بازار آریا - ایرنا : در حالی که آمریکا با ازسرگیری اقدامات نظامی و اعمال محدودیتهای جدید، تعهدات بنیادین خود در تفاهمنامه اسلامآباد را نقض کرده است، جمهوری اسلامی ایران با استناد به اصول حقوق بینالملل، تعلیق اجرای تعهدات خود را بهعنوان پاسخی مشروع و متناسب برگزیدهاست.
پس از آنکه ایالات متحده آمریکا با نقض تعهدات خود در تفاهمنامه اسلامآباد برای پایان جنگ تجاوز نظامی را علیه ایران از سر گرفت، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، این اقدام را به مثابه «مثله کردن» تفاهمنامه پایان جنگ و کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه این اقدام را «متلاشی کردن» تفاهمنامه توصیف کرد.
آیا یادداشت تفاهم اسلامآباد زنده است؟ این شاید یکی از پرشمارترین پرسشهایی باشد که در ده روز اخیر از اسماعیل بقائی پرسیده شده است. سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری روز دوشنبه ۲۹ تیرماه در پاسخ به این پرسش که «آیا ایران اجرای یادداشت تفاهم امضاشده را به حالت تعلیق درآورده است؟» گفت: در مورد یادداشت تفاهم، منطق ما از ابتدا روشن بود و آن را هم بیان کردهایم؛ تعهد در برابر تعهد. تا زمانی که طرف مقابل به تعهدات خود عمل میکرد، ما نیز به تعهداتمان پایبند بودیم. ما هیچگاه پیشگام نقض عهد نبودهایم. این خصلت و مبنای اصولی رفتار ایرانیان است. زمانی که طرف مقابل تعهدات خود را یکییکی نقض کرد، ما نیز متقابلاً تأکید کردیم که تعهدات خود را اجرا نخواهیم کرد. بنابراین، صورت مسئله کاملاً روشن است. یک تفاهم یا توافق، تا زمانی ارزش و اعتبار دارد که طرفهای آن به اجرای تعهدات خود پایبند باشند؛ در غیر این صورت، چیزی جز نوشتهای بر روی کاغذ نخواهد بود.»
اصل تعهد در برابر تعهد چیست؟
در حقوق بینالملل، توافقنامهها مثل یک جاده دوطرفه هستند. هیچ کشوری داوطلبانه حاکمیت یا منافع خود را محدود نمیکند، مگر اینکه در ازای آن امتیاز یا امنیتی به دست آورد. در این چارچوب همه توافقهای دو جانبه مشمول نوعی بده-بستان متقابل یا Reciprocity (اصل عمل متقابل) میشوند. هر طرفی که امتیاز یا امتیازهایی را واگذار میکند، به ازای آن امتیاز یا امتیازهایی را به دست میآورد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در این مورد میگوید: «از هیچ کشور و حتی هیچ انسانی نمیتوان انتظار داشت که بهصورت یکجانبه به تعهدات خود پایبند بماند.»
او در مصاحبهای دیگر نیز توضیح میدهد: «تفاهمنامه، توافقنامه و امثال آنها تا زمانی برای ما ارزش دارند که تامینکننده منافع و امنیت ملی باشند.»
اصل عمل متقابل به این معنی است که وقتی یک طرف تعهدات خود را متوقف میکند، نمیتوان از طرف مقابل نیز انتظار داشت که تعهدات خود را اجرایی کند. این اصل تقریباً در همه قراردادها و توافقهای خصوصی یا حقوقی جاری است. حتی زمانی که یک شخص برای خرید آب معدنی به فروشگاه مراجعه میکند، اصل عمل متقابل حاکم بر رفتار فروشنده و مشتری است، فروشنده پول دریافت میکند و خریدار آب معدنی میگیرد. اگر یکی از دو طرف تعهد خود را در معامله انجام ندهد، نقض اساسی تعهد رخ دادهاست.
نقض اساسی معاهده (Material Breach) زمانی رخ میدهد که یکی از طرفهای معامله، توافق یا تفاهم، به صورت بنیادین تعهد خود را زیر پا بگذارد. از نظر حقوقی، وقتی یکی از طرفین معاهده، تعهدات اساسی خود را زیر پا میگذارد، طرف مقابل این حق را پیدا میکند که یا اجرای تعهدات خود را به حالت تعلیق درآورد یا به طور کامل از توافق خارج شود.
ایالات متحده آمریکا در دو هفته گذشته با تصمیم به لغو معافیت تحریمهای صادرات نفت ایران، از سرگیری محاصره دریایی، از سرگیری تجاوز نظامی و تلاش برای دخالت در اداره تنگه هرمز، تمامی تعهدات خود را در تفاهمنامه اسلامآباد نقض کردهاست. در واکنش به این نقض اساسی معاهده، ایران تصمیم گرفتهاست که اجرای تعهدات خود را به حالت تعلیق درآورد.
نقض اساسی تفاهمنامه اسلامآباد
کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه نیز در این باره میگوید: « آمریکا با اقدام اخیر خود تمامی تعهداتش ذیل این یادداشت تفاهم را نقض کرده است. حتی اگر آمریکا تنها یکی از تعهدات خود را در حالی که چهار یا پنج تعهد اصلی بر عهده داشت، اجرا نمیکرد، همین امر برای از بین رفتن این تفاهم کافی بود زیرا شاکله و اساس تفاهم اسلامآباد بر توقف فوری و دائمی جنگ و پایان عملیاتهای نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران و همچنین توقف درگیریها در سایر جبههها، از جمله لبنان، استوار بود. بنابراین، هنگامی که این تعهد بنیادین از سوی آمریکا رعایت نشود، عملاً مبنای حقوقی و اجرایی تفاهم اسلامآباد نیز از بین خواهد رفت.»
بر اساس ماده ۲۶ کنوانسیون وین درباره حقوق معاهدات (۱۹۶۹) هر کشوری که معاهدهای را امضا کرده، موظف است آن را با حسن نیت اجرا کند. وقتی طرف مقابل اجرای تعهدات بر اساس حسن نیت را کنار میگذارد، این حق برای طرف مقابل ایجاد میشود که اقدام متقابل انجام دهد. همانگونه که توضیح دادهشد، طرف ایرانی تصمیم گرفت که از دو گزینه خروج از تفاهم یا تعلیق تعهدات، گزینه تعلیق تعهدات را انتخاب کند.
ماده ۶۰ کنوانسیون وین مفهوم «نقض اساسی» را مطرح میکند. هر چند نه ایران و نه آمریکا رسما اعلام نکردهاند که از تفاهمنامه خارج شدهاند یا امضای خود را پس گرفتهاند، اما اقدامهای آمریکا به منزله نقض اساسی این تفاهمنامه تلقی میشد. اقدامهای آمریکا در دو هفته گذشته عملاً تفاهمنامه اسلامآباد را از معنا تهی کردهاست.
وقتی کشوری اجرای تعهدات خود را در پاسخ به نقضِ طرف مقابل تعلیق میکند، اقدام او «تخلف» نیست، بلکه «پاسخ مشروع حقوقی» (Lawful Countermeasure) است.
تشخیص اینکه اقدام نقض اساسی یک توافق محسوب شود، گاهی ساده نیست اما در مورد اقدامهای آمریکا در قبال تفاهمنامه اسلامآباد، به وضوح روشن است که آمریکا مرتکب نقض اساسی شدهاست. چرا که در تفاهمنامه اسلامآباد، هدف و مقصود بنیادین تفاهمنامه، پایان قاطع جنگ در تمامی جبههها بود، اما آمریکا به شکل یکجانبه جنگ را از سر گرفت.
زمانی که از نقض اساسی سخن گفتهمیشود، موضوع هدف و مقصود توافق، اصل بنیادین مورد توجه است. برای مثال ممکن است این تصور ایجاد شود که هدف قرار گرفتن چند کشتی تجاری در آبراههای جنوب ایران، ممکن است نقض توافق تلقی شود. بررسی حقوقی این موضوع در چارچوب تفاهمنامه، به ویژه تأکید بر واکنش ایران به نقض بند ۵ از سوی آمریکا از طریق ایجاد یکجانبه کریدور عبور در آبهای سرزمینی عمان، نیازمند بررسی عمیق حقوقی است، اما این اقدام به تنهایی به منزله نقض بنیادین و اساسی تفاهمنامه نیست.
در چارچوب توافقنامههای بینالملل مباحث جزئی و خطاهای اجرایی، نقض اساسی توافق محسوب نمیشوند، چرا که اصل بر اجرای مبتنی بر حسن نیت توافق است. در چارچوب نقضهای جزئی حق اقدام متقابل برای طرفهای متعاهد در نظر گرفتهشدهاست که در همان چارچوب تعهد در برابر تعهد میگنجد، اما نقضهای اساسی، حق اتمام کامل اجرای تعهدات را برای طرف مقابل ایجاد میکند.
برای مثال عبور غیرقانونی چند نفر از مرز یک کشور و ورود به خاک همسایه یا ورود تصادفی یک شناور به آبهای کشور مقابل، به منزله نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور همسایه نیست، بلکه یک نقض جزئی تلقی میشود. در نتیجه همه تخلفات مجوز توقف اجرای توافق نیستند. تنها تخلفی نقض اساسی تلقی میشود که روح توافق را زیر سؤال ببرد.
در موارد تخلف جزئی، اقداماتی مانند اقدام متقابل یا رجوع به داوری میتواند مساله را بر طرف کند، اما اصل اجرای تعهدات توافق را زیر سؤال نمیبرد. اما در موارد نقض اساسی، طرف شاکی میتواند تمامی تعهداتش را متوقف کند.
در مورد تفاهمنامه اسلامآباد، اقدامهای پشت سر هم آمریکا، از جمله از سرگیری تجاوز نظامی، لغو معافیت صادرات نفت و فرآوردههای نفتی ایران، اجتناب از آزادسازی داراییهای مسدود شده و از سرگیری محاصره دریایی، به اضافه بیتوجهی به تعهدات بند ۵ در مورد پذیرش حق ایران برای تعیین ترتیبات حاکم بر تنگه هرمز، نشاندهنده بیمیلی بنیادین آمریکا به اجرای تعهداتش در این سند بود. از سرگیری تجاوز نظامی، عملاً به معنای نقض «هدف و مقصود» توافق تلقی میشود که روح تفاهم را به صورت کامل نقض میکند.
چرا تعلیق به جای خروج انتخاب شد؟
تعلیق اجرای تعهدات در تفاهمنامه اسلامآباد با خروج از این تفاهمنامه یک تفاوت بنیادین دارد. معنای تعلیق اجرای تعهدات، این است که توافق هنوز وجود دارد اما اجرای بخشی از تعهدات یا تمامی تعهدات متوقف میشود. خروج یعنی از توافق این است که کشور دیگر عضو توافق نیست. از نظر حقوقی این دو وضعیت کاملاً متفاوتاند.
اما دلایل متعددی برای تصمیم ایران به تعلیق تعهدات در تفاهمنامه وجود دارد.
ایران تأکید دارد که شروعکننده جنگ نبودهاست، بلکه مورد تجاوز نظامی غیرقانونی قرار گرفتهاست. به همین دلیل تهران تأکید میکند که آمادگی دارد مساله را از طریق دیپلماتیک حل و فصل کند. کاظم غریبآبادی در این مورد توضیح میدهد: «ایران میز مذاکره را ترک نکرده است؛ این آمریکا بود که با اقدامات خود، یادداشت تفاهم اسلامآباد را متلاشی کرد. بنابراین، این جمهوری اسلامی ایران نبوده که روند مذاکرات را برهم زده باشد.»
اما اینکه تهران خروج خود را از تفاهمنامه اسلامآباد اعلام نمیکند، دلیل دیگری هم دارد. تهران باور دارد که نهایتا تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران باید با یک توافق دیپلماتیک پایان پیدا کند. تهران در شرایط فعلی تفاهمنامه اسلامآباد را سند مطلوبی ارزیابی میکند و معتقد است که در صورت بازگشت آمریکا به اجرای تعهدات پیشبینی شده در این سند، یادداشت تفاهم موجود بستر مناسبی برای پایان جنگ است.
بر اساس اصول ذکر شده در حقوق بینالملل، از جمله اصل «تعهد در برابر تعهد» و مقررات کنوانسیون وین درباره حقوق معاهدات، آنچه تفاهمنامه اسلامآباد را از کارایی انداخته، تصمیم ایران برای تعلیق اجرای تعهدات نیست بلکه نقض تعهدات بنیادین از سوی ایالات متحده است. از نگاه تهران، تفاهمنامه هنوز از نظر حقوقی از بین نرفته اما تا زمانی که آمریکا به اجرای تعهدات اصلی خود، بهویژه توقف تجاوز نظامی و اجرای مفاد توافق، بازنگردد، امکان اجرای متقابل آن نیز وجود نخواهد داشت. به همین دلیل، ایران تعلیق تعهدات را انتخاب کرده تا ضمن حفظ موضع حقوقی خود، مسیر بازگشت به دیپلماسی و احیای همان چارچوب توافق در صورت تغییر رفتار آمریکا همچنان باز بماند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.