چهارشنبه ۲۴ تير ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

جنوب؛ عشق به وطن با عرق و آتش نوشته شد

جنوب؛ عشق به وطن با عرق و آتش نوشته شد
بازار آریا - روایتی از ایستادگی مردان جنوب کشور که تنها هدفشان در گرمای طاقت‌فرسا و زیر سایه‌ تهدیدات دشمن، گرم‌نگه‌داشتن خانه‌های همه ایرانیان بود.
  بزرگنمايي:

بازار آریا - روایتی از ایستادگی مردان جنوب کشور که تنها هدفشان در گرمای طاقت‌فرسا و زیر سایه‌ تهدیدات دشمن، گرم‌نگه‌داشتن خانه‌های همه ایرانیان بود.

هر کسی که یک بار به جنوب سفر کرده باشد، با تمام وجودش حس می‌کند که قلب این مردم چگونه برای ایران می‌تپد. آن‌ها در سخت‌ترین شرایط، زیر گرمای طاقت‌فرسای خورشید و رطوبت خردکننده کار می‌کنند و به وسوسه‌های شیرین پیشنهادهای شغلی «نه» می‌گویند، فقط به این امید که در مسیر خدمت به وطن، قدمی بردارند.
من هر زمان برای تهیه گزارش به این بخش از ایران می‌روم، با شگفتی تازه‌ای روبه‌رو می‌شوم. با انسان‌هایی بی‌نهایت شریف، غیور و آزاد که با لبخندی بر لب و افتخار در نگاه، از کارشان می‌گویند و به‌جای درآمدهای کلان، از تأثیرشان در زندگی میلیون‌ها ایرانی سخن می‌رانند.
در روزهای سخت جنگ ۱۲روزه، گزارشی تهیه کردم که خلاصه‌اش در یک کلمه بود: «ایمان». در شبی که آسمان جم سرخ شده بود و آتش همه‌جا را گرفته بود و هر لحظه احتمال انفجاری مهیب وجود داشت، این مردان غیور بودند که با چشم‌های بسته از شدت حرارت، اما با قلبی تپنده برای وطن، به دل شعله‌ها زدند تا گرمای خانه‌های مردم ایران سرد نشود. آن‌ها در میانه‌ی دود و خاکستر، نه برای نجات تجهیزات، که برای نجات هم‌رزمانشان و عزت کشورشان ایستادند.
این شجاعت و غیرت، در پارس جنوبی و در جنگ ۴۰روزه تکرار شد؛ روایتی که نه‌فقط در عسلویه، بلکه در تمام خاک گرم و غیور جنوب، از میدان‌های نفتی خوزستان تا دورافتاده‌ترین سکوهای نفتی در دل دریا جاری است. مردانی که یاد گرفتند عشق به وطن را با خون و عرق، در دل آتش بنویسند. 
همین اراده‌ی پولادین است که امروز هم در برابر حملات و تهدیدات تازه آمریکا به کار گرفته می‌شود. مردانی که در قلب تأسیسات نفتی و دشت‌های نفت‌خیز و میانه‌ی پالایشگاه‌ها، درحالی‌که دنیا از تهدیدها می‌گوید، با تمام توان تلاش می‌کنند تا چرخ تولید لحظه‌ای نایستد. مردانی که وقتی برای احوالپرسی با آنان تماس می‌گیریم، نخستین و تنها تأکیدی که دارند این است: «تولید پایدار است»، تا جهان بداند در این خاک، بنزین تولید می‌شود، انرژی جاری است و اراده‌ این مردم در برابر هر ضربه‌ای، سخت‌تر و استوارتر می‌شود. این مردم یاد گرفته‌اند هرچه فشار دشمن بیشتر شود، بر مقاومتشان بیفزایند.
هر بار که از جنوب بازمی‌گردم، حس می‌کنم بخشی از ,وجودم همان‌جا مانده است؛ در میانه‌ آن قلوب پاک و غیور. من از این مردان آموختم که شرافت، در داشتن درآمدهای کلان نیست، بلکه در این است که وقتی وطن تو را می‌خواند، با تمام وجود پاسخ دهی. من از این قسمت ایران، نه‌فقط گزارش، بلکه درس «وطن‌دوستی» را با خود آوردم؛ درسی که در هر تپش قلب این مردم جاری است.
ما مدیون آنان هستیم؛ مدیون مردان و زنانی که در سکوت، از تنهایی وطن در برابر آتش دفاع کردند. حالا نوبت ماست که با به‌یادآوردنشان، با روایت قصه‌هایشان و با قدردانی از غیرتشان، به آن‌ها بگوییم «شما هرگز تنها نبودید و هرگز نخواهید بود.»
بگذاریم این پیوند، از مرزهای جنوب فراتر رود و در قلب هر ایرانی در هر قسمت از دنیا جای بگیرد. تا روزی برسد که هر کس در هر کجای این دنیا، وقتی نام آن را می‌شنود، نه‌فقط یک منطقه جغرافیایی، بلکه نمادی از خالص‌ترین عشق به وطن و ایستادگی در برابر آتش را به یاد آورد. سلام بر دستان سوخته و قلب‌های تپنده‌ای که وطن را برای ما گرم نگه داشتند.
مژگان فرجی


نظرات شما