بازار آریا - دنیای اقتصاد: حدود دو دهه بود که رؤسای بانکهای مرکزی در سراسر جهان، گمانهزنی درباره مسیر آتی نرخ بهره را نوعی فضیلت میدانستند و پیوسته از چشمانداز تصمیمات خود سخن میگفتند. اما کوین وارش از ماه مه که بر کرسی ریاست فدرالرزرو تکیه زد، رویهای متفاوت پیش گرفت و سکوت اختیار کرد. با این حال، در ۲۸ اوت (۶ شهریور) و در جریان نشست سالانه فدرالرزرو در جکسونهول وایومینگ، در دامنه رشتهکوههای تتون، این رئیس کمگو چارهای جز شکستن سکوت نداشت.
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- کسری غفوری: حدود دو دهه بود که رؤسای بانکهای مرکزی در سراسر جهان، گمانهزنی درباره مسیر آتی نرخ بهره را نوعی فضیلت میدانستند و پیوسته از چشمانداز تصمیمات خود سخن میگفتند؛اما کوین وارش از ماه مه که بر کرسی ریاست فدرالرزرو تکیه زد، رویهای متفاوت پیش گرفت و سکوت اختیار کرد.
با این حال، در ۲۸ اوت (۶ شهریور) و در جریان نشست سالانه فدرالرزرو در جکسونهول وایومینگ، در دامنه رشتهکوههای تتون، این رئیس کمگو چارهای جز شکستن سکوت نداشت.
به نوشته اکونومیست، رئیس جدید فدرالرزرو در بخش عمده سخنرانیاش به مباحث آشنایی پرداخت. او سخنانش را با طرح آنچه «نقشه راه» مینامید آغاز کرد؛ هرچند با لحنی شوخطبعانه تأکید کرد که نباید آن را «راهنمای آینده» (هدایت پیشنگر) نامید، چرا که اساساً با رویکرد ارائه چشمانداز شفاف درباره مسیر آتی نرخ بهره مخالف است.
وارش سپس توجه ویژه خود به هوش مصنوعی را در قالب پرسشهای بنیادی فدرالرزرو مطرح کرد؛ از جمله اینکه آیا گسترش کاربرد توکنها مکمل نیروی کار خواهد بود یا جایگزین آن. او بخش قابلتوجهی از زمان سخنرانیاش را نیز به نقد سیاست «راهنمای آینده» اختصاص داد و آن را میراث بحران مالی ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹دانست که مدتهاست تاریخ مصرفش گذشته است.
به باور او، فدرالرزرو باید فروتنی پیشه کند و از پیششرطگذاری برای تصمیمات آتی بپرهیزد، زیرا توابع واکنش صریح، روی کاغذ و در محیط آزمایشگاهی بسیار کارآمدتر از دنیای واقعی هستند.
با وجود این بدبینی به توابع واکنش، وارش در ادامه بخش مهمی از نقشه راه ذهنی خود را آشکار کرد. او برای نخستینبار در قامت رئیس فدرالرزرو، دادههای اخیر را مرور و ارزیابی خود را تبیین کرد.
جمعبندی او کاملاً لحنی انقباضی و سختگیرانه داشت. به گفته او، پایههای اقتصاد تقویت شده و بخش واقعی و بازار سرمایه تابآوری چشمگیری نشان دادهاند. سرمایهگذاری شرکتها بهسرعت در حال رشد است و بازار اعتبارات و تسهیلات نیز نشانه چندانی از تنگنای ناشی از سیاستهای پولی ندارد. وارش تأکید کرد که بهسختی میتوان شرایط مالی حاکم را انقباضی توصیف کرد.
رئیس فدرالرزرو در ادامه به مأموریت دوگانه این نهاد مبنی بر حفظ ثبات قیمتها (با هدفگذاری تورم دو درصدی) و تحقق اشتغال کامل پرداخت. او افت آمار ماهانه اشتغالزایی را عمدتاً ناشی از کند شدن رشد عرضه نیروی کار دانست و تأکید کرد که بازار کار همچنان با وضعیت اشتغال کامل همخوانی دارد.
در مقابل، دغدغه اصلی او تورم بود، زیرا روند بنیادین آن هنوز بهبود ملموسی پیدا نکرده است. وارش تصریح کرد تا زمانی که تورم با سرعت و شفافیت کافی به سمت هدف تعیینشده حرکت نکند، کار فدرالرزرو به پایان نرسیده است. اگرچه او از نامگذاری این موضع تحت عنوان تابع واکنش یا راهنمای آینده خودداری کرد، اما سیگنالی کاملاً روشن مخابره کرد مبنی بر اینکه گام بعدی فدرالرزرو، افزایش نرخ بهره خواهد بود.
شفافیت وارش در تحلیل دادهها موجب آرامش خاطر بازارها شد. در واکنش به این سخنرانی انقباضی، بازده اوراق دوساله خزانهداری حدود ۰.۱ واحد درصد افزایش یافت، در حالی که بازده اوراق ۱۰ ساله تقریباً دستنخورده ماند. این آرایش برای فعالان اقتصادی امیدوارکننده بود، زیرا سرمایهگذاران بدون مطالبه صِرف ریسک بیشتر برای اوراق بلندمدت، برآوردهای خود از نرخ بهره کوتاهمدت را تعدیل کردند. به نظر میرسد بازارها از بازگشت فدرالرزرو به رویه سنتی و متداول بانکداری مرکزی استقبال کردهاند.
سخنرانی جکسونهول در برههای حساس برای وارش انجام گرفت؛ چرا که اعتبار او در نشست خبری پرحاشیه ماه ژوئیه خدشهدار شده بود؛ نشستی که در آن موضعی متمایل به سیاستهای انبساطی گرفت و سرسختانه از ارائه تحلیلهای خود خودداری کرد. او در آن نشست پرسشهای مربوط به افزایش نرخ بهره برای مهار تورم را بیپاسخ گذاشت و این احتمال را مطرح کرد که شاید پس از ژانویه آینده، شاخص هزینههای مصرف شخصی (PCE) دیگر معیار اصلی فدرالرزرو برای سنجش تورم نباشد.
استدلال او برای کمگوییاش نیز مبهم و سردرگمکننده بود؛ او مدعی شد بازارها باید بهجای تمرکز بر رفتار داور، بر جریان بازی متمرکز شوند تا فدرالرزرو بتواند پیامهای دستنخورده و بدون دستکاری از اقتصاد دریافت کند.
در پی آن، اوراق بلندمدت با فروش سنگین مواجه شد و همچنان زیر فشار مانده است. تصویر در ۱۹ اوت مبهمتر هم شد؛ آنگاه که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، از بازخرید اوراق بلندمدت خبر داد؛ مداخلهای که بخشی از هدف آن پایین آوردن بازدهیها بود. این هم از ادعایِ تمرکز بر جریان بازی!
با این حال، وارش بیسروصدا بخشی از ابهامی را که خود ساخته بود برطرف کرد. او پذیرفت که بازارها هرگز نمیتوانند سیگنالی کاملاً دستنخورده ارائه کنند، زیرا سرمایهگذاران طبعاً میکوشند گام بعدی فدرالرزرو را پیشبینی کنند. او، شاید کمی دیرهنگام، تأیید کرد که فدرالرزرو هدفگذاری تورم بر پایه شاخص PCE را ادامه خواهد داد و سرانجام، آنچه را پیشتر آشکارا از گفتنش پرهیز میکرد، به صراحت به زبان آورد: اینکه نرخ بهره کوتاهمدت همچنان ابزار اصلی فدرالرزرو برای تحقق مأموریت دوگانه است.
این پذیرشی تلویحی بود بر اینکه نمیتواند انجام وظیفه خود را به بازارها بسپارد. حتی در موضوع محبوبش، هوش مصنوعی، اعتراف کرد که بهرهوری احتمالی آینده ارتباط چندانی با شرایط کنونی سیاستگذاری ندارد.
پیداست که کمگویی هم حد و مرزی دارد و وارش این مرزها را با اکراه کشف کرده است؛ در واقع این نارضایتی بازارها بود که او را به تغییر رویه واداشت. اگر او میخواهد بازار اوراق را به همان میزانِ پایان سخنرانی جکسونهول خشنود نگه دارد، باید شفافیت را بیش از پیش به یک رویه و عادت تبدیل کند.