بازار آریا - اکوایران : بازار خودرو آمریکا در حال تجربه یک «قیام بیصدا» است؛ جایی که خریداران پردرآمد به تدریج سهم بازار خودروهای نو را در اختیار گرفتهاند و طبقه متوسط عقب نشسته است.
در آستانه نشست ژنو ، همهچیز میان دو واژه در نوسان است: «توافق» یا «تقابل». دور تازه گفتوگوهای ایران و آمریکا میتواند مسیر ماههای آینده را مشخص کند؛ آیا ایده «انتفاع اقتصادی» به پلی برای پایداری یک توافق تبدیل میشود یا موانع حقوقی، فشار لابیها و رقابت ژئوپلیتیک، بار دیگر این فرصت را به یک تجربه نیمهتمام بدل میکند؟
در تیتر یک امشب، از سناریوهای پشتپرده مذاکرات و جدال روایتها در واشنگتن شروع میکنیم؛ جایی که دونالد ترامپ و رسانههای آمریکایی بر سر احتمال درگیری با ایران روایتهای متضاد ارائه میکنند. سپس به بازارها سر میزنیم؛ از شوک تازه به فولادیها با جهش ۶۵ درصدی نرخ گاز تا بررسی «کرک اسپرد» بهعنوان دماسنج سودآوری پالایشگاهها در بورس.
خبر مرتبط

پیامدهای شکست سناریوی مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو/ واشنگتن حمله خواهد کرد؟/ بسته پیشنهادی ۵شنبه عراقچی به ویتکاف چه خواهد بود؟ دور سوم مذاکرات روز پنجشنبه این هفته در ژنو میان تیمهای مذاکرهکننده ایران و امریکا، با نظارت پادشاهی عمان و با حضور رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای، آغاز خواهد شد.
در ادامه، نگاهی داریم به یک سناریوی تاریک درباره آینده هوش مصنوعی و اثر آن بر اشتغال و بازار سهام آمریکا؛ هشداری که میگوید موج بهرهوری میتواند به شوک بازار کار تبدیل شود. و در نهایت، از «قیام بیصدای» ثروتمندان در بازار خودروی آمریکا میگوییم.
شوک تازه به فولادیها؛ گاز ۶۵ درصد گران شد
در حالی که صنعت فولاد هنوز از زیان قطع برق و افت تولید در نیمه نخست سال عبور نکرده، افزایش ناگهانی بیش از ۶۵ درصدی نرخ گاز از سوی شرکت ملی گاز ایران فشار تازهای بر سودآوری این صنعت وارد کرده است. فعالان فولادی هشدار میدهند که تداوم محدودیتهای انرژی و رشد هزینهها، حاشیه سود شرکتها را به کمترین سطح سالهای اخیر رسانده و بدون یک مسیر اصلاحی تدریجی و قابل پیشبینی، بازار سرمایه نیز تحت تاثیر این تصمیمات ناگهانی قرار خواهد گرفت.
دماسنج سودآوری پالایشگاهها در بورس
«کرک اسپرد» یا حاشیه سود پالایشی، یکی از کلیدیترین شاخصها برای تحلیل صنعت پالایش نفت در بازار سرمایه است. این شاخص از تفاوت قیمت نفت خام با فرآوردههای اصلی مانند بنزین و گازوئیل به دست میآید و بهنوعی دماسنج سودآوری پالایشگاهها محسوب میشود. هرچه فاصله قیمتی بین خوراک ورودی و محصولات خروجی بیشتر باشد، حاشیه سود شرکتهای پالایشی تقویت میشود و برعکس، کاهش این فاصله میتواند فشار مستقیمی بر سودآوری و در نهایت قیمت سهام آنها وارد کند.
بررسی دادههای ماههای اخیر نشان میدهد کرک اسپرد با نوسانات قابلتوجهی همراه بوده؛ از سطوح تکرقمی در ابتدای سال تا اوجگیری در پاییز و سپس تعدیل مجدد. این تغییرات عمدتاً تحتتأثیر نوسان قیمت جهانی نفت خام و تغییرات سمت تقاضای فرآوردهها رخ داده است. در سناریوی رشد همزمان قیمت نفت و تقاضای فرآوردهها، حاشیه سود تقویت میشود؛ اما در صورت رکود یا افت تقاضا، فشار بر پالایشگاهها افزایش خواهد یافت.
مقایسه شرکتهای بورسی نیز نشان میدهد اختلاف در ترکیب تولید و ساختار هزینهها میتواند به تفاوت معنادار در کرک اسپرد شرکتها منجر شود؛ موضوعی که برای تحلیلگران و سرمایهگذاران اهمیت ویژهای دارد.
سناریوی تاریک AI: وقتی بهرهوری به بحران نیروی کار تبدیل میشود
Citrini Research، موسسهای کوچک اما اثرگذار در حوزه بازارهای مالی، یک سناریوی بدبینانه درباره تأثیر هوش مصنوعی بر اقتصاد آمریکا منتشر کرده است. این گزارش هشدار میدهد که اگر AI به بخش خدمات یقهسفید ضربه بزند، نیمی از اشتغال و سهچهارم مصرف اختیاری تحت تأثیر قرار میگیرد. نتیجه؟ نرخ بیکاری تا ۱۰.۲٪ افزایش مییابد و شاخص S&P ۵۰۰ حدود ۳۸٪ از سقف خود سقوط میکند. نکته جالب این است که دادههای کلان همچنان عالی به نظر میرسند؛ رشد GDP و بهرهوری بالا است، اما دستمزد واقعی کاهش مییابد و ثروت به صاحبان سرمایه منتقل میشود. مفهوم «Ghost GDP» شکل میگیرد؛ تولیدی که ثبت میشود اما وارد چرخه واقعی مصرف نمیشود.
این شوک فقط محدود به نرمافزار نیست. واسطهگری در پرداختها، بیمه، مشاوره و املاک هم تحت فشار قرار میگیرد و مارجینها کاهش مییابد. حتی باور به توان AI میتواند اثر اقتصادی واقعی ایجاد کند. انتشار این سناریو موجی از «AI scare trade» ایجاد کرد؛ سهام IBM حدود ۱۳٪ سقوط کرد و برخی ETFهای نرمافزاری تا ۳۵٪ پایین آمدند. این گزارش نشان میدهد که AI نه فقط یک موج بهرهوری، بلکه یک ریسک ساختاری برای بازار کار و مصرف است.
«انتفاع اقتصادی»؛ کلید پایداری توافق یا تکرار یک فرصت سوخته؟
در آستانه دور تازه مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، ایدهای قدیمی دوباره به صحنه بازگشته است: «انتفاع اقتصادی آمریکا از ایران». منطق این پیشنهاد ساده اما راهبردی است؛ اگر شرکتها و منافع اقتصادی آمریکا در بازار ایران درگیر شوند، شاید هزینه خروج از توافق بالا برود و پایداری آن تضمین شود. این ایده ریشه در دهه ۱۳۷۰ دارد؛ زمانی که تهران تلاش کرد با قرارداد نفتی با شرکت آمریکایی «Conoco» مسیر تازهای باز کند، اما با تصویب قانون «Iran and Libya Sanctions Act» این مسیر بسته شد.
در سالهای بعد، تحریمها پیچیدهتر شدند؛ قوانینی مانند «CAATSA» و «INARA» دیوار حقوقی بلندتری ساختند. همزمان، چین خلأ حضور شرکتهای غربی را پر کرد و به بازیگر مسلط اقتصاد ایران تبدیل شد.
اکنون حتی اگر ارادهای سیاسی در واشنگتن برای بازگشت اقتصادی وجود داشته باشد، موانع فقط حقوقی نیست؛ رقابت ژئوپلیتیک با پکن و فشار لابیها در کنگره نیز تعیینکنندهاند. در نهایت، سرنوشت این ایده همچنان به اراده سیاسی و نتایج مذاکرات گره خورده است؛ بدون آن، «انتفاع اقتصادی» صرفاً یک پیشنهاد جذاب باقی میماند.
نشست ژنو؛ آغاز توافقی تازه یا شروع فرسایش جدید؟
دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در راه است؛ پنجشنبه ژنو میتواند یک نقطه عطف باشد. این بار گفتوگوها از کلیات عبور کرده و قرار است درباره پیشنهادهای مکتوب صحبت شود.
تهران میگوید موضوع فقط هستهای است و در ازای محدودیت، باید تحریمها برداشته شود. عباس عراقچی از امکان رسیدن به راهحل در موضوع غنیسازی صحبت کرده، اما تأکید دارد حق غنیسازی باید حفظ شود. در مقابل، هنوز روشن نیست آمریکا دقیقاً به چه توافقی رضایت میدهد؛ توافقی محدود یا بستهای گستردهتر با مطالبات بیشتر؟
گزارشها از احتمال یک «فرمول میانه» خبر میدهند؛ توقف موقت غنیسازی، رقیقسازی یا انتقال ذخایر و ازسرگیری تحت نظارت آژانس. همزمان نقش آژانس پررنگتر شده و تماسها افزایش یافته است.
اما در کنار دیپلماسی، سایه تهدید نظامی هم وجود دارد. تحلیلها هشدار میدهند یک درگیری تازه میتواند پرهزینه و طولانی باشد. در داخل آمریکا هم درباره حمله یا حتی شکل توافق، اختلافنظرهایی دیده میشود؛ هرچند ترامپ همچنان از گزینه حمله در صورت شکست توافق سخن میگوید.
ژنو فقط یک جلسه نیست؛ آزمونی است برای اینکه مسیر آینده «توافق» خواهد بود یا «تنش».
روایتهای متضاد از کاخ سفید؛ جدال ترامپ و رسانهها بر سر ایران
همزمان با اوجگیری شایعات درباره احتمال درگیری تازه در خاورمیانه، دونالد ترامپ با رد گزارش برخی رسانههای آمریکایی تلاش کرد ابتکار روایت را در دست بگیرد. او در شبکه اجتماعی خود، گزارشهایی از جمله مطالب منتشرشده در آکسیوس، والاستریت ژورنال و واشنگتنپست را «فیکنیوز» خواند؛ گزارشهایی که به هشدار ژنرال دنیل کین درباره ریسکهای حمله احتمالی به ایران اشاره داشتند.
در مقابل، خبرنگاران تأکید کردند که سخن از مخالفت قطعی با جنگ نبوده، بلکه صرفاً هشدار نسبت به تبعات و مخاطرات چنین اقدامی مطرح شده است. همزمان، گزارشهایی از نیویورکتایمز و سیبیاس نیوز نیز از وجود اختلافنظرهایی در درون دولت حکایت دارد.
اکنون، در حالی که نگاهها به تحولات دیپلماتیک دوخته شده، پرسش اصلی این است: کدام روایت به واقعیت نزدیکتر است؟
قیام بیصدای ثروتمندان در بازار خودرو آمریکا
بازار خودرو آمریکا در حال تجربه یک «قیام بیصدا» است؛ جایی که خریداران پردرآمد به تدریج سهم بازار خودروهای نو را در اختیار گرفتهاند و طبقه متوسط عقب نشسته است. میانگین قیمت خودروهای جدید حالا از ۵۰ هزار دلار عبور کرده؛ عددی که برای بسیاری از خانوارهای با درآمد زیر ۱۰۰ هزار دلار، خرید خودرو صفر را به یک تصمیم دشوار یا حتی ناممکن تبدیل کرده است. نتیجه این تغییر، جابهجایی تمرکز خودروسازان به سمت محصولات گرانتر و حاشیه سود بالاتر است.
اما این روند چه ارتباطی با ایران دارد؟ آمریکا یکی از مهمترین بازارهای خودروی جهان است و سبد تولید بسیاری از برندهای بزرگ بر اساس تقاضای این بازار تنظیم میشود. وقتی تقاضا به سمت خودروهای گرانقیمت متمایل میشود، عرضه جهانی نیز به همان سمت حرکت میکند. در این میان، فضای خودروهای اقتصادی بیش از پیش در اختیار چین قرار میگیرد. با این حال، حتی یک سدان اقتصادی ۱۰ هزار دلاری چینی، در ایران به قیمتی چند میلیارد تومانی میرسد.
اگر تمرکز جهانی بر خودروهای مناسب درآمدهای بالای ۱۰۰ هزار دلار در سال باشد، فاصله قدرت خرید ایرانیان با خودروهای روز دنیا—در صورت رفع تحریمها—بیشتر هم خواهد شد؛ تا جایی که «اقتصادی»های جهان برای ما به «لوکس»های دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.