پنجشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۵
تحلیل بازار آریا

ضرورت بازتعریف استراتژی ایران در کریدورهای تجاری

ضرورت بازتعریف استراتژی ایران در کریدورهای تجاری
بازار آریا - اباذر براری* تحولات اخیر منطقه که در قالب آنچه از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود شکل گرفت، صرفا یک تقابل امنیتی یا ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - اباذر براری* تحولات اخیر منطقه که در قالب آنچه از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد می‌شود شکل گرفت، صرفا یک تقابل امنیتی یا نظامی محدود نبود، بلکه آزمونی بزرگ برای سنجش میزان تاب‌آوری اقتصادی، قدرت لجستیک و توان مدیریت بحران کشورهای منطقه به شمار می‌رفت. این تحولات نشان داد که در جهان امروز، اقتصاد و امنیت بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خورده‌اند و هرگونه تنش ژئوپلیتیک می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن، زنجیره‌های تامین، تجارت خارجی و جریان حمل‌ونقل بین‌المللی را دچار اختلال کند.
در این میان، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت، مساله «امنیت کریدورها» و ضرورت بازنگری در سیاست‌های حمل‌ونقل و ترانزیت بود. بسیاری از کشورها و شرکت‌های بزرگ منطقه‌ای دریافتند که مدل سنتی تجارت مبتنی بر تمرکز بر یک مسیر یا اتکا به یک کشور واسط، دیگر پاسخگوی شرایط پرریسک کنونی نیست. جنگ رمضان نشان داد که مزیت رقابتی در تجارت جهانی تنها به قیمت و سرعت محدود نمی‌شود، بلکه پایداری مسیر، قابلیت جایگزینی و انعطاف‌پذیری شبکه حمل‌ونقل به همان اندازه اهمیت پیدا کرده است. برای جمهوری اسلامی ایران، این تحولات می‌تواند نقطه عطفی در بازتعریف نگاه راهبردی به حوزه ترانزیت و کریدورهای منطقه‌ای باشد. ایران از نظر جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ‌هاب‌های ترانزیتی جهان تبدیل شود، اما تحقق این جایگاه نیازمند تحول در نگرش، توسعه زیرساخت‌ها و طراحی راهبردی متناسب با شرایط جدید منطقه‌ای و جهانی است.
آزمون تاب‌آوری اقتصادی و لجستیک
بحران اخیر منطقه نشان داد کشورهایی که از شبکه حمل‌ونقل متنوع‌تر و زیرساخت‌های منعطف‌تری برخوردارند، در شرایط تنش، توان بیشتری برای حفظ ثبات اقتصادی خود دارند. در طول این بحران، بسیاری از مسیرهای حمل‌ونقل دریایی و زمینی با ریسک‌های امنیتی، افزایش هزینه‌های بیمه، تاخیر در جابه‌جایی کالا و اختلال در زنجیره تامین مواجه شدند. این اتفاق باعث شد اهمیت مدیریت بحران در تجارت خارجی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در شرایط عادی، بسیاری از شرکت‌ها تنها بر کاهش هزینه تمرکز می‌کنند و معمولا کوتاه‌ترین یا ارزان‌ترین مسیر را انتخاب می‌کنند؛ اما بحران‌های منطقه‌ای ثابت کرده‌اند که مسیر ارزان، الزاما مسیر امن و پایدار نیست. گاهی یک تنش سیاسی یا نظامی می‌تواند کل زنجیره تامین را فلج کند و هزینه‌های بسیار سنگین‌تری نسبت به صرفه‌جویی اولیه ایجاد کند.برای ایران، این شرایط یک هشدار مهم بود. اقتصاد ایران در سال‌های گذشته بارها تحت‌تاثیر تحریم‌ها، تنش‌های منطقه‌ای و محدودیت‌های حمل‌ونقل قرار گرفته است. بنابراین تجربه جنگ رمضان باید به فرصتی برای اصلاح ساختارهای لجستیک کشور و تدوین استراتژی‌های جدید در حوزه تجارت و ترانزیت تبدیل شود.
خطر وابستگی به یک مسیر یا یک کشور
یکی از مهم‌ترین درس‌های بحران اخیر، خطر وابستگی بیش از حد به یک مسیر حمل‌ونقل یا یک شریک ترانزیتی بود. بسیاری از کشورها و حتی شرکت‌های بزرگ بین‌المللی، در سال‌های گذشته به‌دلیل صرفه اقتصادی، تمرکز بالایی روی برخی مسیرهای خاص ایجاد کرده بودند، اما وقوع بحران نشان داد که این وابستگی می‌تواند به نقطه ضعفی استراتژیک تبدیل شود. در شرایطی که یک مسیر دریایی یا زمینی دچار ناامنی شود، کشور یا شرکتی که گزینه جایگزین ندارد، عملا بخشی از تجارت خود را از دست خواهد داد. این موضوع فقط به زمان جنگ محدود نمی‌شود؛ تحریم‌ها، اختلافات سیاسی، تغییر قوانین ترانزیتی، بحران‌های داخلی کشورها یا حتی حوادث طبیعی نیز می‌توانند مسیرهای تجاری را مختل کنند. ایران نیز باید این واقعیت را بپذیرد که تمرکز تجارت خارجی بر چند مسیر محدود، ریسک بالایی برای اقتصاد کشور ایجاد می‌کند. سیاستگذاری جدید باید بر مبنای تنوع‌بخشی حداکثری به مسیرهای حمل‌ونقل طراحی شود. تجارت کشور باید همزمان از ظرفیت مسیرهای جنوبی، شمالی، شرقی و غربی استفاده کند و زیرساخت‌های لازم برای جایگزینی سریع مسیرها در زمان بحران فراهم شود.
این مساله تنها مسوولیت دولت نیست، بلکه بخش خصوصی نیز باید رویکرد خود را تغییر دهد. شرکت‌های ایرانی باید مفهوم مدیریت ریسک لجستیک را جدی بگیرند و برای شرایط بحرانی، سناریوهای جایگزین طراحی کنند. آینده تجارت متعلق به شبکه‌های منعطف و چندمسیره خواهد بود. موقعیت ژئوپلیتیک ایران؛ ظرفیتی که هنوز به‌طور کامل فعال نشده است.ایران از معدود کشورها در جهان است که در چهارراه اتصال شرق و غرب و همچنین شمال و جنوب قرار گرفته است. دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی، قفقاز، شبه‌قاره هند و بازارهای منطقه‌ای، موقعیتی استثنایی برای کشور ایجاد کرده است؛ موقعیتی که اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند ایران را به یکی از مهم‌ترین بازیگران ترانزیتی منطقه تبدیل کند.
در دنیای امروز، کشورهایی که بر مسیرهای حمل‌ونقل تسلط دارند، فقط درآمد ترانزیتی کسب نمی‌کنند، بلکه نفوذ اقتصادی و حتی سیاسی بیشتری نیز به دست می‌آورند. ترانزیت در جهان امروز صرفا جابه‌جایی کالا نیست؛ بلکه بخشی از قدرت ژئوپلیتیک کشورها محسوب می‌شود. ایران این مزیت را دارد که برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، تنها به یک مسیر محدود وابسته نیست. تنوع جغرافیایی کشور باعث می‌شود محاصره کامل فیزیکی مسیرهای ایران عملا غیرممکن باشد. اگر بخشی از مسیرهای جنوبی با مشکل مواجه شوند، امکان استفاده از مسیرهای شمالی یا شرقی وجود دارد و بالعکس. این ویژگی یک مزیت استراتژیک بسیار مهم است که باید به‌صورت هدفمند مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، بخشی از ظرفیت ژئوپلیتیک ایران همچنان بلااستفاده باقی مانده است. نبود زیرساخت‌های کافی، کندی پروژه‌های حمل‌ونقل، ضعف در هماهنگی بین دستگاه‌ها و نگاه غیرراهبردی به مساله ترانزیت، باعث شده ایران هنوز نتواند سهم واقعی خود را از تجارت منطقه‌ای به دست آورد.
غفلت از مسیرهای شرقی
یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف در ساختار حمل‌ونقل ایران، کم‌توجهی تاریخی به توسعه مسیرهای شرقی کشور بوده است. شرق ایران می‌تواند به پلی راهبردی میان ایران، آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان، چین و حتی جنوب شرق آسیا تبدیل شود، اما زیرساخت‌های موجود هنوز متناسب با این ظرفیت توسعه پیدا نکرده‌اند. در سال‌های اخیر، تحولات اقتصادی آسیا و رشد نقش چین در تجارت جهانی، اهمیت مسیرهای شرقی را دوچندان کرده است. بسیاری از پروژه‌های بین‌المللی جدید، بر اتصال آسیای شرقی به غرب آسیا و اروپا تمرکز دارند و ایران می‌تواند یکی از حلقه‌های کلیدی این اتصال باشد.
توسعه خطوط ریلی شرق کشور، تکمیل کریدورهای نیمه‌تمام، افزایش ظرفیت جاده‌های ترانزیتی و ایجاد شهرک‌ها و مراکز لجستیک در شرق ایران، می‌تواند معادلات ترانزیتی منطقه را تغییر دهد. این اقدامات نه‌تنها درآمد ترانزیتی کشور را افزایش می‌دهد، بلکه موجب توسعه مناطق شرقی، ایجاد اشتغال و تقویت امنیت اقتصادی در این مناطق نیز خواهد شد. در شرایطی که بسیاری از کشورها‌میلیاردها دلار برای توسعه کریدورهای جدید سرمایه‌گذاری می‌کنند، ایران نیز باید نگاه جدی‌تری به این حوزه داشته باشد. آینده تجارت منطقه متعلق به کشورهایی خواهد بود که بتوانند سریع‌تر، ارزان‌تر و امن‌تر کالا جابه‌جا کنند.
ضرورت توسعه حمل‌ونقل ریلی
یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در بازتعریف استراتژی ترانزیتی ایران باید مورد توجه قرار گیرد، توسعه حمل‌ونقل ریلی است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، حمل ریلی به ستون اصلی ترانزیت کالا تبدیل شده، زیرا علاوه بر کاهش هزینه‌ها، از پایداری و امنیت بیشتری برخوردار است. در شرایط بحران، خطوط ریلی نسبت به برخی مسیرهای دیگر آسیب‌پذیری کمتری دارند و می‌توانند حجم بالایی از کالا را با هزینه کمتر جابه‌جا کنند. همچنین اتصال شبکه ریلی ایران به کشورهای همسایه، می‌تواند موقعیت ایران را در کریدورهای بین‌المللی تقویت کند. متاسفانه بخشی از پروژه‌های مهم ریلی کشور طی سال‌های گذشته با کندی پیش رفته‌اند. این در حالی است که رقبای منطقه‌ای ایران با سرعت در حال توسعه زیرساخت‌های خود هستند. اگر ایران نتواند در زمان مناسب جایگاه خود را تثبیت کند، ممکن است بخشی از فرصت‌های ترانزیتی منطقه را از دست بدهد.
بنادر اقیانوسی؛ مزیت راهبردی برای آینده ایران
یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کمتر استفاده‌شده ایران، بنادر اقیانوسی کشور به‌ویژه در دریای عمان است. در شرایطی که بسیاری از کشورهای منطقه دسترسی مستقیمی به آب‌های آزاد ندارند، ایران می‌تواند از این مزیت برای تبدیل شدن به‌ هاب دریایی منطقه استفاده کند. بنادر اقیانوسی ایران، به‌ویژه چابهار، می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده تجارت منطقه ایفا کنند. این بنادر نه‌تنها امکان اتصال آسیای مرکزی به آب‌های آزاد را فراهم می‌کنند، بلکه می‌توانند بخشی از بار ترانزیتی منطقه را نیز جذب کنند.
تحولات اخیر منطقه اهمیت این بنادر را بیش از گذشته آشکار کرد. هرچه تنش‌ها در برخی مسیرهای محدود بیشتر شود، ارزش مسیرهای جایگزین و امن‌تر نیز افزایش خواهد یافت. توسعه بنادر اقیانوسی ایران می‌تواند وابستگی کشور به برخی گلوگاه‌های منطقه‌ای را کاهش دهد و امنیت تجاری ایران را تقویت کند. البته توسعه این بنادر تنها به ساخت اسکله محدود نمی‌شود. ایجاد شبکه ریلی متصل به بنادر، توسعه صنایع لجستیک، تسهیل فرآیندهای گمرکی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و ایجاد مناطق آزاد فعال، همگی بخشی از الزامات تبدیل بنادر ایران به‌ هاب‌های منطقه‌ای هستند.
حمل ترکیبی و همکاری منطقه‌ای
یکی دیگر از درس‌های مهم بحران اخیر، ضرورت استفاده از حمل‌ونقل ترکیبی بود. در دنیای جدید، کشورها دیگر تنها به یک روش حمل متکی نیستند، بلکه شبکه‌ای از مسیرهای دریایی، ریلی و جاده‌ای را به‌صورت مکمل طراحی می‌کنند تا در زمان بحران بتوانند انعطاف لازم را داشته باشند. ایران نیز باید از این الگو استفاده کند. بهره‌گیری از ظرفیت بنادر ترکیه، اتصال به بنادر شمالی روسیه و استفاده از حمل ترکیبی می‌تواند قدرت مانور ایران را در تجارت منطقه‌ای افزایش دهد. این رویکرد باعث می‌شود حتی در شرایط اختلال برخی مسیرها، تجارت کشور متوقف نشود. همکاری منطقه‌ای در حوزه ترانزیت می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت اقتصادی ایران تبدیل شود. کشورهای منطقه به‌دنبال مسیرهای امن، کوتاه و پایدار هستند و ایران می‌تواند با طراحی یک شبکه لجستیک هوشمند، نقش محوری در این معادلات ایفا کند.
زمان تصمیم‌گیری راهبردی فرا رسیده است
جنگ رمضان نشان داد که آینده اقتصاد منطقه بیش از هر زمان دیگری به امنیت کریدورها و قدرت مدیریت بحران وابسته خواهد بود. برای ایران، این تحولات می‌تواند فرصت تاریخی برای بازتعریف جایگاه خود در معادلات ترانزیتی منطقه باشد. ایران امروز در نقطه‌ای قرار دارد که می‌تواند از موقعیت ژئوپلیتیک خود برای تبدیل شدن به یکی از مهم‌ترین‌ هاب‌های تجاری و لجستیک منطقه استفاده کند. اما تحقق این هدف نیازمند تصمیم‌گیری راهبردی، سرمایه‌گذاری هدفمند و نگاه بلندمدت به مساله ترانزیت است. توسعه مسیرهای ریلی و جاده‌ای، تقویت بنادر اقیانوسی، تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری، استفاده از حمل ترکیبی و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای، می‌تواند ایران را به بازیگری تعیین‌کننده در تجارت آینده منطقه تبدیل کند. اکنون زمان آن رسیده است که ترانزیت و کریدورها، نه صرفا به‌عنوان یک موضوع حمل‌ونقلی، بلکه به‌عنوان بخشی از امنیت ملی، قدرت اقتصادی و جایگاه ژئوپلیتیک ایران مورد توجه قرار گیرند.
* معاون بین‌الملل فدراسیون حمل‌ونقل و لجستیک ایران


نظرات شما