتاهمدت تبدیل شود و بخشی از نگرانیهای سرمایهگذاران را کاهش دهد.
او افزود: همین امیدواری نسبت به عملکرد شرکتها باعث شده بخشی از سرمایهگذاران ریسکپذیری بیشتری از خود نشان دهند و بهویژه در نمادهایی که انتظار انتشار گزارشهای مطلوب از آنها وجود دارد، دوباره وارد موقعیت خرید شوند. در شرایطی که بازار تحتتاثیر ریسکهای سیستماتیک قرار دارد، گزارشهای بنیادی میتوانند نقش مهمی در تفکیک صنایع و شرکتهای ارزنده از سایر نمادها ایفا کنند. این کارشناس سومین عامل اثرگذار بر روند معاملات را تحولات سیاسی و امنیتی عنوان کرد و گفت: همچنان مهمترین متغیری که بر تصمیمگیری فعالان بازار سایه انداخته، ریسکهای ناشی از تنشهای سیاسی و احتمال گسترش درگیریهاست. هرچند افت اخیر قیمتها بسیاری از سهمها را به محدودههای جذابی رسانده، اما هنوز بخش قابلتوجهی از سرمایهگذاران حاضر نیستند ریسک بالایی را برای ورود به بازار بپذیرند.
او تاکید کرد: تا زمانی که ابهامهای سیاسی برطرف نشود، نمیتوان انتظار داشت همه سرمایهگذاران با اطمینان وارد بازار شوند. به همین دلیل، حتی در روزهایی که شاخص با بهبود نسبی همراه میشود نیز احتیاط در رفتار معاملهگران کاملا مشهود است و بخشی از نقدینگی همچنان در انتظار روشنتر شدن شرایط باقی مانده است.
بورس و ۴ سناریو
حجت سرهنگی در ادامه با اشاره به چشمانداز پیشروی بازار سرمایه، چهار سناریوی محتمل را برای هفتهها و ماههای آینده ترسیم کرد و گفت: مسیر بورس به نحوه تحولات سیاسی، وضعیت آتشبس و احتمال آغاز مذاکرات بعدی وابسته است و بر همین اساس میتوان آینده بازار را در قالب چهار سناریوی اصلی بررسی کرد.
او درباره نخستین سناریو اظهار کرد: بهترین حالت برای بازار سرمایه، تثبیت آتشبس و آغاز مذاکرات است. اگر این سناریو محقق شود، بورس با توجه به اصلاح سنگینی که پشت سر گذاشته و همچنین قرار گرفتن در محدودههای مناسب تکنیکال، ظرفیت یک بازگشت قابلتوجه را خواهد داشت. او افزود: بسیاری از فعالان بازار محدوده ۴میلیون و ۵۰۰ هزار واحد را به عنوان مهمترین سطح حمایتی شاخص کل در نظر گرفتهاند و اکنون نیز بازار فاصله چندانی با این محدوده ندارد. در صورت کاهش ریسکهای سیاسی و آغاز مذاکرات، میتوان انتظار داشت شاخص کل ابتدا بخش مهمی از افت اخیر را جبران کند و حتی تا سقفهای قبلی نیز رشد داشته باشد.
این کارشناس دومین سناریو را برقراری آتشبس بدون آغاز مذاکرات عنوان کرد و گفت: در این وضعیت، هرچند ابهامهای سیاسی به طور کامل از بین نمیرود، اما کاهش درگیریها میتواند فضای آرامتری برای بازار ایجاد کند. در چنین شرایطی نیز چشمانداز بورس مثبت ارزیابی میشود، هرچند شدت رشد بازار به اندازه سناریوی نخست نخواهد بود. حجت سرهنگی ادامه داد: سناریوی سوم به شرایطی مربوط میشود که آتشبس برقرار نشود و درگیریها ادامه پیدا کند، اما دامنه جنگ محدود بماند و آسیبی به زیرساختهای اقتصادی وارد نشود. در این سناریو نیز احتمال افت شدید بورس چندان بالا نیست و بازار میتواند پس از یک دوره نوسان، به تعادل نسبی برسد.
او افزود: در چنین شرایطی، شرکتهای دارای بنیاد قوی و صنایعی که وابستگی کمتری به ریسکهای بیرونی دارند، شانس بیشتری برای رشد خواهند داشت و عملکردی بهتر از کلیت بازار به ثبت خواهند رساند. این کارشناس در تشریح چهارمین و بدبینانهترین سناریو نیز اظهار کرد: اگر درگیریها ادامه پیدا کند و همزمان زیرساختهای کشور نیز آسیب ببینند، شرایط برای بازار سرمایه کاملا متفاوت خواهد بود. این سناریو بیشترین فشار را بر فعالیت شرکتها وارد میکند و طبیعی است که بازار سهام نیز در چنین وضعیتی با افت سنگینتری مواجه شود.
او تاکید کرد: بر همین اساس، سرمایهگذاران باید همواره تصمیمهای خود را بر پایه ارزیابی احتمال وقوع هر یک از این سناریوها اتخاذ کنند و صرفا به نوسانات روزانه بازار توجه نداشته باشند؛ چرا که مسیر بورس در شرایط فعلی بیش از هر عامل دیگری به تحولات سیاسی وابسته است.
طنابکشی بازارها
این کارشناس در ادامه به وضعیت سایر بازارهای سرمایهگذاری نیز اشاره کرد و گفت: صرفنظر از اینکه کدام یک از این سناریوها محقق شود، اقتصاد کشور همچنان با تورم انتظاری بالایی روبهرو خواهد بود. حتی اگر بهترین سناریو، یعنی برقراری آتشبس و آغاز مذاکرات نیز رخ دهد، هزینههای جنگ و خسارتهای وارد شده به زیرساختها، زمینهساز تداوم فشارهای تورمی خواهد بود.
او افزود: به همین دلیل، گواهیهای کالایی و صندوقهای کالایی همچنان میتوانند جایگاه مناسبی در سبد سرمایهگذاری داشته باشند و سرمایهگذاران بهتر است سهم قابلتوجهی از پرتفوی خود را به این ابزارها اختصاص دهند.
حجت سرهنگی درباره وضعیت صندوقهای درآمد ثابت نیز معتقد است که در مقطع فعلی، وزن بالای این صندوقها چندان مناسب نیست. اختصاص حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از سبد سرمایهگذاری به درآمد ثابت، برای استفاده از فرصتهای احتمالی بازار، کفایت میکند. این کارشناس، در پایان خاطرنشان کرد: اگر سناریوی نخست یا دوم محقق شود، در کنار سرمایهگذاری در گواهیها و صندوقهای کالایی، میتوان سهم مناسبی نیز به بازار سهام اختصاص داد. با این حال، تاکید اصلی بر این است که ترکیب داراییها باید متناسب با میزان ریسکپذیری هر سرمایهگذار تنظیم شود؛ چرا که در شرایط کنونی، مدیریت ریسک مهمترین اصل در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری به شمار میرود.