شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

اندیشه‌های جان مینارد کینز در «تجارت‌فردا»، ضمیمه امروز «دنیای‌اقتصاد»، بررسی شد

میراث پدر اقتصاد کلان

میراث پدر اقتصاد کلان
بازار آریا - دنیای اقتصاد : پانزدهم خرداد ماه همین امسال ۱۴۳ سال از تولد جان مینارد کینز گذشت؛ چهره‌ای که بدون تردید در بین پنج ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - دنیای اقتصاد : پانزدهم خرداد ماه همین امسال ۱۴۳ سال از تولد جان مینارد کینز گذشت؛ چهره‌ای که بدون تردید در بین پنج اقتصاددان تاثیرگذار جهان قرار می‌گیرد و نقش او در شکل‌گیری نهادهای اقتصادی بین‌المللی و سیاستگذاری اقتصادی کشورهای مختلف جهان غیرقابل انکار است. از قضا ۸۲سال قبل در همین روزها بود که کنفرانس برتون وودز برای تصمیم‌گیری در مورد اقتصاد جهانی بعد از جنگ جهانی دوم پایه‌ریزی می‌شد و آنجا کینز و اندیشه‌هایش نقش پررنگی در سیاست‌های اقتصاد بین‌الملل بعد از جنگ و شکل‌گیری نهادهایی چون بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول ایفا کرد.
پس از وقوع رکود بزرگ (۱۹۳۳-۱۹۲۹) و جنگ جهانی دوم که نیازی جدی به خروج از رکودهای طولانی که باعث بیکاری گسترده و کاهش تولید شده بود، احساس می‌شد، ساحت سیاستگذاری اقتصادی به آموزه‌های کینز اقبال نشان داد. کینز گفته بود که برای رفع رکود نیاز است هزینه‌کرد دولت افزایش یابد و ولو به هزینه ایجاد تورم، تقاضا تحریک شود. این‌گونه بود که دولت‌ها دست به مداخله زدند و پس از آن تا به امروز همچنان از «بسته‌های محرک» دولت در دوران رکود سخن گفته می‌شود. با این حال، کینز منتقدانی سرسختی هم داشت که باز کردن پای دولت به اقتصاد را صواب نمی‌دانستند. در نهایت زمانی ورق علیه سیاست‌های کینزی برگشت که تورم به شدت بالا رفت و هم‌زمان موجب رکود هم شد تا پدیده رکود تورمی در بسیاری کشورها بروز کند.
احتمالا در نهایت این تورم بود که توانست ترمز هزینه‌کرد دولت از بودجه عمومی در اقتصاد را بکشد و سیاست‌هایی روی کار بیاید که به آزادسازی و خصوصی‌سازی با هدف کمتر کردن مداخله دولت، نظام‌مند کردن بودجه، سیاست پولی و هدفگذاری تورم توصیه می‌کرد. البته این پایان کار نبود و بحران مالی در سال ۲۰۰۸ و پس از آن همه‌گیری کرونا مجدد فضا را برای بازگشت سیاست‌های کینزی آماده کرد. گرچه در این دوران، کینزین‌ها نیز لباس‌های جدید نئوکینزین، نیوکینزین، پساکینزین و... بر تن کرده بودند و حرف‌های جدید هم برای گفتن داشتند. شاید بتوان گفت اثرگذاری کمتر نوسان‌های بزرگی مانند بحران مالی ۲۰۰۸ و همه‌گیری کرونا در مقایسه با بحران بزرگ ۱۹۲۹ به‌دلیل درک و فهم بهتر بشر از مکانیسم آنها و البته مجهز شدن به سیاست‌هایی بود که کینز و کینزی‌ها آنها را برای کاهش اثرگذاری بحران و رفع آن اندیشیده بودند.
تجربه نشان می‌دهد که همواره در زمان بحران‌های اقتصادی، سیاست‌های کینزی آ‌ن‌قدر جذابیت پیدا می‌کند که حتی مخالفان ایده‌های کینز هم برای مدتی «کینزی» می‌شود. گزاره مشهور «حالا همه ما کینزی هستیم» که به فریدمن نسبت داده می‌شود و کسانی چون ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا در سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴ و حتی هنری ‌هازلیت آن را به کار برده‌اند، امروز به ضرب‌المثلی تبدیل شده است که وقتی افراد ناگزیر راهی را انتخاب می‌کنند که دوست ندارند، به کار می‌رود. شاید این بزرگ‌ترین دستاورد کینز باشد که باز هم در دوران بحران‌ها، همه به یاد او می‌افتند و به او رجوع می‌کنند.
هفته‌نامه «تجارت فردا» در تازه‌ترین شماره خود به بررسی اندیشه‌ و آرا کینز پرداخته و در گفت‌وگو با تیمور رحمانی، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، به این مساله می‌پردازد که نسبت اقتصاد ایران با اندیشه‌های کینز چیست. رحمانی با این توضیح که اساسا ایده‌های کینز و توصیه او به مداخله دولت برای تحریک تقاضا مخصوص دوران رکود است، می‌گوید: «مطلقا آنچه در اقتصاد ایران از گذشته تا به امروز به‌شکل مداخلات دولت دنبال شده است، هیچ نسبتی با کینز ندارد. تاکید کردم که برای کینز هم اصل، آزادی و رقابت است و آن را به‌هیچ‌وجه زیر سوال نمی‌برد و اگر کسی از سیاستگذاری اقتصادی ایران برداشتی کینزی دارد، مشخص است که اصلا کینز را نفهمیده است. در ایران دولت‌ها مداخله زیادی در اقتصاد، به‌خصوص از نظر سیاست‌های پولی و مالی داشته‌اند و مقررات زیاد و سازمان‌ها و تشکیلات زیادی ایجاد کرده‌اند که این رفتار به‌هیچ‌وجه ربطی به کینز ندارد. هیچ‌وقت کینز به دولت نگفته است که کارخانه خودرو درست کند، برایش مدیر بگذارد، از منابع بانکی به این بنگاه وام بدهد، تولیدش را کنترل کند و قیمت بگذارد.»
این اقتصاددان با مرور تجربه‌های تاریخی عنوان می‌کند که اساسا مداخله نهاد دولت در اقتصاد ایران زمانی افزایش یافته که اقتصاد خودبه‌خود در دوران رشد قرار داشته و از مداخلات گسترده در دهه ۱۳۵۰، دوران پس از جنگ تحمیلی و نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ مثال می‌آورد که هیچ نیازی به مداخله دولت نبود؛ اما در همین دوره‌ها مداخلاتی در زمینه قانون‌گذاری، تشکیل سازمان و نهادها و توسعه بوروکراسی دولتی رقم خورد که بعدها زیان‌های آن آشکار شد. رحمانی همچنین با اشاره به سوءبرداشت کسانی که مداخله گسترده دولت در اقتصاد را با توسل به آموزه‌های کینز توجیه می‌کند، می‌گوید برای کینز، اقتصاد آزاد، رقابت و مکانیسم قیمت‌ها یک اصل است و او صرفا زمانی توصیه به دستکاری برای تحریک تقاضا می‌کند که رکود برای مدتی طولانی رفع نشده و با افزایش بیکاری و کاهش تولید به رفاه اجتماعی آسیب می‌زند.
رحمانی در گفت‌وگویش با تجارت فردا مساله امروز اقتصاد ایران را «رخوت تورمی» اعلام و عنوان می‌کند اگر می‌خواهیم تورم را مهار کنیم، باید به‌دنبال مهار کردن دستورخرج‌هایی برویم که برای دولت تعیین شده است. بدون مهار کردن آن دستورخرج‌ها، که در همان مجموعه مقالات به تفصیل شرح داده‌ام، امکان ندارد بتوان تورم را در ایران کنترل کرد. بانک مرکزی در سال۱۴۰۲ یکی از سفت‌وسخت‌ترین سیاست‌های پولی را در پیش گرفت و بسیار تلاش کرد که با سیاست‌های انقباضی، بالا بردن نرخ بهره و در پیش گرفتن سیاست کنترل مقداری، تورم را مهار کند. اما تورم حتی به کمتر از ۳۰ درصد هم نرسید؛ چون ناترازی‌های ناشی از دستور خرج دولت همچنان برقرار بود. در این شرایط دیگر سیاست پولی نمی‌تواند همه این دردها را درمان کند. چنین چیزی ناممکن است.
در نهایت رحمانی معتقد است جان مینارد کینز توصیه به مداخله دولت در اقتصاد را برای نجات اقتصاد آزاد در برابر اقتصاد کنترل‌شده و متمرکز دولتی اتحاد جماهیر شوروی مطرح کرد تا آن رشد سریع اقتصادی شوروی برای جوامع آزاد بیش از اندازه مجذوب‌کننده نباشد و خطری جوامع آزاد را تهدید نکند. کینز فکر می‌کرد در جوامعی با رسانه‌های آزاد و آزادی رقابت احزاب ترمز دولت‌ها در افزایش هزینه‌کرد و مداخله در اقتصاد کشیده خواهد شد؛ گرچه این خطر برای اقتصادهای توسعه‌نیافته و کشورهای جهان سوم وجود دارد که دولت از دستکاری اقتصاد دست برندارد.


نظرات شما