بازار آریا - دنیای اقتصاد - نیلوفر ادیبنیا : امروزه سرخط خبرها با واژگانی چون جنگهای تجاری، تیغ تحریم و دیوارهای بلند «حمایتگرایی» تسخیر شده است. رقابتهای استراتژیک هر روز عمیقتر میشوند، چندجانبهگرایی رنگ میبازد و اتحادهای دیرین در حال دگرگونیاند؛ تا آنجا که به نظر میرسد جهان به سوی فروپاشی پیوندهای بینالمللی پیش میرود.
بر اساس گزارشهای اخیر «مجمع جهانی اقتصاد»، این پرسش کلیدی مطرح است: آیا واقعا جهانیشدن به انتهای مسیر خود رسیده است؟ واکاوی جریانهای بینالمللی، پرده از حقیقتی شگفتانگیز برمیدارد؛ تجارت جهانی نه در حال فروپاشی، بلکه در حال «تغییر چهره» است. پیوستگی ارکان جهان در برابر تلاطمها، تابآوری خیرهکنندهای از خود نشان داده است و تبادلات بینالمللی همچنان در نزدیکی قلههای تاریخی خود ایستادهاند.
برخلاف باور عمومی، زنجیرههای تامین نهتنها کوتاهتر نشدهاند، بلکه اکنون پیچیدهتر و طولانیتر از هر زمان دیگری هستند؛ تا آنجا که میانگین فواصل تجاری به رکورد تازهای دست یافته است. در این میان، جغرافیای ثروت نیز در حال بازتعریف است؛ شکوفایی تجارت در پهنهی آسیا، خاورمیانه و آفریقا، بهخوبی توانسته است کاهش سهم ایالات متحده را جبران کند و توازنی نو در نقشه قدرت اقتصادی جهان پدید آورد.
آخرین نسخه از گزارش «پایشگر اتصال جهانی» موسسه تجاری DHL که با همکاری مدرسه کسبوکار «استرن» دانشگاه نیویورک تدوین شده است، جامعترین دماسنجی است که نبض پیوستگی جهان را اندازه میگیرد. این گزارش که در اکتبر۲۰۲۵ منتشر شد، تصویری متمایز از تابآوری تجارت در میانه بحرانها ترسیم میکند؛ تحلیلی که فراتر از جابهجایی کالا، جریان سرمایه، دادهها و مهاجرت انسانها را در بیش از ۱۸۰کشور رصد کرده است تا نقشه نوینی از تکامل جهانیشدن ارائه دهد.
یافتههای این گزارش صریح و روشن است: با وجود تلاطمهای سیاسی، جریانهای جهانی همچنان در نزدیکی قلههای تاریخی خود درنوسانند. جالب آنکه تجارت جهانی در آغاز سال ۲۰۲۵، شروعی فراتر از انتظار داشت؛ این جهش مدیون «پیشدستی» هوشمندانه شرکتها در انجام مبادلات، پیش از وضع تعرفههای جدید بود. این پدیده بهخوبی نشان میدهد که چگونه ابهام در سیاستگذاریهای کلان میتواند بر زمانبندی و شتاب تجارت اثر بگذارد. از منظر این گزارش، برخلاف تصورات غالب که از کوتاهشدن مسیرهای تجاری سخن میگفتند، روندهای بلندمدت حکایت از پایداری و استواری پیوندها دارد. میانگین فواصل تجاری اکنون به رکورد بیسابقه ۵۰۰۰ کیلومتر رسیده است؛ عددی که بهوضوح ثابت میکند زنجیرههای تامین نهتنها منقبض نشدهاند، بلکه بیش از هر زمان دیگری در پهنه گیتی گسترده شده و تارهایی بلندتر تنیدهاند.
پارادوکس آمریکا
اگرچه رگههایی از قطعهقطعهشدن در کالبد اقتصاد جهانی به چشم میخورد، اما این روند همچنان محدود و تحت کنترل باقی مانده است. در این میان، پارادوکس جالبی در اقتصاد آمریکا مشاهده میشود؛ درحالیکه ایالات متحده تمام توان خود را برای مهار وابستگیهای تجاری و کاهش کسری تراز در بخش کالاهای فیزیکی به کار بسته است، همچنان در قلمرو «خدمات» بهویژه در عرصه تجارت دیجیتال حکمرانی بلامنازع و مازادی خیرهکننده را تجربه میکند.
امروزه کشورهایی که خارج از بلوکهای سنتی قدرت ایستادهاند، سهم خود را در نقشه تجارت بینالملل به شکلی خیرهکننده گسترش دادهاند. سهم این بازیگران از ۴۲درصد در سال۲۰۱۶، اکنون به ۴۷درصد رسیده است؛ در این میان، کشورهایی همچون هند، مکزیک، ویتنام، برزیل و امارات متحده عربی به عنوان پویاترین کانونهای تجاری جهان قد برافراشتهاند. این جابهجایی بزرگ گواهی است بر اینکه جهانیشدن نه در حال عقبنشینی، بلکه در حال «بازتوزیع نفوذ» و خلق مراکز ثقل جدید است.
نکته حائز اهمیت اینجاست که تجارت مستقیم میان بلوکهای رقیب تنها کاهشی اندک را تجربه کرده و برخلاف تصورات رایج، منطقهگرایی هنوز نتوانسته است بر جهانیشدن پیشی بگیرد. دنیای کسبوکار بهجای برچیدن پیوندهای خود، به بازسازماندهی و گسترش هوشمندانه زنجیرههای تامین روی آورده است. پیشبینیها نشان میدهد که تجارت جهانی تا سال۲۰۲۹ با رشد سالانه ۲.۵درصد، یعنی با نرخی مشابه دهه گذشته به مسیر خود ادامه خواهد داد. این یعنی جهانیشدن به پایان نرسیده، است بلکه با جامه و شمایلی نو، خود را با واقعیتهای زمانه سازگار کرده است.
بر اساس این گزارش، ثبات کنونی نویدی امیدبخش برای آینده است؛ چرا که تجارت آزاد صرفا یک نظریه اقتصادی نیست، بلکه شریان حیاتی نوآوری و ضامن رفاه عمومی محسوب میشود. گسستن پیوندهای جهانی، دسترسی به محصولات منحصربهفرد را دشوار، هزینهها را سرسامآور و توان رقابتی ملتها را فرسوده میکند. تاریخ به روشنی گواهی میدهد که محدودیتهای تجاری هرگز زاینده ثروت نبودهاند، بلکه تنها بر سنگینی بار معیشت افزودهاند و بالهای صادرات را چیدهاند. اگرچه وضع تعرفهها ممکن است در کوتاهمدت جرقهای در تولید داخلی ایجاد کند، اما این دستاورد به بهای گران شدن هزینههای زندگی برای مصرفکنندگان و تضعیف توان صادراتی تمام خواهد شد. در جهانی که تار و پود زنجیرههای تامین چنین عمیق در هم تنیده شده است، انزوا هرگز راهی برای تابآوری نخواهد بود؛ بلکه نسخهای محتوم برای ناکارآمدی و زوال اقتصادی است.
قدرت دگردیسی و تاثیر شگرف تجارت، بیش از هر کجا در پویایی زنجیرههای تامین «ایمن، کارآمد و متنوع» دیده میشود. این شبکهها تنها مسیرهای انتقال کالا نیستند، بلکه ستون فقرات اقتصاد جهانی بهشمار میروند؛ ساختاری که به کسبوکارها توان میدهد در برابر تلاطمهای بازار ایستادگی کنند و جریان سیال کالا را در فرسنگها دورتر از مرزها حفظ کنند. در این میان، مجموعهای نظیر DHL نقشی فراتر از حملونقل صرف ایفا میکند. این سازمان با حضور در تمامی لحظات سرنوشتساز از تامین قطعات حیاتی برای ابرپروژههای انرژی پاک تا رساندن بهموقع داروهای نجاتبخش به بیماران به حلقهی اتصال در مسیر پیشرفت تبدیل شده است. از این منظر، تجارت جهانی نهفقط یک فعالیت اقتصادی، بلکه زیرساختی بنیادین برای توسعه و سنگبنای شکوفایی ملتها محسوب میشود.
جهانیشدن نوین
جهانیشدن نه تنها به بنبست نرسیده است، بلکه با بازتعریف ساختارهای بنیادین خود، در حال گشودن شاهراههایی نوین و پیافکندن قطبهای تازهای از قدرت است. این دگرگونی عظیم، هماکنون در شریانهای اقتصاد جهانی جریان دارد؛ و اکنون چالش بزرگ که در ذات خود فرصتی بیبدیل است در هدایت هوشمندانه این تغییرات نهفته است. هدف آن است که پیوستگی جهانی، همچنان به عنوان سرچشمهای پویا برای «تابآوری» و «رشد همگانی» پایدار بماند. امروز، پیشروی رهبران کسبوکار، سیاستگذاران و تمامی ارکان جامعه، نقشه راهی روشن قرار دارد؛ باید دروازههای جهان را برای تعامل و گفتوگو گشوده نگاه داشت، تارهای پیوند میان ملتها را مستحکمتر کرد و بر زیرساختهایی پای فشرد که نویدبخش پیشرفتی آزادانه، عادلانه و فراگیر باشند. در نهایت، باید باور داشت که اتصال جهانی فراتر از مبادله کالا و ترازهای تجاری است؛ این پیوستگی، ریشه در «اعتماد متقابل» و «همکاری سازنده» دارد و یگانه بستری است که میتواند در جهانی مالامال از تردیدها، رفاه مشترک را به ارمغان آورد.