شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵
تحلیل بازار آریا

«صور اسرافیل» چگونه متولد شد؟

بلندگوی مشروطه‌خواهان

بلندگوی مشروطه‌خواهان
بازار آریا - دنیای اقتصاد : درست ۱۱۸سال پیش در چنین روزهایی یکی از درخشان‌ترین فصل‌های تاریخ مطبوعات ایران ورق خورد؛ روزی که «صور ...
  بزرگنمايي:

بازار آریا - دنیای اقتصاد : درست ۱۱۸سال پیش در چنین روزهایی یکی از درخشان‌ترین فصل‌های تاریخ مطبوعات ایران ورق خورد؛ روزی که «صور اسرافیل» به مدیریت میرزا جهانگیرخان شیرازی و با قلم علی‌اکبر دهخدا متولد شد. این هفته‌نامه نه‌تنها بلندگوی مشروطه‌خواهان بود، بلکه با ستون طنز افسانه‌ای خود، برای همیشه زبان مطبوعات سیاسی ایران را دگرگون کرد.
در میان انبوه نشریاتی که در تب‌وتاب مشروطه منتشر می‌شدند، صور اسرافیل خیلی زود مورد توجه قرار گرفت و به صدای تازه‌ای در هیاهوی مشروطه بدل شد. تلفیق بی‌باکی جهانگیرخان در نقد حکومت قاجار و فساد اداری، با قلم منحصربه‌فرد دهخدا، روزنامه‌ای ساخت که همزمان هم سیاسی بود، هم ادبی و هم مردمی. این هفته‌نامه در طول عمر کوتاه خود ۳۲ شماره منتشر کرد و در تمام این مدت، پیوسته از مجلس و آرمان‌های مشروطه دفاع می‌کرد. این روزنامه در هشت صفحه، به قطع وزیری و با چاپ سربی در چاپخانه سنگی پارسیان به طبع می‌رسید. سرلوحه روزنامه به خط نسخ درشت نوشته می‌شد و بالاتر از سرلوحه، تصویر فرشته آزادی بود که در صور می‌دمید و گروهی او را به یکدیگر نشان می‌دادند و در بالا و پایین آن هم دو آیه از قرآن کریم از سوره یس و مومنون نوشته شده بود.
محل اداره روزنامه خیابان ناصری (ناصر خسرو) کتابخانه تربیت بود و روزنامه ۴ شاهی قیمت داشت. شمارگان عادی روزنامه حدود پنج هزار نسخه بود و پاره‌ای از شماره‌ها تجدید چاپ نیز می‌شدند، تا آنجا که عبدالله مستوفی شمارگانش را تا ۲۴ هزار نسخه نیز نوشته است.
شهرت فراگیر صور اسرافیل اما بیش از هر چیز مدیون ستونی به نام «چرند و پرند» بود. 
دهخدا که این ستون را با امضای رمزآلود «دخو» می‌نوشت، جسورانه زبان رسمی و سنگین روزنامه‌های عصر قاجار را کنار گذاشت و به جای آن، نثر شیرین و گزنده کوچه و بازار را به خدمت طنز سیاسی گرفت.
همین سادگی باعث شد مردم عادی هم نوشته‌ها را بفهمند و با آن ارتباط بگیرند؛ چیزی که در روزنامه‌نگاری آن زمان خیلی تازه بود.
ضرب‌المثل‌های عامیانه، شوخی‌های رندانه، نامه‌های خیالی، تلگراف‌های جعلی و گفت‌وگوهای ساختگی، همگی تبدیل به قالبی برای کالبدشکافی استبداد، رشوه، خرافات و نادانی اجتماعی شدند. همین زبان ساده و همه‌فهم بود که باعث می‌شد نوشته‌های «دخو» دهان‌به‌دهان میان مردم عادی بچرخد و نفوذی بی‌سابقه پیدا کند.
یکی از رازهای ماندگاری «چرند و پرند»، شخصیت‌های تکرارشونده‌ای بود که دهخدا خلق کرد؛ تیپ‌هایی آشنا از متن جامعه ایران که هر کدام نماد یک خصلت بودند.
سگ حسن دله، مظهر چاپلوسی و تملق در برابر قدرت. خرمگس، نماینده فضولی و ایجاد فتنه. نخود همه‌آش، نماد دخالت‌های بی‌جای عوام و آزادخان، نماد صدای آزادی‌خواهی و بیداری بود.
این شخصیت‌ها آن‌قدر برای مخاطبان واقعی و ملموس بودند که «چرند و پرند» را به آغاز طنز سیاسی مدرن فارسی بدل کردند.
اما عمر این فریادگر چندان نپایید. با به توپ بستن مجلس و سرکوب مشروطه‌خواهان، میرزا جهانگیرخان شیرازی دستگیر و اعدام شد. دهخدا نیز به ناچار ایران را ترک کرد و تنها چند شماره دیگر از روزنامه را در غربت منتشر کرد. عمر روزنامه بیش از سه شماره نمی‌پاید. 
با این حال، روح صور اسرافیل نمرد و امروز پژوهشگران این روزنامه را نه‌فقط یک سند سیاسی، که سرآغاز تحولی بزرگ در زبان و طنز فارسی و آغاز طنز سیاسی می‌دانند.


نظرات شما