دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

عامل برتری پکن در رقابت با واشنگتن در عرصه فناوری کجاست؟

مزیت پنهان اژدهای زرد

مزیت پنهان اژدهای زرد
بازار آریا - دنیای اقتصاد: سریع‌ترین دونده جهان دیگر یوسین بولت، دونده جامائیکایی، نیست. در واقع، این عنوان حالا به موجودی غیرانسانی ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - دنیای اقتصاد: سریع‌ترین دونده جهان دیگر یوسین بولت، دونده جامائیکایی، نیست. در واقع، این عنوان حالا به موجودی غیرانسانی تعلق دارد: ربات انسان‌نمای چینی «تیانگونگ اولترا» که در ماه اوت، مسافت ۱۰۰ متر را در ۹٫۳۹ ثانیه دوید؛ زمانی نزدیک به دو دهم ثانیه سریع‌تر از رکورد جهانی بولت و بیش از دو برابر سریع‌تر از عملکرد همین ربات در یک سال قبل.
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-حسین موسوی: سریع‌ترین دونده جهان دیگر یوسین بولت، دونده جامائیکایی، نیست. در واقع، این عنوان حالا به موجودی غیرانسانی تعلق دارد: ربات انسان‌نمای چینی «تیانگونگ اولترا» که در ماه اوت، مسافت ۱۰۰ متر را در ۹٫۳۹ ثانیه دوید؛ زمانی نزدیک به دو دهم ثانیه سریع‌تر از رکورد جهانی بولت و بیش از دو برابر سریع‌تر از عملکرد همین ربات در یک سال قبل. این رقابت به‌سرعت به تیتر رسانه‌های جهان تبدیل شد و در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد؛ بخشی از این توجه به دلیل چیزی بود که ربات‌ها هنوز از انجام آن ناتوان‌اند: کاهش سرعت. تیانگونگ اولترا پس از عبور از خط پایان، به مسیر خود ادامه داد و با دیوار ایمنی برخورد کرد. با این حال، این اتفاق پیشرفت چشمگیر صنعت رباتیک چین و کاهش فاصله میان توانایی‌های انسان و فناوری‌های نوین را نیز به نمایش گذاشت.
به نوشته مجله فارن¬افرز، دستاوردهای چین در حوزه رباتیک، اکنون به یکی از محورهای اصلی راهبرد در حال تحول این کشور در زمینه هوش مصنوعی تبدیل شده است. در حالی که واشنگتن و سیلیکون‌ولی عمدتا بر توسعه مدل‌های زبانی بزرگ و کاربردهای دیجیتال هوش مصنوعی تمرکز دارند، پکن می‌کوشد توانمندی‌های خود در نرم‌افزار و سخت‌افزار را با یکدیگر ترکیب کند تا ربات‌هایی بسازد که شناخت پیشرفته مبتنی بر هوش مصنوعی را با حرکت فیزیکی خودمختار پیوند می‌دهند.
این ربات‌ها که در چین اغلب با عنوان «هوش مصنوعی تجسم‌یافته» شناخته می‌شوند، در نهایت می‌توانند کارخانه‌ها را اداره کنند، کارهای یدی انجام دهند و حتی جایگزین سربازان انسانی در میدان نبرد شوند. اگر ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی به اندازه کافی خودمختار شوند تا وظایف پیچیده را در دنیای واقعی انجام دهند، ممکن است به فناوری‌هایی همه‌منظوره، مانند برق و اینترنت، تبدیل شوند؛ فناوری‌هایی که قادرند کار فیزیکی را در بخش‌های گسترده‌ای از اقتصاد متحول کنند.
برای پکن، شکل‌گیری صنعتی قدرتمند در زمینه رباتیک مبتنی بر هوش مصنوعی می‌تواند چندین هدف اقتصادی و راهبردی را محقق کند. این صنعت با کاهش نیاز به نیروی کار و فراهم کردن امکان مراقبت از سالمندان، می‌تواند فشارهای جمعیتی ناشی از پیر شدن جامعه را کاهش دهد. همچنین، خودکارسازی عملیات شناسایی، لجستیک و رزمی می‌تواند توان نظامی چین را به‌شدت افزایش دهد.
مهم‌تر از همه، برخی از متفکران برجسته چینی معتقدند رباتیک می‌تواند کلید دستیابی به هوش مصنوعی عمومی باشد؛ سامانه‌هایی که در بیشتر وظایف، عملکردی هم‌سطح انسان یا فراتر از آن دارند. سرمایه‌گذاری چین در رباتیک مبتنی بر هوش مصنوعی، به‌ویژه در صورتی پیامدهای مهمی خواهد داشت که شرکت‌های پیشرو هوش مصنوعی در سیلیکون‌ولی که بر افزایش داده‌ها و قدرت محاسباتی مورد استفاده برای آموزش مدل‌های بزرگ متمرکزند، در تبدیل پیشرفت‌های دیجیتال به دستاوردهای دنیای فیزیکی با مشکل مواجه شوند.
ممکن است تردیدکنندگان تصور کنند ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی چیزی فراتر از فیلم علمی‌تخیلی نیستند. اما با توسعه سریع فناوری رباتیک، چین روی این فرض سرمایه‌گذاری کرده است که برخی از مهم‌ترین پیشرفت‌های آینده هوش مصنوعی به تسلط بر دنیای فیزیکی وابسته خواهند بود.
اگر این فرض حتی تا حدی درست باشد، برتری آمریکا در توسعه مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی، اهمیت کمتری از آنچه بسیاری در واشنگتن تصور می‌کنند خواهد داشت. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، توانایی ساخت ربات، به‌کارگیری آن‌ها در بخش‌هایی مانند تولید و لجستیک و تولید حجم کافی از داده برای آموزش مستمر این سامانه‌هاست؛ حوزه‌هایی که آمریکا در حال حاضر سرمایه‌گذاری کافی در آن‌ها انجام نمی‌دهد.
واشنگتن برای رقابت باید بخش تولیدی خود را گسترش دهد و با شرکای بین‌المللی‌ای همکاری کند که در بخش‌های کلیدی زنجیره تامین رباتیک مزیت دارند. در شرایطی که چین با سرعت پیش می‌رود، آمریکا باید توسعه ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی را جدی بگیرد؛ در غیر این صورت، خطر عقب ماندن از رقیب خود را به جان می‌خرد.
هوش مصنوعی تجسم‌یافته؛ اولویت جدید پکن
دولت چین مصمم است در گذار به جهانی مبتنی بر ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی، پیشتاز باشد. پکن هوش مصنوعی تجسم‌یافته را در کنار فناوری نسل ششم ارتباطات (۶G) و فناوری کوانتومی، در فهرست آنچه «صنایع آینده» می‌نامد قرار داده و آن را به‌عنوان یکی از اولویت‌های برنامه پنج‌ساله پانزدهم چین معرفی کرده است؛ برنامه‌ای که نقشه راه اقتصادی و اجتماعی این کشور تا سال ۲۰۳۰ را ترسیم می‌کند.
چین با بیکاری بالای جوانان، بحران ادامه‌دار بازار مسکن، ضعف مصرف داخلی و جمعیتی رو به سالمندی و کاهش، هوش مصنوعی تجسم‌یافته را موتور رشد جدیدی می‌بیند که می‌تواند بخشی از این موانع را جبران کند و هم‌زمان مرزهای فناوری را گسترش دهد.
نوآوری‌هایی که با هدف حل مشکلات داخلی توسعه می‌یابند، می‌توانند به‌سرعت مزیتی ژئواکونومیک ایجاد کنند. چین هم‌اکنون کنترل گلوگاه‌های مهمی را در زنجیره تامین نوظهور هوش مصنوعی تجسم‌یافته در اختیار دارد. برای مثال، شرکت‌های چینی حدود ۸۰ درصد حسگرهای لیدار جهان را تولید می‌کنند؛ فناوری‌ای که مبنای نقشه‌برداری سه‌بعدی و مسیریابی خودکار در خودروهای خودران، ربات‌های انبارداری و ابزارهای کشاورزی دقیق است.
اگر ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی، آن‌طور که پکن امیدوار است، به یکی از پایه‌های اقتصاد جهانی تبدیل شوند، کشورها ممکن است به زنجیره‌های تامین رباتیک چین به همان اندازه وابسته شوند که امروز برای تامین مواد معدنی حیاتی به این کشور وابستگی دارند. چنین وضعیتی می‌تواند اهرم فشار اقتصادی قابل‌توجهی در اختیار پکن قرار دهد.
مزایای راهبردی این فناوری به حوزه نظامی نیز گسترش می‌یابد. موسسه چینی فرماندهی و کنترل، یک نهاد علمی ملی مرتبط با دولت، در ماه فوریه ارزیابی کرد که هوش مصنوعی تجسم‌یافته می‌تواند امکان ایجاد شبکه‌هایی از سامانه‌های بدون سرنشین را در هوا، زمین، دریا و فضا فراهم کند؛ شبکه‌هایی که قادرند اطلاعات را به اشتراک بگذارند، تحولات میدان نبرد را پیش‌بینی کنند و حملات دقیق را به‌صورت بلادرنگ انجام دهند.
این قابلیت می‌تواند توان ارتش آزادی‌بخش خلق چین را برای هماهنگ‌سازی عملیات مشترک در مناطق جغرافیایی متنوع، از جمله پیرامون جزایر و عوارض جغرافیایی مورد مناقشه در دریای چین جنوبی، به‌طور چشمگیری افزایش دهد.
در کنار این مزایا، گروه رو به رشدی از دانشمندان برجسته چین استدلال می‌کنند که هوش مصنوعی تجسم‌یافته می‌تواند مسیری باشد که در تلاش برای دستیابی به هوش مصنوعی عمومی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
ژانگ بو، رئیس بنیان‌گذار مؤسسه هوش مصنوعی دانشگاه چینهوا و از پژوهشگران پیشگام این حوزه، نوشته است که هوشمندی تنها به توانایی شناختی وابسته نیست، بلکه توانایی یادگیری و تصمیم‌گیری در جهان فیزیکی نیز در شکل‌گیری آن نقش دارد. به اعتقاد او، هوش مصنوعی تجسم‌یافته می‌تواند محدودیت‌های هوش مصنوعی سنتی را برطرف کند و روند دستیابی به هوش مصنوعی عمومی را سرعت ببخشد. ژو بوون، مدیر و دانشمند ارشد آزمایشگاه هوش مصنوعی شانگهای، از مراکز پیشرو پژوهش در این حوزه در چین، نیز معتقد است مدل‌های هوش مصنوعی برای درک جهان فیزیکی به رباتیک نیاز دارند.
پایگاه تولیدی بی‌رقیب چین می‌تواند به بستری برای آموزش هوش مصنوعی تبدیل شود؛ بستری که در آن داده‌های دنیای واقعی به سامانه‌های هوش مصنوعی بازمی‌گردند. هرچه این سامانه‌ها داده‌های بیشتری درباره نحوه حرکت و عملکرد در محیط‌های پیچیده واقعی به دست آورند، در محیط‌های جدید عملکرد بهتری خواهند داشت و سریع‌تر توسعه پیدا می‌کنند.
تمرکز پکن بر هوش مصنوعی تجسم‌یافته به معنای فاصله گرفتن از نرم‌افزار یا عقب‌نشینی در رقابت نرم‌افزاری با واشنگتن نیست. آزمایشگاه‌های پیشرو چین، از جمله دیپ‌سیک و زد.ای‌آی، با همان شدت رقبای آمریکایی خود در حال توسعه و گسترش مدل‌های زبانی بزرگ هستند.
بسیاری از این شرکت‌ها نیز، مشابه شرکت‌های آمریکایی، استفاده از هوش مصنوعی برای خودکارسازی پژوهش‌های مرتبط با توسعه هوش مصنوعی را آغاز کرده‌اند؛ مسیری که آن‌ها را به پدیده‌ای نزدیک‌تر می‌کند که متخصصان فناوری از آن با عنوان «خودبهبودی بازگشتی» یاد می‌کنند. در این وضعیت، هوش مصنوعی بسیار توانمند می‌تواند به‌طور مستمر نسخه‌های پیشرفته‌تری از هوش مصنوعی بسازد؛ روندی که احتمال وقوع جهشی انفجاری در سطح هوشمندی را مطرح می‌کند.
تفاوت پکن با واشنگتن در این است که چین هم‌زمان برای توسعه هوش مصنوعی در جهان فیزیکی نیز تلاش می‌کند؛ حوزه‌ای که در آن، فاصله‌اش با دیگر رقبا به‌سرعت در حال افزایش است.
از پایه تا ربات؛ چگونه چین صنعت را پیش می‌برد؟
پکن برای تسریع توسعه ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی، مقام‌های محلی را به آزمایش روش‌هایی برای تقویت نوآوری و افزایش تولید هدایت کرده است. دولت‌های استانی که در تفسیر و اجرای اولویت‌های رهبری مرکزی مهارت دارند، به‌سرعت به این سیاست واکنش نشان داده‌اند.
استان‌ها و شهرهای ثروتمند دارای زیست‌بوم‌های فناوری پیشرفته، از جمله پکن، گوانگ‌دونگ، شانگهای و جه‌جیانگ، رقابتی فشرده را برای تبدیل شدن به قطب‌های ملی این صنعت آغاز کرده‌اند. آن‌ها صندوق‌های اختصاصی سرمایه‌گذاری خطرپذیر ایجاد کرده‌اند، طرح‌های یارانه‌ای به راه انداخته‌اند و مراکز آموزشی تخصصی برای حمایت از شرکت‌های محلی فعال در حوزه رباتیک مبتنی بر هوش مصنوعی تاسیس کرده‌اند.
این رویکرد به راهبردی شباهت دارد که پکن پیش‌تر برای توسعه فناوری‌هایی مانند خودروهای برقی و انرژی خورشیدی با موفقیت به کار گرفت. مقام‌های استانی و شهری در چارچوب سیاست‌های کلی دولت مرکزی، یارانه‌های سخاوتمندانه، معافیت‌های مالیاتی و اجاره زمین با شرایط ترجیحی را در اختیار شرکت‌ها قرار دادند.
رقابت دولت‌های محلی برای اجرای بهتر راهبرد پکن، به ظرفیت تولید مازاد و اتلاف گسترده منابع منجر شد. با این حال، همین روند به شکل‌گیری شرکت‌هایی با توان رقابت جهانی نیز کمک کرد؛ از جمله بی‌وای‌دی که به بزرگ‌ترین خودروساز برقی جهان تبدیل شده است.
با این همه، تامین مالی رونق ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی، دشوارتر از تامین مالی رشد صنعت خودروهای برقی و پنل‌های خورشیدی خواهد بود. رکود بازار مسکن که اکنون پنج سال ادامه یافته، بودجه دولت‌های محلی را تحت فشار قرار داده است. این دولت‌ها دیگر نمی‌توانند مانند گذشته با فروش حق استفاده از زمین به شرکت‌های توسعه املاک، منابع مالی خود را تامین کنند. در نتیجه، یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی آن‌ها از بین رفته و توانایی‌شان برای حمایت مالی از صنایع نوظهور کاهش یافته است. خارج از ثروتمندترین مناطق چین، منابع مالی چندانی برای توسعه رباتیک وجود ندارد.
با دشوارتر شدن دسترسی به منابع دولتی، شرکت‌های رباتیک مبتنی بر هوش مصنوعی به بازارهای سرمایه روی آورده‌اند. در ماه اوت، شرکت یونیتری، یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان ربات‌های انسان‌نمای چین، وارد بورس شانگهای شد.
این شرکت در عرضه اولیه سهام خود نزدیک به یک میلیارد دلار سرمایه جذب کرد. تقاضا برای خرید سهام آن نیز به‌قدری بالا بود که قیمت سهام در نخستین روز معاملاتی بیش از ۴۵۰ درصد افزایش یافت.
با وجود این، اگرچه بازار سرمایه می‌تواند بخشی از خلاء ناشی از کاهش حمایت دولتی را پر کند، ظرفیت آن محدود است. تنها تعداد انگشت‌شماری از شرکت‌های رباتیک وارد بورس شده‌اند و نهادهای ناظر چین نیز با الزام شرکت‌ها به اثبات درآمد پایدار و فروش تجاری پیش از عرضه سهام، ورود به بازار سرمایه را دشوارتر کرده‌اند. یکی از دلایل احتیاط نهادهای ناظر آن است که این فناوری هنوز در مقیاس گسترده به مرحله توجیه‌پذیری تجاری نرسیده است.
با این حال، نشانه‌هایی وجود دارد که از افزایش جذابیت این فناوری و احتمال گسترش سریع آن حکایت می‌کند. اگرچه بیشتر ربات‌های انسان‌نمای فروخته‌شده یونیتری در ۹ ماه نخست سال ۲۰۲۵ برای اهداف آموزشی و پژوهشی خریداری شدند، بیش از دوسوم فروش ربات‌های چهارپای این شرکت ــ که در عمل ربات‌هایی شبیه سگ هستند ــ به کاربردهای مصرفی و صنعتی اختصاص داشت. این ربات‌ها، برای مثال، برای شناسایی خطرات ایمنی در محوطه‌های صنعتی یا همراهی با سالمندان تنها استفاده می‌شوند. سهم این کاربردها در سال ۲۰۲۲ کمتر از یک‌سوم بود.
اگر شرکت‌های رباتیک بتوانند منابع حاصل از حمایت‌های دولتی، عرضه اولیه سهام و فروش محصولات را به توسعه فناوری اختصاص دهند، طی چند سال آینده ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی بیشتری وارد کاربردهای تجاری خواهند شد. در این صورت، تولیدکنندگان در سراسر چین ممکن است خرید این ربات‌ها را برای خطوط تولید خود آغاز کنند؛ اتفاقی که درآمد و داده‌های دنیای واقعی مورد نیاز شرکت‌هایی مانند یونیتری را برای بهبود سریع‌تر محصولاتشان فراهم خواهد کرد.
ورود به دنیای فیزیکی؛ نقطه ضعف راهبرد آمریکا
سیلیکون‌ولی عمدتا بر یک رویکرد مشخص برای توسعه هوش مصنوعی متمرکز بوده است: بهبود مستمر و تقویت‌شونده نرم‌افزار، به‌ویژه عامل‌های هوش مصنوعی که وظایف دیجیتال هرچه پیچیده‌تری را انجام می‌دهند.
پیشرفت در کدنویسی به مدل‌های زبانی بزرگ اجازه داده است خودمختارتر عمل کنند و مسائل دشوارتری را حل کنند؛ از جمله اثبات‌های ریاضی که در نگاه نخست غیرممکن به نظر می‌رسند. با وجود این پیشرفت‌های چشمگیر، سرمایه‌گذاری محدودی برای وارد کردن هوش مصنوعی به جهان فیزیکی انجام شده است. در عوض، این فرض غالب وجود دارد که پیشرفت‌های نرم‌افزاری در نهایت به توانمندی‌های واقعی در جهان فیزیکی تبدیل خواهند شد.
اما ممکن است این فرض اشتباه باشد. حتی اگر مدل‌های هوش مصنوعی بتوانند وظایف مهندسان نرم‌افزار، حسابداران، مشاوران و وکلا را انجام دهند، لزوما قادر نخواهند بود به‌آسانی وظایف اقتصاد واقعی را بر عهده بگیرند. سامانه‌های صرفا دیجیتال نمی‌توانند خطوط تولید را اداره کنند، محصولات کشاورزی را برداشت کنند، مواد معدنی استخراج کنند یا در جنگ مبارزه کنند. همچنین، جمع‌آوری داده‌هایی که چگونگی انجام این فعالیت‌های فیزیکی را منعکس می‌کنند، برای آن‌ها به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.
خودکارسازی این بخش‌ها احتمالا به ترکیبی از پیشرفته‌ترین مدل‌های نرم‌افزاری و حجم عظیمی از داده‌ها درباره تعاملات فیزیکی نیاز دارد. بنابراین، حتی اگر واشنگتن همچنان در حوزه نرم‌افزار پیشتاز جهان باقی بماند، چین ممکن است با به‌کارگیری هوش مصنوعی در بخش‌های فیزیکی اقتصاد و جمع‌آوری حجم بیشتری از داده‌های واقعی، به‌سرعت فاصله خود را با آمریکا کاهش دهد یا حتی از آن پیشی بگیرد.
هرچه واشنگتن بیشتر از صنعت رباتیک خود غافل بماند، عقب‌ماندگی آن نیز بیشتر خواهد شد. شرکت‌های آمریکایی در برخی بخش‌های زنجیره تامین رباتیک مبتنی بر هوش مصنوعی پیشتازند. برای مثال، انویدیا تراشه‌هایی را طراحی می‌کند که نقش مغز این سامانه‌ها را بر عهده دارند.
با این حال، آمریکا در مقایسه با چین شرکت‌های بسیار کمتری دارد که ربات‌های کامل تولید کنند. این شرکت‌ها همچنین با هزینه‌های تولید بالاتر و کمبود شدیدتر نیروی متخصص مهندسی روبه‌رو هستند.
با وجود این، سرمایه‌گذاری‌هایی که واشنگتن از آن‌ها برای تقویت بنیان‌های تولید صنعتی آمریکا سخن می‌گوید، برای افزایش توان رقابتی این کشور در حوزه رباتیک مبتنی بر هوش مصنوعی ضروری است. دولت آمریکا می‌تواند با راه‌اندازی برنامه‌های آموزشی در رشته‌های مهندسی مکانیک، اتوماسیون و رباتیک، مسیر تربیت نیروی متخصص را تقویت کند. ارائه مشوق‌های مالیاتی به تولیدکنندگانی که محصولات خود را در داخل آمریکا تولید می‌کنند نیز می‌تواند به این روند کمک کند.
صنعت رباتیک آمریکا همچنین بیش از پیش به قطعات سخت‌افزاری چینی وابسته شده است؛ مشکلی که در بلندمدت می‌تواند جدی‌تر شود. این وابستگی خطر دسترسی تامین‌کنندگان چینی به داده‌های حساس کاربران آمریکایی را افزایش می‌دهد و واشنگتن را در برابر استفاده ابزاری از گلوگاه‌های اقتصادی آسیب‌پذیر می‌کند.
با ادغام بیشتر ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی در اقتصاد آمریکا طی سال‌های آینده، هرگونه محدودیت صادراتی چین بر قطعات کلیدی می‌تواند خطوط مونتاژ آمریکا را متوقف کند و اختلال را به تمام صنایعی گسترش دهد که به این سامانه‌ها وابسته‌اند.
سیاست‌گذاران آمریکایی از خطرات وابستگی بیش از حد به زنجیره‌های تامین چین آگاهند. کمیسیون ارتباطات فدرال آمریکا در ماه ژوییه واردات ربات‌های پیشرفته خارجی را ممنوع کرد؛ اقدامی با هدف ایجاد فضای کافی در بازار برای رقابت شرکت‌های آمریکایی با رقبای چینی. نکته مهم آن است که این مقررات، واردات ربات‌ها برای توسعه محصولات در داخل آمریکا را مستثنا می‌کند و ممنوعیت کاملی برای واردات قطعات چینی به شمار نمی‌رود.
این اقدام شروعی مثبت است، اما پرسش‌های دشوارتری در حوزه سیاست‌گذاری همچنان باقی است؛ به‌ویژه اگر واشنگتن بخواهد چین را با شدت بیشتری از صنعت رباتیک آمریکا کنار بگذارد. قطع سریع ارتباط با زنجیره تامین سخت‌افزاری چین می‌تواند تولید داخلی ربات در آمریکا را مختل کند، زیرا دسترسی به برخی قطعات ضروری، از جمله حسگرها و باتری‌های کلیدی، محدود خواهد شد.
راهکار بهتر آن است که واشنگتن واردات گزینشی قطعات ضروری چینی را ادامه دهد و هم‌زمان جایگزین‌های آن‌ها را توسعه دهد و همکاری با کشورهایی را گسترش دهد که در حوزه رباتیک صنعتی سابقه و مزیت دارند؛ از جمله آلمان و ژاپن. این توافق‌ها می‌توانند به ابتکار «پکس سیلیکا» متصل شوند یا از الگوی آن پیروی کنند؛ طرحی به رهبری آمریکا که بر همکاری در زنجیره‌های تامین هوش مصنوعی و نیمه‌رساناها تمرکز دارد. چنین همکاری‌هایی می‌تواند تضمین کند که تولیدکنندگان آمریکایی سخت‌افزار مورد نیاز خود را با شرایط رقابتی و از منابع قابل‌اعتماد تامین کنند.
آمریکا برای افزایش دسترسی خود به داده‌های آموزشی نیز به کمک شرکای بین‌المللی نیاز دارد. شرکت‌های چینی می‌توانند از داده‌های دنیای واقعی در پایگاه عظیم تولیدی کشور و استقرار گسترده ربات‌ها بهره ببرند؛ مزیتی داده‌ای که هیچ‌یک از رقبای آن‌ها به‌تنهایی قادر به رقابت با آن نیستند.
با این حال، برخی شرکای آمریکا مجموعه‌داده‌های منحصربه‌فردی در اختیار دارند. اوکراین، برای نمونه، در جریان جنگ با روسیه میلیون‌ها تصویر و فریم ویدیویی از میدان نبرد را گردآوری و برچسب‌گذاری کرده است. کی‌یف در اوایل سال جاری میلادی آمادگی خود را برای به‌اشتراک‌گذاری این داده‌ها با شرکایش، به‌منظور کمک به آموزش سامانه‌های هوش مصنوعی، اعلام کرد.
واشنگتن می‌تواند با کی‌یف برای ایجاد چارچوبی جهت اشتراک‌گذاری این داده‌ها با شرکت‌های آمریکایی همکاری کند؛ اقدامی که به تسریع توسعه ربات‌های مورد استفاده در دفاع ملی کمک خواهد کرد.
ادغام هوش مصنوعی در جهان فیزیکی احتمالا مزایای اقتصادی، فناورانه و نظامی عمیقی برای کشوری به همراه خواهد داشت که بتواند این کار را بهتر از دیگران انجام دهد. در شرایط کنونی، بخش عمده این مزایا نصیب پکن خواهد شد. اگر واشنگتن می‌خواهد از رقابت عقب نماند، باید پیشتازی در این فناوری تحول‌آفرین را به اولویتی ملی تبدیل کند، نه موضوعی حاشیه‌ای. در غیر این صورت، ممکن است آمریکا به‌زودی خود را در موقعیتی ببیند که پیشرفته‌ترین مدل‌های هوش مصنوعی جهان را توسعه می‌دهد، اما این چین است که از به‌کارگیری عملی آن‌ها و تبدیلشان به فناوری‌های واقعی سود می‌برد.


نظرات شما