بازار آریا - انتخاب : رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل گفت: اگر مقامات ارشد ایران در نهایت به این نتیجه برسند که تنها دو گزینه پیش روی آنهاست: تسلیم راهبردی یا دور دیگری از تشدید تنش، احتمالاً گزینه تشدید تنش را انتخاب خواهند کرد نه تسلیم را.
دنیس سیترونوویچ عنوان کرد: برای کشورهای خلیج فارس، پرسش روزبهروز بیشتر این است که آیا واشنگتن همچنان ضامن امنیتی قابل پیشبینی آنهاست، یا اینکه حتی شرکای قدیمی و میانجیها نیز ممکن است ناگهان هدف فشار و اجبار آمریکا قرار بگیرند.
متن گفتوگو دنیس سیترونوویچ، رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات نظامی اسرائیل با سیانان در ادامه میآید:
الف) تهدیدهای ترامپ علیه عمان نشاندهنده نگرانی عمیقتر آمریکا درباره نظم منطقهای در حال شکلگیری پیرامون تنگه هرمز است. واشنگتن نگران است که توافق میان عمان و ایران عملاً به نقش قابلتوجه ایران در مدیریت تنگه هرمز مشروعیت ببخشد. از سوی دیگر، فشار دیپلماتیک گستردهتر کشورهای خلیج فارس میتواند فشار بر آمریکا برای کاهش یا لغو محاصره دریاییاش را افزایش دهد.
ب) رویکرد ترامپ در قبال عمان خطر تضعیف بیشتر اعتبار آمریکا نزد شرکای عرب خلیج فارس را به همراه دارد. برای کشورهای خلیج فارس، پرسش روزبهروز بیشتر این است که آیا واشنگتن همچنان ضامن امنیتی قابل پیشبینی آنهاست، یا اینکه حتی شرکای قدیمی و میانجیها نیز ممکن است ناگهان هدف فشار و اجبار آمریکا قرار بگیرند.
این تردیدها پیشتر نیز در پی جنگ با ایران افزایش یافته بود و تهدید عمان میتواند این تصور را تقویت کند که تعهدات و روابط آمریکا بیش از پیش معاملهمحور و غیرقابل پیشبینی شدهاند.
ج) فشار اقتصادی بهتنهایی بعید است ایران را به تسلیم وادار کند. به نظر میرسد تهران بر این باور است که میتواند درد اقتصادی قابلتوجهی را تحمل کند، به شرط آنکه در مقابل بتواند هزینههای سنگینی به آمریکا و شرکای منطقهای آن تحمیل کند.
این وضعیت یک شکاف خطرناک در محاسبات ایران و آمریکا ایجاد میکند: واشنگتن ممکن است تحریمها و فشار نظامی را ابزارهایی برای وادار کردن ایران به دادن امتیاز ببیند، در حالی که تهران ممکن است خودِ تشدید تنش را منبعی برای اعمال فشار و افزایش اهرم چانهزنی تلقی کند.
اگر مقامات ارشد ایران در نهایت به این نتیجه برسند که تنها دو گزینه پیش روی آنهاست: تسلیم راهبردی یا دور دیگری از تشدید تنش، احتمالاً گزینه تشدید تنش را انتخاب خواهند کرد نه تسلیم را؛ بهویژه از آنجا که کنترل بر تنگه هرمز ابزار قدرتمندی در اختیار ایران قرار میدهد تا هزینههای اقتصادی را فراتر از مرزهای ایران به دیگران تحمیل کند.
د) درباره غزه، مانع اصلی این است که منافع و انگیزههای سیاسی نتانیاهو و حماس همچنان اساساً با یکدیگر ناسازگارند.
نتانیاهو فضای سیاسی داخلی محدودی برای پذیرش توافقی دارد که بتوان آن را بهعنوان باقی ماندن حماس در وضعیت نظامی تفسیر کرد.
در مقابل، حماس نیز انگیزه چندانی برای پذیرش خلع سلاح واقعی و برگشتناپذیر ندارد. ترجیح این گروه حفظ میزانی از توانایی نظامی، یا دستکم حفظ امکان بازسازی آن، است تا بتواند همچنان بهعنوان یک بازیگر مهم در غزه باقی بماند.
در نتیجه، مهمترین تصمیمها درباره ساختار سیاسی و امنیتی آینده غزه ممکن است در نهایت تا بعد از انتخابات اسرائیل به تعویق بیفتد؛ زمانی که دولت اسرائیل آزادی عمل سیاسی بیشتری برای پذیرش مصالحههایی خواهد داشت که در شرایط فعلی هزینه داخلی بسیار سنگینی برای آن به همراه دارد.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.