بازار آریا - دنیای اقتصاد- حامد اناری : همزمان با محاصره اقتصادی، آنچه این روزها در جریان است، تنگ شدن حلقه دیجیتال و محدود شدن دسترسی کاربران ایرانی است. بعد از مسدود شدن حساب شمار زیادی از کاربران ایرانی و قطع دسترسی آنان به سرویسهای شناختهشدهای مانند کلاد و گوگل، «دنیای اقتصاد» ابعاد نگرانکننده این موضوع را در گزارشی با عنوان «کاربران زیر بار تحریم و فیلترینگ» بررسی کرد. در آن گزارش این پرسش مطرح شد که تشدید تحریمهای فناوری تا کجا میتواند دسترسی ایرانیان به سرویسهای پایه دیجیتال را محدود کند و آیا ممکن است دامنه این محدودیتها از یک نرمافزار یا پلتفرم مشخص فراتر رفته و به هویت دیجیتال کاربران برسد.
در گزارش دیگری با عنوان «تقابل گوگل با کاربر ایرانی» نیز بررسی شد که چگونه تغییر رویکرد پلتفرمهای جهانی و استفاده از مجموعهای از نشانههای فنی و رفتاری، دور زدن محدودیتهای جغرافیایی را برای کاربران ایرانی دشوارتر کرده است. در این شرایط، دیگر تغییر آیپی لزوما برای دسترسی به سرویسهای جهانی کافی نیست و پلتفرمها میتوانند با اتکا به دادههای مربوط به حساب کاربری، دستگاه، موقعیت اتصال و الگوی استفاده، محدودیتهای جغرافیایی خود را اعمال کنند.
حالا اما یک اتفاق تازه، پرسش دیگری را پیش روی کاربران ایرانی گذاشته است. اگر سرویسهای آمریکایی و غربی به دلیل تحریم از دسترس خارج شوند، آیا سرویسهای چینی میتوانند جایگزین آنها باشند؟ محدود شدن دسترسی کاربران ایرانی به Qwen، یکی از مهمترین خانوادههای مدلهای هوش مصنوعی چین، این تصور را با تردید مواجه کرده است. Qwen زیرمجموعه اکوسیستم هوش مصنوعی علیبابا است و خدمات آن در مناطق مختلف با شرایط و قابلیتهای متفاوت عرضه میشود.
مساله مهم صرفا باز یا بسته بودن یک سرویس نیست. پرسش اصلی این است که آیا تحریمهای آمریکا بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم میتوانند دامنه خود را تا سرویسهای چینی نیز گسترش دهند، یا اینکه شرکتهای چینی بهطور مستقل و بر اساس ملاحظات حقوقی، تجاری و فنی خود دسترسی کاربران ایرانی را محدود میکنند؟ اگر پاسخ دوم درست باشد، فرض قدیمی «جایگزینی شرق به جای غرب» در فضای دیجیتال ایران با محدودیت جدی مواجه میشود و اگر پای الزامات ناشی از تحریمهای آمریکا در میان باشد، وابستگی ایران به اکوسیستم جهانی فناوری ابعاد پیچیدهتری پیدا میکند.
محدودیت سرویسهای چینی در ادامه تحریمهای آمریکا
احسان عزیزی، کارشناس هوش مصنوعی، در گفتوگویی با «دنیای اقتصاد» به منشأ ایجاد محدودیت در دسترسی به ابزار مذکور و موضوعات پیرامون آن پرداخت. وی درباره دسترسی به مدل Qwen گفت: «فکر میکنم این دسترسی از سمت ارائهدهنده خارجی مسدود شده است. بهطور کلی، مدلهای هوش مصنوعی با توجه به اینکه توسط کشورهای مختلف تولید میشوند و در دسترس قرار میگیرند، با محدودیتهایی مواجه هستند. اینکه دسترسی کاربران ایرانی به سرویسهای خارجی مختل شده، ادامه همان مسائل تحریمی است که از سمت آمریکا وجود داشته است.»
عزیزی در ادامه درباره جزئیات این مدل افزود: «البته مدلی که به آن اشاره کردید، یعنی Qwen، یک مدل چینی و متنباز است و از ارائهدهندگان مختلفی در دسترس قرار میگیرد. محدودیت در لایه خود همان سرویسدهنده ایجاد میشود. اینطور نیست که بگوییم چون مدل از یک کشور خاصی ارسال میشود، بنابراین حتما باید از همان کشور محدودیت ایجاد شود؛ این ارائهدهندگان سرویسها هستند که خودشان دسترسی کاربران ایرانی را محدود میکنند.»
این کارشناس با مقایسه این اتفاق با موارد مشابه تصریح کرد: «این اتفاق شبیه همان اتفاقی است که برای مدلهای کلاد از سوی شرکت آنتروپیک افتاد و حسابهای ایرانیان مسدود شد. حدود یکی دو ماه است که این موضوع بسیار داغ شده و حساب بسیاری از ایرانیان با عناوین مختلف مسدود شده است. آنها یا از طریق آیپی متوجه میشوند یا حتی از طریق درخواستهایی که ارسال میشود، میتوانند تشخیص دهند که این شخص در ایران است یا خیر و حساب را مسدود یا محدود کنند.»
عزیزی درباره سابقه تحریمها در این حوزه چنین اظهار کرد: «ما از همان روز اولی که شروع کردیم، با مسائل مربوط به تحریم مواجه بودهایم و البته این محدودیتها شدیدتر شده است. هوش مصنوعی نیز چون یک بخش زیرساختی در حوزه کسبوکارها محسوب میشود، در موضوع تحریم تمرکز بسیار زیادی روی آن قرار گرفته است؛ بهگونهای که هم کاربران ایرانی و هم کسبوکارهای ایرانی نتوانند از این خدمات استفاده کنند.»
وی با اشاره به ابعاد سختافزاری این محدودیتها تاکید کرد: «این موضوع فقط در لایه نرمافزار نیست. در بخش سختافزار، تحریمها شدیدتر است و به همین خاطر، میزبانی و هاست کردن مدلهای محلی یا لوکال با چالشهای زیادی مواجه است و هزینههای آن نیز بالاتر است.»
عزیزی در پاسخ به نحوه مواجهه با این چالشها توضیح داد: «شرکتهای ایرانی از همان روز اول با چالشهایی روبهرو بودهاند. با روشهایی میتوان این محدودیتها را دور زد و سرویسها را در اختیار کاربران داخلی قرار داد. البته این کار سختتر میشود و هزینهها بالاتر میرود، ولی قابل انجام است.»
به گفته این کارشناس، طی چند سال آینده وابستگیهای خارجی به مرور کمتر میشود، چرا که مدلهای متنباز در حال پیشرفت و توسعه هستند و با سختافزارهای سبکتر نیز میتوان آنها را در داخل کشور میزبانی کرد.
عزیزی همینطور در تشریح علت افزایش هزینهها در این بخش افزود: «اما بهطور تخصصی در مورد خود هوش مصنوعی، این هزینه به چند دلیل افزایش پیدا میکند. دلیل اصلی، سختافزار است؛ سختافزار گرانتر میشود، موضوع جنگ اثرگذار است، موضوع محاصره اثرگذار است و دسترسی به این تجهیزات نیز کمتر و یا سختتر میشود.»
وی در ادامه یادآور شد: «اما یکی از موضوعاتی که باعث شده این اثرگذاری در بخش هوش مصنوعی، به نسبت موضوعات دیگر، خیلی شدید نباشد، بحث مدلهای متنباز است. مدلهای متنباز طی یک سال گذشته پیشرفت خوبی داشتهاند و با سختافزارهای سبکتر نیز قابل میزبانی هستند و این روند به مرور در حال پیشرفت است.»
وی در جمعبندی صحبتهای خود گفت: «در کل، موضوع تحریم بر هوش مصنوعی اثر دارد، اما اثر آن نسبت به دیگر حوزهها کمتر است. البته هوش مصنوعی، بهخصوص مدلهای زبانی، یک تکنولوژی نوپاست و باید چند سال بگذرد تا ابعاد این موضوع بیشتر مشخص شود. اما به نظر من اثر تحریم بر هوش مصنوعی کمتر از موارد دیگر است؛ یعنی اثر آن محسوس است، اما کمتر است، چون این تکنولوژی هم سریعتر پیشرفت میکند و هم امکان توسعه و میزبانی آن در داخل کشور وجود دارد.» در مقابل کارشناسان دیگر نظر متفاوتی اراده دادند.
امیرحسین دهقان، کارشناس شبکه، با اشاره به مخاطرات قطعی و محدودیت سرویسهای بینالمللی اظهار کرد: «اگر محدودیت دسترسی به سرویسهای خارجی ادامهدار باشد، نباید مساله را صرفا به چطور دوباره به یک سرویس خارجی وصل شویم تقلیل داد. مساله اصلی، تابآوری دیجیتال است؛ یعنی اگر یک سرویس، یک مسیر ارتباطی یا حتی یک ارائهدهنده خارجی از دسترس خارج شد، کسبوکار نباید متوقف شود.» وی درباره ناکارآمدی راهکارهای مقطعی تصریح کرد: «در شرایط ایران، واسطههای داخلی و حسابهای اشتراکی میتوانند در کوتاهمدت دسترسی ایجاد کنند، اما بهتنهایی راهحل پایداری نیستند، چون در این مدل، یک نقطه شکست جدید ایجاد میشود. اگر واسطه، حساب، مسیر ارتباطی یا حتی سیاست ارائهدهنده خارجی تغییر کند، تمام کاربران آن واسطه همزمان دچار مشکل میشوند.»
این کارشناس شبکه با تاکید بر پیوستگی تغییرات در سرویسهای هوش مصنوعی افزود: «در سرویسهای هوش مصنوعی، مساله فقط دسترسی نیست. محدودیتهای حساب، پرداخت، سهمیه، تغییر رابط برنامهنویسی کاربردی (API) و حتی بازنشستگی مدلها هم میتواند باعث اختلال شود. برای مثال، ارائهدهندگان بزرگ هوش مصنوعی مرتب مدلها و ایپیآیهای خود را تغییر میدهند. بنابراین برای یک کسبوکار ایرانی، مهمترین کار این است که خود سرویس خارجی را از هسته کسبوکار جدا کند.»
دهقان درباره راهکار فنی جداسازی هسته کسبوکار توضیح داد: «اگر بخواهم برای یک کسبوکار معماری طراحی کنم، یک لایه میانی یا Model Gateway در نظر میگیرم تا اپلیکیشن شرکت به جای وابستگی مستقیم به اوپنایآی یا آنتروپیک، با یک ایپیآی داخلی صحبت کند. این لایه بر اساس نوع درخواست، هزینه، کیفیت و دسترسپذیری تصمیم میگیرد که درخواست به کدام مدل ارسال شود.»
وی در ادامه با تاکید بر ضرورت میزبانی مدلهای جایگزین گفت: «باید حداقل یک مدل جایگزین داخل زیرساخت شرکت یا یک زیرساخت قابلکنترل وجود داشته باشد. هدف این است که در زمان قطع سرویس خارجی، عملیات حیاتی کسبوکار کاملا متوقف نشود. برای بسیاری از کاربردهای سازمانی، میتوان بخشی از بار کاری را با مدلهای وزن باز (open-weight) یا مدلهای کوچکتر پوشش داد و برای کارهای پیچیدهتر از مدلهای خارجی استفاده کرد.» وی حفظ و مالکیت دادهها را حیاتیتر از خود مدل دانست و افزود: «اگر قرار باشد کسبوکاری در برابر قطع دسترسی مقاوم باشد، دادههای اصلی، پایگاههای داده، اسناد، پرامپتها و منطق کسبوکار باید تحت کنترل خود شرکت باشند و نسخه پشتیبان مستقل داشته باشند.»
این کارشناس شبکه درباره اولویتهای کلان و زیرساختی تصریح کرد: «در سطح ملی اولویت نباید فقط ساخت یک مدل بومی باشد. مدل بومی بدون زیرساخت پردازشی، برق پایدار، دیتاسنتر و شبکه نمیتواند تابآوری ایجاد کند. در اصل باید روی زیرساخت پردازشی، مدلهای open-weight، مسیرهای ارتباطی پایدار و معماری نرمافزاری چندمدلی سرمایهگذاری شود.»
وی در پایان با اشاره به دوطرفه بودن محدودیتها گفت: «در مورد ایران محدودیت ممکن است از هر دو طرف اتفاق بیفتد؛ یعنی هم اختلال داخلی و هم تحریم شرکتهای خارجی. تابآوری یعنی بتوانیم از سرویسدهنده الف به سرویسدهنده ب و در صورت نیاز به یک مدل داخلی مهاجرت کنیم، بدون اینکه کل محصول را از ابتدا بازنویسی کنیم.»