چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
اقتصاد ایران

چرا جنگ باعث فروپاشی اقتصاد نشد؟

بازسازی اقتصاد در نیمه دوم

بازسازی اقتصاد در نیمه دوم
بازار آریا - دنیای اقتصاد : تحلیل‌های ارائه‌شده از سوی بلومبرگ و پژوهش اقتصاددانان نشان می‌دهد که در زمان جنگ، اقتصاد ایران تاب‌آوری ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - دنیای اقتصاد : تحلیل‌های ارائه‌شده از سوی بلومبرگ و پژوهش اقتصاددانان نشان می‌دهد که در زمان جنگ، اقتصاد ایران تاب‌آوری بالایی را از خود نشان داده است. این دوره در شرایط نیمه اول بازی، نشان‌دهنده حفظ ظرفیت‌های بالقوه اقتصاد است. در این شرایط نیمه‌دوم فرصت کسب دستاوردهای جدیدی در جهت لغو تحریم‌ها و بازسازی اقتصاد است.
اگرچه جنگ اثرات منفی زیادی بر اقتصاد گذاشته است، اما این اثرات به حدی نبوده که اقتصاد ایران را زمین‌گیر کند. بر اساس گزارشی از بلومبرگ، اقتصاد ایران به دلیل تجربه چند دهه تحریم‌های اقتصادی، درآمد‌های نفتی بالا پیش از آغاز جنگ، کنترل واردات و صادرات کالاهای اساسی و جایگزینی مسیر‌های ترانزیت کالا تاب‌آوری خود را تا حد زیادی در برابر جنگ حفظ کرده است. همچنین پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تحریم‌های اقتصادی طی دهه‌های اخیر، به‌رغم مشکلات اقتصادی باعث همبستگی ملی مردم ایران شده است.
این پژوهش‌ها نشان می‌دهند که نهاد‌های ایران در نیمه اول بازی، مشکلات اقتصادی و اجتماعی را تا حد زیادی تحمل کرده‌اند. در نیمه دوم فرصت مناسبی برای بازسازی اقتصاد و نهادهای اقتصادی و اجتماعی پیش روی سیاستگذاران قرار دارد. اقتصاد ایران پیش از آنکه مورد تهاجم آمریکا و اسرائیل قرار گیرد، تحت فشار بود. اقتصاد با رشد منفی، تورم سرسام‌آور و بحران ارزی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. این مشکلات اکنون با حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی و صنعتی کشور و همچنین محاصره دریایی ایالات متحده از بنادر ایران تشدید شده است. با وجود فشار فزاینده، اقتصاد ایران هنوز به نقطه فروپاشی نرسیده است؛ یعنی جایی که فعالیت‌های اقتصادی به طور کامل متوقف شود. نهاد‌های ایران تحمل بالایی برای درد اقتصادی دارند، زیرا دهه‌ها تجربه تحمل جنگ و تحریم‌های بین‌المللی سخت را پشت سر گذاشته‌اند.
بمباران‌های آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌های سراسر کشور آسیب زده است؛ از اماکن غیرنظامی مانند ساختمان‌های مسکونی، بیمارستان‌ها و مدارس گرفته تا تاسیسات صنعتی از جمله میدان‌های گازی، انبارهای سوخت و کارخانه‌های فولادسازی. این حملات کسب‌وکارهای زیادی را مجبور به تعطیلی کرد و بسیاری از آنها هنوز بازگشایی نشده‌اند. صندوق بین‌المللی پول، پیش‌بینی می‌کند که تولید ناخالص داخلی در سال جاری ۶.۱ درصد دیگر افت کند؛ این پیش‌بینی در صورت تحقق، بزرگ‌ترین انقباض اقتصاد ایران را در چند دهه اخیر رقم خواهد زد.
در سوی دیگر، نیروی دریایی آمریکا از اواسط آوریل کشتی‌هایی را که به سمت بنادر جنوبی ایران یا از آنجا حرکت می‌کنند، محاصره کرده است. این اقدام صادرات ایران را از طریق خلیج‌فارس قطع کرده و درآمد حاصل از فروش نفت، محصولات پتروشیمی و محصولات صنعتی مانند فولاد را از ایران گرفته است. کاهش کلی صادرات ایران، درآمد ارزی آن را بیش از پیش تحت فشار قرار داده که برای واردات کالا حیاتی است. به گزارش بلومبرگ، فعالیت‌های اقتصادی ایران علاوه بر عوامل خارجی، از قطع اینترنت نیز آسیب دیده‌اند . در همین راستا، کارشناسان هشدار دادند که این وضعیت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰‌میلیون دلار به کسب‌وکارهای ایرانی خسارت وارد می‌کند.
ریشه‌های تاب‌آوری اقتصاد
ایران دهه‌ها تجربه مقابله با آثار تحریم‌های تجاری، انزوای اقتصادی و جنگ را در کارنامه خود دارد. طی دهه‌های اخیر روش‌های مختلفی برای دور زدن تحریم‌های غرب، به کار گرفته شده‌اند؛ از جمله ایجاد شبکه‌ای از شرکت‌های صوری برای پنهان کردن تراکنش‌های تجاری. با این حال، این بار فشارها بیشتر است، زیرا محاصره دریایی به‌طور فیزیکی توانایی ایران برای ارسال نفت خام به مشتریانش را محدود کرده است. با وجود این، انتقال اثرات این محدودیت‌ها به کل اقتصاد زمان‌بر خواهد بود. ایران پیش از آغاز جنگ، صادرات نفت خود را افزایش داده بود و به دلیل جهش قیمت نفت، پیش از آغاز محاصره درآمدهای قابل‌توجهی کسب کرده بود. این درآمدها می‌توانند نقش ضربه‌گیر را ایفا کنند.
همچنین دولت برای تضمین عرضه کالاها در داخل کشور، سیاست‌های حمایتی و محدودکننده‌ای را اجرا کرده است. صادرات بسیاری از کالاهای ضروری، از جمله تمامی محصولات غذایی، کشاورزی و همچنین برخی محصولات پتروشیمی و ورق‌های فولادی ممنوع شده است. بانک مرکزی نیز اعلام کرده که تخصیص ذخایر ارزی را در درجه نخست به واردات کالاهای اساسی اختصاص می‌دهد. ایران همچنین استفاده از مسیرهای تجاری‌ای را که به تنگه هرمز وابسته نیستند، گسترش داده است. در حال حاضر، حجم بیشتری از کالاها از طریق خطوط ریلی به همسایگانی مانند پاکستان و افغانستان ارسال می‌شود و تعداد قطارهای باری میان شهر شی‌آن در مرکز چین و تهران افزایش یافته است. علاوه بر این، ایران بیش از گذشته بر بنادر شمالی خود در حاشیه دریای خزر تکیه کرده است؛ بنادری که به طور سنتی نقش مهمی در تجارت با روسیه داشته‌اند.
همبستگی زیر سایه تحریم
جدیدترین پژوهش محمدرضا فرزانگان، استاد اقتصاد دانشگاه ماربورگ و حسن قلی‌پور، استاد اقتصاد دانشگاه وسترن سیدنی، نشان می‌دهد که سیاست تحریم‌های شدید غرب علیه ایران، به جای اینکه مردم را مقابل حکومت قرار دهد، نتیجه عکس داده و باعث شده حس ناسیونالیسم(ملی‌گرایی)، ارزش‌های دفاعی و حمایت از نهادهای نظامی در میان مردم ایران به شدت افزایش یابد. نویسندگان این مقاله با استفاده از آمارهای رسمی «پیمایش ارزش‌های جهانی» (World Values Survey) در سال‌های ۲۰۰۵ (قبل از تحریم‌های شدید) و ۲۰۲۰ (اوج تحریم‌ها و سیاست فشار حداکثری ترامپ) افکار عمومی مردم ایران را مقایسه کرده‌اند تا «اثر بسیج عمومی حول پرچم»(rally-around the flag) را راستی‌آزمایی کنند. اثر پرچم، یک اصطلاح معروف در علوم سیاسی و روابط بین‌الملل است که همبستگی ملی در زمان بحران را بازتاب می‌کند. طی سال‌های یادشده، درصد ایرانیانی که اولویت اول کشور را داشتن یک «نیروی دفاعی قوی» می‌دانستند، بیش از ۲ برابر شده و از ۱۲.۶ درصد به ۳۵.۴ درصد رسیده است. همچنین میزان افرادی که در تمام گروه‌های سنی گفته‌اند به ایرانی بودن خود «بسیار افتخار می‌کنند» از ۶۲.۸ درصد به ۸۳.۵ درصد افزایش یافته است.
اصولا وقتی یک کشور تحت فشار شدید و طولانی‌مدت خارجی مثل تحریم‌های اقتصادی قرار می‌گیرد، دو اتفاق عمده رخ می‌دهد: حس تهدید بیرونی مستمر و مدیریت فضا توسط دولت‌ها. اگرچه تحریم‌ها مثل حمله نظامی ناگهانی نیستند، اما یک تهدید خارجی مداوم و بسیار ملموس ایجاد می‌کنند که به مرور زمان حس ناسیونالیسم و مقاومت در برابر بیگانه را در مردم بیدار می‌کند. به علاوه دولت‌ها به راحتی می‌توانند فشار تحریم‌ها را به عنوان یک جنگ و توطئه خارجی علیه کل ملت بازتعریف کند.
مقاله یاد‌شده نشان می‌دهد که تحریم‌های همه‌جانبه علیه ایران به نتایج سیاسی ناخواسته منجر شده است. هدف طراحان تحریم این بود که با ایجاد سختی‌های اقتصادی، نارضایتی عمومی ایجاد کنند تا حکومت مجبور به تغییر رفتار یا سقوط شود؛ اما در عمل، این فشار خارجی باعث تقویت نهادهای امنیتی-نظامی و افزایش همبستگی ناسیونالیستی مردم حول محور دفاع از کشور شده است. البته نویسندگان در پایان اشاره می‌کنند که این تحقیق بر اساس آمار دو مقطع زمانی(۲۰۰۵ و ۲۰۲۰) است و صرفا رابطه همبستگی را نشان می‌دهد. بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت تحریم‌ها تنها علت این تغییرات بوده‌اند، اما زمان‌بندی فشار حداکثری کاملا با این تغییر رفتار جامعه همخوانی دارد.
فرصت بازسازی
با وجود خسارت‌های ناشی از جنگ، بازسازی کشور فرآیندی پرهزینه و چندساله خواهد بود و کشور برای تسریع این روند به رفع تحریم‌ها و جذب سرمایه‌گذاری خارجی نیاز دارد. دیپلمات‌های ایرانی اکنون به دنبال کاهش تحریم‌ها هستند؛ اقدامی که می‌تواند از شدت انزوای اقتصادی کشور بکاهد و روند بازسازی را تسریع کند. امکان تجارت آزادتر با جهان، وابستگی ایران به شرکای منطقه‌ای را کاهش خواهد داد؛ آن هم در زمانی که روابط تهران با همسایگان عرب حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی، در نتیجه جنگ آسیب دیده است.
بر اساس ارزیابی بلومبرگ اکونومیکس، احتمال بروز ناآرامی‌های اجتماعی، بر سر مشکلات اقتصادی وجود دارد. با این حال، این نهاد خطر بی‌ثباتی سیاسی را در سطحی متوسط ارزیابی می‌کند. در این دیدگاه، شدت حملات آمریکا و اسرائیل باعث شده است که بخش قابل‌توجهی از افکار عمومی در مخالفت با این دو کشور بسیج شوند؛ عاملی که می‌تواند بخشی از نارضایتی‌های داخلی را تحت‌الشعاع قرار دهد. این شرایط فرصت مناسبی را در اختیار سیاستگذاران قرار می‌دهد تا بتوانند با تقویت سرمایه‌های اجتماعی و اعتماد عمومی، چشم‌انداز مطلوبی را در پیش روی جامعه قرار دهند؛ اقدامی که پس از جنگ ۱۲روزه، به آن بی‌توجهی شد. اگر ایران بتواند جنگ را با توافق پشت سر بگذارد و به چالش‌های زمان جنگ نیز فائق بیاید، دستاوردهای اقتصادی بزرگی را به همراه خواهد داشت. در این شرایط، اصلاحات اقتصادی، پیامد‌های سیاسی کمتری را به دنبال خواهند داشت.


نظرات شما