بازار آریا - دنیای اقتصاد: همزمان با انتشار خبرهای توافق احتمالی میان ایران و آمریکا و احتمال توقف تخاصمها، رسانهها و اندیشکدههای بینالمللی طی تحلیلهایی جداگانه تبیین کردند که گرچه میتوان به تنشزدایی دائمی در خاورمیانه امید داشت، اما در عین حال نباید از یاد برد که اختلافهای جدی میان تهران و واشنگتن برقرار است و عدم یافتن راهکاری نهایی برای این موارد میتواند امکان شعلهور شدن مجدد آتش تخاصمها را بار دیگر پیش بکشد. با این حال مسیر رسیدن به یک راهحل پایدار برای تنشهای موجود، نیازمند تلاشهای دیپلماتیک مستمر و سازشهای دشوار خواهد بود.
در آستانه توافق
نشریه آتلانتیک طی گزارشی عنوان کرد که طی ماههای اخیر، رئیسجمهور آمریکا دهها بار اعلام کرده که توافق با ایران در دسترس است و هر بار جهان شاهد آن بود که در آستانه رسیدن به تفاهم دوجانبه، آتش جنگ در منطقه شعلهور شده است. این گزارش در ادامه نوشت: حداقل ۳۸ بار در طول ماههای مذاکره برای پایان دادن به جنگ در ایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا گفته است که توافق در دسترس است، اما اختلافات جدید، تشدید نظامی یا روایتهای رقیب برای دور کردن خط پایان، این موضوع را از دستور کار خارج کرده است.
دیپلماسی اخیر در پسزمینهای از حملات و ضدحملات، تهدید به درگیری گستردهتر و آتشبسهایی که ترامپ آنها را «شلیک به شیوهای معتدلتر» تعریف کرده، شکل گرفته است. بنا به آخرین توافق پیشنهادی، محدودیتهای هستهای، مشوقهای اقتصادی و یک تلاش گستردهتر برای کاهش تنش منطقهای را پیش میکشد. این توافقنامه به طور خاص به بازگشایی تنگه هرمز میپردازد که براساس آن، ایران به اختلال در ترافیک کشتیرانی خود پایان میدهد و در عوض، بالاخره به داراییهای مسدودشده و لغو تدریجی تحریمها بر صادرات نفت خود دسترسی پیدا میکند. این توافق همچنین مذاکرات بر سر سرنوشت مواد هستهای ایران را آغاز میکند و چارچوبی را ایجاد میکند که بر اساس آن ایران میتواند در صورت انجام تعهدات خود، مشوقهای مالی دریافت کند.
آتلانتیک افزود: مفاد نهایی توافق همچنان در مرکز مذاکرات قرار دارد. به گفته مقامات آگاه، ایده اصلی این است که ایران تعهد نامحدودی مبنی بر عدم توسعه یا دستیابی به سلاح هستهای بدهد و گامهایی را برای برچیدن یا کاهش قابلتوجه برنامه هستهای خود بردارد. اما مقامات دولت آمریکا ادعا دارند که تعهدات به تنهایی کافی نخواهد بود و پایبندی مداوم به تعهدات به هیچ وجه تضمینشده نیست. به گزارش آتلانتیک، برخی نگرانند که شرایط تفاهمنامه مذکور با عجله تعیین شده باشد، تا حدی به این دلیل که ترامپ بهروشنی اعلام کرده است که میخواهد پایان جنگی را ببیند که قرار بود فقط شش هفته طول بکشد و اکنون در ماه چهارم خود قرار دارد. این جنگ بازارهای جهانی را متلاطم کرده و قیمت بنزین را در ایالات متحده به شدت افزایش داده و در عین حال ائتلاف «ماگا»ی ترامپ را دچار اختلاف کرده است. این نشریه در پایان نوشت: پیشنویس توافقنامه فعلی نشانهای است دال بر آنکه نه واشنگتن و نه تهران خواهان بازگشت به کارزار جنگ نیستند. مانند اکثر جنگهای معاصر، این درگیری نیز ممکن است در نهایت نه با یک پیروز قطعی، بلکه با توافقی پایان یابد که همه طرفهای درگیر را خسته و با دستاوردی رها کند که کمتر از آن چیزی بوده که بدان امید داشتند.
دلایل عقبنشینی ترامپ
در همین رابطه، پایگاه خبری کانورسیشن نیز طی گزارشی به بیم و امیدها درباره توافق میان تهران و واشنگتن پرداخت. این پایگاه در گزارش خود عنوان کرد: اینکه آیا ایران و آمریکا به نقطه نهایی تفاهم خواهند رسید یا خیر، هنوز مشخص نیست. ترامپ در موارد متعددی اعلام کرده است که توافق بین ایالات متحده و ایران قریبالوقوع است، اما هر بار شاهد شکست مذاکرات بودیم. از سوی دیگر، وزارت امور خارجه ایران نیز ادعاهایی مبنی بر دستیابی به توافق را گمانهزنی خوانده و تاکید کرده است که هیچ چیز نهایی نشده است. حتی اگر تفاهمنامه مذکور امضا هم شود، توافقی که ترامپ از آن صحبت میکند، به هیچ وجه یک معاهده صلح نهایی نیست. به نظر میرسد آنچه با آن سروکار داریم صرفا یک یادداشت تفاهم موقت است که چارچوبی را برای دو کشور جهت گفتوگو در مورد مسائل حلنشده ایجاد میکند.
کانورسیشن در ادامه نوشت: شاید مهمتر از پیشرفت دیپلماتیکِ مفروض، نکته این بوده که بازگشت به درگیری به هیچ وجه به نفع ایالات متحده نیست. جنگ، همانگونه که کارل فون کلاوزویتس، استراتژیست نظامی پروس در کتاب خود در سال ۱۸۳۲ با عنوان «درباره جنگ» اشاره کرده است، همان ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است. هزینههای هنگفت یک جنگ تنها زمانی قابل توجیه است که به یک استراتژی منسجم گره خورده باشد و هدفی سیاسی و کاملا ملموس وجود داشته باشد که چشمانداز معقولی برای دستیابی به آن تعریف شود. با توجه به این معیار، هیچ استدلالی برای بازگشت به جنگ با ایران وجود نداشت. مشکل اصلی از فقدان هرگونه برنامه مشخص در واشنگتن آغاز میشود؛ ترامپ استراتژی و تعریفی از پیروزی فراتر از یک آرزوی مبهم برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاحهای هستهای ارائه نکرده است. ایران همچنین ظرفیت تحمیل هزینههای غیرقابل تحمل را حفظ کرده و در عین حال آستانه درد بالایی را برای خود حفظ کرده است.
پیچیدگیهای پیش رو
از سوی دیگر، شورای روابط خارجی در مقالهای به تاریخ ۱۲ ژوئن گزارش داد که بهرغم خوشبینیهای موجود درباره توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن، نگرانی از مواضع متضاد دو طرف بر سر مسائل کلیدی همچنان پابرجاست. استیون کوک، عضو ارشد مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی، در این رابطه گفت: «ما پیشتر نیز این وضعیت را تجربه کرده و متوجه شدهایم که طرفین نمیتوانند شکافهای باقیمانده را بهراحتی پر کنند. حتی اگر این کار انجام شده و یک یادداشت تفاهم اعلام شود، مذاکرات در مورد مسائل معوقه، به ویژه در مورد برنامه هستهای ایران، طولانی و دشوار خواهد بود.»
در همین رابطه، الیسا اورز، پژوهشگر ارشد مطالعات خاورمیانه در این اندیشکده عنوان کرد: «نحوه مدیریت بازگشایی تنگه هرمز موضوعی است که باید از نزدیک آن را زیر نظر داشت. درحالیکه ایران ممکن است موافقت کند که عوارضی دریافت نکند، ایده دریافت هزینههای خدمات و سایر سازوکارها در پیشنویس احتمالی تفاهمنامه مطرح شدهاند. آنچه برای بسیاری اهمیت دارد این بوده که چنین اقداماتی بدل به یک رویه عادی در آبراههای جهانی نشود.»
این اندیشکده در ادامه نوشت: محدودیتهایی که ایالات متحده مایل است بر برنامه موشکی ایران اعمال کند، شاید از دشوارترین نکات مورد اختلاف برای مذاکره باشد. ایران تغییرات در برنامه موشکی خود را به عنوان یک خط قرمز غیرقابل حل مطرح کرده است. عراقچی پس از مذاکرات در ماه فوریه، طی پستی در کانال تلگرام خود نوشت که برنامه موشکی کشورش هرگز قابل مذاکره نیست و آن را «مسالهای دفاعی» خواند. توالی آزادسازی احتمالی وجوه و لغو تحریمها نیز میتواند مورد بحث باشد.
طبق گزارشها، ایران خواستار آن شده که به حدود ۲۴میلیارد دلار از داراییهای مسدودشدهاش دسترسی پیدا کند، درحالیکه مقامات واشنگتن استدلال کردهاند که داراییها باید تا زمانی که تهران استانداردهای خاصی را رعایت کند و توافق نهایی و قابل اجرا وجود داشته باشد، مسدود بمانند. همچنین باید در نظر داشت که هیچ یک از طرفین در مورد جدول زمانی لغو تحریمها و آزادسازی داراییها انعطافپذیری نشان ندادهاند. درگیری در لبنان هم به عنوان یک نقطه فشار برای ایران و هم به عنوان یک پیچیدگی مداوم برای دیپلماسی ایالات متحده با جمهوری اسلامی عمل کرده است.