سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

جنگ بیهوده ترامپ

جنگ بیهوده ترامپ
بازار آریا - استفن بارتولومئوش* پس از آنکه ایالات متحده و ایران بر سر آنچه به نظر می‌رسد یک توافق آتش‌بس ۶۰روزه است به توافق رسیدند، ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - استفن بارتولومئوش* پس از آنکه ایالات متحده و ایران بر سر آنچه به نظر می‌رسد یک توافق آتش‌بس ۶۰روزه است به توافق رسیدند، جریان نفت می‌تواند بار دیگر از طریق تنگه هرمز آغاز شود. با این حال، اینکه این جریان با چه کیفیتی و چقدر آزادانه برقرار خواهد شد، همچنان یک پرسش بی‌پاسخ است.
بر اساس آنچه فاش شده است، این تنگه که از زمان حمله ایالات متحده به ایران در ۲۸ فوریه عملا بسته شده بود، به تدریج بازگشایی خواهد شد؛ درحالی‌که ایران پاک‌سازی مین‌هایی را که در این آبراه کاشته است، آغاز می‌کند. در مقابل، ایالات متحده محاصره دریایی بنادر ایران را لغو کرده و تحریم‌های اعمال‌شده بر فروش نفت ایران را برمی‌دارد.
وضعیت معافیت از عوارض برای این آبراهه که پیش از این ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور می‌کرد، دست‌کم برای این دوره ۶۰ روزه پابرجا خواهد بود؛ دوره‌ای که طی آن، دو کشور تلاش خواهند کرد تا درباره آینده ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران مذاکره کنند، درحالی‌که ایالات متحده مشوق لغو تحریم‌های بیشتر و آزادسازی ده‌ها‌میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران در خارج از کشور را پیش چشم آنها نگه داشته است.
ابهامات بزرگ در مسیر توافق دائمی
البته فرض بر این است که ایالات متحده و ایران بتوانند روی یک توافق دائمی به تفاهم برسند؛ فرضی که خود یک «اگر» بزرگ است، چرا که ایران اعلام کرده خواهان آزادسازی فوری ۲۴‌میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده خود است، بر حق خود برای وضع عوارض جهت تامین «عبور و مرور ایمن و بی‌خطر» از تنگه پافشاری می‌کند و اصرار دارد که از حق غنی‌سازی اورانیوم برای مصارف غیرنظامی دست نخواهد کشید.
ممکن است سه‌ماه طول بکشد تا مین‌ها به طور کامل پاک‌سازی شوند و نفت‌کش‌های گرفتارشده در تنگه ترخیص شوند. تعمیر آسیب‌های واردشده به زیرساخت‌های نفتی منطقه به زمان بسیار طولانی‌تری نیاز دارد
حتی در صورت دستیابی به یک توافق دائمی، بعید است که فضای پس از جنگ در اطراف تنگه هرگز به وضعیت عادیِ پیش از جنگ بازگردد.
ایرانی‌ها اکنون نشان داده‌اند که می‌توانند این تنگه را به میل خود ببندند؛ بنابراین هیچ بازگشتی به فرض پیش از جنگ وجود ندارد؛ فرضی که می‌گفت تنگه‌ای که هرگز پیش از این بسته نشده بود، همیشه باز خواهد ماند. به دلیل همین ریسک، نرخ بیمه و هزینه حمل‌ونقل نفت از خلیج‌فارس که در طول جنگ به شدت افزایش یافته بود، بالاتر از سطوح پیش از جنگ باقی خواهد ماند. اگر ایران پس از پایان آتش‌بس ۶۰ روزه عوارض وضع کند، این امر لایه دیگری از هزینه را به حمل نفت از خلیج فارس اضافه خواهد کرد.
تولیدکنندگان خاورمیانه که نفت آنها به‌دلیل بسته شدن تنگه به دام افتاده بود نیز درسی درباره آسیب‌پذیری خود آموخته‌اند. از هم‌اکنون بحث‌هایی درباره ساخت خطوط لوله بیشتر برای دور زدن تنگه هرمز توسط نفت منطقه در جریان است.
آسیب‌های ساختاری به بخش انرژی و کشاورزی
زیرساخت‌های آسیب‌دیده این صنعت، چاه‌های نفتی که بسته شده یا جریان آنها محدود شده است، کارخانه‌های فرآوری و پالایشگاه‌هایی که آسیب دیده‌اند، ماه‌ها زمان می‌برد تا به تولید کامل بازگردند. مجتمع ال‌ان‌جی (LNG) راس لفان قطر که هدف پهپادها و موشک‌های ایرانی قرار گرفت، ممکن است ماه‌ها طول بکشد تا کاملا عملیاتی شود. احیای جریان نفت به چاه‌ها و پالایشگاه‌ها یک فرآیند حساس و پرخطر است. همچنین بازگرداندن تولید و محموله‌های کودهای شیمیایی و سایر مشتقات نفتی ماه‌ها زمان خواهد برد.
در این میان، محدودیت در عرضه کودهای شیمیایی، چرا که این تنگه حدود یک‌سوم تجارت دریایی کود جهان را جابه‌جا می‌کرد، تاثیر بسزایی بر قیمت کودها داشت که به شدت صعود کرد و همچنین بر تولید جهانی غذا آسیب زد.
بقیه جهان نیز که شدیدترین شوک نفتی تاریخ را تجربه می‌کنند، تحت‌تاثیر این جنگ تغییر خواهند کرد: منابع عرضه نیز متنوع شده‌اند؛ زیرا کشورها به‌ویژه و نه منحصرا کشورهای آسیایی که کاملا به نفت خاورمیانه وابسته بودند، تلاش کرده‌اند نفت و مشتقات آن را از هرجایی که در دسترس بود تامین کنند. این واکنش به درک ناگهانی این موضوع که تنگه هرمز یک گلوگاه برای عرضه جهانی انرژی است، احتمالا یکی از ویژگی‌های پایدار چشم‌انداز انرژی پس از جنگ خواهد بود.
تاثیر بر قیمت‌ها و ذخایر استراتژیک
قیمت نفت پس از مشخص شدن این موضوع که (پس از نزدیک به ۴۰ اعلام زودهنگام و بی‌پشتوانه توافق توسط دونالد ترامپ) یک توافق واقعی در کار است، به شدت سقوط کرد. اینکه آیا قیمت نفت ممکن است به سطح زیر ۷۰ دلار در هر بشکه که پیش از حملات آمریکا و اسرائیل در آن سطح معامله می‌شد، بازگردد یا خیر، در حال حاضر غیرقابل پیش‌بینی است، اما احتمالا بعید به نظر می‌رسد.
بسته شدن تنگه، بیش از ۱.۳‌میلیارد بشکه نفت را از چرخه خارج کرد. تاثیر این کاهش عرضه بر قیمت‌ها به‌دلیل تزریق بی‌سابقه نفت از ذخایر استراتژیک جهان (آژانس بین‌المللی انرژی توافق برای آزادسازی تا ۴۰۰‌میلیون بشکه از ذخایر را هماهنگ کرد)، کاهش موجودی‌های تجاری و افزایش چشم‌گیر صادرات ایالات متحده، تا حدی تلطیف شد.
اگر جنگ به درازا می‌کشید، موجودی‌های در دسترس نفت و فرآورده‌های نفتی می‌توانست ظرف چند هفته به پایان برسد و پیش‌بینی‌هایی مبنی بر قیمت‌های بالای ۱۵۰دلار در هر بشکه در صورت عدم توافق وجود داشت. جدا از بازسازی جریان نفت از طریق تنگه هرمز، جایگزینی و پر کردن مجدد آن ذخایر استراتژیک، کف قیمتی برای نفت ایجاد خواهد کرد که نشان می‌دهد قیمت نفت در بقیه ماه‌های امسال و شاید فراتر از آن، بالاتر از حد معمول باقی خواهد ماند.
اوپک اعلام کرده است که تولید خود را ۱۸۸ هزار بشکه در روز افزایش خواهد داد که این امر پس از بازگشایی کامل تنگه به اعمال مقداری فشار کاهشی بر قیمت‌ها کمک می‌کند، اما احتمالا تا پایان سال شاهد عدم تعادل مداوم میان عرضه و تقاضا خواهیم بود.
هزینه‌های سنگین یک جنگ بی‌حاصل
این جنگ به رشد اقتصادی جهان آسیب زد، نرخ تورم را افزایش داد و به کیف پول مصرف‌کنندگان ضربه وارد کرد. این رویداد ممکن است باعث قحطی در آفریقا و فقر بیشتر در برخی اقتصادهای در حال توسعه شود.
این جنگ همچنین جان هزاران نفر را گرفت و خرابی‌ها و آسیب‌های گسترده‌ای به زیرساخت‌ها در ایران و لبنان وارد کرد و در نتیجهِ پاسخ به این حملات، جان و مال و زیرساخت‌ها در اسرائیل و همسایگان خاورمیانه‌ای خود ایران نیز آسیب دید. ایالات متحده نیز متحمل تلفاتی شد؛ دست‌کم ۱۳ نظامی آمریکایی کشته و صدها نفر مجروح شدند.
به چه قیمتی؟ باراک اوباما توافقی با ایران داشت که بر اساس آن، ایران با ضمانت بازرسان خارجی وعده داده بود اورانیوم خود را تا سطوح تسلیحاتی غنی‌سازی نکند. ایران به آن وعده وفادار ماند تا اینکه ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود، توافق اوباما را پاره کرد.
اکنون ترامپ پس از به راه انداختن جنگ و وعده تغییر رژیم، توقیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، برچیدن ظرفیت تولید موشک و پهپاد آن و پایان دادن به توانایی ایران در حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای‌اش، با بوق و کرنا بازگشایی تنگه‌ای را جشن می‌گیرد که پیش از این هرگز بسته نشده بود و عوارضی نداشت؛ و همچنین به ادامه مذاکراتی می‌بالد که از قبل هم طولانی شده بود تا غنی‌سازی اورانیومی را به عقب بازگرداند که تا قبل از اقدام ترامپ در نابودی توافق اوباما، اصلا تا سطوح تسلیحاتی غنی‌سازی نشده بود.
او ممکن است مجبور شود دارایی‌های بسیار بیشتری از پول‌های خود ایران را در مقایسه با ۱.۷‌میلیارد دلاری که اوباما برای جلب موافقت ایران با یک توافق دائمی بازگرداند، به این کشور پس بدهد. او در این میان، حفره‌ای بزرگ و بسیار پرهزینه در تسلیحات نظامی آمریکا ایجاد کرده و همزمان هزینه زندگی را برای خانوارهای آمریکایی بالا برده است.
پاسخ ایران به جنگی که ترامپ فکر می‌کرد در عرض چند هفته، اگر نه چند روز، به پایان می‌رسد، آمریکا را در چشمان بقیه جهان شرمسار و ضعیف کرد و ماهیت این توافق، در صورت نهایی شدن،‌ احتمالا این دیدگاه را تایید خواهد کرد. هیچ هنری وجود ندارد که بتواند این واقعیت را پنهان کند: توافقی که ترامپ مجبور به انجام آن شده، از توافقی که اوباما به آن دست یافت، بدتر و به مراتب از نظر دلار، جان انسان‌ها، اموال و آسیب‌های اقتصادی جهانی، از جمله برای خانوارهای آمریکایی، بسیار پرهزینه‌تر است.
* تحلیلگر سیاسی


نظرات شما