جمعه ۶ شهريور ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

تلاش ترامپ برای دستکاری بافت جمعیتی، قدرت آمریکا را تحلیل می‌برد؛

خودتحریمی جمعیتی ترامپ

خودتحریمی جمعیتی ترامپ
بازار آریا - دنیای اقتصاد: در گام نخست باید کمی به دونالد ترامپ حق داد. او وعده داده بود نظم را به مرزها برگرداند و دقیقا همین کار را ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - دنیای اقتصاد: در گام نخست باید کمی به دونالد ترامپ حق داد. او وعده داده بود نظم را به مرزها برگرداند و دقیقا همین کار را هم کرد.
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کسری غفوری: در گام نخست باید کمی به دونالد ترامپ حق داد. او وعده داده بود نظم را به مرزها برگرداند و دقیقا همین کار را هم کرد. البته روند کاهش ترددهای غیرقانونی مرزی در دوره جو بایدن آغاز شد؛ کسی که هرچند دیر، اما بالاخره راه فراری را که اجازه می‌داد تقریبا هر کسی وارد آمریکا شود، درخواست پناهندگی دهد و به بازار کار بپیوندد، مسدود کرد. با این حال ترامپ با شدت عمل بسیار بیشتری وارد میدان شد. مرزهای جنوبی آمریکا که در سال‌های ابتدایی ریاست‌جمهوری بایدن غرق در آشفتگی بود، اکنون رنگ آرامش به خود گرفته است.
این دستاورد می‌توانست سنگ‌بنای تدوین یک سیاست مهاجرتی منطقی باشد. رای‌دهندگان آمریکایی دوست دارند احساس کنند که بر ورود افراد به کشورشان کنترل دارند و دقیقا به همین دلیل است که دیوار مرزی ترامپ به مایه اطمینان‌خاطر بسیاری از آن‌ها تبدیل شده است. وقتی افکار عمومی احساس کند دولت اوضاع را در دست دارد، فضای سیاسی برای بحث درباره قوانین ورود و خروج فراهم می‌شود. در چنین شرایطی باید به دو پرسش اساسی پاسخ داد: دولت با افرادی که پیش‌تر به‌طور غیرقانونی وارد خاک آمریکا شده‌اند چه باید بکند و این کشور در آینده باید پذیرای چه کسانی باشد؟ ترامپ اما پاسخی بی‌رحمانه به پرسش اول و پاسخی خودویرانگر به پرسش دوم داده است.
رویای شوم اخراج بزرگ
رئیس‌جمهور آمریکا وعده اجرای بزرگ‌ترین عملیات اخراج در تاریخ این کشور را داده است. یکی از مجریان سیاست‌های مهاجرتی او حتی اعلام کرد که قصد دارد ۱۰۰ میلیون نفر را اخراج کند. این رقم تقریبا هفت برابر کل جمعیت مهاجران غیرقانونی در آمریکاست. کاخ سفید با افتخار اعلام می‌کند که خطرناک‌ترین افراد را دستگیر خواهد کرد، هرچند واقعیت این است که بیشتر بازداشت‌شدگان هرگز سابقه محکومیت کیفری نداشته‌اند. استقرار گسترده ماموران کم‌آموزش‌دیده اداره مهاجرت در مینیاپولیس و رفتارهای تهاجمی و نمایشی آن‌ها، به‌ویژه پس از انتشار فیلم کشته شدن دو معترض آمریکایی به دست این نیروها، موجی از خشم و واکنش شدید عمومی را به همراه داشت.
از آن زمان و با روی کار آمدن یک وزیر امنیت داخلی کارآمدتر به‌جای فرد قبلی که بیشتر به دنبال جلب توجه رسانه‌ای بود، درگیری‌های جنجالی کمتری رخ داده است. با این حال ماشین اخراج متوقف نشده و صرفا چراغ‌خاموش‌تر کار می‌کند. ماموران حالا به‌جای آنکه با طناب از ساختمان‌ها پایین بیایند و افراد را در پارکینگ فروشگاه‌ها دستگیر کنند، با نیروهای پلیس همسو وارد همکاری شده‌اند و مسافرانی را که ویزایشان منقضی شده، در فرودگاه‌ها بازداشت می‌کنند. ترامپ در کنار این اقدامات با لغو اقامت موقتِ پناهندگی صدها هزار شهروند اهل هائیتی، افغانستان و چند کشور دیگر، گروه جدیدی از سوژه‌های مستعد اخراج را تراشیده است.
در نگاه کلی، پروژه اخراج مهاجران چندان در میان مردم پرطرفدار نیست. بیشتر آمریکایی‌ها با بیرون انداختن مجرمان موافقند اما متلاشی کردن خانواده‌های زحمتکشی را که دهه‌ها در این کشور ریشه دوانده‌اند، برنمی‌تابند. با این وجود برخی از طرفداران تندروی جنبش «ماگا» (عظمت را دوباره به آمریکا برگردانیم) حسرت آمریکایی را می‌خورند که تنوع نژادی کمتری داشته باشد. دستیاران ارشد ترامپ مانند استیون میلر با پیش کشیدن مفهوم «آمریکایی‌های اصیل» (گویی آن‌ها از تازه‌واردها آمریکایی‌ترند) و استفاده از کلیدواژه «مهاجرت معکوس» برای بازگرداندن افرادِ دارای فرهنگ‌های بیگانه به خانه‌هایشان، عملا تنها یک قدم با نژادپرستی عریان فاصله دارند.
به نظر می‌رسد چنین نگرش‌هایی در تعیین اینکه چه کسانی اصلا اجازه ورود به کشور را پیدا کنند نیز سایه انداخته است. تنها گروه قابل‌توجهی از پناهجویان که در دوره جدید ترامپ پذیرفته شده‌اند، سفیدپوستان آفریقای جنوبی هستند؛ آن هم در حالی که ادعای آن‌ها مبنی بر قرار داشتن تحت آزار و اذیت، بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد. دولت صدور ویزای مهاجرتی جدید برای شهروندان ۷۵ کشور غیرثروتمند را متوقف کرده است. به این ترتیب اگر یک شهروند آمریکایی با فردی نیجریه‌ای ازدواج کند نمی‌توانند با هم در خاک آمریکا زندگی کنند؛ محدودیتی بی‌سابقه بر آزادی‌های مدنی که روزهای تاریک گذشته را تداعی می‌کند. هفته گذشته یک دادگاه فدرال این سیاست را غیرقانونی اعلام کرد، اما دولت اکنون در حال وقت‌کشی است و به احتمال زیاد دنبال راهی برای دور زدن این حکم می‌گردد.
تبعات اقتصادی حصارکشی دور آمریکا
ترامپ در حال تغییر مسیر جمعیتی آمریکاست. نرخ خالص مهاجرت در سال ۲۰۲۵ به صفر رسید و تبعات اقتصادی کوتاه‌مدت این وضعیت بسیار ناخوشایند است. از ژانویه گذشته حجم نیروی کار در این کشور یک میلیون نفر کاهش یافته است. حتی اگر از هزینه ۱۷ هزار دلاری تشکیل پرونده، بازداشت و اخراج هر فرد بگذریم، شرکت‌های ساختمانی و کسب‌وکارهای خدماتی آمریکا این روزها به دلیل کمبود نیروی کار به‌شدت در تنگنا قرار گرفته‌اند.
تبعات بلندمدت این رویکرد اما می‌تواند به مراتب مخرب‌تر باشد. اگرچه ترامپ بارها ادعا کرده که حامی مهاجرت قانونی و به‌ویژه جذب افراد متخصص است، اما عملکرد او داستان دیگری را روایت می‌کند. او به‌طور پیوسته در حال سنگ‌اندازی در مسیر ورود خارجی‌های مستعدی است که برای تحصیل و کار راهی آمریکا می‌شوند. بر اساس یک برآورد، تعداد ویزاهای دانشجویی صادرشده در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال پیش از آن ۲۹ درصد ریزش داشته و قوانین جدید، رویای تحصیل در آمریکا را از این هم دشوارتر می‌کند. دانشجویان خارجی حالا باید دوره‌های تحصیلی خود را در زمان بسیار کمتری نسبت به دانشجویان بومی به پایان برسانند و سپس تنها ظرف ۳۰ روز کار پیدا کنند؛ در غیر این صورت باید فورا به کشورشان بازگردند. در همین حال، شرکت‌های آمریکایی که برای کارکنان خارجی و بسیار متخصص خود درخواست ویزای کار می‌دهند، باید برای هر نفر بیش از ۱۰۰ هزار دلار هزینه کنند و تازه باز هم هیچ تضمینی برای موافقت با درخواست آن‌ها وجود ندارد. این سیاست به‌جای آنکه به افزایش دستمزد متخصصان متولد آمریکا بینجامد، صرفا مسیر توسعه و رشد را برای کارفرمایان ناهموارتر می‌کند.
برخی از جریان‌های سیاسی در آمریکا بر این باورند که بستن درها به روی خارجی‌ها از فرهنگ آمریکایی محافظت می‌کند. اما واقعیت کاملا برعکس است؛ جوهره این فرهنگ همان پویایی و خلاقیتی است که همواره از طریق جریان پیوسته تازه‌واردان سخت‌کوش با دیدگاه‌های نو تغذیه شده است. تقریبا نیمی از ۵۰۰ شرکت برتر فهرست مجله فورچون را مهاجران یا فرزندان آن‌ها تاسیس کرده‌اند. بسیاری از درخشان‌ترین کارآفرینان آمریکا از جمله ایلان ماسک از پل ارتباطی دانشگاه به سیلیکون‌ولی قدم گذاشتند؛ پلی که اکنون در حال فروریختن است. تبدیل کردن آمریکا به یک دژ نفوذناپذیر، در ذات خود اقدامی کاملا غیرآمریکایی است.
درخواست از دونالد ترامپ برای بازنگری در سیاست‌های مهاجرتی‌اش احتمالا آب در هاون کوبیدن است. شاید بزرگ‌ترین امیدواری در مقطع کنونی این باشد که دستگاه قضایی بتواند ترمز پیشبرد غیرقانونی این سیاست‌ها را بکشد. با این حال دموکرات‌ها نیز در تکاپوی خود برای بازپس‌گیری قدرت نباید دچار این توهم شوند که رئیس‌جمهور مستقر در همه موارد مسیر اشتباهی را رفته است.
او حداقل در یک مورد حق داشت: سیستم پناهندگی آمریکا پر از راه برای سوءاستفاده بود. هر رئیس‌جمهور دموکراتی در آینده اگر خردمندانه عمل کند، باید اصرار داشته باشد که پناهجویان از همان اولین کشور امنی که به آن می‌رسند درخواست پناهندگی دهند؛ نه اینکه اولویت به کسانی داده شود که صرفا منابع مالی کافی برای رساندن خود به مکزیک و سپس عبور از مرز تگزاس را دارند. چنین رویکردی بسیار موثرتر از دیوارکشی فیزیکی می‌تواند از هرج‌ومرج‌های آینده در مرز جلوگیری کند. تنها با متقاعد کردن رای‌دهندگان نسبت به امنیت مرزهایشان است که می‌توان امیدوار بود دولت آینده بتواند اصلاحات مهاجرتی روشن‌بینانه و مورد نیاز آمریکا را به تصویب برساند. چنین اصلاحاتی باید درهای کشور را به روی مستعدترین افراد جهان بازتر کند و پایانی بر سیاست‌های بی‌رحمانه فروپاشی خانواده‌ها باشد. شاید این تنها راهی باشد که بتواند «عظمت را واقعا دوباره به آمریکا بازگرداند».


نظرات شما