بازار آریا - هشتم مهر ۱۳۵۸ در تاریخ صنعت نفت ایران روزی ماندگار است. در این روز، ساختار تازهای برای مدیریت این صنعت شکل گرفت و وزارت نفت بهعنوان متولی اصلی سیاستگذاری و اداره امور نفت و گاز متولد شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با تغییر رویکرد نظام و تحول در نگاه قانون اساسی به صنعت نفت، ضرورت تأسیس وزارتخانهای مستقل احساس شد. دولت موقت این پیشنهاد را به شورای انقلاب داد و شورا پس از بررسیهای لازم، در نشستی که بیش از سه ساعت طول کشید، قانون تأسیس وزارت نفت را در ۸ مهر ۱۳۵۸ تصویب و برای اجرا به دولت ابلاغ کرد.
پیش از آن، شرکت ملی نفت ایران تنها مالک مخازن نفت و گاز کشور بود و درآمد حاصل از فروش نفت نیز به این شرکت تعلق میگرفت. با مصوبه شورای انقلاب و تشکیل وزارت نفت، مالکیت نفت کشور به نمایندگی از حاکمیت به این وزارتخانه واگذار شد. بر اساس لایحهای چهارمادهای که مهدی بازرگان، نخستوزیر دولت موقت، پیشنهاد کرده بود، وزیر نفت به عضویت شورای اقتصاد درآمد و مسئولیتهای وزارت امور اقتصادی و دارایی در حوزه نفت نیز به این وزارتخانه تفویض شد.
اهمیت این تأسیس را باید با توجه به جایگاه نفت در اقتصاد و توسعه کشور دریافت. طلای سیاه در تاروپود ایران با اقتصاد، توسعه، سیاست خارجی و حتی تحولات اجتماعی درهم تنیده است و نباید آن را صرفاً منبع انرژی یا کالایی صادراتی دانست.
مرور بیش از چهار دهه فعالیت وزارت نفت، روزهای تلخ و شیرین و پرافتخار بسیاری را پیش رو میآورد که حاصل همه آنها سربلندی برای ایران بوده است؛ از سالهای اول پس از انقلاب و دوران دفاع مقدس تا دو جنگ اخیر که هرکدام برای صنعت نفت به تجربهای تازه بدل شد. افزونبرآن، تحریمهای یکجانبه را نیز باید از آزمونهایی سخت دانست که این صنعت در چهار دهه گذشته پشتسر گذاشت. محدودیت در فروش نفت، دشواری تأمین قطعات و تجهیزات، محدودیت در دسترسی به فناوریهای روز و مشکلات مبادلات مالی، بیمه و حملونقل، همگی مسیر کار را دشوار کرد. بااینحال، وزارت نفت در قالب و ساختار خود به فعالیتش ادامه داد و چرخه تولید، فرآورش، پالایش و عرضه متوقف نشد. آنچه این استمرار را ممکن کرد، ظرفیت مدیریتی و فنی همین ساختار بود: هماهنگی میان شرکتهای تابعه، تکیه بر توان داخلی برای ساخت و تعمیر تجهیزات، استفاده از دانش مهندسان و پیمانکاران ایرانی و ابتکار همکارانی که در نبود امکانات، راهحل پیدا کردند. تجربه تحریم به ما آموخت ایستادگی یک صنعت تنها به منابع طبیعیاش وابسته نیست، بلکه با انسجام ساختار و باور سرمایه انسانیاش همبستگی دارد.
اگر بخواهم بهعنوان یک مدیر نفتی به این سالها نگاه کنم، معتقدم ارزشمندترین سرمایه صنعت نفت ایران در ساختاری که از سال ۱۳۵۸ شکل گرفت، سرمایه انسانی متخصص و تجربهای است که در طول دههها اندوخته شده است. بسیاری از همکاران ما در سختترین شرایط مناطق عملیاتی، از پالایشگاهها و سکوهای دریایی گرفته تا مجتمعهای پتروشیمی و مراکز انتقال و فرآورش، جانبرکف مسئولیت خود را ادامه دادهاند و نگذاشتهاند چرخ این صنعت از حرکت بازایستد.
در این سالها مدیران مختلفی هدایت وزارت نفت را به عهده داشتهاند و هریک متناسب با شرایط زمان خود، اولویتها و رویکردهای متفاوتی را دنبال کردهاند. اما فارغ از نامها و دورههای مدیریتی، آنچه اهمیت دارد، تداوم مسیر توسعه و انتقال تجربه از نسلی به نسل دیگر است.
از همین رو، بزرگترین درسی که در ۴۷سالگی وزارت نفت پیش رو داریم این است که صنعت نفت ایران برای آینده، بیش از هر چیز به دانش، سرمایه انسانی، نگاه بلندمدت و بهرهگیری از تجربه نسلهای گذشته نیاز دارد. وزارت نفت در سال ۱۳۵۸ تأسیس شد، اما آنچه امروز از صنعت نفت ایران میبینیم حاصل تلاش و تجربه نسلهایی است که هریک بخشی از این مسیر طولانی را پیمودهاند. حفظ این سرمایه و انتقال آن به نسل آینده، شاید مهمترین مسئولیتی باشد که امروز به عهده ماست.
هشتم مهر و ۴۷سالگی، فرصتی است برای ادای احترام به همه کسانی که در بیش از چهار دهه گذشته در این صنعت خدمت کردهاند: مدیران، کارشناسان و همچنین کارکنان عملیاتی و نیروهایی که شاید نامشان کمتر شنیده شده است، اما بخش مهمی از تاریخ نفت ایران را ساختهاند.
سید مهدی حسینی