بازار آریا - دنیای اقتصاد: تحولات اخیر در ایالات متحده بار دیگر این پرسش بنیادین را پیش کشیده است که مرز میان حفظ نظم عمومی و اعمال خشونت دولتی کجاست. حضور نیروهای اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (آیسیای) در خیابانهای مینیاپولیس، پس از کشتهشدن یک شهروند در جریان عملیات مهاجرتی، صرفا یک مناقشه درباره سیاست مهاجرت نیست؛ بلکه نشانهای از گسترش دامنه قدرت دولت فدرال در استفاده از زور علیه جامعه خود است. این روند، بهویژه در فضای قطبی سیاست آمریکا، میتواند پیامدهایی فراتر از یک بحران مقطعی داشته باشد.
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمدامین مکرمی : دولت دونالد ترامپ با این استدلال که ماموریت آیسیای اخراج مهاجران غیرقانونی و حفظ امنیت است، دامنه اختیارات این نهاد را بهطور بیسابقهای گسترش داده است. با این حال، دادهها نشان میدهد سهم اندکی از بازداشتشدگان دارای سابقه جرائم خشونتآمیز بودهاند.
این شکاف میان ادعا و واقعیت، این نگرانی را تقویت میکند که هدف اصلی، نه صرفا اجرای قانون مهاجرت، بلکه نمایش قدرت و ایجاد بازدارندگی روانی در جامعه است.
مسئله اصلی، مصونیت عملی نیروهای آیسیای است. گزارشها حاکی از آن است که ماموران این نهاد، با اتکا به حمایت سیاسی دولت، خود را فراتر از پاسخگویی قضایی میبینند. چنین وضعیتی، مطابق تجربه تاریخی، همواره زمینهساز تشدید خشونت بوده است.
هنگامی که نیروهای مسلح دولتی احساس کنند تحت پیگرد قرار نخواهند گرفت، استفاده افراطی از زور به امری عادی تبدیل میشود. از منظر اکونومیست، همین مصونیت نهادی یکی از خطرناکترین عوامل در تبدیل نیروهای اجرایی به ابزار سرکوب سیاسی است.
از منظر حقوق اساسی، اقدامات اخیر آیسیای پرسشهای جدی ایجاد کرده است. بازداشت معترضان و شاهدان، محدودسازی تجمعات و بازرسیهای بدون مجوز قضایی، همگی با اصول بنیادین قانون اساسی آمریکا در تعارض قرار میگیرند.
این روند نهتنها اعتماد عمومی به نهادهای فدرال را تضعیف میکند، بلکه تعادل سنتی میان دولت مرکزی و ایالتها را نیز برهم میزند. مخالفت فرمانداران و شهرداران با مداخلات آیسیای، نشانهای از همین تنش ساختاری است.
بعد سیاسی ماجرا نیز اهمیت ویژهای دارد. استقرار نیروهای فدرال در شهرهایی با جمعیت مهاجر کمتر، این گمانه را تقویت میکند که هدف، ارسال پیام سیاسی به شهرهای موسوم به «پناهگاه» و بسیج پایگاه رأی محافظهکاران است.
در این چارچوب، ناامنی و درگیری خیابانی میتواند به ابزاری برای مشروعیتبخشی به حضور گستردهتر نیروهای فدرال تبدیل شود؛ چرخهای که در نهایت به تمرکز بیشتر قدرت در نهاد ریاستجمهوری میانجامد.
آنچه امروز در آمریکا جریان دارد، صرفا به یک دولت یا یک رئیسجمهور محدود نمیشود. سابقه تاریخی نشان میدهد هرگاه سازوکارهای نظارتی تضعیف شوند، قدرت انباشتهشده میتواند در دولتهای بعدی نیز بهکار گرفته شود؛ حتی توسط جریانهای سیاسی متفاوت. از اینرو، نقش دادگاهها، کنگره و رسانهها در مهار آیسیای و بازتعریف حدود اختیارات آن، اهمیتی فراتر از یک مناقشه روزمره دارد. آینده دموکراسی آمریکا تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا این نهادها بتوانند مانع عادیسازی خشونت دولتی شوند یا خیر.