بازار آریا - دنیای اقتصاد: بر اساس گزارش گاردین، سازمان «آموزش برای آمریکا» (Teach For America) در سه سال گذشته شاهد رشدی ۴۳ درصدی در تعداد اعضای آموزشی خود بوده است. ویتنی پیترزمایر، از مسئولان این سازمان، این جهش را ناشی از عطش نسل زد برای برقراری ارتباطات عمیق انسانی میداند.
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-نیلوفر ادیبنیا : علیرغم سایهی سنگین نگرانیهای دیرینه دربارهی دستمزدهای پایین و شرایط دشوار کاری، موج تازهای از فارغالتحصیلان نسل زد آگاهانه مسیر تدریس را برگزیدهاند.
جوزف کوراتولو، جوانی که روزگاری در رویای معماری بود، هنگام آموزش موسیقی به دانشآموزان متوسطه، ندای درونیاش برای آموزش را شنید و اکنون به عنوان معلم مطالعات اجتماعی در نیویورک مشغول به کار است.
در مسیری مشابه، لوک ون د ویور که تحصیلاتش را در رشته سینما آغاز کرده بود، با الهام از فرآیند گذار دانشآموزان از انزوای آموزش آنلاین به کلاسهای حضوری پس از پاندمی، دوربین را زمین گذاشت و به کسوت معلمی درآمد.
این روایتها تنها داستانهای فردی نیستند، بلکه آیینهای از یک جریان رو به رشدند: نسل جوانی که نه برای کسب ثروت، بلکه با جستجوی معنا، حس مسئولیتپذیری و اشتیاق برای تاثیرگذاری مستقیم بر زندگی دیگران، جذب حرفهی معلمی شدهاند.
بر اساس گزارش گاردین، سازمان «آموزش برای آمریکا» (Teach For America) در سه سال گذشته شاهد رشدی ۴۳ درصدی در تعداد اعضای آموزشی خود بوده است. ویتنی پیترزمایر، از مسئولان این سازمان، این جهش را ناشی از عطش نسل زد برای برقراری ارتباطات عمیق انسانی میداند؛ بهویژه پس از آنکه سالهای حساس رشدشان را در پیلهی انزوای دوران کرونا گذراندند.
از سوی دیگر، بیثباتیهای اقتصادی نیز همانند الگوی دوران رکود ۲۰۰۸ فارغالتحصیلان را به سوی حوزههایی با تقاضای بالای نیروی کار، همچون آموزش، سوق داده است.
اما این نسل، تنها نیروی کار تازه نیست؛ آنها روحی نو در کالبد کلاسها میدمند. به گفتهی رندی وینگارتن، رئیس فدراسیون معلمان آمریکا، تجربیات زیستهی نسل زد به آنها قدرتی منحصربهفرد برای ارتباط با دانشآموزان بخشیده است. آنها آموزش را بازتعریف کردهاند: ترکیبی هوشمندانه از فناوری، یادگیری اجتماعی-عاطفی و تمرینهای ذهنآگاهی.
کوراتولو با ابزارهایی چون یادداشتنویسی روزانه و پایش ذهنآگاهی، پاسبانی برای سلامت روان دانشآموزانش شده است، و ون د ویور در کنار آموزش آکادمیک، بذر همدلی و مهربانی میکارد.
ساموئل ریمی در سینسیناتی نیز، کلاس درس را از محلی برای حفظ کردن مطالب، به میدانی برای تفکر انتقادی، سواد رسانهای و گفتگوهای عمیق بدل کرده است.
با این همه، جادهی تدریس همچنان ناهموار و پرچالش است. معلمان با دیوارهای بلندی همچون حقوق ناکافی، فرسودگی شغلی، مسئولیتهای کمرشکن و دغدغههای امنیتی روبرویند.
گابریلا شفلر، معلمی در سندیگو، از اضطراب دائمی ناشی از سایهی شوم خشونت مسلحانه و فشارهای سیاسی سخن میگوید.
آمارهای ملی هشداری جدی میدهند که ۵۳ درصد معلمان دچار فرسودگی شدهاند و ۱۶ درصد به دلیل مسائل معیشتی و رفاهی قصد ترک این حرفه را دارند. کسری بودجهی مدارس آمریکا که بنیاد «سنچری» آن را حدود ۱۵۰ میلیارد دلار در سال تخمین زده، بر شدت این بحران میافزاید.
با وجود تمام این موانع، معلمان نسل زد همچنان بر عهد خود برای ایجاد تغییر ایستادهاند. آنها به ارزش محیط کار حمایتگر، تعادل میان کار و زندگی و شأن حرفهای واقفاند.
کارشناسان تاکید دارند که اشتیاق و هدفمندی این نسل، آنها را به کلاسهای درس کشانده است، اما برای ماندگار کردنشان، مدارس باید حقوق منصفانه، منابع کافی و حمایتهای ساختاری ارائه دهند. وینگارتن به درستی نتیجه میگیرد که تعهد این معلمان جوان باید با به رسمیت شناختن جایگاه آنها چه از نظر مالی و چه ساختاری پاسخ داده شود تا بتوانند سکاندار آیندهی آموزش باشند.
در نهایت، نسل زد نه تنها با حضور خود، بلکه با رویکردهای نوآورانه و نگاه انسانیشان، در حال بازسازی تجربهی کلاس درس برای دانشآموزانی هستند که در دنیایی پرشتاب رشد میکنند. تعهد آنها گواهی است بر این حقیقت که برای بسیاری، فرصت ساختن آیندهی یک انسان، ارزشی فراتر از تمام دشواریهای مالی و حرفهای دارد.