بازار آریا - از ابتدای امسال افزایش قیمت مواد غذایی برای همه خانوادهها محسوس بوده است. شرایطی که عادت و سبک جدیدی از زندگی را به اجبار تحمیل میکند.
به گزارش خبر فوری، افزایش قیمت خانه و خودرو یا طلا و دلار به اندازه افزایش قیمت مواد غذایی آزار دهنده نیست. ناتوانی خانوادهها در تامین و مصرف غذای سالم حس ناخوشایندی را ایجاد میکند که در آستانه عید و نزدیک به انتهای سال به بررسی آن پرداختیم. اینکه در چنین وضعیت گرانی مردم چطور زندگی میکنند؟
آیا تمامی دهکهای درآمدی قادر به تأمین انواع گوشت، سبزیجات، برنج و میوه هستند؟ آیا کالابرگ توانسته در تأمین کالای اساسی مؤثر باشد؟ آیا مردم سه وعده اصلی غذایی را میتوانند تأمین کنند؟ آیا مهمانی میروند یا مهمان دعوت میکنند؟ آیا یخچالها انواع غذاها را در خود میبینند و مهمتر از همه آیا حسرتی از خوردن غذای خاصی به دل کسی مانده است؟
از خرید نسیه تا پول جمع کردن برای خرید غذا
یکی از شهروندان سه فرزند دارد. میگوید آنها در سن رشد هستند. از اینکه سه فرزند به دنیا آورده به شدت پشیمان است. وقتی علت را میپرسم میگوید همیشه برای غذای خوب در خانهام دعواست.
او مجبور میشود هر از گاهی مواد غذایی را نسیه ببرد. میگوید شاید در فیلمها میبینیم که مثلاً بقالی حساب دفتری دارد و مردم از او نسیه میبرند. اما الان در واقعیت همین است. بارها شده برای یک رب گوجه یا یک بطری روغن از سوپری سر کوچه نسیه خرید کردم.
او سرپرست خانوار است. از همسر خود خبر ندارد. آنها را ترک کرده و رفته. میگوید با دستفروشی اموراتم را میگذارنم آن هم اگر مأموران شهرداری بگذارند.
شهروند دیگری میگوید من کارمندم بچه هم ندارم اما مواد غذایی به حدی گران شده که اگر یک ماه گوشت بخرم باید مرغ و ماهی را ماه دیگر بخرم. چرا که حقوق کارمندی با اجاره خانه و هزینههای حمل و نقل و آب و برق و گاز اجازه نمیدهد یک دل سیر بتوانی مواد غذایی خرید کنی.
مهمانی رفتی غذای خودت را ببر
این شهروند به ندرت مهمانی میرود. میگوید خودم در توانم نیست مهمان دعوت کنم. نمیخواهم مدیون کسی باشم. الان همه در فشار زندگی میکنند. نباید انتظار داشت شام و ناهار خانه کسی دعوت بشوی. بخواهد یک ناهار ساده درست کند چند میلیون هزینه میشود.
شهروند دیگری میگوید آن سفرههای بزرگ با کلی آدم دور و برش یک حسرت شده است. دیگر پدر و مادرها هم نمیتوانند چنین سفرههایی داشته باشند. یا بازنشستهاند یا از کار افتاده و قادر به تأمین مالی چنین هزینههایی نیستند. همین که پول دوا و دکتر بدهند و بدهکار کسی نباشند هنر کردهاند.حتی نذری دادن هم محدود شده است.

تلخی کوچک شدن سفرهها و رنگ باختن دورهمیها به حدی است که این روزها برخی خانوادهها و دوستان دورهمیها را مشروط به این موضوع کردهاند که هر کسی غذای خودش را بیاورد.
دیگر بحث قابلمه پارتی و نمایش دستپخت نیست. موضوع تأمین غذاست و بسیاری از خانوادهها چنین الگویی را رعایت میکنند. حتی در مسافرتها نیز مواد غذایی خام را با خود به همراه میبرند تا غذای مختصری درست کنند و مجبور نباشند بیرون غذا بخورند.
پدر و مادرها قادر به تأمین خواسته فرزندان خود نیستند
تمام آنچه خواندید در وضعیتی است که روز به روز رستورانها و کافههای جدید در سطح شهر بیشتر میشود. سبک غذا خوردن در بیرون از خانه به موازات افزایش قیمت مواد غذایی رو به رشد بوده است. به ویژه جوانترها و نوجوانان بر خلاف گذشته از چنین فضاهایی برای دورهمیهای خود استفاده میکنند.
موضوعی که یکی از شهروندان میگوید طاقتش را طاق کرده است. او یک دختر و پسر دارد و هر دوشان مرتب از پدر و مادر پول میخواهند تا به کافه و رستوران بروند.
این شهروند میگوید هر روز یک چیز مد میشود. یک روز شیرینیهای کُرهای یک روز غذای ایتالیایی، یک روز قهوه آمریکایی، یک روز فست فودهای جدید. بچهها هم انتظار دارند در این گرانی ما پول بدهیم تا از این غذاها بخرند.
شهروند دیگری میگوید در شهر فراوانی هست. همه جور غذایی هست. بهترین مواد خوراکی در مغازهها هست. بچهها میبینند و میخواهند اما والدین قادر به تهیه آنها نیستند.
وی با بیان اینکه یک بسته پفک 50 هزار تومان شده ادامه داد: کسی که بچه مدرسهای و دانشگاهی دارد به سختی این روزها را سپری میکند چون هر قدر میخرد باز نمیتواند بچه خودش را راضی کند.
آمدید کالابرگ دادید تا گران بخریم؟
گرانی مواد غذایی اساسی، اصلی ترین دلیلی بود که موضوع کالابرگ برای همه را به میدان کشاند. دولت مرتب آمار میدهد که اینقدر همت برای کالابرگها صرف شد اما واقعیت این است که مردم هر چه با کالابرگ میخرند، گرانتر میخرند.
شهروندی در این خصوص گفت: برای هر یک نفر یک میلیون تومان پرداخت میشود در حالی که در بازار به یک میلیون دو کیلو برنج میدهند. هر چه در فروشگاهها با کالابرگ خریداری میشود قیمت بیشتری از بازار دارد.

شهروند دیگری نیز در این خصوص گفت: چطور ممکن است دولت متوجه این موضوع نباشد که خریدن یک مرغ برای مردم حسرت شده است. آمدند کالابرگ دادند که گرانتر بخریم؟ مرغی که در بازار 200 هزار تومان در هر کیلو فروخته میشود، با کالابرگ 230 هزار تومان است. این پربار کردن جیب مردم است یا دزدیدن فروشگاهها؟
اظهارات شهروندان که در گزارش خبر فوری در خصوص کالابرگ بررسی شده بود، به عینه صحت دارد. مردم امروز میتوانند هر کالایی حتی شوینده را با کالابرگ خریداری کنند اما فروشگاهها گرانتر میفروشند.
محرومیت اقتصادی شاید مهمترین تاثیری است که گرانی مواد غذایی به دنبال داشته است. در آستانه شب عید با گرانی میوه، شیرینی، آجیل و مواد غذایی، دولت چگونه میخواهد کام مردم شیرین باشد؟ تصور آن پدری که شرمنده فرزند خود است و وقتی میگوید ندارم بخرم فرزندش به او اخم میکند قرار است چند نسل دیگر تکرار شود؟