بازار آریا - کارشناس بازار سرمایه با تحلیل وضعیت فعلی بورس و تغییر نگاه ها به صنعت محوری، شرط بازگشت جایگاه بورس در اقتصاد را اعلام کرد.
به گزارش پایگاه خبری بورس پرس ، کاوه پادرامپور رشد شاخص بورس در روزهای گذشته را نشانهای از تغییر نگاه معاملهگران به وضعیت فعلی دانست و به دنیای اقتصاد، اعلام کرد: آنچه بیش از رشد چند روزه اهمیت دارد، فاصله قابلتوجه بازار سهام با واقعیتهای تورمی و رشد سایر داراییها در اقتصاد است. دوشنبه شاخص بورس در محدوده 3.993 میلیون واحد قرار گرفت در حالی که بازار هنوز ۱۱ درصد پایینتر از سقف تاریخی ۴.۵ میلیون واحدی معامله میشود. این وضعیت در شرایطی رخ داده که طی همین مدت، نرخ دلار حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد رشد کرده است. سایر بازارهای دارایی نیز بازدهی بیشتری نسبت به بورس داشتند.

این موضوع نشاندهنده عقب ماندگی بورس به سبب ریسکهای سیستماتیک است. بررسی نسبت P/E بازار نیز همین موضوع را تایید میکند. چرا که اکنون در محدوده ۶.۴ مرتبه قرار گرفته محدودهای که اواسط مرداد سال گذشته و پس از جنگ ۱۲ روزه تجربه شده بود. همین موضوع باعث شده بخشی از فعالان معتقد باشند ورود پول قابلتوجه در سه روز ابتدایی بازگشایی، ناشی از همین نگاه ارزندگی است. از ابتدای بهمن سال گذشته تا زمان آغاز جنگ، بازار عملا در حال پیشخور کردن ریسکهای سیاسی و احتمال درگیری بود. به همین دلیل بخشی از معاملهگران تصور میکنند بازار عمده ریسکهایی را که باید تجربه میکرد، پشت سر گذاشته و قیمتها تا حد زیادی این نگرانیها را منعکس کردهاند. با این حال در فضایی که کلیت صنایع مثبت بوده و اخبار کدال خبر از ارزندگی سهام میدهد، همچنان مهمترین عامل تعیینکننده در بورس، ریسک سیستماتیک و فضای روانی است. حساسیت معاملهگران نسبت به اخبار سیاسی و تحولات بیرونی همچنان بالا است و بازار ممکن است هر لحظه به اخبار جدید واکنش نشان دهد. همین موضوع باعث شده نقدشوندگی برای سرمایهگذاران اهمیت بسیاری پیدا کند. بررسی عملکرد نهاد ناظر بعد از جنگ در مورد عملکرد نهاد ناظر دو نکته قابلتوجه وجود دارد. نخست اینکه توقف طولانیمدت معاملات به عاملی برای کاهش اعتماد تبدیل شد. طولانی شدن این تعطیلی باعث شد در بسیاری از نهادهای مالی مشکلاتی ایجاد شود و حتی برخی مجموعهها ناچار به تعدیل نیرو شوند. این اتفاقات در کنار حس جاماندگی از تورم و کاهش کارآیی، ریسک ها را افزایش میدهد و بر رفتار سرمایهگذاران اثر میگذارد. در سمت مقابل، اقدامات در زمان بازگشایی تا حد زیادی فضای هیجانی را کنترل کرد. بازگشایی پلهای نمادها، تعیین تکلیف ۴۲ نماد آسیب دیده، جلسات متعدد با نهادهای مالی، مدیریت عرضه و تقاضا از طریق صندوقها و بازارگردانها و محدود کردن فشار فروش از جمله اقداماتی بود که باعث شد از شکلگیری پنیک سنگین جلوگیری شود. برای تحلیل وضعیت فعلی بورس باید چند متغیر کلیدی را همزمان در نظر گرفت. نخست، تداوم ریسکهای سیستماتیک و حساسیت بالای بازار نسبت به تحولات سیاسی است. همین موضوع باعث میشود سرمایهگذاران تمایل بیشتری به نقدشوندگی داشته باشند و از طرف دیگر، نگرانی نسبت به باز ماندن بازار و امکان معامله بر نحوه قیمتگذاری داراییها اثر بگذارد. متغیر مهم دیگر، سیاستهای پولی و نرخ بهره است. اکنون با رصد عرضه هفتگی وضعیت بازار بینبانکی و کاهش تزریق نقدینگی، نرخهای بهره به سمت بالا هدایت خواهد شد. البته در شرایط فعلی با وجود تورم حدود ۷۰ درصدی، هنوز نرخ بهره اوراق در محدوده ۴۰ درصد قرار دارد و از این منظر شاید هنوز ریسک بسیار سنگینی برای بورس محسوب نشود اما اگر روند افزایشی نرخ سود ادامه پیدا و بانک مرکزی همچنان از این ابزار استفاده کند، احتمالا بازار سهام بار دیگر تحت فشار قرار میگیرد و سرمایهها به سمت صندوقهای درآمد ثابت حرکت خواهند کرد. تغییر نگاه بازار یکی از نکاتی که بازار طی سالهای اخیر متوجه آن شده، تغییر نگاه از سهم به صنعتمحوری است. اتفاقاتی که در جریان جنگ رخ داد، نشان داد تحلیل دیگر صرفا بر اساس انتخاب سهم ارزنده کافی نیست و باید ریسک کل صنعت را در نظر گرفت. برای مثال در صنعت پتروشیمی با آسیب دیدن زیرساختهای یوتیلیتی، بخش مهمی از عملیات شرکتها متوقف شد. این در حالی بود که در همین صنعت، شرکتهای ارزنده کم نبودند و بسیاری از نمادها از منظر بنیادی وضعیت مناسبی داشتند اما عملا به دلیل اختلال در زیرساختها، فعالیت آنها متوقف شد. از این به بعد در بررسی صنایع در نظر گرفتن ریسکهای صنعت، قانونگذاری و ریسک اختلال در زیرساختها و زنجیره تامین باید بهعنوان متغیرهای ورودی در تحلیل شرکتها بیش از گذشته در نظر گرفته شوند. در مقابل برخی صنایع در جریان جنگ و تنشهای اخیر شرایط باثباتتری داشتند. صنایع غذایی، دارویی و خردهفروشی از جمله گروههایی بودند که حتی از شرایط موجود منتفع شدند. به همین دلیل به نظر میرسد در شرایط فعلی، انتخاب صنعت مناسب اهمیت بیشتری نسبت به انتخاب سهم خاص پیدا کرده است. در کنار این صنایع، گروههایی نیز وجود دارند که در صورت کاهش ریسکهای سیستماتیک میتوانند به گزینههای جذاب تبدیل شوند. صنعت نیروگاهی، دارو و فلزات اساسی یکی از این گروهها است که بویژه در بخش شرکتهای صادراتمحور با توجه به نیاز تامین ارز یا شرکتهایی که مصرف داخلی قوی دارند، میتواند مورد توجه قرار گیرد. موضوع مهم دیگری که باید به آن توجه کرد، بازگشت تدریجی همبستگی میان نرخ دلار و بازار سرمایه است. طی سالهای گذشته بهدلیل وجود ارز نیما، نرخهای چندگانه و دلار کالاهای اساسی، رابطه سنتی بورس و دلار تا حد زیادی از بین رفته بود اما حذف ارز ترجیحی که آذر و دی سال گذشته رخ داد و نزدیکتر شدن نرخ ارز نیما به بازار آزاد، باعث خواهد شد این همبستگی دوباره تا حدی احیا شود. اگر دولت مجددا به سیاست ارز چند نرخی باز نگردد، بازار سرمایه میتواند بار دیگر بهعنوان پناهگاهی برای حفظ ارزش داراییها در برابر تورم تعریف شود. این موضوع در کنار مدیریت ریسکهای سیستماتیک، میتواند به بازگشت هویت و جایگاه بورس در اقتصاد کمک کند. بورس پرس در بله ble.ir/boursepress انتهای پیام