بازار آریا - نویسنده: Kit Eaton مترجم: مریم رضایی یکی از شکایتهای همیشگی کارکنان، عذابآور بودن رفت و آمد به محل کار است؛ مسائلی مثل ترافیک، بینظمی و تاخیر در برنامه حرکت مترو و اتوبوس، سختی بیدار شدن در ساعات اولیه صبح، خستگی جسمی موقع رسیدن به خانه و غیره. به همین دلیل است که مطالبی با عنوان «شش راه دلپذیرتر کردن رفت و آمد روزانه به محل کار» را زیاد میبینیم. علاوه بر این، رفت و آمد روزانه منبع مهم استرس به شمار میرود. گزارش تازهای نیز این موضوع را تایید میکند و نشان میدهد که دشواریهای رفت و آمد میتواند حتی به افزایش تنش و درگیری در محیط کار منجر شود. این موضوع در نهایت هم بهرهوری کارفرمایان را کاهش میدهد و هم به سلامت روان کارکنان آسیب میزند.
پژوهش تازهای که با عنوان جذاب «از جاده تا خشم: چرا فشارهای ناشی از رفت و آمد روزانه با رفتارهای مخرب بینفردی در محیط کار ارتباط دارند» منتشر شده، دقیقا همان چیزی را بررسی میکند که از عنوانش برمیآید. پژوهشگران حوزه مدیریت بررسی کردهاند که چگونه مجموعهای از عوامل استرسزای کوچک در طول مسیر رفت و آمد، در نهایت به رفتارهای منفی فرد پس از رسیدن به محل کار منجر میشود.
اگر کمی به موضوع فکر کنید، این نتیجه کاملا منطقی به نظر میرسد. درست است که گاهی رفت و آمد به دلیل اتفاقات غیرمنتظره و آزاردهندهای مانند بسته شدن یک خیابان بر اثر تصادف با مشکل مواجه میشود، اما حتی رفت و آمدهای معمول روزانه نیز با انبوهی از دردسرهای کوچک همراه هستند؛ مانند رانندگی بد افراد در خیابان، شلوغی بیش از حد اتوبوس، دعوای فیزیکی مسافران در مترو، عصبانیت از کسانی که نوبت را رعایت نمیکنند و هزاران مساله مشابه دیگر. پژوهشگران میگویند انباشته شدن این عوامل، این خطر را به همراه دارد که فرد با «وضعیت عاطفی منفی و برانگیختگی روانی بالا، بدون آنکه علت مشخص و قابل شناسایی برای آن وجود داشته باشد» وارد محل کار شود.
مشکل این احساس پراکنده و مبهم کلافگی آن است که نمیتوان آن را به عامل مشخصی نسبت داد. همین موضوع باعث میشود کارکنان با همکاران خود تندتر و کمحوصلهتر رفتار کنند. در واقع، آنها ناخودآگاه عصبانیت و فشار ناشی از رفت و آمد روزانه را بر سر نزدیکترین افراد، یعنی همکارانشان، خالی میکنند، بیآنکه حتی متوجه این موضوع باشند. این فضای منفی میتواند بر حال و هوای محیط کار اثر بگذارد و اگر ادامه پیدا کند، به همکاری تیمی آسیب بزند و در نتیجه، بهرهوری کارکنان را کاهش دهد. انباشته شدن این کلافگیها در طول زمان نیز در نهایت به افت بهرهوری منجر میشود.
«جیک گیل»، استادیار مدیریت دانشگاه ایندیاناپولیس و نویسنده اصلی این پژوهش، در یادداشتی توضیح داده که هرچند این یافتهها جالب هستند، اما هدف او صرفا این نبوده که بگوید: «بله، رفت و آمد روزانه شما را عصبانی میکند و دلیلش هم این است.» او میخواست راههایی را بررسی کند که شرکتها بتوانند اثرات منفی کلافگی ناشی از رفت و آمد را کاهش دهند. و راهحلی هم پیدا کرد.
نکته جالب اینجاست که این راهحل به طرز شگفتآوری ساده است: اگر پس از پایان رفت و آمد و پیش از ورود به محل کار به موسیقی گوش دهید، این کار میتواند اثرات منفی عاطفی ناشی از رفت و آمد را تا حد زیادی خنثی کند و مانع از آن شود که این احساسات منفی را با خود به محیط کار ببرید. البته این راهحل معجزه نمیکند، اما گیل میگوید در روزهایی که شرکتکنندگان در آزمایش به آنچه او «موسیقی آسانسوری» مینامد گوش میدادند، بخشی از کلافگی و تحریکپذیری آنها کاهش مییافت. این موضوع نشان میدهد که شاید حتی نوع موسیقی هم اهمیت چندانی نداشته باشد.
در گزارش دانشگاه ایندیاناپولیس آمده است که موضوع فقط اختصاص دادن چند دقیقه سکوت یا آرامش برای خود نیست. دانشمندان معتقدند موسیقی اثری آرامبخش دارد که میتواند به بدن افراد کمک کند پس از یک رانندگی پراسترس، دوباره به حالت عادی بازگردد. گیل نیز اذعان میکند که «اضافه کردن عنصر گوش دادن به موسیقی در ابتدا بیشتر شبیه یک حدس و گمان بود»، زیرا هرچند پژوهشهای پیشین نشان داده بودند که چنین روشهایی ممکن است موثر باشند، اما او و همکارانش «از شدت تاثیر گوش دادن به موسیقی آرامشبخش بر بهبود نتایج شگفتزده شدند.»
شاید برایتان جالب باشد که گیل و همکارانش دریافتند نتایج پژوهش آنها با یافتههای مطالعات پیشین در تضاد است. آن پژوهشها عملا این فرض را رد میکردند که تجربههای منفی ناشی از رفت و آمد روزانه به محیط کار منتقل شده و بر وضعیت روانی افراد در محل کار اثر میگذارد.
با این حال، احتمالا تجربه شخصی شما چیز دیگری میگوید، زیرا با وجود آنکه برخی مدیران از کارکنان میخواهند «مشکلات شخصی خود را پشت در محل کار بگذارند»، واقعیت این است که شما همچنان یک انسان هستید که در کنار انسانهای دیگر کار میکند.
این پژوهش همچنین یادآوری میکند که عوامل کوچک نیز میتوانند تاثیر قابلتوجهی بر فضای محیط کار داشته باشند. مدیران هوشمند باید این موضوع را در نظر بگیرند و محیطی فراهم کنند که آغاز روز کاری برای کارکنان آرامتر باشد و در نهایت به افزایش بهرهوری منجر شود. برای مثال، اجازه دادن یا حتی تشویق کارکنان به اینکه پس از پایان رفت و آمد و پیش از ورود به محل کار، چند دقیقهای به موسیقی گوش دهند، میتواند ایدهای موثر باشد. اگر فرهنگ سازمانی شرکت شما انعطافپذیرتر و غیررسمیتر است، حتی میتوان یک گام فراتر رفت؛ مثلا پخش موسیقی در فضای عمومی شرکت را پیشنهاد داد، یا از برنامهریزی جلسات دشوار در نخستین ساعات صبح خودداری کرد. چنین اقداماتی میتوانند به بهبود حالوهوای محیط کار، ارتقای سلامت روان کارکنان (که یکی از مطالبات مهم نسل زد به شمار میرود) و در نهایت عملکرد بهتر سازمان منجر شوند.
منبع: Inc