بازار آریا - واردات خودرو قرار بود انحصار را بشکند و بازار را رقابتی کند، اما حالا خود شرکتهای واردکننده به یکی از مهمترین متهمان انحصار و قیمتگذاریهای غیرشفاف تبدیل شدهاند.
قرار بود واردات خودرو قفل بازار را باز کند؛ قرار بود با ورود خودروهای خارجی، انحصار شکسته شود، رقابت شکل بگیرد و مصرفکننده ایرانی پس از سالها بتواند محصولی باکیفیت را با قیمتی منطقی خریداری کند. اما آنچه در عمل رخ داده، به بازتولید همان انحصار قدیمی در لباسی جدید است نه آزادسازی بازار.
امروز دیگر کمتر کسی واردات خودرو را راهکاری برای تنظیم بازار میداند. در شرایطی که تعداد محدودی شرکت مجوز واردات برندهای معتبر جهانی را در اختیار گرفتهاند، بازار خودروهای وارداتی نیز به عرصهای تبدیل شده که در آن قیمتها نه بر اساس رقابت، بلکه بر اساس اراده واردکنندگان تعیین میشود؛ شرکتهایی که اغلب به دلیل ارتباطات اقتصادی و سیاسی گسترده، از حاشیه امنیت بالایی برخوردارند و کمتر کسی از آنها درباره منطق قیمتگذاریهایشان پرسش میکند.
انحصار فقط از تولید به واردات منتقل شد
سالها انتقاد اصلی به بازار خودرو ایران متوجه انحصار خودروسازان داخلی بود. منتقدان میگفتند تا زمانی که رقابت واقعی وجود نداشته باشد، کیفیت افزایش پیدا نمیکند و قیمتها نیز منطقی نخواهد شد.
اما تجربه چند سال اخیر نشان داده که واردات خودرو نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر برند خارجی عملاً در اختیار یک یا دو شرکت خاص قرار گرفته و مصرفکننده هیچ انتخاب دیگری ندارد. وقتی واردات یک برند به صورت انحصاری در اختیار یک شرکت باشد، خریدار ناچار است همان قیمت و همان شرایطی را بپذیرد که واردکننده تعیین میکند.
در چنین بازاری نه رقابت معنا دارد و نه مکانیسم طبیعی عرضه و تقاضا. نتیجه نیز مشخص است؛ فاصله قابل توجه میان قیمت جهانی خودروها و قیمت نهایی آنها در ایران.
کسی نمیپرسد این قیمتها چگونه تعیین میشود؟
یکی از مهمترین پرسشهای بازار خودروهای وارداتی این است که سازوکار قیمتگذاری دقیقاً چیست؟
در اغلب کشورهای جهان قیمت خودرو مشخص است. هزینه حمل، بیمه، عوارض گمرکی، مالیات و سود شرکت واردکننده نیز قابل محاسبه است. اما در ایران فاصله میان قیمت جهانی و قیمت نهایی گاهی به اندازهای بزرگ میشود که افکار عمومی و حتی کارشناسان اقتصادی را متعجب میکند.
مساله فقط گران بودن خودرو نیست. سوال اصلی این است که این اختلاف قیمت بر چه مبنایی شکل گرفته است؟
اگر خودرویی در بازار جهانی ۵۰ هزار دلار قیمت دارد، چگونه با وجود تعرفههای مشخص و هزینههای قابل محاسبه، چند ده میلیارد تومان گرانتر به دست مصرفکننده ایرانی میرسد؟ این هما پرسشی است که معمولاً پاسخ روشنی برای آن ارائه نمیشود.
پرونده ولوو S۹۰؛ نمونهای که جنجال به پا کرد
جدیدترین نمونه این ماجرا به قیمتگذاری خودروی ولوو S۹۰ پلاگین هیبرید توسط شرکت آفتاب خودرو بازمیگردد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این شرکت قیمت حدود ۲۹ میلیارد تومانی برای این خودرو تعیین کرده است. این در حالی است که قیمت همین خودرو در بازار چین حدود ۴۹۹ هزار و ۹۰۰ یوآن اعلام شده است.
اگر همین رقم با نرخ آزاد یوآن محاسبه شود، ارزش خودرو به حدود ۱۲ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان میرسد. به بیان دیگر میان قیمت جهانی خودرو و قیمت اعلامی در بازار ایران بیش از ۱۶ میلیارد تومان فاصله وجود دارد.
طبیعتاً هزینه حملونقل، بیمه، عوارض گمرکی، مالیات و سود واردکننده باید به قیمت نهایی اضافه شود، اما پرسش اینجاست که آیا این هزینهها میتوانند چنین شکاف عظیمی را توجیه کنند؟
نکته مهمتر آنکه تعرفه واردات خودروهای هیبریدی و پلاگین هیبریدی در مقایسه با خودروهای بنزینی پایینتر است و همین موضوع، ابهامات پیرامون این قیمتگذاری را افزایش داده است.
آنچه افکار عمومی مطالبه میکند نه الزاماً کاهش دستوری قیمت، بلکه شفافیت است. مصرفکننده حق دارد بداند خودرویی که در بازار جهانی قیمتی مشخص دارد، بر اساس چه فرمولی با چندین میلیارد تومان اختلاف در ایران عرضه میشود.
واردکنندگان خصوصی یا قدرتهای بدون رقیب؟
بخش مهمی از انتقادها متوجه ساختار بازار واردات خودرو است. بسیاری از این شرکتها صرفاً یک بنگاه اقتصادی عادی نیستند. برخی از آنها از پشتوانههای اقتصادی قدرتمند، شبکههای نفوذ گسترده و روابطی برخوردارند که باعث میشود عملاً در برابر افکار عمومی و حتی نهادهای نظارتی پاسخگویی محدودی داشته باشند.
به همین دلیل است که در بسیاری از موارد، انتقادها به قیمتگذاری خودروها مطرح میشود، اما توضیح روشنی از سوی شرکتهای واردکننده ارائه نمیشود.
در یک بازار رقابتی، اگر شرکتی قیمت غیرمنطقی تعیین کند، رقیب با قیمت پایینتر وارد میدان میشود و مشتری را جذب میکند. اما وقتی یک برند فقط یک نماینده و یک واردکننده دارد، عملاً چنین مکانیسمی از بین میرود. در نتیجه مصرفکننده میان خرید با همان قیمت یا انصراف از خرید قرار میگیرد.
واردات برای تنظیم بازار بود یا خلق بازار لوکس؟
هدف اعلامی دولتها از آزادسازی واردات خودرو، تنظیم بازار و ایجاد رقابت بود. اما اکنون بخش قابل توجهی از خودروهای وارداتی در بازههای قیمتی عرضه میشوند که اساساً از دسترس طبقه متوسط خارج هستند.
در چنین شرایطی واردات نه تنها به کاهش التهاب بازار کمکی نکرده، بلکه به بازاری جداگانه برای خودروهای چند ده میلیارد تومانی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، تاثیر واردات بر کاهش قیمت خودروهای داخلی نیز بسیار محدود بوده است؛ بنابراین این پرسش مطرح میشود که اگر واردات نتوانسته بازار را تنظیم کند و اگر مصرفکننده نیز مجبور است خودرو را با قیمتهایی بسیار بالاتر از ارزش جهانی خریداری کند، در نهایت برنده این سیاست چه کسانی هستند؟
ضرورت شفافیت؛ مطالبهای که نمیتوان نادیده گرفت
بازار خودرو ایران بیش از هر چیز از فقدان شفافیت رنج میبرد. چه در بخش تولید داخلی و چه در بخش واردات، مصرفکننده اغلب آخرین حلقه زنجیرهای است که باید هزینه تمام ناکارآمدیها را پرداخت کند.
اگر شرکتهای واردکننده معتقدند قیمتهای فعلی بر اساس هزینههای واقعی تعیین شده، بهترین راه انتشار جزئیات قیمتگذاری است؛ از قیمت خرید خودرو در مبدا گرفته تا هزینه حمل، تعرفه، مالیات، هزینههای جانبی و میزان سود شرکت. شفافیت نه تنها به اعتماد عمومی کمک میکند، بلکه میتواند بسیاری از ابهامها و شائبههای موجود را نیز برطرف کند.
در غیر این صورت، هر بار که نمونهای مانند ولوو S۹۰ خبرساز میشود، این پرسش دوباره در افکار عمومی تکرار خواهد شد که چگونه خودرویی که در بازار جهانی یک قیمت دارد، پس از ورود به ایران با اختلافی چندین میلیارد تومانی فروخته میشود و چرا هیچکس پاسخ روشنی برای آن ارائه نمیکند؟
تا زمانی که پاسخ این پرسش روشن نشود، واردات خودرو برای بخش بزرگی از جامعه نه نماد رقابت و آزادسازی اقتصادی، بلکه نمونهای دیگر از بازاری خواهد بود که در آن سودهای بزرگ نصیب گروهی محدود میشود و هزینه آن را مصرفکننده میپردازد.